X
تبلیغات
غریبانه

پایان خرداد 1360، برای ابوالحسن بنی صدر ، پایان دولت مستعجلش بود :" کسی که می توانست 4 یا 8 سال رئیس جمهور ایران باشد و عنوان اولین رئیس جمهور تاریخ ایران را با خوشنامی به پایان برساند." با این حال بی اعتنایی او به قانون اساسی ، به چالش کشیدن نهادهای قانونی کشور مانند مجلس و اقدامات تحریک آمیزش ، سرنوشتی جز رأی عدم کفایت ، برکناری و فرار از کشور برایش نداشت.برکناری بنی صدر

متن کوتاه اما گویای طرح عدم کفایت رئیس جمهور وقت که خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجلس وقت ایران نوشته شده ، به اندازه کافی عبرت آموز است. این نامه را 120 نماینده مجلس اول امضا کردند و نهایتاً بنی صدر با 177 رأی برکنار شد.
نکته عبرت آموز دیگر این که بنی صدر که با شعار "بنی صدر صددرصد"ِ ملت ایران و با حمایت علما و نیروهای انقلاب با آرای قاطع میلیونی روی کار آمده بود ، در روز بررسی طرح عدم کفایت ، تنها یک حامی داشت که به برکناری او رأی منفی داد.

طرح تاریخی عدم کفایت بنی صدر نقطه درخشانی در کارنامه مجلس قدرتمند اول است و درس پاسداری از قانون (ولو به بهای درافتادن با عالی ترین مقامات کشور) را می آموزد .
مجلس بی نظیر نخست ، اگر در آن زمان که کشور درگیر یک جنگ تمام عیار خارجی و نیز برخی درگیری های داخلی در شمال غرب کشور بود ، گرفتار کلیشه هایی مانند "شرایط حساس کنونی" و " سوء استفاده دشمنان" و... می شد ، یا نمایندگانش با دولت وارد معامله و بده بستان می شدند و بنی صدر را مجال می دادند راه خطایی که در پیش گرفته را ادامه دهد ، معلوم نبود چه بر سر کشور می آمد.

متن نامه نمایندگان برای برکناری رئیس جمهور که جزو اسناد تاریخی ایران است را در زیر بخوانید:

« برادر آقای هاشمی رفسنجانی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

"ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا"

با توجه به تخلفات متعدد و مکرر آقای بنی صدر رئیس جمهوری از قانون اساسی و وظایف قانونی ، بخصوص عملکرد چند ماهه اخیر ایشان و اقدامات تحریک آمیزی که شخص ایشان داشته اند و هم دفتر روزنامه ایشان ، که توهین و تضعیف ارگان های رسمی کشور و درگیری ها و حتی تلفات جانی و خسارات مالی به وجود آمده است ، درخواست عدم کفایت سیاسی ایشان در مجلس شورای اسلامی با قید دو فوریت را می نماییم. »

بدیهی است که چنین ماجرای تلخی ، فقط متعلق به تاریخ و گذشتگان نیست و هر آن که قانون اساسی - که میثاق بزرگ یک ملت است- را زیر پا بگذارد و تعدی از قوانین برایش امری عادی شود و به جای مدیریت مدبرانه کشور ، به اقدامات تحریک آمیز دست بزند ، عاقبتی بهتر از بنی صدر نخواهد داشت و چه زیبا گفته اند که " تاریخ معلم انسان هاست" هر چند که "در برابر عبرت های زیاد ، چه کم هستند عبرت گیرندگان!"

برکناری بنی صدر


تاريخ : سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 | 5:57 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با تأکید بر این که دولت‌ از شگرد افزایش نرخ ارز برای جبران کسری بودجه خود استفاده می‌کند؛ این شیوه را موجب زیان اقتصادی تولیدکنندگان داخلی و مردم ارزیابی کرد و اصلاح رویکرد دولت در برخورد با بازار ارز را خواستار شد.

به گزارش عصر ایران، "محمدرضا خباز" در گفت‌وگو با ارگان مجلس شورای اسلامی (خبرگزاری خانه ملت) از رویکرد دولت در برخورد با بازار ارز و سکه انتقاد کرد و گفت: نگاه دولت به این بازارها، نگاهی مبتنی بر جبران کمبودهای اقتصادی است، اما باید توجه داشت که افزایش نرخ دلار و سکه هرچند موجب جبران کسری بودجه دولت می‌شود، اما از سوی دیگر به مردم و اقتصاد جاری بازار لطمه می‌زند.

نماینده مردم کاشمر در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: دولت به عمد با نرخ ارز بازی می‌کند تا از این طریق کسری بودجه خود را جبران کند و با درآمد ۱۰ هزار میلیارد تومانی که از این بازی با نرخ ارز به دست می‌آورد کسری های ناشی از برخی سیاست‌های غلط را جبران کند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان این که طبق قانون مصوب مجلس دولت موظف به شناور نگاه داشتن نرخ ارز است، تأکید کرد: تصمیم یک شبه بانک مرکزی و اعلام افزایش ۱۱۲ تومانی دلار، نتیجه ای به جز التهاب بازار ندارد و بسیاری از تولیدکنندگان داخلی ما را با مشکل روبه‌رو می‌کند.

افزایش یک شبه قیمت دلار و درآمد ۱۰ هزار میلیارد تومانی دولت

بانک مرکزی روز ۱۸ خرداد ماه امسال در یک تصمیم شتاب‌زده، نرخ ارز دولتی را ۱۱۲ تومان افزایش داد و ارزش رسمی هر دلار آمریکا را از ۱۰۵۹ تومان به ۱۱۷۱ تومان افزایش داد؛ توجیه بانک مرکزی برای این اقدام، این بود که اختلاف قیمت ارز دولتی و بازار آزاد به شدت افزایش یافته است و سود آن نصیب دلالان می‌شود.

پس از چند روز از این اقدام بانک مرکزی بازار ارز نشان داد که نه تنها شکاف نرخ ارز دولتی و بازار آزاد کاهش پیدا نکرده است؛ بلکه قیمت ارز در بازار آزاد در همان روز نخست از ۱۱۹۰ تومان به ۱۲۱۵ تومان رسیده و تا مرز ۱۲۵۰ تومان نیز افزایش یافته است.

این افزایش قیمت دلار با احتساب درآمد نفتی که از فروش روزانه ۲.۴ میلیون بشکه نفت عاید می‌شود، حکایت از درآمدی حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان در طول یک سال برای دولت دارد.



تاريخ : سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 | 5:50 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

احمد توکلی گفت: آخرین خبری که دارم این است که وزیر اطلاعات شفاهی به اقای صالحی گفته  است که نظر من منفی است و به رغم آن، این شخص نصب می شود و برای آن مراسم معارفه برگزار می شود. ما الآن باید چه جوابی به خون شهدا بدهیم و چه جوابی به مردمی بدهیم که به ما اعتماد کردند و کار را به ما سپردند؟

به گزارش الف احمد توکلی در برنامه زنده بدون خط خوردگی رادیو گفتگو، شرکت کرد و به سوالات مجری این برنامه پیرامون مسائل اخیر پیرامون وزارت امورخارجه پاسخ داد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، درباره ارتباط استیضاح علی اکبر صالحی با اقدامات جریان انحرافی، گفت: این مسئله، ظاهرش خیلی پیچیده نیست. صالحی کسی را به عنوان معاون اداری مالی وزارت امور خارجه نصب کرده که در شورای عالی ایرانیان بوده است. افرادی که در نهاد ریاست جمهوری جا خوش کرده اند به یک نوع سکولاریسم منحط مبتلا هستند و از نظر مالی هم هزار و یک حرف و حدیث درباره آنها وجود دارد که قوه قضائیه باید تکلیف آنها را روشن کند و بعضی از انها به صورت صریح متهم هستند. ملک زاده کسی است که اطرافیانش بازداشت شده و خودش هم در شرف بازداشت است. در این موقعیت حساس، وزیر خارجه؛ با این عذر که رئیس جمهور به وی دستور داده است؛ این شخص را به سمت اداری و مالی نصب کرده که به نظر من این انتصاب یک فاجعه سیاسی و اداری است.

وی در ادامه درباره ماجرای انتصاب معاون وزیر گفت: آقای صالحی سه گزینه برای این پست پیشنهاد کرده بود که رئیس جمهور نپذیرفته و گفته که حتما باید این شخص را بگذارید. وزیر حق دارد که معاونش را خود انتخاب کند و البته طبیعی است که وزیر برای انتخاب معاونینش با رئیس جمهور که مقام بالادستی‏اش است مشورت کند ولی انتخاب و مسئولیت با خودش است و طبق قانون اساسی وزیر هم در قبال رئیس جمهور پاسخگو است و هم در قبال مجلس و از همه مهم‏تر در قبال خدا پاسخگو است.

وی با اشاره به اینکه بسیاری از دستگاهها سیستم حراست و گزینش دارد و بررسی سوابق فرد یک روال طبیعی است افزود: جوانی که تحصیل کرده و پاک است و خانواده خوبی هم دارد، وقتی می خواهد استخدام بشود، می‏گردند تا ببینند که این شخص مشکل دارد یا ندارد و بعضی وقت‏ها با تنگ نظری او را حذف می‏کند. اما در این ماجرا کسی به عنوان معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران معرفی شده که پرونده دارد. البته دادستان تهران به وزیر امور خارجه تماس گرفته است و ما هم این موضوع را در نامه استیضاح نوشته ایم.

در ادامه مجری به طرح موضوع پرداخت و گفت: حتی زمانی که قرار بود کابینه انتخاب شود، حضرتعالی جزء کسانی بودید که معتقد بودید که کسانی که به عنوان وزیر انتخاب می شوند باید ژنرال باشند، نه سرباز؛ سرباز اطاعت می کند، اما ژنرال تصمیم می گیرد، نمی خواهم جسارت کنم و بگویم که کسانی که به عنوان وزیر هستند ژنرال نیستند، اما این فشارهایی که به تعبیر حضرت عالی هست، نشان می دهد که اگر ژنرال هم باشید هیچ قدرت انتخابی ندارید، به هرحال چرا وزیر اینگونه سلب اختیار می شود؟

رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این پرسش گفت: ما درباره مسائل شخصی بحث نمی کنیم، ما از فردی بحث می کنیم که یک امانت بزرگ ملت ایران در دستش سپرده شده و این امانت باید به صورت قانونی و عقلانی و اعتقادی نگهداری کند.

سپس وی ادامه داد: اگر وزیر امورخارجه ژنرال بود، این انتصاب را قبول نمی کرد، چون اوست که باید  پاسخگو باشد.

احمد توکلی درباره دلیل اصرار رئیس جمهور گفت: نمی دانم که چرا اقای رئیس جمهور اصرار دارد که افراد مسئله دار را دور خود جمع کند، من یک بار گفتم که اطرافیان اصلی رئیس جمهور یا منحرفند، یا فاسدند، یا هر دو. الان هم محکم می گویم و ایستاده ام و دادگاه هم می روم و همانطور که رفته ام و چند شکایت شده است. پای حرفی که زده ام ایستاده ام و مستند حرف می زنم.

رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با اشاره به بروز برخی ناهماهنگی ها از سوی دولت گفت: متاسفانه اقای رئیس جمهور خیلی وقت است که التهاب آفرینی می کند و که این باعث می شود در کف اقتصاد جامعه حوادث دیگری رخ می‏دهد. الان تکلیف 8 وزارتخانه ما نامعلوم است و طرح هدفمند کردن یارانه ها نیز اگر مراقب نباشیم هزار و یک مشکل ایجاد می کند. از طرفی دیگر بحث اشتغال و بیکاری را داریم که دولت می گوید خیلی موفق بوده در حالیکه تمام اسناد و قواعد علمی این حرف را رد می کند. از طرفی دیگر هم تورم در حال تشدید شدن است. هم به دلیل اینکه هدفمندکردن با وقفه خواهد بود و هم به دلیل تحریم‏ها، ما مشکلات واقعی داریم.

وی درباره نحوه پیگیری این مشکلات گفت: من می‏گویم که مشکل فعلی ما این است که اقای احمدی نژاد، مرتب مسائل را فرعی و اصلی می‏کند با تصمیمات عجیب و غریب که ما را ناچار می کند که از کار اصلی دور بشویم برای اینکه وقتی که معاون وزیر خارجه یک آدم مسئله داری می شود که تقریبا سیاست‏مداری نیست که ایشان را بشناسد و سابقه اش را بداند ولی تبری ایجاد نکند.

احمد توکلی یکی از ابهامات انتصاب ملک‏زاده را بلاتکلیفی 41 سفارتخانه ایران که سفیر ندارند دانست و گفت: آقای صالحی در کمیسیون گفته است که اگر مطمئن بشوم که جرم های ایشان درست است عزلش می کنم. از کی تا حالا ما باید مطمئن شویم که کسی مجرم است که عزلش کنیم، ما احراز صلاحیت می خواهیم، عرض کردم یک شخص معمولی که بخواهد به عنوان کارمند استخدام شود آن هم کارمند پایین سطوح اداری، 10 جا تحقیق و تفحص می کنیم بعد برای نصب معاون وزیر خارجه، می گوید من باید مطمئن بشوم که شخص مجرم است؟ باید مطمئن بشوید که پاک است؟ ایشان طبق قانون موظف بود که از وزارت اطلاعات استعلام بگیرد.

وی درباره صحبت ها و توجیهات صالحی گفت: در کمیسیون حرفهایی زدند. البته کمیسیون برای این تشکیل نشده بود بلکه برای رسیدگی به سوالات نمایندگان از وی تشکیل شده بود و در حاشیه آن این حرفها رد و بدل شد. به وی گفته شد که شما این امانت را به دست کسی می سپاری که اقل مسئله این است که دادستان تهران که بالاترین مقام قضائی استان تهران است به شما ابلاغ می کند که این فرد در شرف دستگیری است.این در نظام جمهوری اسلامی زشت و قبیح نیست که یک نفر را به زور معاون وزیر امور خارجه کنند و پس فردا دادستانی بیاید این شخص را بگیرد. چه حکمتی در این کار خوابیده است جز لجاجت و مسئله آفرینی برای کشور؟

احمد توکلی در ادامه گفت: آخرین خبری که دارم این است که وزیر اطلاعات شفاهی به اقای صالحی گفته  است که نظر من منفی است و به رغم آن، این شخص نصب می شود و برای آن مراسم معارفه برگزار می شود. ما الآن باید چه جوابی به خون شهدا بدهیم و چه جوابی به مردمی بدهیم که به ما اعتماد کردند و کار را به ما سپردند؟ ما اتومبیل را دست مکانیکی که قبولش نداشته باشیم نمی دهیم آن وقت با معاون وزارت خارجه که با معاونت وزارت خانه های دیگر فرق می کند اینکار را می کنیم؟

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی درباره اختلافات میان دولت و مجلس گفت: ظرف 5 الی 6 ماه 18 جلسه مفصل با حضور 2 الی 3 اساتید دانشگاه، آقایان ابوترابی و باهنر و دهقان و بنده از مجلس، خانم بداغی، آقایان میرتاج‏الدینی، عزیزی و الهام از دولت برگزار شد. در آن جلسات مسائل را بررسی کردیم و نتیجه این شد که گزارش را آیت الله جنتی خدمت رهبری بدهند که تقریبا تمامی موارد حق با مجلس تلقی شد و موضوع بدون آنکه مسئله ای که به تفسیر رئیس جمهور باشد، ختم شد. ولی آقای احمدی نژاد چند ماه بعد آن نامه معروف را به مجلس نوشت و باعث شد که ما مواضعمان را علنی کنیم.

احمد توکلی درباره سرانجام طرح استیضاح وزیر امورخارجه گفت: آقای صالحی، ملک زاده را حتما باید کنار بگذارند و اگر تا فردا کنار بگذارند، ما استیضاح را روز سه شنبه پس می گیریم چون هنوز اعلام وصول نشده است. وی باید تصمیم بگیرد که چه کار می کند، این استیضاح از آن استیضاح هایی نیست که کسی امضایش را پس بگیرد. وقتی که استیضاح را تقدیم هیئت رئیسه کردیم عده زیادی به هیئت رئیسه مراجعه کرده و نامه را امضا کردند. نمایندگان این امضا را سندی افتخار آمیز می‏دانند به دلیل آنکه نظام جمهوری اسلامی یک آدمی که به انواع فساد متهم است نباید معاون وزیر شود.



تاريخ : سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 | 5:49 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

فارس: وزارت اطلاعات در نامه‌اي به علي اكبر صالحي وزير امور خارجه با انتصاب محمد شريف ملك‌زاده به عنوان معاون اداري مالي اين وزارتخانه مخالفت كرد.

پس از انتصاب محمد شريف ملك‌زاده به عنوان معاون اداري مالي وزارت امور خارجه وكلاي ملت با اين انتصاب مخالفت كرده و كميسيون امنيت ملي با تشكيل جلسه‌اي با حضور علي اكبر صالحي وزير امور خارجه اين موضوع را بررسي و وزير خارجه قول داد كه موضوع سوء سوابق ملك‌زاده را از وزارت اطلاعات استعلام و در صورت مخالفت وزارت اطلاعات با اين انتصاب، ملك‌زاده را از اين سمت عزل كند.

بر پايه اين گزارش، پس از استعلام علي اكبر صالحي وزير امور خارجه از وزارت اطلاعات، اين وزارت‌خانه طي نامه‌اي كتباً مخالفت خود را با انتصاب محمد شريف ملك زاده به سمت معاونت اداري مالي وزارت امور خارجه اعلام كرد.

پرويز سروري نماينده مردم تهران و عضو كميسيون امنيت ملي مجلس در گفت‌و‌گويي كوتاه با خبرنگار فارس ضمن تاييد اين خبر گفت كه وزارت اطلاعات با انتصاب ملك زاده در معاونت اداري مالي وزارت امور خارجه مخالفت كرده است.



تاريخ : سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 | 5:47 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
طنز
 
شهرام شكیبا در خبرآنلاین نوشت: برخی معتقدند كه بدحجاب‌ها غرض‌های سیاسی دارند. در چند سال اخیر بارها در خبرها با جملاتی با همین فحوا برخورد داشته‌ام. حتی گاه كسانی مدعی شده‌اند كه برخی از بدحجاب‌ها از جریان‌های برانداز پول دریافت می‌كنند.

 
موقعیت اول
مادر: ببین پسرم این دختر به درد تو نمی‌خوره.
پسر: آخه چرا؟
مادر: ما توی خونواده‌مون آدم سیاسی و مخالف نداریم. این جور آدما خطرناكن. مشكل دارن.
پسر: آخه از كجا می‌دونی؟ یعنی من همكلاس دانشگاهم رو نمی‌شناسم؟
مادر: خب نمی‌شناسی. ساده‌ای دیگه. من از نوه مرضیه خانوم كه باهاش دوسته تحقیق كردم.
پسر: اون از كجا می‌دونه آخه؟
مادر: از روی حجابش فهمیده. تو ساده‌ای پسرم. این دختره از بابت وضع لباس و پوشش توی دانشگاه كاملا خودیه. وقتی میره سینما، با دولت مشكل داره. توی جمع‌های فامیلی‌شون، اقدام علیه امنیت ملی می‌كنه. توی نامزدی دوستش، رسماً عامل بیگانه‌ست. توی استخر هم كلاً براندازه! حالا فهمیدی!

 
موقعیت دوم
[داخل یك ون نیروی انتظامی كه متعلق است به طرح امنیت اجتماعی و برخورد با بدحجاب‌ها. چندین زن بدحجاب داخل ون هستند. ماشین به سرعت در حركت است. راننده كه سرباز وظیفه است سعی می‌كند داخل آیینه نگاه نكند كه چشمش به آنها نیفتد. دائم زیر لب استغفرالله و لا اله الا الله می‌گوید و آه می‌كشد. هر بار كه در آیینه نگاه می‌كند، فرمان از دستش رها می‌شود و ماشین قیقاج می‌رود. زن‌ها جیغ می‌كشند و جناب سروان كه كنار دست او نشسته چشم غره می‌رود. همه زن‌ها با هم در حال حرف زدن هستند.]
 
(1)
- تو رو واسه چی گرفتن؟
- هیچی می‌گن مانتوت «مشاركتیه»!
- زیر بار نری‌یا! این مانتو فوق فوقش «مجاهدین انقلاب اسلامیه». اگه اون چاك بغلش نبود كه راحت «كارگزاران» به حساب می‌اومدی. زود ولت می‌كردن.
 
(2)
- تو رو واسه چی گرفتن؟
- من پشت موهام بیرون بود.
- خب اینكه میشه در حد «محسن رضایی»؛ گیری بهش نیست.
- بدشانسی آوردم. یهو باد اومد، روسریم افتاد. الان به اتهام «كروبی» دارن منو می‌برن.
 
(3)
- این مانتوت چه قشنگه. از كجا خریدی؟
- همین پاساژ اون ور خیابون. برو بهش بگو مانتوی بالا تنه «دوم خردادی» می‌خوام. همه رنگشو داره. ولی این با شلوار تنگ دمپا «اوبامایی» خوشگل میشه.
 
(4)
- تو چرا گریه می‌كنی؟
- من هیچ تقصیری نداشتم. مانتوم مناسب بود. یه موتوری داشت می‌زد بهم، خوردم زمین، یهو شدم فتنه‌گرِ براندازِ عامل بیگانه!



تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 | 2:48 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
صبح امروز طلبه سيرجاني و سه نفر از همراهانش دستگير شدند.

صبح امروز بعد از يك سال بست‌نشيني حجت‌الاسلام والمسلمين عليرضا جهانشاهي معروف به طلبه سيرجاني در حرم حضرت عبدالعظيم‌الحسني (ع) به همراه سه نفر ديگر دستگير شدند.

به گزارش فارس، بر اساس گفته شاهدان اين ماجرا صبح امروز كه طلبه سيرجاني از نماز و زيارت به سمت خيمه خود كه در آستان حضرت عبدالعظيم الحسني (ع) بنا كرده بود بازمي‌گردد مشاهده مي‌كند كه افرادي كنار چادرش را با زدن داربست‌هايي مسدود مي‌كنند كه پس از مراجعه به محل افراد ناشناس با ارائه حكمي وي و همراهانش را دستگير و طلبه سيرجاني بدون هيچ گونه مقاومت با آنها راهي مي‌شوند و حال پس از گذشت چند ساعت هيچ اطلاعي از محل انتقال آنها در دست نيست و تلفن همراه آنها نيز خاموش است.

بر اساس مشاهدات عيني خبرنگار فارس اطراف خيمه طلبه سيرجاني به‌وسيله داربست‌هايي بسته شده و راهي براي ورود به خيمه وي وجود ندارد.

طلبه سيرجاني اول خرداد ماه سال گذشته به منظور اعتراض از زمين‌خواري و مفاسد اقتصادي بعضي افراد وارد شهرري شد و در حال حاضر بيش از يك سال است كه از بست‌نشيني آن در آستان حضرت عبدالعظيم‌الحسني (ع) مي‌گذرد ولي با توجه به انعكاس اخبار اين اعتراض و بست نشيني در خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي مختلف متاسفانه تاكنون پاسخ روشني در ارتباط با پيگيري و شفاف سازي اين موضوع ارائه نداده‌اند.

همچنين بر اساس اخبار منتشر شده چندي پيش رياست دادگاه ويژه روحانيت در شهر تبريز نسبت به حركت اعتراضي و مطالبه گرايانه اين طلبه عدالتخواه موضع انتقادي شديدي گرفته است و بر اساس گمانه زني‌هاي افراد مطلع از اين موضوع دستگيري طلبه سيرجاني و حصر خيمه نيز از ناحيه اين دادگاه صورت گرفته باشد.

عليرضا جهانشاهي، طلبه پايه نهم حوزه علميه قم است كه امامت جماعت مسجد امام‌حسن (ع) در سيرجان (استان كرمان) را برعهده داشته است.

وي در اواخر عمر دولت اصلاحات اقدام به تأسيس «مجمع جوانان مسجدي» در سيرجان كرد و به فعاليت‌هاي مذهبي و امر به ‌معروف‌و نهي ‌از منكر مي‌پردازد كه البته فعاليت‌هاي ابتدايي اين مجمع بيشتر معطوف به مسايل خُرد فرهنگي بود.

اما بعد از مدتي با تأكيدات مقام ‌معظم ‌رهبري مبني بر مطالبه عدالت و پاسخ‌خواهي از مسئولان در سال‌ بعد اين فعاليت‌ها وارد مرحله مطالبه عدالت از مسئولان شد.

*زمين خواري در سيرجان
اين در حالي بود كه زمين‌خواري‌ها در سيرجان از مفاسد اقتصادي حيرت‌انگيزي است كه طي سال‌هاي پيشين انجام شده و از حيث ميزان مفسده مالي، از بزرگ‌ترين زمين‌خواري‌هاي سال‌هاي اخير كشور محسوب مي‌شد. دامنه اين مفاسد تا جايي بوده كه حجت‌الاسلام علما امام‌جمعه شهر سيرجان در اين باره به بيان اين نكته كه «حتي پرنده‌هاي آسمان هم ماجراي زمين‌خواري سيرجان را مي‌دانند» پرداخته بود.

به اين ترتيب اولين نهي از منكري كه توسط مجمع جوانان مسجدي سيرجان به رهبري حجت‌الاسلام جهانشاهي انجام و موجب تحريك زمين‌خواران و بعضي مسوولان ذيربط اين پرونده شد، اعتراض به اين مورد بود.

وي با انتشار نشريه عدالت‌خواهي و پخش آن در نماز جمعه سيرجان به افشاي مفاسد اقتصادي و زمين‌خواران آن شهر ميپردازد و از مردم ميخواهد طوماري را كه جهت برخورد با اين مفاسد به سران سه قوه نوشته شده امضا كنند. وي مدعي است بنا برآمار رسمي و اسناد غير قابل انكار، اين زمين‌خواريها در ابعادي بيش از 2500 هكتار (25 ميليون متر مربع) انجام شده است.

استقبال مردم از اين اقدام به قدري بالا است كه بيش از هزار نفر از مردم سيرجان در همان سه روز اول، اين طومار را امضا ميكنند. اما اداره اطلاعات استان بلافاصله ضمن جلوگيري از ادامه امضاي اين طومار از حجت‌الاسلام جهانشاهي به دليل بر هم زدن نظم شهر شكايت ميكند.

*حركت به سوي تهران
بعد از نااميدي حجت‌الاسلام جهانشاهي از رسيدگي به اعتراضات وي از سوي مقامات محلي، طلبه سيرجاني حركت خود را به سمت تهران براي اعتراض به مقامات بلندپايه كشور آغاز مي كند. اما اين سفر با وسايل مرسوم انجام نمي‌شود بلكه طلبه سيرجاني با پاي پياده به سمت تهران حركت مي‌كند تا در كنار نشان دادن اعتراض خود، پيام عدالت‌خواهانه‌اش را به گوش تمامي مردم ايران برساند.

وي اعتراض خود را به گوش مسئولاني از جمله داود احمدي نژاد، رييس وقت بازرسي ويژه رياست‌جمهوري رساند كه بنا بر آنچه از منابع نزديك به حجت‌الاسلام جهانشاهي نقل شده، احمدي‌نژاد به او توصيه كرده است تا طوماري مردمي از اين اعتراض تهيه كند.

اما هنگامي كه اين طلبه عدالتخواه در مسجد امام‌حسن(ع) اقدام به تهيه اين طومار و جمع‌آوري امضا از مردم (بالغ بر سه‌هزار امضا) مي كرد، به جرم «فريب دادن مردم در رابطه با ثبت‌نام زمين» بازداشت ‌شد.

مدتي بعد دادگاهي كه در كرمان در همين رابطه براي محاكمه طلبه سيرجاني تشكيل مي‌شود، وي را به سه ‌ماه ‌و يك ‌روز حبس محكوم مي كند كه البته اين حكم با اعتراض دانشجويان و طلّاب همراه شده و سرانجام او بعد از حدود 50 روز از زندان آزاد و با استقبال پرشور مردم مواجه مي‌شود.

حجت‌الاسلام‌‌‌جهانشاهي كه پس از آزادي، تغيير محسوسي را در رابطه با محاكمه زمين‌خواران بزرگ نمي‌بيند، اعتراض‌هاي خود را از سر گرفته و تيرماه سال گذشته با پاي پياده به سمت تهران راه مي‌افتد تا براي چندمين ‌بار صداي عدالتخواهي مردم شهرش را به گوش مسئولان برساند.
او قصد داشت به هنگام رسيدن به تهران، در مقابل يكي از نهادهاي مربوط به پرونده زمين‌خواري سيرجان تحصّن كند تا به خواسته‌اش پاسخ داده شود. اين حركت مجدد طلبه سيرجاني سبب تحرك فراواني در بين جوانان و دانشجويان عدالتخواه شد.

در كنار اين مسائل و با آغاز اين حركت و پوشش خبري بي‌سابقه رسانه‌هاي كشور از راه‌پيمايي طلبه سيرجاني، زمينه توجه هر چه بيشتر افكار عمومي به مسئله فساد و زمين‌خواري در شهرهاي كوچك كشور فراهم مي‌شود.

*تلاش‌ براي جلوگيري از ادامه راهپيمايي
با گسترده شدن ابعاد اين قضيه تلاش‌هاي فراواني براي جلوگيري از ادامه راهپيمايي طلبه سيرجاني و منصرف كردن وي جهت حركت به سمت تهران از سوي برخي از مقامات محلي انجام شد كه همگي با واكنش منطقي حجت‌الاسلام جهانشاهي و تاكيد بر اراده قاطع او براي مبارزه با مفاسد اقتصادي روبه‌رو شد.

زماني كه تمام اين تلاش‌ها براي جلوگيري از حركت طلبه سرجاني با شكست روبه‌رو مي‌شود، بالاخره وي پس از طي 390 كيلومتر، در مسجد ابوالفضل سورمغ و قبل از ورود به آباده براي دومين بار و اين بار به جرم «اقدام خلاف شئون روحانيت و تشويش اذهان عمومي» دستگير و به شهر شيراز انتقال مي‌يابد تا بدين وسيله جلوي راهپيمايي اعتراض‌آميز وي به تهران گرفته شود.

*جهانشاهي دوباره محكوم مي‌شود
پرونده وي اين بار در دادگاه ويژه روحانيت شيراز تشكيل و در جريان محاكمه، وي به 23ماه و 15 روز حبس، 30 هزار تومان جريمه نقدي و 3 سال ممنوع الورود شدن به سيرجان از سوي دادگاه ويژه روحانيت به جرم رفتارهاي خلاف شأن روحانيت محكوم شد.

او مدتي را در زندان شيراز بود كه 55 روز از اين زمان را در انفرادي به سر مي‌برد. بعد از آن نيز در پي درخواست خانواده او مبني بر انتقالش به زندان قم (به علت نزديكي به محل زندگي) با طرح اين مسأله از سوي مسوولان كه زندان قم جايي براي او ندارد، به زندان اوين تهران منتقل مي‌شود.

به‌ زندان‌ افتادنِ مجدّد حجت‌الاسلام جهانشاهي به جرم عدالت‌خواهي با اعتراض بسياري از دانشجويان و طلاب همراه بود. در بسياري از نشريات دانشجويي به اين حكم اعتراض شده و بيانيه‌هاي متعدّدي از سوي تشكّل‌هاي مختلف دانشجويي صادر شد.

بعد از گذشت هشت ‌ماه‌ و 10 روز از حبس در حالي كه حدود 15ماه از حبسش باقي مانده بود، ‌آزاد شد.

*مراجعه به مجلس و شكايت به كميسيون اصل نود
آزادي جهانشاهي، همراه با اولين جرقه‎‎هاي تبليغات انتخاباتي رياست‌جمهوري در سال 1388 بود كه بعد از انتخابات تبديل به آتشي سوزنده شد. آتش‎سوزان فتنه، تا ماه‎‎ها اجازه اقدام مجدد را به اين طلبه عدالت‌خواه نميداد. اما او بعد از گذشت حدود هشت ماه از انتخابات رياست‌جمهوري و آرامش نسبي كشور، در حالي مجددا شروع به فعاليت كرد كه اطمينان داشت از كارش سوءاستفاد‎ه‎اي نخواهد شد و آبي به آسياب دشمنان نظام ريخته نخواهد شد.

اولين اقدام عليرضا جهانشاهي بعد از انتخابات، مراجعه به مجلس شوراي اسلامي در روز دوشنبه مورخ 5 بهمن 1388 بود. او به همراه دوستانش، نامه‎اي را كه نوشته بود به تعداد نمايندگان تكثير كرده و به دفتر تمام نمايندگان مجلس تحويل داد. اما هفته بعد، جلسه‎اي در كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي برگزار شد. در اين جلسه قرار شد او دو شكايت بنويسد؛ يكي عليه دادگاه ويژه روحانيت به‎خاطر نحوه برخوردشان با يك طلبه عدالت‌خواه؛ و يكي به‎خاطر زمين‌خواري‌هاي سيرجان. طلبه سيرجاني اين نامه‎‎ها را نوشت و به كميسيون اصل نود تحويل داد. اما تا امروز بعد از گذشت سه ماه و نيم از اولين جلسه با كميسيون اصل نود، كميسيون مذكور مي‌گويد: بررسي اين پرونده در صلاحيت كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي نيست.

*مي‌خواهم سرباز كوچك آقا باشم
عليرضا جهانشاهي شنبه اول خرداد به حرم مطهر امام خميني رسيد در اظهاراتي بيان كرد كه آن چيزي كه مرا به اين وادي كشاند اين بود كه مي خواهم سرباز كوچك آقا باشم كه اگر خدا توفيق بدهد بتوانيم كاري بكنيم كه ديگراني كه نسبت به آقا معرفت‌شان كمتر است و در داخل نظام ما هم هستند، ضربه شست ما را ببينند.

با ورود طلبه سيرجاني و همراهانش به تهران، 19 تن از اساتيد و فعالان فرهنگي از اقدام وي حمايت و تاكيد كردند: "وقت آن رسيده است كه مسئولين محترم هياتي را براي رسيدگي ويژه به دادخواهي اين روحاني مخلص و دميدن روح اميد در حركت‌هاي عدالتخواهي مردمي تشكيل دهند و غيرت و حساسيت خود را نسبت به مظالم پيچيده اقتصادي-اجتماعي و همدلي با عدالتخواهان نشان دهند. " همچنين تعدادي از نمايندگان عدالتخواه تهران از اقدام وي استقبال كرده و وي را به مجلس دعوت كرده بودند.


تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 | 2:47 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

پس از پرتاب موفقیت آمیز جدیدترین ماهواره ایرانی به فضا، موجی از شگفتی و خوشحالی در محافل خبری داخلی و خارجی دیده می شود.

به گزارش مشرق، ماهواره رصد به عنوان اولین ماهواره سنجش از دور و تصویربرداری از زمین ایرانی، وظیفه مهمی را در طی قریب 45 روزی که مهمان فضا خواهد بود، بر عهده دارد.

با توجه به علاقه مردم کشورمان به پیگیری اخبار مربوط به این ماهواره ایرانی، با کلیک روی این آدرس می توان به صورت دقیق و آنلاین، آخرین روند حرکتی «رصد1» را دنبال و مشاهده کرد.



تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 | 2:46 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری گفت: نامه اخیر آقای احمدی نژاد به مجلس برای معرفی وزیر ورزش بسیار تند بود و این مساله خلاف نظر مقام معظم رهبری در وحدت ملی است.

به گزارش مهر، حبیب الله عسگر اولادی دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری در دیدار با جوانان حزب موتلفه اسلامی به مناسبت روز پدر با تاکید بر اینکه دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی نگاهشان به سمت جمهوری اسلامی است اظهار داشت: دشمنان انقلاب اسلامی به دنبال سوء استفاده از کوچک ترین اختلاف در میان مسئولان و دوستان انقلاب نیز جمهوری اسلامی را الگوی خود قرار داده اند و مسئولان باید هر گونه اختلاف نظری دارند به صورت صمیمانه حل کنند.

وی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم درباره نوع بیان اهل ایمان با یکدیگر و اینکه بیان غیر اسلامی باعث می شود شیطان نیز نیرنگ کند، افزود: نباید اعتبار جمهوری اسلامی در خارج از کشور خدشه دار شود، نامه اخیر آقای احمدی نژاد به مجلس برای معرفی وزیر ورزش بسیار تند بود و این مساله خلاف نظر مقام معظم رهبری در وحدت ملی است.

عسگر اولادی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه جوانان تصریح کرد: نظر امام خمینی(ره) همواره بر این بود که نسل جوان و نخبگان آینده نگر و دور اندیش باشند، دیدن افق های دور دست توقعات بزرگ را به همراه خواهد داشت.

وی افزود: حزب موتلفه اسلامی به نقد جوانان خود توجه ویژه دارد اما برخی توقعات امکان برآورده شدن آن در حال حاضر وجود ندارد زیرا در شرایط امروز کشور در تحریم های اقتصادی ، مشکلات و فتنه های گوناگون قرار داریم و موتلفه اسلامی موظف به پاسداری از حریم ولایت است.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی بیان داشت: موتلفه اسلامی توجه زیادی به نسل جوان خود دارد و اکثریت کادرهای اجرایی این تشکیلات را جوانان تشکیل می دهند، در حزب موتلفه اسلامی شخص سالاری نداریم و همه چیز متکی به سیستم است و باید در این مسیرحرکت کنیم.

عسگر اولادی تاکید کرد: جوان باید حرف بزند و انتقاد کند زیرا جوانان نیروهای مولد هستند.

وی در ادامه با اشاره به جاذبه و دافعه در نظام جمهوری اسلامی گفت: متاسفانه عده ای جاذبه داشته اما جاذبه آنها فتنه و انحراف است،باید به روش جاذبه و دافعه امیر المومنین علی(ع) توجه کرد و راه آن حضرت را در پیش گرفت،یک مجموعه ایمانی که دور هم جمع شده اند نمی توانند جاذبه نداشته و یا فقط دافعه داشته باشند.
وی افزود: کدام حزب با ریشه در دنیا است که تنها به جوانان خود بها دهد، باید به جوانان فرصت داد که به تدریج حرکت کرده و رشد کرده و تربیت شوند و مسئولیت ها را در اختیار گیرند.

دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری تصریح کرد: نسل اول انقلاب نباید در افراط بوده و نسل جوان و جدید را نباید در تفریط نگه داشته باشد، از اعتنا به جوانان و در اختیار گرفتن مسئولیت ها توسط جوانان در حزب بسیار راضی هستم نمای موتلفه اسلامی به تدریج نمای جوانی می شود اما معتقدم جوانان باید بیشتر رشد کنند و تربیت شوند و آماده تحویل گیری شوند.

عسگر اولادی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سالروز شهدای 26 خرداد - شهیدان امانی، بخارایی،صفار هرندی و نیک نژاد - به بیان خاطراتی از این شهدا که در آن ایام از نسل جوان بودند، پرداخت.

وی در این جلسه همچنین به سئوالات جوانان حاضر در جلسه پیرامون مسائل مختلف روز پاسخ گفت.



تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 | 2:45 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

جعفر محمدی - خبری که چند روز پیش بر روی خروجی خبرگزاری ها رفت و کمتر کسی بدان توجه کرد این بود:

"معاون وزیر مسکن وشهرسازی با اشاره اعتبارات مورد نیاز پروژه مصلای تهران اعلام کرد: برای تکمیل فاز اول نیاز به ۳۵۰ میلیارد تومان اعتبار است و و برای فاز دوم هم احتمالا ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار باید تامین شود.
وی افزود:در ۵ سال گذشته که این پروژه در اختیار وزارت مسکن است 170 میلیارد تومان اعتبار برای ساخت آن جذب شده است."

بدین ترتیب مصلای تهران که کار آن با دستور امام راحل(ره) در 23 آبان 67 آغاز شده ، برغم 
گذشت 23 سال ، هنوز بنایی نیمه کاره و منتظر بودجه های کلان صدها میلیارد تومانی است!

در این باره نکاتی چند قابل ذکر است:

1 - کار احداث مصلای تهران ، از سال 67 آغاز شد و هنوز ادامه دارد! این در حالی است که 9 سال بعد از آغاز کار احداث مصلای تهران ، در سال 1376 کلنگ احداث مسجد "شیخ زاید" در پایتخت امارات متحده عربی بر زمین زده شد و در سال 1386 افتتاح شد.

این مسجد بعد از مسجد الحرام و مسجد النبی سومین مسجد بزرگ جهان است و به حدی بزرگ و شکوهمند و زیباست که یکی از نقاط دیدنی امارات متحده عربی به شمار می‌آید و حتی گردشگران غیرمسلمان نیز از آن - که بعضاً یکی از عجایب هفتگانه جدید عالم توصیف شده است - بازدید می کنند. وسیع ترین صحن در میان مساجد جهان ، بزرگترین قبه در جهان ، بزرگترین فرش دستبافت جهان(بافته شده توسط ایرانی ها) ، بزرگترین لوستر جهان و برترین نورپردازی سال 2009 جهان از جمله ویژگی های خاص این مسجد است.

مسجد شیخ زاید

مسجد شیخ زاید

مسجد شیخ زاید ابوظبی با فرش ایرانی


واقعاً شرم آور است که کشور کوچک امارات که هرگز به اندازه ما ادعای مسلمانی هم ندارد ، ظرف 10 سال ، سومین مسجد بزرگ جهان (بعد از مسجد الحرام و مسجد النبی"ص") را با ویژگی هایی کاملاً منحصر به فرد  بسازد و ما بعد از 23 سال ، هنوز بشنویم که مسوولانمان بگویند 850 میلیاد تومان می خواهیم تا ظرف 5 سال آینده مصلی را تمام کنیم و خدا می داند که در پایان سال پنجم ، چقدر پول خواهند خواست و پایان کار را به چه زمانی حواله خواهند داد؟!

مصلی تهران


توجه کنید که  تکنولوژی و مصالح به کار رفته در ساخت مصلای تهران ، هیچ کدام مشمول تحریم ها نیستند تا بتوان گناه را به گردن این موضوع انداخت!

بودجه هم که کم اختصاص نداده اند و آن طور که معاون وزیر مسکن گفته ، فقط در 5 سال اخیر ، 170 میلیارد تومان بودجه جذب این پروژه شده است و خدا می داند در 18 سال قبل از آن ، چقدر بودجه بدان اختصاص یافته است.

تنها مساله ای که می ماند ، عامل مدیریتی است که تفاوت مدیریت اماراتی با ایرانی را مشخص می کند و چه تلخ است ، مقایسه این دو مدیریت و نتیجه اش!

2 - صحبت از هزینه ساخت شد ، بد نیست نگاهی هم به هزینه تمام شده مسجد شیخ زاید ابوظبی بیندازیم. این مسجد عظیم ، با مساحت412 هزار متر مربع ، به ارزش پولی امروز ، 700 میلیارد تومان هزینه در بر داشته است اما مصلای امام تهران ، با حدود 600 هزار متر مربع مساحت ، فقط برای 5 سال آینده اش 850 میلیارد تومان دیگر می خواهد و این ، جدای از صدها میلیارد تومانی است که تا کنون برای این پروژه هزینه شده است.

مصلی تهران


نکته قابل توجه این جاست که در ساخت مسجد شیخ زاید ، دهها شرکت بین المللی با هزینه های بالا کار کرده اند ولی در ساخت مصلای تهران ، حتی از سربازانی که به طور موظف خدمت می کنند ، در همه رده ها از کارگری تا مهندسی استفاده شده است که قاعدتاً باید هزینه ها بسیار پایین تر می بود!

3 - قرار بود مصلای تهران ، به حدی ساده ساخته شود که یادآور مساجد صدر اسلام باشد. این دستوری بود که امام راحل (ره)در نامه خود برای ساخت مصلی بدان تصریح کرده بودند؛ بخوانید: "ضمناً سادگى مصلا بايد يادآور سادگى محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. و شديداً از زرق و برق ساختمانهاى مساجد اسلام امريكايى جلوگيرى شود." (صحيفه امام، ج‏21، ص 188)

حال باید پرسید آیا واقعاً سادگی صدر اسلام در این مصلای چند صد میلیارد تومانی رعایت شده است و آیا وقتی کسی وارد شبستان این مصلی می شود ، واقعاً به یاد مسجد النبی(ص)صدر اسلام می افتد؟
جالب اینجاست که چندی پیش یکی از مسوولان احداث مصلی مدعی شده بود که این محل در نهایت سادگی احداث می شود و کسی هم نپرسید که اگر ساخت این بنای ساده(!)  بیش از هزار میلیارد تومان هزینه دارد و دهها سال زمان می برد ، اگر می خواستید ساده نسازید ، چند قرن زمان و چند هزار میلیارد تومان پول می خواستید؟
این چه مصلای ساده ای است که از مسجد پر زرق و برق شیخ زاید ابوظبی هم بیشتر خرجش شده است و هنوز که هنوز است ، کار ساختش ادامه دارد؟!

4 - گذشته از همه این ها ، شبستان مصلی که آماده پذیرش نمازگزاران است ، چرا به روی نمازگزاران باز نمی شود و مسوولان مدام آن را غرفه بندی می کنند و بسان یک شرکت تجاری ، به نمایشگاه های مختلف اجاره می دهند و پول می گیرند؟ از کتاب گرفته تا نرم افزار و از مطبوعات گرفته تا لباس و ماهی و میگو! ؛ "اگر می خواستید نمایشگاه بسازید چرا نامش را مصلی گذاشته اید؟!"

مصلای تهران محل نمایشگاه ها شده است


این در حالی است که نمازگزاران ، هر جمعه در محوطه باز دانشگاه تهران و خیابان های اطراف آن در سرمای زمستان و گرمای تابستان ، نماز بپا می دارند و علاوه بر این که خود در رنج هستند ، ناگزیر هر هفته محدودیت های ترافیکی هم در آن محدوده اجرا می شود.

سخن در باب مصلای تهران فراوان است اما مطلب را به این جمله ختم می کنیم که مصلای ناتمام تهران در آن هم در مرکز شهر ، به نمادی از بی کفایتی مسوولانی تبدیل شده است که حتی ساختن یک مسجد را هم دهها سال طول می دهند!



تاريخ : شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 | 2:43 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
دو تا گربه با هم ازدواج کردند:
 
 


اوایل زندگی عاشقانه ای داشتند:


اولین بچشون به دنیا اومد:


دومی هم به دنیا اومد:


اولین قدمهای بچه هاشون:


پدر این خانواده به سختی کار میکرد:


و مادر دنبال خوشگذرونی خودش بود:


بچه ها بدون مراقبت بزرگ شدند و بچه های بدی از آب در اومدند:


یکیشون تروریست شد:
 

یکی دیگه همش تو کلوب شبانه بود:


کوچکترینشون تصمیم به خودکشی گرفت:


وقتی پدرشون فهمید سکته کرد:


مادرشون هم عقلش رو از دست داد و دیوونه شد:






تاريخ : جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 | 2:43 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

ه گزارش خبرنگار باشگاه جواني برنا، مهر مادري در كرمانشاه، باعث شد تا مادري فرزند معلول خود را با فرغون و با پاي پياده به مدرسه برساند، آنهم مسيري به مسافت 4 كيلومتر كه در رفت و برگشت مي شود 8 كيلومتر؛ جالب است كه اين مادر مي گويد حتي اگر فرزندم بخواهد به دانشگاه برود، او را پاي پياده مي برم.



فيلم مهرمادري اين مادر را اينجا ببينيد.



تاريخ : جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 | 2:9 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

به گزارش مشرق، قریب به 30 نفر از فرمانداران، شهرداران، اعضای شوراها، مدیران دستگاه‌ها و مدیران ستادی استانداری برای مدت یک هفته به صورت تفریحی به شهر آنتالیای کشور ترکیه سفر کرده‌اند.

سفر مدیران دائم‌السفر استان مازندران تبدیل به فیلمنامه‌ای زیبا و خواندنی و در عین حال تأسف‌برانگیز شده است.

نخستین سفر مدیران شهری و ستادی استانداری مازندران در سال 88 رقم خورد. این سفر که در اواخر فصل بهار انجام شد، بهانه‌اش تقدیر از اعضای فعال ستاد تسهیلات سفر استاندار مازندران بود! در این سفر که گفته شد با حضور نزدیک به 40 نفر از مدیران استان مازندران به کشور مالزی انجام شد، حرف و حدیث‌های بسیاری را در پی داشت. مدیران دائم‌السفر ادعا کردند که این سفر با هزینه یک شرکت گردشگری خصوصی صورت گرفته است و هزینه‌ای بر بودجه دولتی تحمیل نشده است.

سفر اول فراموش شد و با وجود اینکه بارها رسانه‌ها خواستند تا نتایج این سفرها اعلام شود هیچ اطلاع‌رسانی برای شفاف‌سازی صورت نگرفت.

در مردادماه سال گذشته بود که پس از یک سفر کاری هیأت تجاری و بازرگانی مازندران به کشور بلاروس به همراه استاندار مازندران، مشخص شد که باز هم تعداد تقریبی 30 نفر از مدیران شهری به مازندران بازنگشته و از همان سمت به کشور مالزی رفته‌اند! استاندار و معاونانش و نیز تجار و بازرگانان بازگشتند اما خبری از شهرداران، فرمانداران، برخی اعضای شورای شهرها و مدیران امور شهری و ستادی استانداری مازندران نبود. باز هم نوشتند که سفر کاری بوده و تمامی این مدیران خسته از کار اداری به همایش مدیریت شهری در مالزی اعزام شده‌اند!

راستی این چه همایشی است که فقط در نقاط خوش آب و هوای خارج از کشور برگزار می‌شود و تنها هم میزبان مدیران مازندرانی است!

در این سفر نیز هیچگاه نام همایش، اهداف و دستاوردهای آن در مازندران از سوی این مدیران اعلام نشد و باز هم فراموش شد که پیگیری کنیم که آقایان کجا رفتید، چرا رفتید و چه کردید به نام دولت در مالزی، این بار نیز هزینه سفر را یک شرکت خصوصی برای عرض خسته نباشید به آقایان پرداخت کرده بود!

به نوشته روزنامه محلی «حرف مازندران» اما امروز و این بار مدیران مازندرانی پا را فراتر گذاشته و به کشور ترکیه و شهر آنتالیا سفر کرده‌اند. شهر آنتالیا شاید برای کمتر کسی ناآشنا باشد، شهری توریستی مشهور به بی‌بند و باری! آنتالیا شهری است که عموماً اجتماعات ضدایرانی توسط صهیونیست‌ها نیز در آن شکل می‌گیرد. این شهر به دلیل زیبایی‌های تصنعی آن، مورد نظر جریان‌های اپوزیسیون برای بهره‌کشی از آن در جهت مخالفت با جمهوری اسلامی بوده به طوری که با تبلیغ هرگونه لاقیدی در این شهر، اقدام به جذب بوالهوسان ایرانی و سازماندهی آنان برای ایجاد شبکه‌های دشمنی با نظام مقدس اسلامی می‌کنند. اغلب مراکز اقامتی و گردشگری این شهر که فارغ از هرگونه قید و بندی است در اختیار شرکت‌های صهیونیستی قرار دارد.

از جمعه اخیر یعنی بیستم خرداد به مدت یک هفته قریب به 30 نفر از شهرداران، فرمانداران، اعضای شورای اسلامی شهرها و مدیران ستادی استانداری مازندران به این شهر سفر کرده‌اند!
از قرار معلوم از آنجا که در همه جا آسیاب به نوبت است این امر در سفرهای خارجی آقایان مدیر لحاظ شده و مسافران ترکیه از افرادی گزینش شده‌اند که در سفرهای قبلی حضور نداشته‌اند تا خدای نکرده حقی از کسی ضایع نشود! مهم‌ترین نکته در سفرهای خارجی مدیران دولتی مازندران حضور یک فرد از بخش خصوصی است که هزینه‌های سفر آقایان را تأمین می‌کند!
بنا بر شنیده‌های موثق، بخش خصوصی که هزینه این سفرها را تأمین کرده است از یاران نزدیک جریان انحرافی است. ه-م از فعالان ساماندهی اماکن اقامتی و گردشگری در سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی کشور است.

وی که به نظر می‌رسد از بازماندگان دوره ریاست جناب میم در این سازمان است با ارتباط نزدیک با اعضای دولت و استانداری مازندران اکثر طرح‌های دریا در سال‌های اخیر را بدون مناقصه در اختیار گرفته است. چندان غریب نیست که چندین سال است از نابسامانی طرح‌های دریا و رواج بدحجابی در این طرح‌ها می‌نالیم و امروز مشخص می‌شود که متولی این طرح‌ها در مازندران سر از چه جریانی درآورده است! خوش خدمتی در قالب سفرهای خارجی به مدیران دولتی در استان مازندران زمینه رانت را ایجاد کرده است که متأسفانه مدیران دولتی و اصولگرای مازندران از آن بی‌خبرند آیا براستی آرامش یک هفته‌ای در شهرهای معروف توریستی به بی‌خبر نگه داشتن خود از آن می‌ارزد؟!

متأسفانه در بسیاری مواقع اهالی رسانه فراموش می‌کنند که رسالت واقعی رسانه‌ها چیست؟! روزنامه حرف مازندران با اعتقاد راسخ به اصل مترقی ولایت‌مداری و مردم‌داری اقدام به انتشار اسامی مدیرانی که در سفر سوم غیرکاری مدیران مازندران به خارج حضور دارند متعهد می‌شود نام خبرنگاران خود را در لیست سفر آتی این مدیران نخواهید دید.

20 تن از شهرداران استان مازندران مانند شهردار بابل، فریدون‌کنار، آمل، تنکابن و ساری و نیز بابایی کارنامی رئیس سازمان همیاری شهرداری‌های استان. موحد معاون مدیرکل امور شهری استانداری مازندران اعضای شوراهای اسلامی برخی شهرها، محسن‌پور رئیس شورای اسلامی استان مازندران، برخی فرمانداران نظیر عباس‌آباد، محمودآباد و آمل، نبوی مدیر حراست استانداری مازندران قلی‌پور از دفتر استاندار، رستمیان معاون امور اجتماعی استانداری، مدیر یکی از سایت‌های مجازی استان مازندران و طهماسبی مدیرکل فن‌آوری و اطلاعات استانداری مازندران و... در این سفر غیرکاری حضور دارند.

اما ماجرای طهماسبی کمی شنیدنی‌تر است وی که مأمور به خدمت در استانداری از صنایع چوب و کاغذ مازندران است، در غیاب خود با نامه‌ای از محل کار اصلی خود مواجه شده که صنایع چوب و کاغذ مازندران از وی خواسته هرچه سریع‌تر از این سفر بازگردد و درباره این اقدام خود توضیح دهد!

علی بابایی کارنامی که جایگزین زارعی فرماندار ساری شده است و قرار است به زودی در این سمت معارفه شود نیز نیامده پایش به سفرهای خارجی باز شد.



تاريخ : جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 | 2:5 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

به گزارش انتخاب؛ مدیر امور هنری شهرداری مشهد گفت : این نقاشی در سه مرحله و در حدود 3 هزار متر با ‌همان طرح قبلی اما با كیفیت بهتر از گذشته اجرا می شود.

 
هادی مظفری افزود: چند گروه مرمت آثار هنری، كار خود را آغاز كرده‌اند كه در زمان بسیار كم و به سرعت، این اثر را با مرمت، پاكسازی و به وضع سابق و مناسب‌تر از گذشته برگردانند.

 
علی حامد مقدم سخنگوی شهرداری مشهد نیز گفت: شهرداری مشهد با همكاری آستان قدس رضوی نقاشی دیواری میدان فردوسی را احیا می‌كند.

 
سه شنبه گذشته ماموران اداره حفاظت از املاك واراضی آستان قدس رضوی بزرگترین نقاشی دیواری كشور را با رنگ سفید پوشاندند كه در پی آن زحمات یك ساله هنرمندان مشهدی به ارزش 45 میلیون تومان نابود شد.


تاريخ : جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 | 2:3 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

به گزارش عصر ايران ، بنياد " پروژه عدالت جهاني " كه يك سازمان چند مليتي است گزارش سال  2011 خود كه دومين گزارش اين نهاد از وضعيت حاكميت قانون و رعايت حقوق اساسي شهروندان در 66 كشور جهان است را منتشر ساخت و قرار است متن نهايي اين گزارش در كنفرانس هفته آينده مجمع عدالت جهاني در بارسلونا ارايه شود.

اين گزارش 66 كشور جهان از 7 منطقه جغرافيايي را مورد بررسي قرار داده و ايران در قالب منطقه خاورميانه و شمال آفريقا مورد بررسي قرار گرفته است . در اين منطقه علاوه بر ايران كشورهاي اردن ، امارات متحده عربي ، مراكش و لبنان مورد بررسي قرار گرفته اند.

در مورد ايران در اين گزارش آمده : " اجراي قانون در ايران در وضعيت تقريبا قوي است اما مسئولیت‌پذیری دولت ایران ضعیف است (در رتبه پنجاه‌ونهم جهانی قرار دارد)  فساد اداری در ایران فراگیر است."

در اين گزارش ایران از نظر حفظ حقوق اساسی شهروندان خود  در سراسر جهان در رتبه آخر قرار گرفته است و كشورهاي سوئد و نروژ در رتبه هاي نخست قرار دارند.
 
در گزارش اين بنياد درباره ايران 8 شاخص زير مورد بررسي قرار گرفته كه رتبه ايران در مقايسه با 4 كشور ديگرمنطقه و 65 كشور ديگر جهان كه به همراه ايران در اين گزارش مورد بررسي قرار گرفته اند ، به شرح زير است :

1- محدوديت قدرت دولتي : ايران در اين شاخص در رتبه آخر در كشورهاي منطقه و از ميان 66 كشور بررسي شده در جايگاه 59 قرار دارد.

2- فقدان فساد : ايران در اين شاخص  از ميان 5 كشور خاورميانه و شمال آفريقا در جايگاه سوم قرار دارد و از ميان 66 كشور جهان در رتبه 37 قرار دارد.

3- نظم و امنيت : جايگاه آخر از ميان 5 كشور منطقه و جايگاه 41 از ميان 66 كشور مورد بررسي

4- رعايت حقوق بنيادين شهروندان : جايگاه آخر در منطقه و جايگاه آخر در جهان

5- دولت باز : جايگاه سوم در منطقه و جايگاه 41 از ميان 66 كشور مورد بررسي در جهان

6- اجراي قوانين : جايگاه سوم منطقه و جايگاه 25 از ميان 66 كشور

7- دسترسي شهروندان به محاكم قضايي : جايگاه سوم منطقه و رتبه 28 در جهان

8- عدالت قضايي موثر : جايگاه سوم منطقه و جايگاه 38 در جهان

گفتني است در اين گزارش از ميان 5 كشور بررسي شده در خاورميانه و شمال آفريقا امارات متحده عربي جايگاه نخست را در 7 شاخص بررسي شده كسب كرده است و تنها در شاخص رعايت حقوق بنيادين شهروندان ، كشور لبنان در جايگاه نخست منطقه و امارات در جايگاه دوم قرار گرفته است.



تاريخ : جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 | 2:0 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری تعبیر چند سال گذشته خود از شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی کشور افزودند: در آن زمان برای برخی سؤال و یا ابهام بوجود آمده بود که چرا یک اصطلاح نظامی برای مسائل فرهنگی استفاده می شود در حالیکه اگر به شرایط کنونی فرهنگی دنیا دقت شود مشاهده می شود که یک تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است.

اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با رهبر انقلاب دیدار کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار رئیس و اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اهمیت بسیار بالای مقوله فرهنگ به عنوان هویت و شاکله معنوی یک ملت و گستره وسیع و تأثیر عمیق آن در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی، مسئولیت شورایعالی انقلاب فرهنگی را مهم و عظیم خواندند و تأکید کردند: در عرصه تهاجم پیچیده و فراگیر فرهنگِ جبهه استکبار برضد نظام اسلامی، شورایعالی انقلاب فرهنگی همچون یک قرارگاه اصلی، وظیفه سیاستگذاری راهبردی و هدایت دستگاهها و مراکز تأثیرگذار فرهنگی و بخشهای اجرایی را برعهده دارد.

رهبر انقلاب اسلامی با تشکر و قدردانی از تلاشها و اقدامات بسیار خوب شورایعالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه شورا و شوراهای تابعه، به اهمیت موضوع فرهنگ به عنوان کالبد و باطن یک ملت اشاره کردند و افزودند: «فرهنگ و هویت یک ملت و سمت و سوی آن» را می توان با استفاده از شاخص های مصداقی همچون عقاید، اخلاق، آداب، رفتارهای فردی و اجتماعی و خَلقیات ملی تشخیص داد.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر ملتی، از نظر شاکله ظاهری، مقبول و پیشرفته جلوه کند و از نظر فرهنگی و باطنی دچار نابسامانی باشد، ملت ورشکسته ای خواهد بود اما ملتی که از نظر فرهنگی غنی باشد، حتی اگر برخی مشکلات سیاسی و اقتصادی نیز داشته باشد، بالقوه، ملت مقتدری است.

ایشان حفظ هویت و شاکله باطنی یک ملت را منوط به برطرف کردن نقایص و اصلاح رخنه های احتمالی در فرهنگ دانستند و تأکید کردند: روشنفکران، نخبگان، علمای دینی، فعالان سیاسی و در رأس همه، حکومت و حاکمان، قطب های تأثیرگذار در فرهنگ ملتها هستند که هم توانایی تقویت فرهنگ و هم زمینه تضعیف و یا انحطاط آن را دارند.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری تعبیر چند سال گذشته خود از شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی کشور افزودند: در آن زمان برای برخی سؤال و یا ابهام بوجود آمده بود که چرا یک اصطلاح نظامی برای مسائل فرهنگی استفاده می شود در حالیکه اگر به شرایط کنونی فرهنگی دنیا دقت شود مشاهده می شود که یک تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: با تحولات عظیم ارتباطاتی که امروز در دنیا بوجود آمده، جنگ فرهنگی به عرصه ای با ابعاد مختلف و فراگیر و پیچیده تبدیل شده است.

ایشان جبهه استکبار را سردمدار اصلی این جنگ فرهنگی خواندند و افزودند: گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف، نظام جمهوری اسلامی است زیرا نظام اسلامی در مقابل نظام سلطه ایستاده و اثبات کرده که در این ایستادگی خود صادق است و توانایی مقابله و پیشرفت را نیز دارد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به رسالتهای فرهنگی انقلاب اسلامی، تأکید کردند: راه مقابله با تهاجم فرهنگی جبهه استکبار، گسترش و تعمیق رسالتهای فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است.

حضرت آیت الله خامنه ای نسل جوان کنونی انقلاب اسلامی را نسلی مؤمن، انقلابی و آگاه خواندند و خاطرنشان کردند: من این نسل جوان را بسیار باور دارم و نمایشهای اعتقادی و دینی آن و حضور هوشمندانه سیاسی نسل جوان کنونی به مراتب عمیق تر، جذاب تر و پرمعناتر است اما باید قبول کرد که ظرفیت های جامعه اسلامی و جوانان بیشتر از وضعیت فعلی است.

ایشان با تأکید بر اینکه باید اخلاق اسلامی بصورت کامل در جامعه محقق شود و فرهنگ عمومی مردم در مسیر صحیح و اسلامی قرار گیرد، افزودند: لازمه این کار، رسوخ دادن باورها و عقاید به عمق جان مردم و جوانان و از بین بردن زمینه های گناه در جامعه است، ضمن آنکه باید برخی اختلالات و کمبودها در مسائل تعلیم و تربیت، خانواده، ارتباطات اجتماعی، همکاری جمعی، و وجدان کاری برطرف و اصلاح شوند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: سیاستگذاری راهبردی برای این اهداف و وظایف سنگین، بر عهده شورایعالی انقلاب فرهنگی است.

حضرت آیت الله خامنه ای، اجرای سیاستگذاری های شورایعالی انقلاب فرهنگی را موضوعی مهم و ضروری خواندند و تاکید کردند: شورایعالی انقلاب فرهنگی از نهادهای قانونی و قطعی نظام، و مصوبات آن لازم الاجرا است.

ایشان افزودند: تضمین اجرای مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی، حضور رؤسای سه قوه در این شورا است و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی همواره باید به سرعت ابلاغ شوند.

رهبر انقلاب اسلامی تدوین سندهای بالادستی را از جمله وظایف اصلی شورایعالی انقلاب فرهنگی برشمردند و افزودند: یکی از سندهای بالادستی مورد نیاز کشور، تدوین نقشه مهندسی فرهنگی است که باید در آن، ضمن ترسیم وضع مطلوب، نیازها نیز دیده شود.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از وظایف مهم شورایعالی انقلاب فرهنگی را تعیین اهداف، سیاستها و راهبردهای مشخص در مورد نخبگان دانستند و تأکید کردند: نخبگان سرمایه های اصلی کشور هستند و نباید هیچ سستی یا غفلتی در این موضوع وجود داشته باشد.

ایشان افزودند: ترویج نخبگی، احترام به نخبگان و استقبال از فکر و ایده برتر نخبگان باید همواره مورد توجه شورایعالی انقلاب فرهنگی و دستگاههای مسئول باشد.

در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به جایگاه و اهمیت این شورا و خدمات ارزشمند آن گفت: تدوین و تصویب سند جامع علمی کشور، بررسی سند تحول آموزش و پرورش، ساماندهی جذب اعضای هیأتهای علمی، تصمیم گیری در موضوع نخبگان، فرهنگ عمومی و عرصه کتاب از جمله اقدامات شورایعالی انقلاب فرهنگی در سالهای اخیر است.

آقای مخبر دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در گزارشی از فعالیتهای شورا، گفت: تدوین نقشه جامع علمی کشور و پیگیری اجرای آن، توجه به موضوع نخبگان و سند بالادستی آن، جداسازی نظام حوزه از وزارت علوم، اصلاح و بازنگری اسناد برخی فناوریهای پیشرفته همچون فناوری نانو و بیوتکنولوژی، تدوین منشور توسعه فرهنگ قرآنی، اصلاح ضوابط چاپ و نشر کتاب، شکل گیری بنیاد ملی بازیهای رایانه ای، سیاستگذاری برای بومی گزینی در آزمون سراسری دانشگاهها، و تأسیس پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از جمله اقدامات و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی است.



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 3:42 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

فارس نوشت:

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اتها‌م‌های صورت گرفته در یکی از روزنامه‌های وابسته به جریان انحرافی به برخی از شخصیت‌های برجسته نظام، گفت: قوه‌قضائیه از امکان قانونی لازم برای برخورد با این جریان برخوردار است.

حشمت‎الله فلاحت‎پیشه نماینده مردم اسلام‏آباد غرب در مجلس هشتم با اشاره به اتها‌م‌های صورت گرفته در تریبون جریان انحرافی به برخی از شخصیت‌ها نظیر آیت‌الله مصباح‌یزدی و آیت‌الله لاریجانی اظهار داشت: بر اساس قانون اتهام‎زنی به شخصیت‌ها در رسانه‌ها به هر صورتی جرم است.

وی با تاکید بر اینکه در شناخت جریان انحرافی و برخورد با آن توسط دستگاه‌های مربوطه کوتاهی شده، تاکید کرد: مجلس، قوه ‌قضائیه و دستگاه‌های بازرسی و نظارتی حتما باید پیگیر تخلفات این جریان باشند ولی تاکنون علی‌رغم افشاگری‌های صورت گرفته برخوردی انجام نشده است.

نماینده مردم اسلام‌آباد غرب در مجلس با اشاره به اینکه قوه ‌قضائیه از امکان قانونی لازم برای برخورد با این جریان برخوردار است، بیان داشت: انتظار از رئیس قوه قضائیه این است که از دادستانی‌ها در تهران و شهرستان‌ها بخواهد تا به عنوان مدعی‌ العموم برای برخورد با طرح اتهامات پرونده تشکیل دهند.

وی با اشاره به اینکه اقدامات اخیر جریان انحرافی در طرح اتهامات علیه رجل برجسته نظام نوعی فرار به جلو در میان این جریان است، گفت: آنها می‌خواهند اوضاع مملکت به هم بخورد تا اسناد بیشتری از اقدامات غیرقانونی آنها منتشر نشود.

این نماینده مجلس با بیان اینکه عده‌ای در کشور احساس می‌کنند برگ سبز اتهام‎زنی را در اختیار دارند گفت: جریان انحرافی می‌خواهد با طرح اتهامات جایگاه شخصیت‌های مختلف را تخریب کند.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اینکه جریان انحرافی به دنبال انتحاری کردن فضای کشور است تصریح کرد: این جریان از این موضوع برای زیر سؤال بردن کل نظام استفاده می‌کند و سعی دارد با طرح مسائلی حتی به قیمت زیر سؤال بردن کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران خود را از معرکه نجات دهد.

فلاحت‌پیشه با بیان اینکه در جریان انحرافی از هدف ماکیاولیستی استفاده شده گفت: ماکیاول‌ می‌گفت مهم هدف است و هدف وسیله را توجیه می‌کند در اینجا نیز این جریان از هر وسیله‌‌ای برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کند.

وی تصریح کرد: این جریان حتی حاضر بود رئیس جمهور مسئولیت‌های خود را رها کند تا آنها برای رسیدن به اهداف خود بهره برداری کنند که هنوز نیز ناامید نشده و مایوس کردن رئیس جمهور را دنبال می‌کنند.

فاصله گیری از روحانیت برای رسیدن به اهداف در قالب اصولگرایی

همچنین زهره الهیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به مطالب مطرح شده در یکی از روزنامه‌های جریان انحرافی نسبت به برخی از شخصیت‌های نظام نظیر آیت‌الله مصباح‌یزدی و آیت‌الله جوادی‌آملی، اظهار داشت: باید در این مورد دادگاه مطبوعات برخورد لازم را داشته باشد تا از تکرار چنین اظهارات نسنجیده و سخیف جلوگیری شود.

وی افزود: جریان انحرافی از مدت‌ها قبل تلاش می‌کرد تا با ابزار‌های مختلف جایگاه علما و روحانیت را زیر سئوال برده و با فاصله گرفتن از روحانیت و مرجعیت اهداف خود را در قالب اصولگرایی پیش ببرد.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم با بیان اینکه امام خمینی(ره) به عنوان یک روحانی عالیقدر، الگو و طرح انقلاب اسلامی را تبیین کردند، گفت: اینگونه اظهارات سخیف و شبهه‌افکنانه برای روحانیون بزرگی نظیر آیت‌الله مصباح یزدی، لاریجانی و سردار جعفری نگاه مردم به این جریان را منزجرتر خواهد کرد.

این نماینده مجلس با تاکید بر اینکه اساس انقلاب اسلامی ایران دینی است، افزود: طراحی حضرت امام(ره) بر اساس مبانی ناب اسلام و برگرفته از مبانی‌ است که روحانیت با سال‌ها تلاش و تحقیق آن را گسترش داده است.

وی با اشاره به اینکه روحانیت در ادامه راه انقلاب نقش ویژه‌ای برعهده داشته و به طور خاص در رأس آن ولایت فقیه ضامن بقای نظام است، اظهار داشت: مردم ایران، ذره‌ای از آرمان دینی خود فاصله نخواهند گرفت.



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 3:34 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

به گزارش آزادنگار از "الاوسط" بشار اسد به هنگام وارد شدن هيئت مردمي از آن ها مي خواهد تا در اين ديدار راحت و بدون استرس تمام حرف هاي خود را بزنند و فكر نكنند كه در مقابل رئيس جمهور نشسته اند.

در اين ديدار بشار اسد در جواب اعتراضات مردم به قتل و ها و شكنجه ها تاكيد كرده است كه، مأموران ما به هيچ وجه شكنجه نمي كنند و اگر اين مسئله براي ما اثبات شود با مأمورين خاطي به شدت برخورد مي كنيم و شما اسم مأموراني را كه به سوي مردم آتش گشودند را به من بدهيد تا آن ها را محاكمه كنيم.

رئيس جمهور سوريه در ادامه در جواب هيئت مردمي در مورد نبود آزادي هاي مدني گفت كه آزادي و كرامت انسان ها براي من از نان مردم هم مهمتر است و اهتمام در اين زمينه از مهترين مسائلي است كه به آن توجه دارم.

وي همچنين تصريح كرده كه اگر بدانم كه مردم شريف سوريه مرا قبول ندارند، در آن صورت بي درنگ استعفا مي دهم و به خانه ام مي روم تا در كنار خانواده و دوستان خود زندگي آسوده اي داشته باشم و اين براي من كافي است.

 در همین زمینه بخوانید...


    تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 3:33 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    به گزارش سرویس سیاسی "انتخاب"؛ "عباسعلی نورا" از تدوین گزارش نهایی کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس  درباره گزارش دیوان محاسبات از تفریغ بودجه سال ۸۸ خبر داد و گفت: این گزارش در ۱۳۹ بند و در سه بخش قوانین کامل اجرا شده، قوانین ناقص اجرا شده و قوانین اجرا نشده تدوین شده و در یک جمع بندی ساده از اجرا نشدن یا ناقص اجرا شدن ۶۴ درصد از قوانین بودجه ۸۸ خبر می‌دهد.

    نماینده مردم زابل و زهک در مجلس شورای اسلامی، در تشریح برخی از جزئیات گزارش تدوین شده در کمیسیون برنامه و بودجه، گفت: این گزارش از مغایرت پنج میلیارد دلاری صادرات نفت و واردات فرآورد‌ه‌های نفتی در سال ۸۸ و واریز نشدن این مبلغ از درآمدهای نفتی به خزانه خبر می‌دهد.

    وی استدلال دولت درباره علت‌ واریز نکردن این مبلغ به خزانه را اینگونه تشریح کرد: دولت ادعا می‌کند این مقدار از نفت فروخته شده به‌صورت تهاتری برای مبادله با بنزین و برخی فرآورده‌های نفتی دیگر استفاده شده است، اما باید توجه داشت که دولت سندی مبنی بر واریز کردن درآمدهای ناشی از فروش این فرآورده‌ها به مردم، نزد خزانه ندارد.

    نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس، همچنین از مغایرت ۱۱میلیارد مترمکعبی میان گاز خارج شده از پالایشگاه‌ها و گاز فروخته شده به مردم خبر داد و افزود: ۱۱میلیارد مترمکعب گاز طبیعی تصفیه شده از پالایشگاه‌های کشور خارج شده است که در مجموع مصرف کشور خود را نشان نمی‌دهد.

    به گزارش "انتخاب" به نقل از خانه ملت؛ نورا، این حجم از گاز طبیعی مفقود شده را معادل ۴هزار میلیارد تومان اعلام کرد و تصریح کرد: گزارش کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات که به‌زودی در صحن قرائت می‌شود، نشان از بی‌نظمی مالی گسترده در اجرای بودجه ۸۸ دارد



    تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 3:24 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای ایران، فرخ امینی صالح پور یکی از هزاران مادر شهیدی است که با آنکه 5 جانباز تقدیم انقلاب کرده امروز با جسم بیمارش مجبور است به دلیل مشکلات مالی در زیر زمین کثیف و محقر خانه‌ای در محله شاد آباد زندگی کند.
    آیا می‌دانید شاد آباد کجاست؟ به خودتان زحمت ندهید! روی نقشه تهران پیدایش نمی‌کنید.

    این مادر 77 ساله به مدت 3 سال است که در این مکان استیجاری زندگی می‌کند و به دلیل کمبود اکسیژن موجود در فضای زیر زمین تا کنون چندین بار بی هوش شده است.

    نکته تاسف بار دیگر این است که بارها از طرف شهرداری تهران برای ایشان اخطاریه صادر شده است که این مکان انباری بوده و مجوز مسکونی ندارد اما دریغ از کوچکترین مساعدتی برای بهبود وضع وی.

    سوالی که در اینجا مطرح می‌گردد این است که وظیفه کدام ارگان است به خانواده‌های شهدا و جانبازان رسیدگی نماید؟ آیا باید برویم سراغ سازمان‌های هوانوردی و تربیت بدنی که کسی جوابگو باشد.

    آقایان مسئول لطفا این عکس‌ها را ببینید:










     



    تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 3:23 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    خبرآنلاین: دکتر قرایی معتقد است که در حال حاضر سن روسپی گری در ایران حدود 8-10 سال کاهش یافته و از سن 20 تا 30 سال به 12 تا 18 سال رسیده است .

    دکتر قرایی رییس انجمن جامعه شناسی ایران معتقد است که در حال حاضر سن روسپی گری در ایران حدود 8-10 سال کاهش یافته و از سن 20 تا 30 سال به 12 تا 18 سال رسیده است .

    او البته این کاهش سن را مربوط به  افزایش برخی آسیب های اجنماعی نظیر افزایش طلاق، تنوع طلبی مردها، عدم امکان ازدواج، اعتیاد، بیکاری و .... می داند .



    تاريخ : دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 | 2:20 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    گفته می‌شود در نشست مشترك جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز پیرامون مسائل جاری كشور، حجت الاسلام والمسلمین حسینی بوشهری، از اساتید حوزه علمیه قم و عضو جامعه مدرسین، علیه یكی از مقامات كشور مطالبی بیان كرده و خواستار تصمیم‌گیری فوری پیرامون انتخابات مجلس نهم شده است.

    به گزارش خبرنگار «آینده»، هر چند این مواضع با استقبال یا سكوت برخی حضار در جلسه همراه شده، اما آیت‌الله مهدوی كنی، رییس‌ مجلس خبرگان و دبیر كل جامعه روحانیت جمع را توصیه به صبر كرده و با عنوان اینكه سعی كنید از رهبری جلو نیفتید، به نقل خاطره‌ای از دیدارش با امام (ره) پرداخته است.

    وی اظهار داشته است: «بنده در زمان ریاست‌جمهوری بنی‌ صدر خدمت امام رسیدم و توضیحاتی ارائه كردم، ایشان هم خوب به مطالب بنده گوش دادند و در انتها فرمودند؛‌ بحث بنی‌صدر خیلی مهم نیست. بعد با انگشت اشاره كردند و گفتند من با یك انگشت او را كنار می‌زنم.»



    تاريخ : دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 | 2:15 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    گفت‌وگوی پیش رو، ناگفته‌هایی از تغییر وزیر اطلاعات از زبان اسماعیل کوثری از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس است.

    به گزارش خبر آنلاین، چهره‌ای که در چند ماه گذشته کمتر اظهار نظر کرده و وقتی از او درباره دلیلش سوال می‌کنیم با خنده می‌گوید «قرارنیست همیشه در رسانه‌ها باشیم.»

    کوثری دلیل ورود رهبر انقلاب به موضوع عزل وزیر اطلاعات را، تصمیم احمدی نژاد برای حضور خودش به عنوان سرپرست وزارت اطلاعات می‌داند و می‌گوید اگر رئیس جمهور قصد معرفی وزیر جدیدی را داشت، رهبری به این موضوع وارد نمی‌شدند.

    در این گفت‌وگو تلاش شده همهم شایعاتی که در دوران غیبت ده روزه رئیس جمهور در افکار عمومی مطرح شده، به تفصیل بیان شود. شایعاتی که کوثری برخی از آنها را تائید می‌کند.

    نماینده مردم تهران در لابلای گفت‌وگو از دیداری با مشایی خبر می‌دهد که او به همراه دوستانش در فراکسیون انقلاب اسلامی با رئیس دفتر رئیس جمهور داشته‌اند و از وی به خاطر اظهاراتش گلایه کرده‌اند.

    دقت در عبارات به کار برده شده از سوی این نماینده تهران در مجلس نشان می‌دهد، پاسخ‌های گفت‌وگوی کوثری بوی «گلایه» می‌دهد. گلایه از چهره‌ای که در همه چند ساله اخیر او و دوستانش در فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس حامی اش بوده‌اند؛ محمود احمدی نژاد.

    فکر می‌کنید چه اتفاقاتی افتاد که آقای رئیس جمهور به این تصمیم رسیدند که آقای مصلحی را به یک باره تغییر دهند؟

    تا آنجایی که ما دنبال کردیم و مطلع هستیم، اختلاف سلیقه‌ای بین آقای رئیس جمهور و مصلحی هست. آقای رئیس جمهور می‌گوید در جلسه‌ای در وزارت اطلاعات بر علیه دفتر رئیس جمهور و دولت صحبت‌هایی شده است، اما آقای مصلحی این موضوع را قبول ندارد. از طرف دیگر، آقای احمدی نژاد معتقد است وزارتخانه، اطلاعات و اخباری که درباره کل منطقه و داخل کشور نیاز است را با «تاخیر» ارائه می‌کند. این مجموعه دلایلی بود که در نهایت موجب شد آقای احمدی نژاد وزیر اطلاعات را «عزل» کند.

    بنابراین این شایعات که گفته می‌شود این برکناری مرتبط به عزل یکی از نزدیکان آقای مشایی توسط آقای مصلحی بوده، درست است؟

    این بحث‌ها هست، ولی به صورت قطعی نمی‌توان اظهارنظر کرد و اگر هم این گونه بوده، بحث آقای مشایی نباید به وزارت اطلاعات ربط داشته باشد و در اصل آقای رئیس جمهور است که می‌تواند نسبت به وزیر امر و نهی کند نه دفتر رئیس جمهور.

    محدوده کاری وزارت اطلاعات فراتر از دولت است و این وزارتخانه به نوعی چشم و دیده‌بان نظام است. ما به عنوان کمیسیون امنیت ملی درباره وزارت اطلاعات قائل به چیزی برای دفتر رئیس جمهور نیستیم و بحث‌ها در ارتباط تشکیلاتی بین آقای رئیس جمهور و وزیر است. اما تغییردادن وزیر اطلاعات حتما باید با هماهنگی رهبر انقلاب باشد.

    رئیس جمهور ۷ روز مانده به پایان دولت نهم، آقای محسنی اژه‌ای را برکنار کردند. در آن زمان رهبری انقلاب به ماجرا وارد نشدند. فکر می‌کنید دلیل ورود مقام معظم رهبری به ماجرای آقای مصلحی چه بود؟

    در زمان آقای اژه‌ای هم چون چند روز به پایان دولت باقی مانده بود و قرار بود که وزیر جدید معرفی شود، مقام معظم رهبری حساسیت نشان ندادند. در این مورد هم، اگر آقای رئیس جمهور وزیر جدید معرفی می‌کرد، مشکلی پیش نمی‌آمد، اما چون ایشان قصد داشتند خودشان سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده بگیرند، رهبری انقلاب به این موضوع ورود پیدا کردند. چرا که کسی که در راس این وزارتخانه قرارمی گیرد، باید مجتهد جامع الشرایط باشد. این امر از شرایط وزیر اطلاعات است.

    یعنی اگر رئیس جمهور وزیر را معرفی می‌کردند، رهبری انقلاب به این موضوع ورود پیدا نمی‌کردند؟

    به هیچ وجه، چراکه عزل و نصب وزرا از اختیارت رئیس جمهور است واوست که باید جوابگوی اقدامات اجرایی در مقابل مردم و رهبری باشد؛ اما از آنجا که آقای احمدی نژاد قصد معرفی وزیر جدید را نداشتند، این موضوع باعث شد که رهبری به موقع وارد ماجرا شوند و اگر ایشان هم وارد نمی‌شدند خود مجلس هم به این موضوع وارد می‌شد و شاید از اختیاراتش استفاده می‌کرد.

    بالاخره هر کسی وظیفه‌ای دارد. لذا، در موضوع وزارت اطلاعات هم رهبری بر اساس ضوابط و قانون وارد شدند.

    دلیلی که به نقل از آقای احمدی نژاد ذکر کردند، برای خود شما قابل قبول بود. بالاخره در دورهای آقای مصلحی نماینده آقای احمدی نژاد در گروه۶+۵ برای انتخابات مجلس هشتم بود؟

    بالاخره این چیزی است که گفته شده است و به این دلیلی که ذکر کردم و موارد دیگری که شاید بنده اطلاع نداریم، آقای رئیس جمهور تصمیم به این تغییر گرفتند، ولی حرف این است که با این فرض که حتی اگر همه این موارد درست باشد باید در جابجایی، براساس قانون عمل می‌شد و یک نفر به عنوان وزیر پیشنهادی معرفی و بعد این تغییر رخ می‌داد.

    بعد از غیبت ده روزه رئیس جمهور نمایندگان اصولگرا از رئیس جمهور گله‌مند بودند، اما در میان خود نمایندگان مجلس هم گروهی بودند که معتقد بودند عزل و نصب همکاران با رئیس جمهور است و این حق طبیعی اوست. شما می‌توانید منطق آقای رئیس جمهور را بپذیرید؟

    بله، این منطق اتفاقا پذیرفته شده است، ولی فراتر از آن پذیرفته نمی‌شود. تا به حال ایشان چندین وزیر را جابجا کردند. عیبی ندارد. بالاخره ایشان باید جوابگوی ملت و رهبری باشند. فرض را بر این بگذاریم که آقای مصلحی نتوانست با رئیس جمهور کار کند- البته این فرض قابل بررسی است- با این فرض هم باید در چارچوب قانون رفتار کرد. حرف اصولگرایان این است که مقام معظم رهبری دائما بر رعایت چارچوب قانون تاکید دارند وقتی مردم به کسی با آرای بالا رای می‌دهند، انتظار هم دارند که آن مسئول، حتما رعایت قانون را هم بکند.

    لذا اصولگرایان اصرار به این امر دارند که فرمایشات رهبری باید به موقع عمل شود. این تاخیر از دید بنده قابل قبول نیست. آقای احمدی نژاد باید بیایند و دقیقا چیزی را که ابلاغ شده، عمل کنند تا در جامعه خودمان و جامعه جهانی یکپارچگی ایران به نمایش در آید.

    شما فکر می‌کنید آقای احمدی نژاد در این موضوع، دچار یک خطای فاحش شدند یا اینکه غیبت ده روزه ایشان یک خطای جزء است؟

    بالاخره هر انسانی در مقام اجرا - خصوصا در کارهای بزرگ- ممکن است دچار خطا شود. این امر طبیعی است، اما اینکه اصرار بر یک نظر باشد، درست نیست. این مساله‌ای که بیان کردید قابل تامل است، اما باید رئیس جمهور به مرور زمان با اطمینان دادن این سوء تفاهم را رفع کند. بالاخره بیگانگان از این موضوع خوشحال شدند و زمانی که ما با رئیس جمهور در پاستور دیدار کردیم آقای رسایی سی دی تهیه کرده بود از فیلم‌ها و تحلیل‌های بیگانگان و مخصوصا برنامه هایbbc و voa و اینها را به خود آقای احمدی نژاد دادند. علی رغم اینکه ایشان در همان زمان هم کار انجام می‌دادند و قبل از دیدار ما، آقای جلیلی و بهمنی و بعد از ما هم آقای زریبافان با ایشان دیدار داشتند.

    فکر می‌کنید غیبت ده روزه رئیس جمهور در نوع نگاه افکار عمومی به ایشان و محبوبیت شخص آقای احمدی نژاد تاثیر می‌گذارد؟

    این امر بستگی به عملکرد خود آقای احمدی نژاد از این به بعد دارد. مردم از یک طرف صحبت‌ها را می‌شنوند و از یک طرف عملکرد‌ها را می‌بینند. ایشان در اولین جلسه هیات دولت درباره ولایت فقیه بحث‌های خوبی داشتند، قطعا مردم با دید مثبتی به این امر نگاه می‌کنند، ولی اگر خدای ناکرده ما حرفی بزنیم و به شکل دیگری عمل کنیم، قطعا مردم تشخیص می‌دهند. مردم ما امروز مردمی نیستند که هر چه در مملکت گذشت، واکنشی نشان ندهند و بی تفاوت باشند.

    امام بزرگوار و مقام معظم رهبری هم همیشه از مردم خواستند علاوه بر حضور در صحنه بر عملکرد مسئولان نظارت کنند. مقام معظم رهبری سال ۸۸ در یکی از سخنرانی هایشان به این موضوع اشاره کردند که اگر بنده هم روزی از عدالت خارج شوم، خود به خود عزل هستم. وقتی رهبری تاکید دارند که ما خدمت گذار مردم هستیم دیگر اینجا خدمت کردن نباید با منت گذاشتن همراه باشد. این مطلب را به این خاطر عرض کردم که مردم ما این نظام را از آن خود می‌دانند.

    زمانی که ما هیچ چیز نداشتیم و اگر می‌خواستیم با مسائل مادی محاسبه کنیم باید در همان روزهای جنگ تحمیلی که همه شرق و غرب به صحنه آمدند، دستمان بالا می‌رفت و تسلیم می‌شدیم، ولی مردم به صحنه آمدند و همه چیزشان را برای انقلاب گذاشتند. لذا، مردم با هیچ کس رودبایستی ندارند. اگر کسی بخواهد خدمت کند، به طور حتم حمایتش می‌کنند و کسانی را هم که خدای ناکرده بخواهند منت بگذراند، به هیچ وجه نمی‌پذیرند.

    در فضای کنونی، همه اصولگرایان از آقای رئیس جمهور می‌خواهند ولایت مداری شان را اثبات کنند. فکر می‌کنید آقای احمدی نژاد مشخصا باید چه اقدامی انجام دهند؟

    قرار نیست ایشان کار فوق العاده‌ای انجام دهند. آنچه مقام معظم رهبری بر اجرای آن تاکید دارند اجرای قانون است. در همین بحث ادغام وزارتخانه ها، روال قانون این است که شرح وظایف هر کدام باید مشخص شود و مجلس این موضوع را بررسی کند و در ادامه هم باید وزیر در این زمینه معرفی شود. وقتی دولت در چارچوب قانون عمل کند، در مجلس هم سر و صداها می‌خوابد.

    یعنی معتقدید اثبات ولایت پذیری آقای احمدی نژاد، اجرای قانون است؟

    بله.

    برخی معتقدند طیفی در دولت علاقه دارند آقای احمدی نژاد را از اصولگرایان جدا کند. اظهارات امیری‌فر چهره نزدیک به آقای مشایی و تصریح به اینکه ما خود را از اصولگرایان جدا می‌دانیم نشان دهنده این تلقی حداقل در بخشی از بدنه دولت است. تبعات این تفکر را برای این طیف چه می‌دانید؟

    اگر این اظهارات به نمایندگی از جریانی در دولت باشد که بزرگترین اشتباه را می‌کنند. چون اصولگرایی به چند نفر متکی نیست. البته آنها آزادند به صورت مستقل از اصولگرایان وارد عرصه انتخابات مجلس شوند، مردم هم تشخیص می‌دهند.

    ممکن است اصولگرایان در اجرا با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، ولی در اصول کلی اختلافی ندارد.بنابراین اگر جریانی در دولت باشد گه بخواهد خارج از این چارچوب حرکت کند، مشخص است که خارج از مسیر است.

    یکی از شایعاتی که در ایام غیبت ده روزه رئیس جمهور شنیده می‌شد این بود که به نقل از ایشان می‌گفتند که اگر حمایت رهبری نبود، رای من ۳۵ میلیون بود. با توجه به اینکه شما جلسه‌ای با رئیس جمهور داشتید این مطلب از جانب ایشان بیان شده است؟

    من خودم از زبان آقای احمدی نژاد چنین جمله‌ای نشنیدم و در دیداری هم که ما با ایشان داشتیم چنین صحبتی نشد، اما آقای مشایی از این تحلیل‌ها کرده است و مطالبی در این جهت گفته است. یک سال و نیم قبل که بنده به همراه آقای حسینیان، زارعی، کوچک زاده.. با ایشان یک دیدار خصوصی داشتیم اتفاقا همین نکته را به ایشان گفتیم که «شما بچه‌های اصولگرا و حزب الهی را از دور آقای رئیس جمهور دور می‌کنی و شما مقصر هستی»

    پاسخ آقای مشایی چه بود؟

    می گفت این طور نیست و ما در حال اضافه کردن حامیان آقای احمدی نژاد هستیم و حالا داریم می‌بینیم.

    منظورشان جذب آرای مخالف و خاکستری بود؟

    بالاخره چیزهایی که خودشان می‌دانند. حرفم این است که ما یک سال و نیم قبل این حرفها را زدیم و تذکر دادیم. البته خود آقای احمدی نژاد در نشستی که بعد از عزل وزیر اطلاعات با ایشان داشتیم تصریح کردند که «اعتقادم به ولایت فقیه نسبت به ۶ سال گذشته۱۰۰ برابر شده است.» ما معتقدیم ایشان باید این اعتقاد را در عمل نشان دهند. اما می‌بینیم چهره‌ای مثل آقای مشایی، نزدیک ترین فرد به ایشان است. خوب! اینجا یک سری مواردی که باید به سرعت اجرا شود، به شکل دیگری عمل می‌شود.

    آقای احمدی نژاد همانطور که چهره‌ای پر کار هستند و امور را پیش می‌برند، باید به دفتر کاری خودشان هم مسلط شوند. البته من شنیدم که وقتی این دغدغه‌ها به ایشان گفته شده، آقای احمدی نژاد اعلام کردند «آقای مشایی مبرا از نسبت‌هایی است که به او داده می‌شود.»

    منظورتان اخباری است که در زمینه ارتباط ایشان با جن گیر و رمال و... وجود دارد؟

    حالا اینها را خودشان می‌دانند. بر اساس آنچه با خود آقای احمدی نژاد صحبت کردیم می‌گویند چنین اخباری درست نیست، اما بالاخره یک مسائلی وجود دارد؛ فردی به نام عباس غفاری دستگیر شده است و اظهار می‌کند که با آقای مشایی ارتباط دارد. درباره این فرد که با آقای رئیس جمهور صحبت می‌کنیم می‌گوید نمی‌شناسم و درست هم می‌گوید، اما درباره آقای مشایی ارتباط‌هایی هست؛ بالاخره این موضوع باید بررسی شود.

    با فرض صحت این مطالب، فکر می‌کنید ممکن است این موضوع از ارادت آقای رئیس جمهور به رئیس دفترش بکاهد؟

    این بستگی به خودشان دارد. من نمی‌دانم ایشان می‌پذیرد یا نمی‌پذیرد. آقای مشایی نزدیک ترین فرد به ایشان است و ما نمی‌توانیم در این زمینه تعیین تکلیف کنیم.

    غیبت رئیس جمهور نگاه نمایندگان اصولگرای مجلس را دچار تغییراتی کرده است؟

    بله، بالاخره تا حدی تغییر ایجاد کرده است و این باید توسط خود ایشان ترمیم شود. همه این موارد به عملکرد دولت باز می‌گردد، البته مجلس هم باید رعایت بکند که بی جهت مسائل را بزرگ نکند.

    طیف آقای مشایی و دوستانشان در حال فعالیت برای انتخابات مجلس هستند و از طرف منتقدانشان هم به هزینه کردن از منابع بیت المال متهم هستند. شما هم اخباری در این زمینه شنیده اید؟

    بله، اما اینکه با یقین بتوانم در این زمینه اظهار نظر کنیم نیست، اما خیلی‌ها می‌گویند. وقتی آقای توکلی علنا در صحن مجلس اعلام می‌کند این گروه قبل از عید از همه استانها حامیان آقای رئیس جمهور را جمع کردند و در همین محل سابق مجلس همایش انتخاباتی برگزار کردند و در نهایت و به هر یک از اعضای شرکت کننده هم یک کارت اعتباری ۱۰۰ هزار تومانی داده شده است. خوب این مبالغ از کجا آمده است؟ بالاخره اینها برای مردم و نمایندگان سوال است. آقای مشایی این منابع را کجا هزینه می‌کند؟ وقتی به این صورت عمل می‌کنند و گزارش دقیقی داده نمی‌شود عکس العمل هم به وجود می‌آید. یا درباره همایش شورای عالی ایرانیان، مطلع شدیم امیراحمدی که یک فرد جاسوسی است گفته شد که به همایش ایرانیان در تهران دعوت نشده است در حالی که ما مطلع بودیم که دعوت شده است. خوب زمانی که به اینجا می‌رسیم مدام شک و تردید در عملکردها پیش می‌آید. وقتی هم به وجود آمد خود به خود این شک‌ها به خود نهاد ریاست جمهوری نیز زیاد می‌شود. موقعی که شک زیاد شد، عکس العمل نشان می‌دهند.

    این طیف برنامه جدی برای انتخابات دارند و برخی اصولگرایان می‌گویند هدف آنها کسب کرسی‌هایی در مجلس است. فارغ از این مساله، فکر می‌کنید این طیف این میزان اقبال اجتماعی دارند؟

    این حرفها به صورت پراکنده زده می‌شود و گفته شده که آنها اعلام کردند که باید ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ کرسی مجلس را کسب کنند. اما مردم باید تشخیص بدهند و مردم هم دقیق تشخیص می‌دهند و اگر هم جایی به صورت اشتباهی انتخاب کردند بعدا آمدند آن را اصلاح کردند.

    فکر می‌کنید گروهی را که در میان سیاسیون، جریان انحرافی خوانده می‌شود در میان مردم هم بدون پشتوانه‌اند یا اینکه ممکن است آنها هم حامیانی برای خودشان داشته باشند؟

    خوب اقبال شاید در میان درصدی از مردم داشته باشند، اما این درصد به میزانی نیست که بتواند رای بیاورند. چون خود آقای احمدی نژاد هم این جریان را رد می‌کند. بنابراین اگر این جریان داخل دولت توسط آقایی مشایی هم بخواهد راه بیفتد، چندان با اقبال مردم روبرو نمی‌شود. همان طور که دولت اصلاحات موقعی با مردم رو راست برخورد نکردند و این باعث شد که از انتخابات شوراهای دوم، مردم دیگر اقبالی به آنها نشان ندهند. امروز هم هر جریانی بخواهد در برابر جریان اصولگرا که برخواسته از بطن نظام جمهوری اسلامی هستند حرکتی کند، مردم قطعا واکنش نشان می‌دهند.

    آقای کوثری فارغ از مسائل اصولگرایان شما فکر می‌کنید بعد از حوادث سال ۸۸، اصلاح طلبان چه میزان شانس برای حضور در مجلس نهم دارند؟

    در این حد که بتوانند گوشه‌ای از کرسی‌های مجلس را کسب کنند.

    حتی کمتر از مجلس هشتم؟

    حال در همین حد یا پایین تر. آنها به خاطر وارد شدن در بحث فتنه خیلی به نظام لطمه زدند. مردم هنوز این موضوعات را فراموش نکردند.



    تاريخ : دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 | 2:14 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    کامران دانشجو عصر یکشنبه در جلسه کمیسیون آموزش مجلس حاضر شد تا پاسخگوی نمایندگان مجلس درباره ابهامات دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان باشد که در این جلسه اثبات کرد مراحل راه اندازی دانشگاه قانونی است و تعیین نهایی هیئت موسس بستگی به برخی شرایط دارد.

    به گزارش خبرنگار مهر، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی پس از مدتها انتظار بالاخره ظهر روز گذشته با احضار کامران دانشجو تشکیل جلسه داد تا با سوالات اعضای این کمیسیون و پاسخهای وزیر علوم، ابهامات دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان که منتسب به اسفندیار رحیم مشایی برطرف شود.

    نخستین پیشنهاد دهنده تاسیس دانشگاه چه کسی بود

    علیرضا سلیمی - دبیراول کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفتگو با خبرنگار مهر در ارتباط با جرقه اولیه تاسیس دانشگاهی برای دانشجویان ایرانی خارج از کشور گفت: در تاریخ 12 خردادماه 88 سفیر ایران در کشور امارات طی نامه ای به وزارت علوم، پیشنهاد تاسیس این دانشگاه را مطرح می کند.

    وزارت علوم هم در تاریخ 27 شهریورماه 89 با مدیریت کامران دانشجو با کلیات طرح تاسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان موافقت اصولی می کند اما وزیرعلوم بر این باور است که چون اساسنامه این دانشگاه از نوع تیپ است، پس دیگر نیازی به نوشتن اساسنامه جدید ندارد.

     جزئیات و تعیین نهایی اعضای هیئت موسس دانشگاه

    به گفته اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی که در جلسه روز گذشته این کمیسیون حضور داشتند، کامران دانشجو اسامی هفت نفر از اعضای پیشنهادی هیئت موسس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان را با این عناوین اعلام کرد:

    مرضیه وحید دستجردی - وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
    علی اکبر صالحی - وزیر امور خارجه
    لطف الله فروزنده - معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور
    ابراهیم عزیزی - معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور
    حمید بقایی - معاون اجرایی رئیس جمهور
    اسفندیار رحیم مشایی - جانشین رئیس شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور
    محمد شریف ملک زاده - دبیرکل شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور

    سلیمی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر در ارتباط با پیشنهاد دهنده اعضای هیئت موسس این دانشگاه، تنها به بیان یک جمله بسنده کرد و گفت: ممکن است خود مشایی یا افرادی که در این لیست از سوی وزیرعلوم عنوان شده اند این اسامی را پیشنهاد کرده باشند.

    این در حالی است که اسم کامران دانشجو در این لیست دیده نمی شود و البته به گفته اسنفدیار اختیاری کسنویه یزد دیگر عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، اشخاص پیشنهادی حقیقی هستند اما شائبه حقوقی در این زمینه وجود دارد.

    اما علیرضا سلیمی در ارتباط با تعیین نهایی اعضای هیئت موسس این دانشگاه به مهر گفت: دانشجو در این جلسه تاکید کرد که در ارتباط با این دانشگاه فعلاً فقط نیاز سنجی آن هم از کانالهای قانونی صورت گرفته و سایر مراحل تصویب تاسیس این دانشگاه اعم از نوع و تعداد رشته ها، مقاطع و حتی تعیین نهایی هیئت موسس آن نیازمند مهیا شدن یک سری شرایط خواهد بود و تنها 20 درصد کار پیش رفته است. ضمن اینکه صلاحیت عمومی و اختصاصی تمام این اعضا باید از سوی وزارت علوم استعلام شود.

    وزارت علوم کانالهای قانونی را طی کرد

    اسفندیار اختیاری در گفتگو با خبرنگار مهر با تاکید بر اینکه تمام اقدامات وزارت علوم در ارتباط با روند تاسیس این دانشگاه و نگارش اساسنامه آن از طریق کانالهای قانونی صورت گرفته است اظهار داشت: با گزارش هایی که حسین نادری منش - معاون آموزشی وزارت علوم روز گذشته ارائه کرد مشخص شد که کامران دانشجو اقدامات مربوط به این دانشگاه را بر اساس قوانین آموزش عالی انجام داده است.

    همچنین نورالله حیدری دستنایی - عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی بر قانونی بودن اقدامات وزارت علوم در خصوص این دانشگاه صحه گذاشت و تاکید کرد: دریافت من این است که اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس روند تاسیس این دانشگاه را از سوی وزارت علوم تا به الان عرفی و قانونی ارزیابی کردند.

    قولهایی که وزیر علوم داد

    حیدری در ارتباط با نظر وزیر علوم در خصوص اعضای هیئت موسس دانشگاهی که منتسب به مشایی است به خبرنگار مهر گفت: حساسیت و دغدغه تمام اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی تنها روی اساسنامه و ترکیب اعضای هیئت موسس این دانشگاه است.

    به گفته این نماینده مجلس دانشگاهی با برچسب غیردولتی و غیرانتفاعی اما با ترکیبی کاملاً دولتی نمی تواند دانشگاهی باشد که مورد تایید قرار گیرد زیرا نه تنها به گفته اسفندیار اختیاری در آن شائبه رانت مطرح می شود بلکه اهداف تاسیس چنین دانشگاهی با چنان هیئت موسسی زیر سوال می رود.

    حیدری در خصوص قولهای کامران دانشجو اظهار داشت: دانشجو در این باره به اعضای کمیسیون آموزش قول داد که "نگران نباشید همانطور که من منادی اسلامی کردن دانشگاه های کشور هستم در خصوص این دانشگاه هم کوتاهی نمی کنم و با هیچ کسی هم رودربایستی ندارم، اگر بدانم اعضای این هیئت موسس نباید حضور داشته باشند حتماً اقدامات لازم را انجام می دهم."

    مکان دانشگاه کجاست

    هنوز مکان تاسیس دانشگاه مشخص نیست. اینکه دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان در تهران یا کیش راه اندازی شود به گفته سلیمی تنها زمانی مشخص می شود که سایر مراحل تاسیس این دانشگاه طی شده باشد.

    در صورتیکه دانشگاه در تهران تاسیس شود، شورایعالی انقلاب فرهنگی رای آن را صادر می کند در غیراین صورت، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای ارائه مجوز وارد عمل می شود.

    تهران و کیش هر چند دو مکان پیشنهادی تاسیس این دانشگاه هستند اما تعیین نهایی یکی از این دو شهر در مراحل بعدی قرار دارد.



    تاريخ : دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 | 2:13 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    محمد یک جوان افغان است که تولیدی لباس دارد و ماهی 5 میلیون کنار می گذارد. خانواده او اکثرا در اروپا زندگی می کنند

    تهران امروز نوشت یک جوان افغان که در تهران کار می کند می گوید ماهی 4-5 میلیون تومان درآمد دارد. محمد 21 ساله که در ایران به دنیا آمده، می گوید در خیابان افسریه تهران، با برادرش تولیدی لباس دارد و شکر خدا درآمدش بد نیست و ماهی 4-5 میلیون دانسته، کنار می گذارد.

    این جوان افغان، می گوید شباهت چهره افغانها به کره ای و ژاپنیها، مشکل مهاجرت غیر قانونی به اروپا را برای آنها آسان کرده، چون با جعل گذرنامه این کشورها و دادن 7-8 میلیون پول، از طریق فرودگاه امام تهران، می تواند به هرجایی که خواست، سفر کند.

    محمد به تهران امروز گفته: "پدرم به همراه دو خواهر و یک برادرم همینگونه به نروژ رفتند. الان هم برای دریافت گذرنامه یکی دیگر از خواهرام به سفارتخانه آمده ام که قصد دارد برای ادامه زندگی به همسرش که در سوئیس ساکن است، بپیوندد."

    او همچنین حرف معنی داری به خبرنگار تهران امروز زده: "ایران خوشبختانه آن قدر امکانات دارد که بخشیدن بخشی از آنها به افغانها، خللی در آن وارد نمی کند."



    تاريخ : یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 | 4:54 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند.

    احمد توکلی در گفتگو با مهر، با اشاره به نشست خبری هفته گذشته رئیس جمهور با رسانه ها گفت :آقای احمدی نژاد 3 موضوع مهم و قابل بحث در مصاحبه خود داشتند که اولین آن در مورد قانون گرایی دولت بود به طوریکه وی مدعی شده است که قانون گراترین دولت تاریخ ایران دولتهای نهم و دهم بوده است.

    وی با بیان اینکه موارد مکرر و متعددی از نقض قانون در دولتهای نهم و دهم وجود داشته است ، اظهار داشت: اگر مجری به نحوی اجرا کرد و مجلس یا قاضی طبق قانون اساسی قضاوت کرد که خلاف قانون صورت گرفته است ، دیگر ادعای مجری مسموع نیست  و لذا اینکه ایشان خود را قانونمندترین دولت از زمان مادها بداند فایده ای ندارد.

    رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در کشور ما حکومت مردم سالاری حاکم است و طبق قانون مجلس، قوه قضائیه و کمیسیون اصل نود قضاوت می کنند و رئیس مجلس بر قانونی بودن مصوبات دولت نظارت دارد.

    نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه احمدی نژاد به حدی بر این تصور غلط اصرار داشت که خودش را به عنوان مجری قانون اساسی در مقامی می دید که اعلام کرد مصوبات مجلس با قانون اساسی سازگار نیست، تاکید کرد: البته رئیس جمهور این خطا را چند سال پیش مرتکب شد که شورای نگهبان بیانیه رسمی داد و به احمدی نژاد اعلام کرد که حق اظهار نظر در مورد تطبیق قوانین با قانون اساسی را ندارد.

    توکلی تاکید کرد: همچنین در اواخر سال 88 رئیس جمهور نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت و ادعا کرد که حیطه اختیاراتش از چیزی که در قانون اساسی مرسوم است، باید بیشتر باشد و حتی چند مورد را نیز ذکر کرد و رهبر معظم انقلاب به دلیل اینکه تفسیر قانون بر اساس قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است به آیت الله جنتی حکمی دادند که عده ای از دولت و عده ای از مجلس جلسه ای را با یکدیگر برگزار کنند و بر روی مواردی که رئیس جمهور مدعی است بحث کنند.

    رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ادامه داد:  آیت الله جنتی از رئیس مجلس درخواستی مطرح کرد و لاریجانی نیز آقایان ابوترابی، باهنر، دهقان و بنده را مامور کردند و از طرف دولت نیز آقای میرتاج الدینی و خانم بداغی و آقای الهام و عزیزی مطرح شدند که البته آقای الهام در این جلسات شرکت نمی کرد و عزیزی به ندرت در جلسات شرکت می کرد و تنها خانم بداغی و میرتاج الدینی در این جلسات شرکت می کردند و 18 جلسه در مدت 6 ماه و در هر جلسه به مدت 3 ساعت با حضور برخی از اساتید حقوق عمومی دانشگاه های تهران و سه تن از اعضای شورای نگهبان برگزار شد و تقریبا تمامی ادعاهای دولت رد شد.

    وی تاکید کرد: شورای نگهبان در نهایت به صورت رسمی نظر خود را به رهبر معظم انقلاب اعلام کرد و احمدی نژاد نتوانست ادعاهای غلط خود را تعقیب کند.

    نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه همچنین احمدی نژاد نامه ای خطاب به نمایندگان نوشت و دعاوی نادرستی مطرح کرد و نمایندگان نیز جواب وی را دادند و سپس رهبری وی را از تکرار کارهای مشابه منع نمودند تاکید کرد: در این شرایط اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند.

    توکلی تصریح کرد: معتقدم قانون شکن ترین دولت بعد از انقلاب دولت احمدی نژاد بوده است و تکرار ادعاهای وی نفعی به حال کشور ندارد و وی باید به قانون عمل کند.

    وی به دیگر شاخص های قانون گریزی دولت اشاره و افزود: آخرین مورد آن سرپرستی وزارت نفت بود که با فشار مجلس و بعد از مدتها تمرد، بالاخره شخصی را معرفی کرد و یا اتفاقی که در قضیه ادغام ها پیش آمد و کار به حکمیت رهبر انقلاب انجامید که بر اساس بند 7 اصل 110 قانون اساسی ایشان جلسه ای تشکیل دادند و احمدی نژاد را وادار کردند که به قانون تمکین کند ولی باز هم در آن تمکین اختلالاتی بوجود آوری که مورد اعتراض مجلس واقع شد.

    رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به نشست خبری احمدی نژاد تصریح کرد: موضوع دیگری که در این نشست خبری مطرح شد این بود که احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال که اگر اطرافیان تعقیب شوند شما چه اقدامی انجام می دهید ادعا کرد که برای چندمین بار میگوید اگر نزدیکان من و بستگان من تخلفی انجام دادند باید به صورت جدی به آن رسیدگی شود.

    توکلی ادامه داد: باید در پاسخ بگویم این حرف واقعیت ندارد و هنگامی که رحیمی مورد تعقیب واقع شد، احمدی نژاد مقاومت زیادی انجام داد و حتی تهدید کرد در مقابل این اقدام ایستادگی می کند و در جلساتی که با وی برگزار شد اعلام کرد که این توطئه بر علیه دولت است .

    نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: سه قاضی با سابقه آقایان اژه ای، رئیسی و خلفی که قضات با سابقه و خوشنام کشورمان هستند پرونده رحیمی را مطالعه کردند و یک سال  پیش به نزد احمدی نژاد رفتند و به وی گفتند ما سه قاضی به اتفاق آرا تایید می کنیم که توجه اتهام به آقای رحیمی قطعی است و باید تعقیب شود اما احمدی نژاد 100 دقیقه برای این 3 نفر سخنرانی کرد و از توطئه علیه دولت یاد کرد و به صورت قاطع از معاون اول خود حمایت کرد.

    وی خاطرنشان کرد: در این زمینه باید به صورت شفاف مشخص شود که رئیس جمهور خلاف می گوید یا درست، در عین حال اگر احمدی نژاد راست می گوید من به صورت جدی استقبال می کنم و معتقدم فردی متهم مانند رحیمی نباید حتی یک ساعت معاون رئیس جمهور باشد.

    عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی بیان کرد: هم اکنون با اظهارات احمدی نژاد توپ در زمین ریاست قوه قضائیه است و باید سریعا قوه قضاییه رحیمی را تحت تعقیب قرار دهد و تمام ضوابط آیین دادرسی را در خصوص وی اجرا کند تا معلوم شود اگر ما اسم خود را حکومت حضرت علی (ع) می گذاریم حداقل ذره ای شبیه آن هستیم.

    وی به بخش دیگری از نشست رئیس جمهور نیز اشاره کرد و اظهار داشت: در قسمتی دیگر از این نشست احمدی نژاد مطرح کرد که در قبال اتهامات به نزدیکان خود سکوت وحدت آفرین اتخاذ کرده ام اما در حال حاضر اطرافیان وی به انحراف یا فساد متهم هستند و سکوت دولت یا سخن گفتن دولت جزو حقوق دولت نیست بلکه از وظایف دولت است در جایی که هنگام سخن گفتن است، دولت وظیفه دارد این کار را انجام دهد و جایی که وظیفه سکوت دارد باید این کار را انجام دهد.

    نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: معتقدم دولت وظیفه دارد در خصوص جریان انحرافی سخن بگوید و وظیفه ندارد سکوت کند و این سکوت وحدت آفرین نیست.

    توکلی در خصوص اینکه چرا رئیس جمهور حق سکوت در برابر انحرافات را ندارد افزود: وقتی اطرافیان احمدی نژاد به انحراف فکری و استفاده از قدرت سیاسی و جلب رای افراد  موثر اجتماع و یا  نمایندگان متهم می شوند اگر در این هنگام سکوت انجام بگیرد نتیجه آن پایین آمدن مشروعیت دولت است و به تبع آن کارایی دولت تا حد زیادی پایین می آید و اگر این کارایی به حد پایینی برسد  مصالح ملی و منافع مردم آسیب می بیند و لذا به دلیل اینکه آسیب به منافع ملی و مردم حق دولت نیست دولت حق ندارد سکوت کند و باید دفاع کند.

    رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: از احمدی نژاد می خواهم مرحمت کند سکوت خود را کنار بگذارد و از انحرافات امثال مشایی و اطرافیانش دفاع نکند تا معلوم شود چه کسانی مشغول رانت خواری و خرج بیت المال برای اغراض سیاسی هستند، رئیس جمهور  باید در باره انحرافاتی که ارتباط با جن گیران فاسد یکی از آن هاست  و از آن مهمتراتهامات فساد مالی است پاسخ دهد.

    وی ادامه داد: اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را افراد منزهی بدانند وحدت در ارکان حکومت امکان پذیر خواهد بود اما اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را منحرف و فاسد بدانند، از طریق کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی، منافع ملی دچار آسیب زیادی می شود بنابراین رئیس جمهور باید رسما از قوه قضائیه بخواهد پرونده آقایان رحیمی، مشایی، بقایی و ملک زاده که اتهامات مالی وغیر مالی بسیاری و سوء استفاده از قدرت متوجه آنها است رسیدگی شود.

    توکلی در پایان اظهار داشت: ضروری است دستگاه قضایی بیش از این مماشات به خرج ندهد و آقای دکتر احمدی نژاد بیش از این در خصوص اطرافیان منحرف و متهم خود طفره نرود، سکوت وی وحدت آفرین نیست.



    تاريخ : یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 | 4:50 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    خبر دلهره آور و وحشتناك است ؛ بخوانيد :

    مدیرعامل مراکز معاینه فنی خودروهای تهران گفت: به دلیل افزایش آلاینده های هوا متاسفانه آمار بیمارهای سرطانی عجیب و غریب به صورت وحشتناکی رشد یافته است به طوری که پزشکان در این عرصه دچار شوک شده اند.

    صدرالدین علیپور گفت: این هفته می تواند تلنگری باشد برای مسئولان تا با هم اندیشی و همفکری برای وضعیت اسفناک آلودگی هوا چاره ای بیندیشند.وی ادامه داد: سالها زحمت کشیدیم برای محیط زیست اما، به یکباره با تغییر قانون معاینه فنی در صدد از بین بردن اقدامات ما هستند. با توجه به آمار سال گذشته که 4 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا و 4 هزار نفر بر اثر نقص فنی خودرو جان خود را از دست دادند لازم است اقدامات مستمری در این حوزه صورت گیرد.

    وی در پایان گفت: به دلیل افزایش آلاینده های هوا متاسفانه آمار بیمارهای سرطانی عجیب و غریب به صورت وحشتناکی رشد یافته است به طوری که پزشکان در این عرصه دچار شوک شده اند. تعجب من از افرادی است که خود در این محیط زندگی می کنند اما، قانون افزایش سن معاینه فنی را تصویب می کنند.

    البته اصلا مهم نيست و الحمدلله آن قدر جمعيت داريم و رشد جمعيت مان به قدري است كه اگر سالانه قريب به 30 هزار نفر در جاده ها در اثر تصادف كشته شوند و يا سالانه در اثر آلودگي هواي تهران 4 هزار نفر مي ميرند و مشخصا در ديگر شهرهاي بزرگ و آلوده كشور نيز احتمالا در همين حدود جان مي سپارند اصلا مهم نيست!

    مهم اين است كه خداي ناكرده حرفي زده نشود كه به " تريج قبا" ي آقايان گير كند ، مهم جن گير و رمال و دعواهاي دولت و مجلس بر سر انتخابات مجلس و اين قبيل چيزهاست وگرنه اين مسال حاشيه اي(!) به خودي خود چندان اهميتي ندارند!

    اين وضعيت امروز كشور ماست و خدمت هر مسئولي كه اين نوشته را سياه نمايي يا اغراق مي داند  متذكر مي شويم كه اگر جان آدم ها و شهروندان ارزش داشت و اگر اين مسايل دغدغه اصلي مسئولان كشور بود ، بايد اقداماتي جدي در مسير اصلاح امور و تغيير وضعيت ديده مي شد كه متاسفانه شاهد يك عزم همه جانبه در بين مسئولان براي رفع اين معضلات نيستيم.

    سال هاست كه آمار بيشترين تلفات جاده اي در جهان را داريم ؛  مسئولان بگويند كه براي رفع اين معضل به شكل ريشه اي چه كرده اند ؟

    سال هاست آلودگي هواي تهران و ديگر شهرهاي بزرگ كشور ( از جمله تبريز ، اهواز ، مشهد ، اصفهان و...) شهروندان را به كام مرگ مي فرستد ؛ مسئولان بگويند كه براي حل ريشه اي اين معضل چه گام هاي عملي برداشته اند و نتيجه آن گام ها تا چند درصد در كاهش اين آمارها موثر بوده است؟

    ما در اين نوشته اين ادعا را نداريم كه هيچ كاري در كشور انجام نمي شود و هيچ مسئولي به فكر مردم نيست ، بلكه مراد ومدعاي اصلي اين نوشته اين است كه اولا اولويت هاي كشور سروته شده و امور فرعي اصلي و امور اصلي به فرعي تبديل شده اند و ثانيا در آنجايي هم كه قدم هاي برداشته شده به دليل اختلافات ميان دستگاهي و ناكارآمدي مديريتي و موازي كاري ها و سنگ اندازي ها و... اين كارها يا عقيم مانده اند يا اينكه به نتايج مطلوب نرسيده اند .

    براي نمونه هم مي توان عدم پرداخت بودجه مترو از سوي دولت را ذكر كرد كه علي رغم تصويب بنا به برخي دلايل سياسي و غير سياسي دولت زير بار پرداخت اين بودجه مصوب نمي رود و طبيعتا همين مساله درصدي در افزايش آلودگي هواي تهران و ترافيك شهري موثر بوده است.

    در سال هاي گذشته بارها و بارها موضوع استاندارد كردن خودروهاي توليدي كشور و پايين آوردن مصرف سوخت و موضوعاتي از اين دست مطرح بوده است ، اما شركت هاي توليد خودرو زير بار آن نمي روند و البته توجيهات اقتصادي خاص خودشان را هم دارند ، اما نتيجه عملي اين روند تداوم و حتي افزايش تلفات حوادث جاده اي در كشور بوده است كه طبق آمار همه ساله چند برابر تعداد كل شهداي انتفاضه فلسطيني هاست.

    سال هاست كه درباره مضرات امواج پارازيت گفته و نوشته مي شود اما تا كنون هيچ دستگاه و ارگاني زير بار آن نمي رود . خبري است كه مثل " خوره " به جان مردم افتاده و آنها را آزار مي دهد نه قويا تكذيب مي شود و نه تاييد و هر از چند گاهي مسئولي مصاحبه اي مي كند و با تاييد ضمني مساله پخش پارازيت روي امواج ماهواره اي خود را تطهير كرده و گناه كار را گردن ديگر ارگان ها مي اندازد .

    ولي نتيجه قضيه هيچ سودي براي شهروندان ندارد چرا كه در صورت صحت اين قضيه سالانه تعداد قابل توجهي از شهروندان در اثر امواج پارازيت مبتلا به انواع و اقسام بيماري ها و ناهنجاري ها مي شوند و البته هيچ كس هم مسئوليت صدمات وارده به شهروندان را بر عهده نمي گيرد.

    بنابراين ما شهروندان محق هستيم كه مسئولان را سرزنش كنيم و از آنها بخواهيم كه پاسخگو باشند چون اين جان و بدن ما و فرزندان و اعضاي خانواده ما (و البته خود مسئولان است ) كه قرباني مي شود و كسي هم به طور جدي فكري به حال آن نمي كند و اگر در جايي هم كاري مي شود كار ديگر دستگاه ها و ارگان ها آن را خنثي مي كند.

    بياييم براي يك بار هم كه شده مشكلات را روي كاغذ بنويسيم و ببينيم كه كدام يك براي مردم مهم تر است . از قديم گفته اند كه جان آدمي ارزشمند ترين چيز براي اوست  .

    اگر همين حرف را قبول داريم جان انسان و شهروندان را در اولويت همه برنامه ها قرار دهيم . اگر اين ديد بسط و گسترش يابدخواهيم ديد كه نخستين گام عملي در حل ريشه اي معضلات فوق الذكر برداشته شده و برداشتن گام هاي بعدي در چنين شرايطي هر چند دشوار است اما شدني است و مي توان با يك عزم ملي و اهتمام و تلاش و يك مديريت كارآمد و استراتژيك  معضل آلودگي هوا ، سكته ها وسرطان هاي ناشي از آن و ايمني خودروها و آمار بالاي تلفات جاده اي در ايران را حل كرد.

    نكته مهم اين است كه با ادامه وضع كنوني ،‌ در آينده اي نه چندان دور ،‌ سرطان هاي متعدد كه اكنون در بدن هاي ما در حال شكل گيري اند ،‌ با پيشرفت آرام بيماري ،‌ هولوكاستي را به وجود خواهند آورد كه 4 هزار قرباني كنوني در برابرش ناچيز خواهد بود ؛ سرطان هاي ناشي از سوخت هاي غيراستاندارد و پارازيت هاي نامرئي و غذاهاي غيربهداشتي و هورموني كه به خورد ملت مي دهند و نظارتي جدي بر آن نيست ... !



    تاريخ : یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 | 4:49 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در پی سخنان احمدی نژاد در مرقد امام و اشاره به برنامه آمریكا برای حمله به ایران، سایت محسن رضایی با اشاره به مناظره 2سال قبل این دو نفر به مچگیری پرداخت و نوشت:

    "آنها برای نجات رژیم جعلی صهیونیستی و خودشان، طراحی​هایی چون ۱۱ سپتامبر را انجام دادند و مثل ماجرای هولوكاست اجازه تحقیق درباره آن را نمی​دهند. آنها این بهانه را برای نجات اقتصاد خودشان دارند كه اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران را در دستور كارشان داشتند اما با هوشیاری ملت و رهبری ما شكست خوردند." این جملات كه بخشی از سخنان محمود احمدی نژاد است كه امسال در مراسم بزرگداشت رحلت امام(ره) بیان شد در واقع نشانه خوبی است كه می گوید آقای رئیس جمهور امروز در قیاس با ۶ سال گذشته به درك وسیع تر و بهتری از تحولات بین المللی رسیده است.

    تنها ۴ روز پس از اظهار نظر كارشناسی «محسن رضایی» در گفتگو با سیمای جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال ۱۳۸۸ در خصوص قطعی بودن حمله آمریكا به ایران و اقداماتی كه جلوی این حمله را گرفت، «محمود احمدی نژاد» در بیانی كنایه آمیز؛ این اظهارات را بی اساس توصیف كرد و آنها را ناشی از آرزوی شهادت گوینده آن دانست.

    اما این تنها موضع سرسختانه آقای رئیس جمهور در برابر تحلیل كارشناسی «رضایی» درباره حمله آمریكا به ایران نبود. «احمدی نژاد» در خلال مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری گذشته نیز آنگاه كه در برابر انتقادهای «رضایی» كه عملكرد اقتصادی و سیاست خارجی دولتش را به چالش كشید، سعی كرد با غیر واقعی خواندن تحلیل رقیبش درباره حمله آمریكا به ایران بحث را عوض كند كه در ادامه با این پاسخ «رضایی» مواجه شد: «متاسفانه آقای احمدی‌نژاد خود را كارشناس ارشد در تمام امور كشور می‌داند و این یكی از مشكلات او است. مسئله حمله آمریكا قطعی بود و حتی مقام معظم رهبری نیز در این مورد با نیروهای مسلح سخن گفته بودند».

    البته رضایی پیش از این در یادداشتی دلایل خویش برای طرح ادعای جدی بودن حمله آمریكا به ایران را، با تاكید بر درایت رهبر انقلاب در این باره، اینگونه مطرح ساخت:

    «۱- افشاگری بین المللی علیه حمله آمریكا به ایران، كه تحلیلگران ایران هم در این رابطه مؤثر بودند، موجب لو رفتن عملیات آمریكا و حساس شدن جهانیان شد.

    ۲- جدی گرفتن حمله از سوی رهبری و آمادگی فوق العاده نیروهای مسلح ایران برای رویارویی احتمالی با حمله آمریكا به ایران.

    ۳- تهدید جدی رهبری ایران كه درصورت حمله آمریكا، ایران تلافی سنگینی خواهد كرد.

    ۴- مانور سلاح های جدید ایران به خصوص نوع جدیدی از موشكهای دریایی كه آسیب پذیری ناوهای آمریكا را نشان داد و تا آنموقع امریكا اطلاعی از آنها نداشت.

    ۵- جلوگیری از قطع مذاكرات با اروپایی ها درباره مسائل مربوط به انرژی هسته ای و ارائه پیشنهادهای جدید به سولانا در بسته پیشنهادی یازده بندی آقای لاریجانی (دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی كشور) كه حتی مورد توافق سولانا نیز قرار گرفت.

    ۶- شكست آمریكا در حمله به لبنان كه مقدمه ای برای حمله به ایران محسوب می شد.

    در حقیقت اقدامات بازدارنده نظامی و سیاسی، همراه با افشاگری بموقع و در نتیجه آن فشار افكار عمومی مردم جهان، مانع حمله آمریكا به ایران شد. اگر نیروهای مسلح ایران در آمادگی بسر نمی بردند و یا افشاگری صورت نمی گرفت، و یا آمریكا در حمله به لبنان موفق می شد، جنگ بین ایران و آمریكا قطعی بود.»

    این گزارش می افزاید، هر چند دلایل ارائه شده از دقیق و حساب شده بودن این تحلیل حكایت داشت، اما آقای احمدی نژاد همچنان بر غیر واقعی بودن آن اصرار می كرد. این ماجرا داشت به فراموشی سپرده می شد اما انتشار خاطرات «جورج بوش»، رئیس جمهور پیشین آمریكا، هم این بحث را به عرصه رسانه ها بازگرداند و هم تأییدی شد بر آنچه «رضایی» پیش بینی كرده بود.

    بوش در كتاب خاطرات خود فاش كرد كه در دوران ریاست جمهوری‌اش طرحی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران آماده كرده و گزینه حمله به تأسیسات هسته‌ای سوریه را نیز به درخواست اسرائیل مورد بررسی قرار داده بود. وی در كتاب خاطرات خود در این باره نوشت: «به پنتاگون (وزارت دفاع آمریكا) دستور دادم،‌ بررسی‌های لازم را درباره ضروریات حمله به ایران انجام دهد. چنین اقدامی می‌توانست، لااقل به صورت موقت، بمب ساعتی را متوقف سازد.»

    اما این پایان نمایان شدن شواهدی كه حمله پیش بینی شده علیه كشورمان را تایید می كرد نبود. نیمه های اردیبهشت سال جاری بود كه یكی از فعالان رسانه ای اصولگرایان در وبلاگش با طرح اظهارات یكی از وزرای كابینه نهم بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد و تأكید كرد كه حتی این موضوع در هیأت دولت نیز طرح شده بود. «میثم تولایی» از روزنامه نگاران حامی دولت در این باره نوشت:

    «ماجرا از یك برنامه زنده تلویزیونی شروع شد، اسم برنامه: گفت‌وگوی ویژه خبری، مجری: حیدری و مهمان... . قطعا تا الآن فهم كرده‌اید كه از چه می‌گویم! از آن شبی كه آقای محسن رضایی خبر از حمله آمریكا به ایران طی ۲۰ روز آینده داد اما اكنون كه ۵ سال از آن شب می‌گذرد به لطف خدا و تدبیر مقام معظم رهبری چنین اتفاقی نیفتاد.

    احمدی‌نژاد در شب مناظره همین قضیه را مطرح كرد و از پیش‌بینی خودش حرف زد كه ما می‌دانستیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد و غیره كه البته آقای رضایی اینگونه پاسخ داد كه باید به مقام معظم رهبری به دلیل درایت و تدبیرشان تبریك گفت، چرا كه ایشان كشور را از بحران خارج كردند.

    اما واقعیت: جلسه‌ای را اخیرا با یكی از اخراجی‌های! دولت داشتیم كه البته تعداد اندكی در این جلسه حضور داشتند. این بنده خدا ماجرایی را برایمان تعریف كرد كه از تعجب فك چسبانده بودیم بر ارض و سقف دهان بر سماء!!

    او گفت: در آن ماجرایی كه آقای رضایی در تلویزیون بحث حمله به ایران را مطرح كرد همه ما این قضیه را می‌دانستیم و حتی به لحاظ ...بودیم(اینجا را هم نباید گفت!) و جالب‌تر اینكه در هیئت دولت در مورد این قضیه بحث‌های زیادی صورت گرفت .»

    اما شاه بیت این ماجرای بحث برانگیز كه همواره با تكذیب یا سكوت آقای رئیس جمهور همراه بود در نیمه خردادماه سال جاری سروده شد، آنگاه كه، «محمود احمدی نژاد» به صراحت طی سخنانی در حرم امام(ره) تأیید كرد كه خود نیز از طرح حمله آمریكا به ایران در زمان دولت «جورج بوش» مطلع بوده و بدان باور داشته است.

    این نوشته آن هم پس از گذشت چندین روز از سخنان آقای رئیس جمهور در اثبات تحلیلی كه روزی از سوی ایشان غیرواقعی پنداشته می شد نه برای تخطئه وی نگاشته شده و نه در تجلیل از تحلیل دقیق بیان كننده آن.

    آنچه در باب اظهارات آقای «احمدی نژاد» از اهمیت خاصی برخوردار است، گرایش ایشان به درك واقعی از تحولات پیچیده و چند بعدی بین المللی است. رویكردی كه در صورت تداوم می تواند بركات بسیاری در مدیریت بهینه امور مملكت داشته باشد.

    اكنون امید می رود آقای رئیس جمهور به نظرات كارشناسی دلسوزان مملكت در همه زمینه ها، به ویژه اقتصاد و سیاست خارجی، بیش از پیش توجه و تمكین نماید و عرصه ملی را برای پیشرفت شتابان كشور مهیا سازد.



    تاريخ : یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 | 4:43 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    یک سایت خبری که بسیاری آن را اصلی ترین و مهم ترین رسانه ی مشایی می دانند، در مطلبی خطاب به مصباح یزدی گفته که "حمایت شما باعث ریزش آرای احمدی نژآد شد"

    به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب" Entekhab.IR ، این سایت که پیشتر خواستار "دعا برای رفع نزول بلا در شب 14 خرداد شده بود"، به برخی سخنان آقای مصباح یزدی در مورد مشایی پاسخ داده است.

    این سایت در بخشی از پاسخ خود به مصباح آورده است: آقای مصباح! شما در یک سخنرانی بیش از ۲۰ بار اسم شیطان را بزبان آورده اید ولیکن آقای مشایی در سخنرانی اش بیش از ۲۰ بار نام امام زمان (عج) را به زبان می آورد .

    قابل ذکر است، برخی محافل، انتساب این سایت به آقای مشایی و حتی روزنامه "هفت صبح" را رد کرده و مسئولیت آن را متوجه "خبرنگار اخراجی" و مدیر برخی سایت های زنجیره ای مانند "محرمانه" و "حقیقت" (که همه ی آن ها فیلتر نیز شده اند) دانسته اند.

    نکته ی جالب این سایت ها، استفاده ی مکرر از واژه ی "علامه" ، "حضرت آیت الله" و ... برای آقای مصباح یزدی تا 3 ماه پیش بوده است، حال آنکه، این روزها، در بهترین حالت از واژه ی "آقای مصباح یزدی" استفاده می کنند!

    متن این سئوال و جواب در پی می آید:

    - آقای مصباح در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت:

    نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.

    پاسخ: آقای مصباح ممکن است بفرمائید که شما برای انتخاب آقای احمدی نژاد چه زحمتی کشیده اید؟ شاید برای افکار عمومی هم خوب باشد که از زحمات شما مطلع شوند . چون شما در صحبت هایتان از معاویه مثال آورده اید ماهم از معاویه برایتان می گوییم .

    تمام کسانی هم که در جنگ با معاویه شرکت کرده بودند از حب علی (ع) به میدان نرفته بودند بلکه بعضی هایشان هم از بغض معاویه در جنگ شرکت کرده بودند . حالا شما هم اگر با اصلاح طلبان وارد چالش شدید، نه بخاطر حب احمدی نژاد بود بلکه بخاطر بغض شما از اصلاح طلبان بود . چون می دانستید که شخصیتی که بتواند آنها را شکست دهد را در چنته ندارید .

    همانگونه در سال ۸۴ شما و تمامی حامیان شما از آقای لاریجانی معروف حمایت کردند ولیکن نتیجه چه شد . در ثانی حمایت شما از آقای احمدی نژاد باعث ریزش آرای وی شد نه افزایش آرای ایشان منتها آرای احمدی نژاد آنقدر بالا بود که این ریزش ها اثری در برتری آرا نداشت .

    آقای احمدی نژاد در سال ۸۴ برای مردم ناشناخته بود و توانست با ۵ میلیون رای هاشمی را کنار بزند ولیکن در سال ۸۸ که مردم بهتر ایشان را شناختند ۲۴ میلیون رای آورد . اگر در سال ۹۲ امکان شرکت وی در انتخابات میسر شود و شما هم از ایشان طرفداری نکنید - مطمئن باشید که ۳۴ میلیون رای را خواهد آورد . اگر حافظه محترمتان شما را یاری کند در سال ۷۶ نیز شما تمام و کمال از آقای ناطق نوری حمایت کردید ولیکن رای ناطق نوری آن شد که دیدید .

    تازه بعضی ها هم بخاطر مخالفت با شما و کاندیدای شما به خاتمی رای دادند . در ادامه گفته اید که: در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است. حاج آقا لطفا براساس احساس تصمیم نگیرید . خداوند متعال عقل را برای چه به انسان عطا نموده است برای همین کارها که آدم فکر کند و بعد تکلیف خود را مشخص کند نه اینکه احساسات تکلیف آدم را مشخص کند.

    - مصباح یزدی:

    برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد. وی فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالیان قبل دانست.

    پاسخ: آقای مصباح این اطلاعات بسیار دقیق را شما چگونه از مرکز برنامه ریزی ابلیس بیرون آورده اید . آیا در مرکز برنامه ریزی ابلیس نفوذی دارید؟ یا اینکه رابطه تان آنقدر خوب است که اخبار این مرکز را برای شما هم می فرستند. جالب اینجاست که می گویند سایت های زنجیره ای مشایی! آنوقت خودشان در مقابل دو تا سایت طرفدار مشایی سی و سه تا سایت ضد مشایی درست می کنند. می گویند مشایی با جن گیر ها در تماس است! ولیکن خودشان اخبار مرکز برنامه ریزی ابلیس را ارائه می دهند.

    - مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت:

    در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند اما ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.

    پاسخ: شما که با جامعه مدرسین سر و سری دارید و همه مدرس ها را می شناسید میشه بفرمائید که مدرس شما چه کسی است؟ - آقای مصباح آیا می دانید که فرق سخنرانی شما با آقای مشایی چیه ؟ فرقش در این است که شما در یک سخنرانی بیش از ۲۰ بار اسم شیطان را بزبان آورده اید ولیکن آقای مشایی در سخنرانی اش بیش از ۲۰ بار نام امام زمان (عج) را به زبان می آورد .

    - مصباح:

    البته برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت

    .
    پاسخ: آقای مصباح خوب برای خودتان می برید و می دوزید . عنوان جریان انحرافی را به دیگران می دهید بعد می گوید این عنوان برایشان زیادی است عنوان گروهک انحرافی بدهیم . نمی دانم در آینده چه عنوانی را اعطا خواهید کرد. ما که می نویسیم آقای مصباح، چند روزی غش می کنند و می نویسند: کار را به جایی رسانده اند که به علامه مصباح گفته اند آقای مصباح . بعضی وقتها من تجسم می کنم که اگر این حامیان متعصب و بی عقل شما را آقای مشایی داشتند در مقابل اتهام شما به ایشان که می گوئید شاگرد ابلیس است چه واکنشی نشان می دادند. در اینجاست که باید گفت صبر و هم از صبر مشایی بی تاب شد.

    مصباح:

    صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد نمی توان به وی اعتماد کرد، گرچه که برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند.

    پاسخ: حداقل یک بارهم که شده از حقیقت صحبت کرده اید. باور بفرمائید ما هم چندین و چند بار این حرفها را به حامیان شما گفته ایم ولیکن گوش نکرده اند شاید از زبان شما بشنوند روی آنها تاثیر بگذارد.

    آقای مصباح:

    بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود.

    پاسخ: تا اونجا که ما پای منبرها شنیده ایم گفته اند که الغيبت اشد من الزنا. در روایت آمده است که رسول خدا (ص) وصاياي خودش را به ابوذر بيان مي كند و مي فرمايد: « يَا أَبَاذَر إِيَّاكَ وَ الْغِيبَةَ فَإِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا؛ از غيبت دوري كن. چون غيبت از زنا سخت تر است» . در ادامه ابوذر مي گويد كه گفتم :چرا اين گونه است ؟ حضرت در پاسخ فرمود:«لِأَنَّ الرَّجُلَ يَزْنِي فَيَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الْغِيبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّى يَغْفِرَهَا صَاحِبُهَا»(1) يعني علت سخت تر بودن اين است كه شخص زناكار مي تواند توبه كند و خداوند متعال توبه او را قبول نمايد. اما در غيبت تا زماني كه شخصی که از او غيبت شده ،از شخص غيبت كننده راضي نشود و وي را نبخشد، قابل بخشش نيست» . اینجاست که باید گفت علامه ی مصباح باور بفرمائید هیچ علامه ای از صدر اسلام تاکنون حرام خداوند را حلال نکرده بود چه برسد به اینکه حرام خداوند متعال را واجب کند که شما اینکار را کردید . علامه ی مصباح بهتر است شما یکبار دیگر معنی لغوی غیبت را مرور کنید بعد برای مریدان خود فتوا دهید.



    تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 6:17 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در حالی که دولت نهم و دهم همواره بر ساده زیستی مدیران تاکید کرده ، یک نماینده مجلس از "ماجراي خريد هواپيما براي رئيس جمهور " پرده برداشت.

    به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب" Entekhab.iIR؛ محمدرضا خباز با اشاره به بودجه ی  13 هزار و 500 ميليارد تومانی که مصوب شد دولت آن را در راه  حوادث غيرمترقبه مانند سيل، سرمازدگي، خشکسالي و... هزينه کند، گفت: اگر من بگويم دولت از مجموع مصوبات خود تنها بخشي را به اين مسأله اختصاص داد و بقيه پول قرار بود در جاهاي ديگر هزينه شود، تعجب خواهيد کرد.

    وی افزود: پس از مدتی شنیدیم در مصوبه آبانماه هيأت وزيران، اين پول قرار شده در راههاي ديگري هزينه شود که ما دي ماه متوجه اين مصوبات شديم.

    خباز گفت: مثلاً قرار شده بود از پول حوادث غيرمترقبه 10 ميليارد تومان به يکي از پروژه هاي عمراني تهران پرداخت شود، يا اينکه قرار بود بيش از 45 ميليارد آن براي خريد هواپيماي رياست محترم جمهوري هزينه شود.

    وی با اشاره به اینکه خرید این هواپیما ارتباطی با  ماجرای خرید در دولت اصلاحات ندارد، افزود: دولت در آبمانماه 1389 مصوب کرده بودند که يک هواپيماي جديد ايرباس 330 براي رياست جمهوري خريداري شود.

    این نماینده مجلس اضافه کرد: مصوبه هيأت وزيران ديماه سال 89 به دست ما رسيد و ما در هيأت تطبيق با آن مخالفت کرده و به دولت بازگردانديم.

    خباز در پایان می گوید: نمي دانم آن هواپیما، سرانجام خريداري شد يا نه.

    به گزارش خبرنگار سیاسی "انتخاب"؛ این خبر مهم، در حالی شنیده می شود که دولت نهم و دهم همواره بر ساده زیستی مدیران تاکید کرده و حتی بارها خرید هواپیما توسط دولت اصلاحات را به نقد و چالش جدی کشیده است.

    خباز در ادامه با اشاره به اقدامات غیرقانونی دولت می گوید: اگر مجلس پدر با صلابتي بود، فرزندش نمي توانست از قوانين تخلف کند.

    وی گفت: آقايان که رجايي را الگو قرار مي دهند، بايد به اين جملات رجايي هم دقت کنند که مجلس را پدر دولت مي خواند.

    به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب"؛ خباز که این سخنان را طی گفت و گویی مشروح با "قدس" بیان داشته، می افزاید: يک پدر دلسوز، تمام مساعي خود را براي رشد و بالندگي فرزندش به کار مي برد، اما اگر قرار باشد با وجود اينها باز هم فرزند به حرف پدر و قوانين توجه نکند، بايد يک پدر با صلابت، گوش فرزندش را بگيرد؛ اما آيا ما اين کار را کرديم؟



    این نماینده مجلس در پایان می گوید: متأسفانه، مجلس تا به حال که چنين تواني از خود نشان نداده است و دولت هر کاري مي خواهد انجام مي دهد.



    تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 6:13 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    تاريخ : پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 | 7:13 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که انحرافی عمیق را سازماندهی کند، باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است که با تمام توان و تجربه اش به یاری ایشان آمده است.

    به گزارش «تابناک»، خبرنگار رسا نوشت: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، روز گذشته در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.

    رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد، باید تنها منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید.

    وی با تأکید بر اینکه حکومت عدالت امیر مومنان یک الگوی مناسب برای ماست بیان داشت: ریزش در مسئولین زمان حضرت علی نیز وجود داشت، به گونه ای که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرالمومنان از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند.

    آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه نباید در مسئولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسئولین، رأی ندهیم بلکه در هر انتخابی باید تلاش کنیم اصلح نسبی را برگزینیم.

    عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این پرسش که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم، تحت تأثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم، بلکه در هر زمان هر چه احساس کنیم، تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.

    آیت الله مصباح یزدی در ادامه افزود: بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیار دفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.

    رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این شبهه که برخی می گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، بیان داشت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است پس از یک عمر گناه، توبه کند مانند حر و یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود.

    وی فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالیان پیش دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند، بزرگترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم زیر و زبر کند.

    آیت الله مصباح یزدی افزود: برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از فراهم کردن زمینه ها، یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در تاریخ اسلام را از بین ببرد.

    رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند.

    آیت الله مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد، باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است؛ البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند؛ اما ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.

    وی با اشاره به اینکه قرائنی مبنی بر تأثیرگذاری بر رئیس جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد، اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد، تأثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.

    عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد نمی توان به وی اعتماد کرد، هرچند برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند.

    آیت الله مصباح یزدی، یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است.

    وی افزود: نمی شود کسی از دینداری و تدین حرف بزند و از آمریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است.

    رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را خاطر نشان کرد و گفت: وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایتعهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود، در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شرابخور بیعت نمی کنم، گفته بود اما یزید درباره شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید.

    آیت الله مصباح یزدی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج) مسأله انسان کامل را مطرح می کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می دانند.

    عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان قطب خود را انسان کامل می دانند و این مسأله پس از مرگش به پسرش منتقل می شود.

    وی افزود: از نظر متصوفان امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد با آن اتحاد پیدا می کند و این دسته از افراد معمولا تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست.

    آیت الله مصباح یزدی، ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.

    رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارد، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم، کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم گناه کرده ایم و باید پاسخ بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده ایم.

    وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می گویند احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت.

    عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایش های مقام معظم رهبری در روز 14خرداد تصریح کرد: معظم له، یکی از ویژگی های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می کند.

    آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند؛ اما در عمل، انتظار ما را محقق نکردند گفت: میزان سنجش عملکرد مسئولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم.



    تاريخ : پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 | 3:39 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    «اَعوُذُ بِالله مِنَ الشَیطانِ الرَّجیم؛ بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم؛ اَلحَمدُ لِله رَبِّ العالَمین وَ صَلَی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَیِبینَ الطاهِرین وَ لَعنَهُ الله عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین»

    رُوَی عَن الصّادِقِ علیه‏السلام قال: «لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» 

    مروری بر مباحث گذشته

    بحث ما راجع به حیاء بود. عرض کردم یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‏حیایی است. در گذشته به مناسبت‏ها و روابط گوناگون، تقسیم‏بندی‏هایی برای حیاء گفتیم؛ از جمله آخرین تقسیم‏بندی ما در ارتباط با حیاء نسبت به شاهد و ناظر عملِ قبیح انسان است؛ لذا عرض کردم ما یک حیاء من الخلق داریم، یک حیاء من النفس داریم، یک حیاء من الملائکه، یک حیاء من اولیاء الله و یکی هم حیاء من الله داریم. در گذشته اینها را مختصری توضیح داده‏ام و حتّی در جلسه قبل درباره چگونگی حیاء من الله تا حدودی توضیح دادم و روایاتش را هم خواندم. این اقسام پنج گانه‏ای که برای حیاء گفتیم، همه برگرفته از روایات ما بود.

    حالا چند سؤال مطرح است. یک؛ کدام ‏یک از اینها با ارزش‏تر است؟ دو؛ از نظر زیبایی کدام‏ یک از اینها زیباتر است؟ سه؛ از نظر کاربرد در سطح جامعه، کدام ‏یک از اینها کاربردی‏تر است؟

    با ارزش‏ترین حیاء

    اوّل سراغ ارزش اینها برویم. بحث در این است که در معارف ما، کدام یک از حیاء من الخلق، حیاء من النفس، حیاء من الله، از نظر ارزشی با ارزش‏تر است؟ قبل از اینکه وارد بحث شوم، مقدمتاً مسأله‏ای را یادآوری می‏کنم که ما گفتیم: در باب حیاء که همان حالت انکسار و انفعال روح در ربط با عملِ قبیح است، سه نکته مطرح است: یک؛ عاملِ عمل، دو؛ عمل و قُبحِ ناشی از عمل و سه؛ آن شاهدی که عمل قبیح را شهود می‏کند. اینها در باب مسأله حیاء وجود دارد. در مورد قبح نیز، ما هم قبح عقلی داریم، هم قبح شرعی داریم و هم قبح عرفی یعنی قبح متشرعه داریم.

    حیاء از شاهد غایب

    با توجّه به این مقدّمه کوتاه، به سراغ بحث اوّل می‏رویم. اگر نعوذبالله عمل قبیحی از انسان صادر شود و شاهدی که آن عمل را شهود می‏کند، شاهدی بیرونی و غیر مشهود باشد و بعداً انسان منفعل شود، این حیاء افضل و باارزش‏ترین حیاها است. یعنی حیای نسبت به شاهدی که من نه شهود ظاهری نسبت به او دارم و نه شهود او را می‏بینم ولی او بر احوال من آگاه است و مرا می‏بیند، بالاترین حیا است. اگر از چنین شاهدی حیاء کنم این با فضیلت‏ترین حیاها است چون نه او را می‏بینم و نه دیدنش را می‏بینم، بلکه فقط درک کرده‏ام که آن شاهد بیرونی، بر اعمال من آگاهی دارد و به خاطر همین مرتکب خلاف و عمل قبیح نمی‏شوم.

    حیای از خداوند

    اگر انسان بخواهد فعل قبیحی نزد شاهدِ بیرونیِ غیرِ مشهود انجام دهد ولی در این رابطه منفعل شود، یا اگر نعوذبالله غفلتاً عمل قبیحی انجام دهد و بعد منفعل شود و همین حالت مانع تکرار آن عمل زشت شود، این حیاء افضل حیاها است. چون انسان آن شاهد را نمی‏بیند، دیدن او را هم نمی‏بیند، ولی ادراک می‏‏کند که او بر اعمالش آگاهی دارد و از این که عملی انجام دهد که نزد او قبیح است، شرم می‏کند. این قسم، با ارزش‏ترین حیاها است. ما در روایت از علی(علیه‏السّلام) داریم: «اَفضَلُ الحَیاء اِستِحیاؤکَ مِنَ الله»  با فضیلت‏ترین و ارزشمند‏ترین فردِ حیاء این است که انسان از خدا خجالت بکشد؛ به خصوص در ارتباط با معاصی و گناهان. حیاء یعنی من از آن فعلی که نزد شاهد اعمالم قبیح است، خجالت بکشم و آن ترک کنم.

    حیاء اثر سوء اعمال زشت را از بین می‏برد

    ما در روایت داریم خود این حیا، دارای آثاری است. حالا چون این روایت را قبلاً خوانده‏ام، آن را تکرار نمی‏کنم. از آثار این که متوجّه می‏شوم فعلی عند الله قبیح است و برای اینکه از خدا خجالت می‏کشم، آن فعل را انجام نمی‏دهم، این است که اگر در گذشته، غفلتاً فعل قبیحی از من صادر شده بود، این حیاء اثرِ سوء آن را از بین می‏برد. اگر عمل زشتی از من سر زده است که مرضی عند الله نبوده و حالا متوجّه شده‏ام و از خدا خجالت می‏کشم، همین حیاء من الله موجب می‏شود بسیاری از آن خطاهای گذشته من محو شود، یعنی اثرِ سوء آن از بین برود.

    حیاء «اثر» و «خود گناهان» را محو می‏کند

    در روایتی از علی(علیه‏السّلام) است که فرمودند: «اَلحَیاء مِنَ الله یَمحوُ کَثیراً مِنَ الخَطایا»  چه تعبیر زیبایی است. حیاء از خدا، موجب می‏شود آثار سوء بسیاری از گناهان از انسان برطرف شود. البته این یک برداشت از روایت است. از نظر طلبگی یک طور دیگر هم می‏توان این را معنا کرد. به تعبیر ما سالبه به انتفاء موضوع می‏شود، یعنی همین که انسان از خدا شرم کند و گناه نکند، موجب می‏شود که در آینده دست او آلوده به گناه نشود. طبق برداشت دوم «یَمحوُ کَثیراً» یعنی در آینده جلوی بسیاری از گناهان را می‏گیرد و محو می‏کند. چه بسا ما بتوانیم از این روایت، این برداشت را هم بکنیم، ولی ظاهر روایت آن بود.

    زیباترین حیاء

    سراغ زیبایی اقسام حیاء می‏رویم، در بین این اقسام، آنجایی که انسان از شاهدی درونی که غیر مشهود است حیاء می‏کند، زیباترین قسم حیاء است. شاهد درونی است و غیریتّی بینِ انسان و او نیست، بلکه همراه انسان است و اصلاً جدا شدنی نیست. زیباترین قسم حیاء، حیاء من النفس است.

    حیاء من النفس یعنی وجود انسانیّت

    این قسم از حیا، کاشف از آن است انسان هنوز انسانیّت داشته و عقل عملی‏اش کار می‏کند. هنوز قوای حیوانی نتوانسته آن ودیعه الهیّه انسانیّه‏ای را که در او نهاده است، محو کند. هنوز عقل عملی وجود دارد، به طوری که مانع ارتکاب اعمال زشت می‏شود.

    «انسان» از خودش حیاء می‏کند!

    حیاء من النفس یعنی خودم خجالت می‏کشم؛ اینجا دیگر صحبت خدا نیست. از خودم خجالت می‏کشم که کاری کنم که موجب سرافکندگی در مقابل خدا باشد. چون من شهود او را نسبت به اعمالم، ادراک می‏کنم و می‏دانم که او همیشه همراه من است، جدای از من نیست، خجالت می‏کشم و شرم می‏کنم. معنای آن این است که هنوز عقل عملی که ادراکِ حُسن و قُبح می‏کند، سرجای خودش هست. هنوز انسان بوده و مسخ نشده است. من صریح می‏گویم، حیای از نفس، یعنی این‏که انسان هنوز حیوان نشده است و هنوز بهره‏ای از انسانیّت دارد؛ لذا حسن و قبح عمل سرش می‏شود. این در بینِ اقسامِ حیاء، زیباترین حیاء است.

    فرق حیای زیبا و حیای افضل

    این حیاء زیباترین است نه با فضیلت‏ترین. این با قبلی فرق می‏کند. قبلی غیریّت بین شاهد و انسان بود، ولی اینجا غیریّتی در کار نیست. نفس همیشه همراه من است. آن لذا فضیلت و ارزشش بیشتر بود و این زیبایی‏اش. در اوّلی من شاهد را نمی‏بینم، دیدن او را هم نمی‏بینم، پس حیاء خیلی زیاد است و بسیار ارزش دارد. امّا اینجا، اینجا نفس که همیشه همراه من است و غیریّت بین من و او نیست آن‏قدر ارزش ندارد ولی زیباترین حیاء است؛ لذا تعبیر در روایت این است. علی(علیه‏السّلام) فرمودند: «اَحسَنُ الحَیاء اِستِحیاؤکَ مِن نَفسِک»  زیباترین حیاها آن حیائی است که از پیش خود و درون خود حیاء کنی.

    نهایت حیاء، شرم از خود است

    ما تعبیرات گوناگونی در این رابطه داریم که در روایات وجود دارد. مثلاً در روایت دیگری از علی(علیه‏السّلام) داریم: «غایَۀُ الحَیاء أن یَستَحییَ المَرءُ مِن نَفسِه»  نهایت حیاء این است که شخص از خودش در برابر عمل قبیح حیاء کند و آن را انجام ندهد. این تعبیر «مِن نَفسِه» یعنی هنوز عقلِ عملی او حسن و قبح سرش می‏شود و هنوز از وادیِ انسانیّت خارج نشده است.

    تمام انسانیّت به حیاء است

    علی(علیه‏السّلام) در یک روایت دیگر فرمودند: «مِن تَمامِ المُرُوَّه أَن تَستَحیی مِن نَفسِک»  تمام مروّت این است که از خودت حیاء کنی. ما گاهی از مروّت به «جوان‏مردی» تعبیر می‏کنیم و می‏گوییم: مروّت، همان جوان‏مردی است که یکی از خصلت‏های انسانی است. به حیوان نمی‏شود گفت «جوان‏مرد». پس با این توضیح، روایت می‏فرماید: کسی که از خودش حیاء می‏کند، هنوز خصلت انسانیّت خود را از دست نداده است.

    همه‏ی این روایات مؤید این معنا است که زیبایی، زیباترین اقسام حیاء این است که انسان از خود حیاء کند. این حیاء دیگر جنبه تحمیلی هم ندارد، خیلی هم زیبا است چون خود جوش است و نشانه این است که فرد هنوز از وادی انسانیّت خارج نشده است.

    پرکاربردترین حیاء

    اما سوم، از نظرِ کاربرد در سطح جامعه که بسیار هم مهم است، کدام قسم حیاء است؟ حیائی که از همه اقسام کاربرد بیشتری در جامعه دارد، حیاء از خلق است. چرا؟ چون اینجا دیگر بحث شاهدی است که ظاهراً مشهود است و من هم دارم او را می‏بینم که او مرا می‏بیند. به حسِ ظاهری دارم این را می‏بینم. مثل اقسام دیگر نیست. 

    حیای از مردم زیربنای حیای از خود و خدا

    از نظر درجه‏بندی، ابتدایی‏‏ترین اقسام حیاء همین نوع حیاء است. یعنی ابتدایی‏تری اقسام حیاء، حیاء من الخلق است و انتهای‏ترین آن، حیای من الله است. ولی این مطلب هست که زیربنای حیاء در انسان حیاء من الخلق است. که اگر این حیاء بود، بقیه می‏تواند دانه‏دانه در درون انسان شکل بگیرد و پشت سر این بیاید. اگر این نباشد بدانید که دیگر از هیچ‏یک از این اقسام حیا، خبری نیست. نه حیاء من اولیاءالله دارد، نه حیاء من الملائکه دارد، نه حیاء من النفس دارد و نه حیای من الله دارد. هیچ چیز دیگر ندارد.

    وقتی از کسی که او را داری می‏بینی حیاء نمی‏کنی ...!

    جهت آن را عرض می‏کنم. امام حسن عسکری می‏فرمایند: «مَنْ لَمْ يَتَّقِ وُجُوهَ النَّاسِ لَمْ يَتَّقِ اللَّه‏َ»  اگر کسی پرهیز از مردم نداشته باشد که آنها دارند او را می‏بینند، دیگر پرهیز از خدا ندارد. چون او مردم را دارد خودش با این چشم سرش می‏بیند که آنها دارند کاهایش را می‏بینند؛ وقتی از آنها حیا نمی‏کند آیا از خدایی حیاء می‏کند که با این چشم سر دیده نمی‏شود؟! وقتی که ملاحظه این را نمی‏کند، ملاحظه خدا نکردن برایش سهل است. علی(علیه‏السّلام) فرمود: «مَن لَم یَستَحیِ مِنَ الناس لَم یَستَحیِ مِنَ الله»  خیلی روشن است؛ هر کس که از مردم خجالت نکشد، از خدا خجالت نمی‏کشد. اینجا این دانه دانه روایات را می‏خوانم؛ حضرت در جای دیگر می‏گوید: «شَرُّ الاَشرار مَن لایَستَحیِ مِنَ النّاسِ»  در بین اشرار، شرترین آنها یک چنین آدمی است که از مردم خجالت نمی‏کشد.

    «حیاء» در چشم و نگاه پیدا است

    ما یک جمله‏ای در تعاملات عُرفی داریم که می‏گوییم: حیاء به چشم است. مثلاً می‏گویند فلانی باحیاء بود چون وقتی ما می‏رفتیم و می‏آمدیم، سرش را پائین می‏آورد و چشم و نگاهش را به زمین می‏انداخت. اگر کسی ببیند که دیگری با این‏که دارد به او نگاه می‏کند ولی به کارش ادامه می‏دهد و اصلاً خجالت نمی‏کشد دیگر چه انتظاری از او دارد؟ این مطلب متّخذ از روایات است. یک روایت از امام باقر علیه‏السّلام داریم که حضرت به خادم خود مُیَسِّر فرمود: «یَا مُيَسِّرُ إِذَا طَلَبْتَ حَاجَةً فَلَا تَطْلُبْهَا بِاللَّيْلِ وَ اطْلُبْهَا بِالنَّهَارِ فَإِنَّ الْحَيَاءَ فِي الْوَجْه‏»  اگر خواسته‏ای از کسی داشتی شب به او مراجعه نکن، کارت را در روز انجام بده! چون حیاء در صورت است. این روایت مطابق همان تعبیر «حیاء به چشم است» می‏باشد. 

    حیای زیربنایی

    حالا شما دقت کنید! ببینید که چقدر معارف و احکام ما در اسلام حساب‏ شده است. من در ابتدای بحث تعبیری کردم که حیاء عبارت است از پرده‏داری. من در بحث وارد شده‏ام و توضیح داده‏ام که حیاء پوششی برای روی روح است. بی‏حیایی پرده‏دری است. الآن هم گفتیم که اوّلین قسم حیاء، همین حیای از مردم است و دیگر اقسام حیاء از اینجا شروع می‏شود و جلو می‏رود. این حیاء مربوط به روابط اجتماعی در سطح جامعه است که اگر بنا شود این از بین برود، دیگر اقسام حیاء هم در جامعه از بین رفته و حتی زمینه پیدایش هم پیدا نمی‏کنند.

    امر به معروف و نهی از منکر، ضامن حیای عمومی

    حالا ببینید این جمله‏ای که من در اوّل بحث‏های خودم می‏گویم که «یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‏حیایی است» یعنی چه! مشکل اصلی ما در سطح جامعه «پرده‏دری» است. این که شما می‏بینید در اسلام، از اهمِّ واجبات، امر به معروف و نهی از منکر است، برای این است که اسلام می‏خواهد در جامعه پرده‏دری رواج پیدا نکند. چون اگر این پرده حیاء در سطح جامعه شکسته شود، یعنی کسی از دیگری خجالت نکشد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‏شود.

     وقتی که بنا شد من از تو خجالت نکشم، آیا از خدا در انجام احکام شرعیّه خجالت می‏کشم؟ ـ‏بینی و بین الله‏ـ وقتی من از خودم، که با خودم خودمانی هستم، خجالت نکشم آیا ممکن است که با تو رو در بایستی داشته باشم؟ این‏که در اسلام این همه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده، برای همین است.

    سیر جامعه بدون حیاء

    اگر این پرده در سطح جامعه دریده شود، یک جامعه‏ای درست می‏شود که هر روز به سمت حیوانیت می‏رود و دیگر انسانیّت تمام می‏شود. نه الهیّت، بلکه حتّی انسانیّت هم از چنین جامعه‏ای می‏رود. دیگر کسی قُبح سرش نمی‏شود.

    راه رسیدن دشمن به اهداف خود

    لذا من این را تذکر بدهم که دشمنان اسلام هم از این جهت، مسأله را خوب فهمیده‏اند که راه ضربه زدن به جامعه اسلامی ترویج بی‏حیایی است. اگر این بشود، آنها به اهداف خود رسیده‏اند. آنجا دیگر دشمن با انسان رو‏به‏رو نیست که بخواهد با آنها بجنگد. بلکه با یک‏سری حیوان، طرف است و کارش بسیار راحت است. چون افراد بی‏حیای جامعه، حیوان هستند و دیگر انسان نیستند که بخواهد از دینشان دفاع کند. چنین افرادی احساس شرف می‏کنند!؟ ناموس می‏فهمند یعنی چه!؟ اینها دیگر انسان نیستند.

    «حیاء» لازمه غیرت و دفاع از دین

    کسی از دین و انسانیت دفاع می‏کند، که پرده‏ای از حیاء داشته باشد. حیاء من الله باید باشد. دیگر وقتی از این خبری نشد و مردم از همدیگر خجالت نکشیدند، مثلِ حیوانات زندگی داشتند، دشمن به راحتی می‏تواند بر آن جامعه احاطه پیدا کنند. در این جامعه دیگر خبری از غیرتمندی هم نیست. چون در بحث غیرت گفتیم که کسی غیرت دارد که حیاء داشته باشد. چنین افرادی نه غیرت دینی دارند، نه غیرت انسانی و نه حیاء الهی دارند. هیچ چیزی ندارند.

    «بی‏تفاوتی» زمینه‏ساز بی‏حیایی

    لذا من عرض کردم که اگر نعوذبالله این معنا ترویج پیدا کند، دیگر جامعه انسانی نخواهد بود. یک وقت می‏گویید: ‏حیاء در جامعه ترویج نمی‏شود ولی یک وقت می‏گویید: در جامعه ترویج بی‏حایی وجود دارد. پرده‏داری که نیست، پرده‏دری هم دارد ترویج پیدا می‏کند؛ نه این‏که به پرده‏داری اهمیّت داده نمی‏شود، بلکه پرده‏دری رواج دارد. بی‏تفاوتی با ترویج، فرق دارند. بی‏تفاوتی، زمینه‏سازِ پرده‏دری است. مثلاً کسی که به کار زشتی، نگاه می‏کند و ککش هم نمی‏گزد، حالت بی‏تفاوتی دارد. امّا یک نفر که مرتکب حرام می‏شود، پرده‏دری کرده است.

    نهی از منکر، پرده‏داری است

    وقتی کسی به او می‏گویی: پرده‏دری نکن! یعنی عمل زشت را انجام نده! این یعنی دارد پرده‏داری می‏کند. نهی از منکر، پرده‏داری است. اینکه من وقتی کار زشت را می‏بینم باید جلویش را بگیرم، برای این است که در جامعه پرده‏داری شود. ما تعبیر می‏کنیم به «پیش‏گیری»، چون این کار، زمینه‏ساز پرده‏دری در جامعه است. البته حیاء اقسام دیگری هم دارد که الآن وارد آنها نمی‏شوم.

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی



    تاريخ : پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 | 3:28 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    تورم ارديبهشت ماه سال جاري از سوي بانك مركزي ۱۴.۲ درصد اعلام شده است. تورم سال گذشته ۱۲.۴ درصد بوده است. در اين شرايط افزايش حقوق كارگران براي سال ۹۰ تنها ۹ درصد و افزايش حقوق كارمندان نيز بر اساس مذاكرات در حدود ۸ درصد خواهد بود.

    درست در ۲۸ آذر ماه سال گذشته بود كه ارقام جداول هفتگي خرده‌فروشي بانك مركزي به شيوه‌اي معنادار تغيير كرد. از آن زمان تاكنون قيمت هيچ كدام از گروه‌هاي كالايي نسبت به مدت مشابه سال قبل خود كاهش نداشته است. تمامي ارقام اين بخش از جداول بانك مركزي نشان‌دهنده آنند كه قيمت اقلام اساسي در هر هفته نسبت به مدت مشابه سال گذشته آن، تنها با يك واژه رياضي روبه‌رو بوده‌اند و آن افزايش است.

    مقايسه درصد افزايش ۱۱ گروه كالايي مورد بررسي بانك مركزي در آخرين گزارش‌ خرده‌فروشي بانك مركزي در هفته منتهي به ۱۳ خرداد ماه سال جاري نشان مي‌دهد كه تمامي اين گروه‌ها نسبت به سال گذشته افزايش چشمگير قيمت را تجربه كرده‌اند. متوسط افزايش قيمت اين ۱۱ گروه، ۳۵.۸ درصد نسبت به سال قبل بوده است. اما مقايسه آمار سال گذشته در همين بازه زماني نيز جالب است. ۷ گروه كالايي از۱۱ گروه كالايي مورد بررسي بانك مركزي در آمار منتهي به ۱۴ خرداد ماه سال ۸۹ نسبت به دوره زماني مشابه سال قبل خود يعني سال ۸۸، افزايش قيمت داشته‌اند كه ميانگين افزايش قيمت آنها نسبت به سال ۸۸ نيز ۱۶ درصد است. مقايسه اين دورقم ازافزايش ۱۲۳.۷ درصدي متوسط گراني‌‌ها در سال جاري نسبت به سال قبل حكايت دارد.


    تاريخ : پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 | 3:27 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در حالی كه محمود احمدی نژاد در كنفرانس خبری خود كلیه انتقادات واتهامات وارده به جریان انحرافی آن را بدون سند عنوان كرد خود برای یكی از اصلی ترین ادعاهایش سندی ارائه نكرد.

    همانطور كه شاهد بودیم، آقای محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران، عصر سه شنبه، در دومین نشست مطبوعاتی خود در سال جاری، به سوالات خبرنگاران رسانه‌های مختلف پاسخ گفت.

    در این مصاحبه و نشست مطبوعاتی، ایشان مانند همیشه مسائلی را مطرح كردند كه قابل خدشه و ایراد بود و از خبرنگاران حاضر در جلسه توقع می رفت كه از ایشان بخواهند لا اقل برای برخی مطالبش سند ارائه كند اما متأسفانه گویا در كشور ما، بی سند حرف زدن برای مسئولین و سند نخواستن از سوی خبرنگاران، امری عادی و رایج گردیده است.
     یكی از خبرنگاران از آقای احمدی نژاد در باره طرح جریان انحرافی از سوی برخی، از جمله یكی از رقبای انتخاباتی رئیس‌جمهور پرسید و او در بخشی از پاسخ خود به این پرسش گفت:


    «رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند كه جز 10سال اول انقلاب و دوره این دولت، حركت انقلاب در مسیر واقعی خودش نبوده و معنای آن این است كه این دولت تحت هدایت های رهبری، حركت را به مسیر درست خود برگرداند.» (خبرگزاری جمهوری اسلامی ـ ایرنا)

    حتماً آقای رییس جمهور این حق را به مخاطبان خود می دهند كه از ایشان بپرسند:
     1. رهبر انقلاب اسلامی، این مطلب را در چه تاریخی، برای چه گروه یا فردی و در كجا بیان فرموده اند؟ لطفاً سندش را ارائه كنید؟

    2. آیا منظور این است كه در دولت های آقایان: مرحوم بازرگان، بنی صدر، میرحسین موسوی و احمدی نژاد حركت انقلاب در مسیر خودش بوده و در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی از مسیر خارج شده است؟!اگر پاسخ مثبت است، در این صورت پرسش سومی مطرح می شود و آن اینكه :

    3. مهر تأییدهای مكرر مقام معظم رهبری بر كارنامه آقای هاشمی و حتی آقای خاتمی را چگونه توجیه و تفسیر می كنید؟ به ویژه اینكه رهبری معظم، از میان دولتهای پس از انقلاب، تنها دولت آقای هاشمی را «دولت كریمه» خوانده اند!

    اكنون ما از میان تأییدهای بی شمار ایشان، تنها به چند مورد، برای نمونه اشاره می كنیم و بدون هیچ تحلیل و نقدی، قضاوت را به خوانندگان و مردم وا میگذاریم:

    «...من به جرأت عرض می كنم كه از اول انقلاب تا حالا، ما هیچ رئیس دولتی، مثل رئیس دولت امروز نداشتیم. البته رؤسا و اعضای دولتهای گذشته، عناصر برجسته و مخلص و ممتاز و خوب و بالا بودند؛ اما حالا از گذشته هم خوبتر و ممتازتر و بالاتر است...» (15 /3 / 69)

    «... امروز بحمد اللَّه در رأس دستگاههای اجرایی كشور، كسی است كه امام در تمام طول دوران انقلاب و قبل از آن و بیشتر از همه بعد از انقلاب تا لحظه ی وفاتشان، نهایت اعتماد و اطمینان را به او داشتند؛ رئیس جمهور ما. ایشان كسی است كه اینقدر مورد اعتماد امام بود، اینقدر به امام نزدیك بود، حرفهای امام را بیشتر از آنها شنیده، درد دلهای امام را بیشتر از دیگران شنیده و خبر دارد. حالا عده ای همینطور حرف می زنند و اصلاً نمی دانند كه حرف دل امام چه بود!
    مؤذن بانگ بی هنگام برداشت نمی داند كه چند از شب گذشته است!
    چنین آدمی حالا در رأس امور ماست. من هم به امور واقفم و می بینم كه در مملكت چه كار می شود. من آدم بی خبری نیستم. همه ی این اوضاع اجرایی كشور را از نزدیك، هشت سال تجربه و لمس كرده ام. قبل از آن هم، از اول انقلاب در شورای انقلاب و دیگر جاها بوده ام...» (15 / 3 / 69)
     «...امروز رییس جمهور ما، از نظر من كه سالیان متمادی است ایشان را می‌شناسم، یك مجتهد قطعی است. این هم از بركات خدا بر ماست. ما رییس جمهوری داریم كه از لحاظ درس‌های حوزه ‌یی، یك مجتهد و از لحاظ تفكرات اسلامی، یك متفكر سطح بالا با سوابق فراوان است...» (15 / 3 / 69)

     «امسال خوشبختانه هفته دولت در شرایط بسیار خوبى از لحاظ جوّ عمومى كشور ما آغاز شد. مردم شاهد موفّقیتهاى خوبى از نظام جمهورى اسلامى و دولت كریمه خدمتگزارند. از جهت سیاسى نیز در همین ایامِ نزدیك ‏به این هفته، قدرتهاى بزرگ و به طور مشخّص آمریكا در سه ماجرا با انقلاب و ملت و كشور ما درگیر شدند و به لحاظ سیاسى در هر سه ماجرا هم شكست خوردند؛ اوّل قضیه قرارداد هسته‏اى ایران با روسیه و سپس مسأله تلاش براى حصر اقتصادى كشور و نهایتاً قرارداد ما با كشور آفریقاى جنوبى بود كه آمریكا با تمام توان علیه ما به میدان آمد؛ ولى عملاً مجبور به عقب نشینى شد. هر سه قضیه را خداى متعال پیش آورد و دولت آمریكا با داعیه ابرقدرتى و با امكانات فراوان تبلیغاتى و سیاسى خود، جنجالى را در دنیا علیه جمهورى اسلامى به راه انداخت و با نظام جمهورى اسلامى سینه به سینه شد؛ ولى در هر سه مورد به نتیجه مورد نظر خود نرسید...» (8/ 6/ 74)


    «...چند سال پیش، در قضیه فتنه خلیج فارس كه با تحریكِ حكومتِ بعثىِ نادانِ عراق و میداندارى دولت مفسد آمریكا به وجود آمد، مدبّرانه‏ترین روش را نظام جمهورى اسلامى اتّخاذ كرد. نظام جمهورى اسلامى، این‏طور احترام همه را جلب مى‏كند. ملتها، روشنفكران، دانشمندان، دانشگاهیان، جوانان و قشرهاى مختلف مردم در كشورهاى گوناگون، نسبت به نظام جمهورى اسلامى و این دولت كریمه، چنین نظرى دارند. همكارى با این نظامْ در راه عزّت اسلام، براى هر كس مایه افتخار است...» (16/ 9/ 74)

    «...من فراموش نمی كنم، روز‌های بعد از جنگ در آن جلسه‌ای كه به دستور امام تشكیل شد، چند نفری برای طرح خطوط اصلی بازسازی كشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزو‌های بزرگی را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث كردیم و تصور نمودیم كه ان شاء اللَّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهوری شما اتفاق افتاده، از آنچه كه آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتاً كشور بازسازی شد.» (مرداد 1376)

    «...من در تمام طول مدت هشت سال، در جریان كارهای شماها قرار داشتم، هم به وسیله‌ی گزارشهای مستقیم، هم از طرقی كه برای اطلاع گیری، در دسترس من بوده است. علاوه بر اینكه به طور مستمر ـ اقلاً هفته ای یك بار ـ جناب آقای هاشمی با من ملاقات می كردند. در این ملاقاتها و جلسات، گزارش كارها، طرح مسایل، طرح مشكلات، نظرخواهی و مشاوره در امور گوناگون نیز بوده است. این جلسات، جلسات پربركتی بود.» (مرداد ماه 1376)
     4. چهارمین و آخرین پرسش از آقای رییس جمهور این كه: چگونه است كه در سالهای 1376 ـ 1372 درست همان سالهایی كه به زعم شما حركت انقلاب از مسیر خودش خارج شده بود، استانداری اردبیل را پذیرفتید و از سوی همان مدیرانی كه با شما 180 درجه زاویه داشتند، به این سمت منصوب شدید و در مهر ماه سال 1375 از آقای هاشمی، با عنوان: «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شخصیت بزرگ انقلابی و اندیشمند» یاد كردید؟! اما امروز...؟

    در پایان لازم است به این نكته اشاره شود كه گرچه ارائه مطالب بی سند از سوی آقای رییس جمهور تازگی ندارد و امری است معمول و نیز بسیاری از مخاطبان بدون تحقیق و پرسش، هر حرفی را كه بشنوند، چشم و گوش بسته می پذیرند، اما چیزی كه در اینجا ما را به حساسیت و واكنش واداشت، این بود كه آقای احمدی نژاد، این بخش از مطالب خود را به رهبری منتسب كردند!



    تاريخ : پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 | 3:26 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    آقاي محمود احمدي ن‍ژاد در كنفرانس مطبوعاتي روز گذشته خود گفت: اگر تخلفي از من، خانواده‌ام، بستگانم و نزديكانم صورت گرفت، رسيدگي و برخورد شود.

    اين كه رئيس جمهور اعلام نمايد هرگونه تخلفي از خود و نزديكانش قابل رسيدگي است ،‌هر چند امري بديهي به شمار مي رود ولي در حال و روز كنوني كشور ،‌ سخن مغتنمي است ،‌اما همين تعارف نيز وقتي جدي گرفته مي شود ، تبصره و اما و اگر مي خورد!

    يه عنوان مثال در همين كنفرانس مطبوعاتي ،‌وقتي برخي خبرنگاران از برخي تخلفات سنگين اطرافيان رئيس جمهور سوال كردند ،‌ احمدي ن‍ژاد منكر وجود هر گونه تخلفي شد و وقتي به او گفتند كه اسناد اين تخلفات هم از طرف برخي مسوولان به رئيس جمهور ارائه شده ،‌ احمدي ن‍ژاد به سادگي از كنار موضوع رد شد و گفت كه سندي وجود ندارد.

    احمدي ن‍ژاد ،‌هفته گذشته نيز در ديدار استانداران ضمن دفاع از سلامت مالي و تقواي اطرافيانش مانند رحيمي و مشايي گفته بود:اگر اینها یک برگ تخلف داشتند در بوق و کرنا می کردند. مطالب اخیر هم که منتشر شده سند سازی است.

    بدين ترتيب ،‌رئيس جمهوري كه جمله "اسنادش هم موجود است" او ،‌ بسيار معروف شده ،‌براي نخستين بار ،‌ از نبودن اسناد سخن مي گويد تا همان گونه كه با جمله نخست ،‌ مخالفانش را متهم و منكوب مي كند ،‌ با دومي ،‌چتري از حمايت بر سر مقامات پيراموني اش باز  و تبرئه شان كند و اين در حالي است كه در همين كنفرانس خبري گفت:"تشخيص اين كه چه كسي متخلف است و چه كسي نيست ،‌با قاضي است ،‌ نه با ما ."

    در اين باره نكاتي چند قابل ذكر است:

    1 - ما نيز اميدواريم اطرافيان رئيس جمهور ،‌ همان گونه كه آقاي احمدي ن‍ژاد اعلام كرد ،‌افرادي پاكدست و متقي و مدير و مدبر باشند ،‌زيرا اثبات هر گونه تخلف و جرمي در سطوح بالاي مملكتي ،‌ در وهله اول شرمساري و تاسف ملي را بر مي انگيزد. البته شرم و تاسف بزرگ تر زماني است كه خداي ناكرده ،‌ برخي مقامات ارشد دولتي مرتكب جرائم و تخلفاتي بشوند و بدون مجازات ،‌همچنان بر مسند امور باقي بمانند و بدتر از آن ،‌حمايت هم بشوند.

    2 - آقاي احمدي ن‍ژاد درباره مخالفان سياسي خود همواره به اسنادي اشاره كرده است كه "موجود هستند" ولي هيچ گاه ارائه نشده اند كه مي توان توجيه كرد كه برخي ملاحظات قانوني و شرعي و اخلاقي مانع از ارائه اين اسناد موجود شده است.
    نكته اينجاست كه ايشان ،‌اسناد ارائه نشده عليه مخالفان را به عنوان سندهاي موجود مي پذيرد اما درباره برخي اطرافيان و معاونان خود ،‌   مي گويد اگر سندي عليه اين ها وجود داشت در بوق و كرنا مي شد و وقتي هم اين سندها در بوق و كرنا مي شود مي گويد:‌اين ها همه سند سازي است.
    به بيان ديگر در اين گفتمان ،‌سندهاي ارائه نشده عليه مخالفان "موجود ‌است" اما سندهاي ارائه شده عليه اطرافيان احمدي ن‍ژاد ،‌ "موجود نيست" و "سندسازي است"!

    حال بايد از آقاي رئيس جمهور پرسيد كه به عنوان مثال اسناد پرونده "تالارهاي كيش" كه در رسانه ها منتشر شد و در نهايت منجر به فرار پانته آ‌فيوضي (گيرنده چك 5 ميليارد توماني بيت المال)‌از كشور شد و نقش آقاي بقايي در اين پرونده كه در برگ برگ آن ،‌امضاي وي وجود دارد ،‌ آيا خواب و خيال بوده است؟ آيا همه رسانه ها در اين باره ناگهان خواب نما شدند و دروغ گفتند؟ آيا سازمان بازرسي كل كشور هم كه در اين باره اعلام تخلف كرده و پرونده را به دادگاه فرستاده ،‌ دروغ گفته است؟ آيا نمايندگان مجلس كه در اين باره مسائلي را بيان كردند ،‌دروغ گفتند؟‌ آيا برخي مسوولان سابق منطقه آزاد كيش كه در اين باره افشاگري كردند ،‌دروغ گفتند؟‌آيا همه و همه دروغ گفتند و فقط آقاي بقايي و خانم پانته آ فيوضي راست گفته اند و اين وسط سر بيت المال اين ملت بيچاره كلاه 5 ميليارد توماني رفت؟

    آيا اعمال نفوذ بر برخي معاملات بورس جهت تصاحب شركت هاي بزرگ عمومي ،‌ رانت هاي كلان براي تاسيس بانك هاي خصوصي "خودي" ،‌ زد و بند با بدهكاران كلان بانكي ،‌ پرونده سوء استفاده ميلياردي در بيمه و ... كه بالغ بر هزاران صفحه مي باشند ،‌ وهم و خيال اند و وجود خارجي ندارند و يا همه شان جعلي اند؟ شايد هم همه اين تخلفات كار آمريكا و اسرائيل بوده است و دوستان در اين ميان نقش قرباني را بازي مي كنند!

    انشاء الله كه اين وصله ها به اطرافيان رئيس جمهور نچسبد ولي وقتي اتهاماتي بدين سنگيني وجود دارد ،‌ انتظار مي رود رئيس جمهور به جاي انكار همه چيز و دروغگو كردن همه كس ،‌ راه را براي محاكمه اين اطراف باز كند تا اگر گناهكار باشند ،‌ لكه ننگشان دامن دولت را آلوده نكند و اگر بي گناه باشند ،‌ با اثبات بي گناهي شان در يك دادگاه بي طرف و صالح ، ‌دولت بتواند بدون حاشيه ها با صلابت به كار خود ادامه دهد و الا حمايت بي چون و چرا از اطرافيان متهم ،‌ تنها منجر به آلوده شدن فضا مي شود و بس!

    احمدی نژاد در يكي از مناظرات انتخاباتي سال 88 جمله اي گفت كه واقعاً ‌قصار بود: "دروغ‌گو خائن است و خائن ترسو." حال به استناد همين جمله ،‌ علي القاعده برخي اطرافيان رئيس جمهور كه نه دروغ مي گويند و نه در امانتي كه ملت به آنها سپرده - مانند اموال عمومي- خيانت كرده اند ،‌ نبايد از محاكمه بترسند زيرا آنكه را حساب پاك است از محاسبه چه باك است؟



    تاريخ : چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 | 8:35 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    به گزارش آخرین به نقل از مهر، بارگاه امامزاده زید (ع) که نسب مبارک ایشان به پیشوای چهارم شیعیان حضرت امام زین العابدین(ع) می رسد در محدوده بازار بزرگ و تاریخی تهران واقع شده است. این آستانه در زمانهای گذشته علاوه بر حرم مطهر، دارای موقوفاتی مانند صحن و ایوان مقابل و ملحقات بسیاری مانند تکیه، آشپزخانه، حجرات طلاب، مسجد و آبریزگاه، غسالخانه و صحن آن، قبرستان، آب انبار، تعدادی مغازه، حمام نظام الملک، آب انبار و ... بود که از شمال به تیمچه حاجب الدوله و بازار کیلویی ها، از جنوب به بازار امامزاده زید، از شرق به چارسوق کوچک و از غرب به بازار اروسی دوزها و کفاشها محدود می شد. این محدوده طبق اسناد موجود مشتمل بر موقوفاتی با وقف نامه های مشخص بوده که درحدود 14 هزار مترمربع وسعت داشته است.

    از آنجایی که این امامزاده از گذشته های دور همواره مورد احترام بازاریان و اهالی تهران بوده، رضاخان مقبور در سال 1318 به دلیل ترس از جایگاه اماکن مذهبی در میان مردم و به منظور تضعیف نفوذ معنوی این اماکن دستور داد در اطراف بقعه امامزاده زید مدرسه ای با متراژ 350 مترمربع ساخته شود تا صحن و موقوفات این بقعه محصور بماند. بنابراین دولت وقت دستور داد اماکن این محدوده مانند حجرات طلاب تخریب و به جای آن دبستان حافظ ساخته شود. اما محدوده این دبستان در طول زمان بنا به مصوبات دولتهای وقت، از 350 متر به هشت هزار مترمربع رسیده است به نحوی که بخشهایی از موقوفات امامزاده مانند غسالخانه، قبرستان، حجرات طلاب، آشپزخانه و تکیه امامزاده زید نیز به این محدوده اضافه شد.

    از آنجایی که امور اوقاف و خیریه زمانی تحت نظر وزارت فرهنگ و اوقاف بود، اسناد زمینهای وقفی در اختیار وزارت فرهنگ وقت قرار گرفت اما با جدا شدن اوقاف از این وزارت خانه سندها همچنان در اختیار وزارت فرهنگ ماند.

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) فرمان داد که موقوفات باید به حال وقفیت خود باقی و عمل به وقف شود. همچنین در سال 1376 نماینده ولی وفقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه در نامه ای به کمیسیون ماده 2 ،آیین نامه ماده واحده قانون ابطال اسناد فروش رقبات آب و اراضی موقوفه خواست تا درباره رقباتی که در محدوده امامزاده بود و اکنون در مالکیت اشخاص است اعلام نظر کند.

    بنابراین کمیسیون هم نظر داد که با توجه به بررسی های انجام شده در جلسه مورخ 27 مهر ماه سال 76 و به دلیل عدم وجود جواز جهت تبدیل رقبات تبدیل شده و انتقالی این املاک و اراضی موقوفه، به حالت وقفیت خود باقی بماند.

    پس از آن سازمان اوقاف و امور خیریه نیز در نامه ای به سازمان ثبت اسناد تقاضای ابطال سند واگذاری رقبات بقعه را داد اما به رغم ابلاغ نظریه این کمیسیون، وزارت آموزش و پرورش که مالک مدرسه تاریخی حافظ شده بود نه تنها اقدامی برای تمکین از آن انجام نداد بلکه در پی تخریب دبیرستان حافظ و احداث بنا و تغییر در آن نیز برآمد درحالی که موقوفه بودن زمین مدرسه حافظ اثبات شده است. اما با این حال آموزش و پرورش به کار خود ادامه داد.

    تا اینکه در سال 83 آموزش و پرورش اقدام به فروش مدرسه حافظ کرد. به دنبال آن نیز اداره اوقاف با طرح دعوی توانست دستور توقف ساخت و ساز و تخریب بنا را بگیرد.

    اما درباره مالکیت غیرقانونی این مدرسه توسط آموزش و پرورش و فروش این مدرسه تاریخی که بعدها در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، محمد غلامی، معاون سازمان اوقاف و امور خیریه کشور گفت: آموزش و پرورش با وصف علم به موضوع و سابقه دیرستان حافظ و نظریه شرعی صادره مبنی بر بی اعتباری اسناد انتقالی آموزش و پرورش و اعاده مالکیت محدوده اوقافی، آگهی مزایده عمومی این مدرسه را درروزنامه منتشر کرده بود درحالی که در این آگهی ده پلاک ثبتی متعلق به دبیرستان حافظ برای فروش مد نظر قرار گرفت که نشانی هر کدام از این پلاک ها با محل این دبیرستان مغایرت داشتند.

    وی افزود: اما در تاریخ یازدهم شهریور سال 83 تحت پوشش این مزایده، مبایعه نامه ای بین فروشنده (سازمان آموزش و پرورش) و خریدار به نام ( آقای ع. الف و شرکای وی که همگی فرزندان و همسر و منسوبان وی بودند) تنظیم شد که پلاک های ثبتی مندرج در آن 13 پلاک بود و در عین حال برخی از آنها از نظر تعداد و شماره پلاک با شماره پلاک های مندرج در مزایده متفاوت بودند!

    غلامی ادامه داد: در مهر ماه سال 83 سازمان آموزش و پرورش نسبت به اعطای وکالت به آقایان الف و شرکا به عنوان خریداران و برندگان مزایده اقدام کرد که در این وکالت نامه پلاک های ثبتی از ده به 17 پلاک افزایش یافت. پس از آن به فاصله چند روز طی سند رسمی قطعی در یکی از دفترخانه های اسناد رسمی شهرری 11 پلاکهای ثبتی به آقای "الف" و شرکا انتقال داده شد! که البته تخلف این دفتر خانه مبنی بر رعایت نکردن برخی اصول مانند نداشتن امضای دفتریار و سردفتر محرز است.

    معاون سازمان اوقاف و امور خیریه کشور درباره این معامله گفت: در حقیقت بررسی و تطبیق محل واقع شدن پلاکهای ادعایی طرف دعوا به وضوح، نشان می دهد که دبستان و دبیرستان حافظ، خارج از پلاکهای ابتیاعی آنان بوده و در واقع این مدرسه بر خلاف اطلاق مفاد آگهی مزایده مرتبط به پلاکهای یاد شده نبوده است.

    وی با بیان اینکه پرونده موقوفه خواری این مدرسه تاریخی  با گذشت هفت سال از فروش آن و شکایت سازمان اوقاف از فروشنده و خریدار این زمین تاکنون به هیچ نتیجه ای نرسیده است تصریح کرد: مگر از اساس مالکیت آموزش و پرورش وقت بر زمین مدرسه حافظ ثابت شده بود که این اداره کل اقدام به فروش ملک به شخص ثالث کرده است؟

     مشاهدات میدانی حاکی از آن است که افرادی به دستور آقای "الف" در محدوده امامزاده زید بازار و آتش نشانی مستقر هستند و ادعا می کنند که این محدوده در سال 83 توسط آقای "الف" به قیمت شش میلیارد تومان از آموزش و پرورش خریداری شده است بنابراین اجازه ورود متولیان امامزاده و یا هر شخص دیگری را نمی دهند.

    از سوی دیگر شنیده می شود که چون مدرسه حافظ به ثبت تاریخی رسیده است و تخریب و تصرف آن امری دشوار است، عوامل این سرمایه دار ناودانهای سقف مدرسه را بسته اند تا به تدریج سقف درحال تخریب کلاسهای مدرسه فرو بریزد و راحت تر آن را به مالکیت خود درآورند.

    حتی شنیده ها از این افراد حاکی از آن است که شهردار وقت بنا به پیشنهاد رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی قصد داشت به آقای "الف" یک چک شش میلیارد تومانی بدهد تا به قولی این معامله را فسخ کند اما این سرمایه دار قبول نکرده است! در این بین سازمان امور اوقاف مصر است زمینهای موقوفه را به امامزاده برگرداند و فرمان امام راحل درباره بازگشت موقوفه ها را اجرا کند.

     از سوی دیگر به دلیل برگزاری مراسم های مختلف مذهبی، بازار تهران به مکان مذهبی گسترده تری احتیاج دارد. آستانه مبارک امامزاده زید نیز از جمله اماکن زیارتی است که می تواند به قطب گردشگری مذهبی تبدیل شود اما به دلیل وجود اماکنی با کاربریهای نامناسب این ظرفیت پنهان مانده است. با این وجود سرمایه دار مذکور با تملک موقوفات امامزاده زید قصد دارد نه تنها بر محدوده مورد نظر خود بیافزاید بلکه درصدد است تا به جای این اماکن در اطراف مجموعه آستانه امامزاده زید مجتمع های تجاری بسازد!



    تاريخ : دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 | 9:54 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رئیس جمهور مصوبه هیئت وزیران درباره "واگذاری حق تصمیم‌گیری در امور نفت به کارگروهی متشکل از نمایندگان ویژه رئیس جمهور" را مغایر قانون اعلام کرد.

    به گزارش مهر، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در این نامه به محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوراعلام کرد: "بازگشت به رونوشت تصویب‌نامه هیأت محترم وزیران به شماره 82728/ت 44914ن مورخ 1389/04/14، موضوع « تصمیم نمایندگان ویژه رئیس جمهور در امور نفت»، متعاقب بررسی‌ها و اعلام نظر مقدماتی « هیأت بررسی و تطبیق مصوّبات دولت با قوانین» و مستنداً به صدر ماده واحده و تبصره(4) الحاقی به« قانون نحوة اجراء اصول هشتاد و پنجم(85) و یکصد و سی و هشتم(138) قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران و اصلاحات بعدی» و ماده(10) آئین‌نامه اجرائی‌ آن، ‌مراتب متضمّن اعلام نظر قطعی جهت اقدام لازم در مهلت مقرّر‌ قانونی و اعلام نتیجه به این جانب ابلاغ می‌گردد. بدیهی است پس از انقضای یک هفته مهلت مقرّر در ‌قانون، آن بخش از مصوّبه که مورد ایراد قرار گرفته است، ملغی‌الاثر خواهد بود."

    لاریجانی در ادامه نامه خود آورده است: "تصویب‌نامه هیأت محترم وزیران به شماره 255766/ت 43505هـ مورخ 88/12/22 موضوع «واگذاری حقّ تصمیم‌گیری در امور نفت به کارگروهی متشکّل از نمایندگان ویژه رئیس جمهور» به موجب نظر قطعی رئیس مجلس شورای اسلامی، ابلاغی به شماره 25925هـ/ب مورخ 89/4/15 مغایر با قانون تشخیص و اعلام گردید. از آنجا که اقدام اخیر نمایندگان ویژه رئیس جمهور به اتخاذ تصمیماتی در چارچوب و به استناد مصوّبه مذکور و ابلاغ آن تصمیمات به دستگاههای اجرائی ذیربط جهت اجراء، قبل از رفع مغایرت و صدور مصوّبه اصلاحی به منزله احیای مصوّبه ملغی‌الاثر شدة قبلی می‌باشد، علیهذا، مفاد تصمیم‌نامة اخیرالتّصویب مبنیّاً بر مغایر با قانون شناخته شدن مصوّبه قبلی، مغایر تبصره(4) الحاقی به قانون نحوة اجرای اصول(85) و (138) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مسئولیتهای رئیس مجلس شورای اسلامی مصوّب 1386 و اصلاحات و الحاقات بعدی آن است که به موجب تبصرة مزبور «چنانچه تمام یا قسمتی از مصوّبه، مورد ایراد قرار گیرد حسب مورد هیأت وزیران و یا کمیسیون‌های متشکّل از چند وزیر مکلّف است نسبت به اصلاح مصوّبه اقدام نماید، والاّ حسب مورد تمام یا قسمتی از مصوّبه مورد ایراد، ملغی‌الاثر خواهد بود."
     
    رئیس مجلس شورای اسلامی در این نامه تصریح دارد: "به موجب بند «الف» ماده(85) قانون برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه مصوّب 1389«عواید حاصل از صادرات نفت ... به حساب ذخیره ارزی واریز می‌شود». بنابراین، مفاد تصمیم‌نامه از حیث عدم تصریح به ضرورت واریز وجوه حاصله به حساب مذکور، مغایر قانون است."
     
    لاریجانی همچنین در پایان نامه خود خطاب به احمدی‌نژاد آورده است: "ذیلاً متن رأی ابلاغی فوق‌الاشاره جهت اطلاع و بهره‌برداری تحریر می‌یابد: «ازآنجا که حسب مورد تأیید یا تصویب امور مذکور در قوانین مصرّح در مصوّبه با شورای اقتصاد است و نظر به تأکید بند(7) ماده واحده «قانون تعیین وضعیت شوراهای عالی» مصوب 1387 بر بقاء و تداوم فعالیت شورای مذکور، علیهذا، متن مصوّبه از حیث واگذاری حق تصمیم‌گیری راجع به امور شمارش شده به کارگروه موصوف در تصویب‌نامه و عدم تصریح به ضرورت تصویب یا تأیید تصمیمات متخذه توسط شورای اقتصاد، مغایر با مواد قانونی مذکور در مصوّبه می‌باشد."
     
    رئیس مجلس شورای اسلامی رونوشت نامه خود به رئیس جمهور را به ریاست محترم قوه قضائیه، با عنایت به اصل یکصد و هفتادم(170) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جهت اطلاع، معاونت‌های محترم نظارت و قوانین مجلس شورای اسلامی، جهت اطلاع - معاونت‌های محترم حقوقی- امور مجلس- توسعه مدیریت و منابع انسانی- برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، جهت اطلاع - -وزارت محترم نفت، جهت اطلاع -ریاست محترم کمیسیون ‌اصل نودم(90) قانون اساسی ‌در اجرای ماده(32) آئین‌نامه داخلی مجلس‌ شورای اسلامی، جهت‌ اطلاع -ریاست محترم دیوان محاسبات‌کشور، جهت اطلاع -ریاست محترم سازمان بازرسی‌کل‌کشور، جهت اطلاع -ریاست محترم دیوان عدالت اداری، با عنایت به اصل یکصد و هفتادم(170) قانون اساسی و ماده واحده اصلاح قانون نحوه اجرای اصول هشتاد و پنجم(85) و یکصد و سی و هشتم(138) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در رابطه با مسئولیت‌های رئیس مجلس شورای اسلامی،‌ مصوّب 88/1/30جهت اطلاع -مدیرعامل محترم روزنامه رسمی وفق ماده(1) قانون مدنی و تبصره ذیل آن، جهت انتشار در روزنامه رسمی و دفتر هیأت بررسی و تطبیق مصوبات دولت با قوانین، جهت اطلاع و پیگیری، اخذ و ارائه گزارش در مهلت مقرّر در تبصره(4) الحاقی به قانون نحوة اجرای اصول هشتاد و پنجم(85) و یکصد و سی و هشتم(138) قانون اساسی فرستاده است.
     
    بر اساس اصل 85 قانون اساسی، سمت‏ نمایندگی‏ قائم‏ به‏ شخص‏ است‏ و قابل‏ واگذاری‏ به‏ دیگری‏ نیست‏. مجلس‏ نمی‏تواند اختیار قانونگذاری‏ را به‏ شخص‏ یا هیأتی‏ واگذار کند ولی‏ در موارد ضروری‏ می‏تواند اختیار وضع بعضی‏ از قوانین‏ را با رعایت‏ اصل‏ هفتاد و دوم‏ به‏ کمیسیون‏های‏ داخلی‏ خود تفویض‏ کند، در این‏صورت‏ این‏ قوانین‏ در مدتی‏ که‏ مجلس‏ تعیین‏ می‏نماید به‏صورت‏ آزمایشی‏ اجرا می‏شود و تصویب‏ نهایی‏ آنها با مجلس‏ خواهد بود. همچنین‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ می‏تواند تصویب‏ دائمی‏ اساسنامه‏ سازمانها، شرکتها، مؤسسات‏ دولتی‏ یا وابسته‏ به‏ دولت‏ را با رعایت‏ اصل‏ هفتاد و دوم‏ به‏ کمیسیونهای‏ ذی‌ربط واگذار کند و یا اجازه‏ تصویب‏ آنها را به‏ دولت‏ بدهد. در این‏ صورت‏ مصوبات‏ دولت‏ نباید با اصول‏ و احکام‏ مذهب‏ رسمی‏ کشور و یا قانون‏ اساسی‏ مغایرت‏ داشته‏ باشد، تشخیص‏ این‏ امر به‏ ترتیب‏ مذکور در اصل‏ نود و ششم‏ با شورای‏ نگهبان‏ است‏. علاوه‏ بر این‏، مصوبات‏ دولت‏ نباید مخالف‏ قوانین‏ و مقررات‏ عمومی‏ کشور باشد و به‏منظور بررسی‏ و اعلام‏ عدم‏ مغایرت‏ آنها با قوانین‏ مزبور باید ضمن‏ ابلاغ‏ برای‏ اجرا به‏ اطلاع‏ رئیس‏مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برسد.
     
    همچنین در اصل 138قانون اساسی آمده است؛ علاوه‏ بر مواردی‏ که‏ هیأت‏وزیران‏ یا وزیری‏ مأمور تدوین‏ آئین‏نامه‏های‏ اجرایی‏ قوانین‏ می‏شود، هیأت‏وزیران‏ حق‏ دارد برای‏ انجام‏ وظایف‏ اداری‏ و تأمین‏ اجرای‏ قوانین‏ و تنظیم‏ سازمانهای‏ اداری‏ به‏ وضع تصویب‏نامه‏ و آئین‏نامه‏ بپردازد. هر یک‏ از وزیران‏ نیز در حدود وظایف‏ خویش‏ و مصوبات‏ هیأت‏وزیران‏ حق‏ وضع آئین‏نامه‏ و صدور بخشنامه‏ را دارد ولی‏ مفاد این‏ مقررات‏ نباید با متن‏ و روح‏ قوانین‏ مخالف‏ باشد. دولت‏ می‏تواند تصویب‏ برخی‏ از امور مربوط به‏ وظایف‏ خود را به‏ کمیسیونهای‏ متشکل‏ از چند وزیر واگذار نماید. مصوبات‏ این‏ کمیسیونها در محدوده‏ قوانین‏ پس‏ از تأیید رئیس‏جمهور لازم‏الاجراء است‏. تصویب‏نامه‏ها و آئین‏نامه‏های‏ دولت‏ و مصوبات‏ کمیسیونهای‏ مذکور در این‏ اصل‏، ضمن‏ ابلاغ‏ برای‏ اجراء به‏ اطلاع‏ رئیس‏مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ می‏رسد تا در صورتی‏ که‏ آنها را بر خلاف‏ قوانین‏ بیابد با ذکر دلیل‏ برای‏ تجدیدنظر به‏ هیأت‏وزیران‏ بفرستند.



    تاريخ : دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 | 9:45 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس گفت: «به دلیل اینکه ایران پس از سال‌ها ریاست اوپک را عهده‌دار است، علی‌آبادی برای این کار باید قابلیت داشته باشد، اما علی‌رغم اینکه وی انسان محترمی است، قابلیت لازم را ندارد».

    احمد توکلی نماینده مردم تهران با اشاره به معارفه محمد علی‌آبادی به عنوان سرپرست وزارت نفت، گفت: «به لحاظ قانونی معارفه علی‌آبادی مشکلی ندارد اما از لحاظ مصلحتی، بنده معارفه وی را خلاف مصلحت می‌دانم چرا که علی آبادی هیچ تجربه‌ای در این زمینه ندارد و قرار است برای اولین بار اجلاسی را که ریاست آن بر عهده ایران است را اداره کند».

    وی با اشاره به اظهارات علی آبادی مبنی بر اینکه آشنایی‌ام به صنعت نفت به سال 54 بازمی‌گردد، اظهار داشت: «آیا تجربه 36 سال پیش به درد امروز می‌خورد که وی برود و رئیس اوپک شود؟ اگر 36 سال از سن علی‌آبادی کم کنیم، علی‌آبادی در آن دوران حدود 24 یا 25 سال سن داشته است لذا وی چه تجربه‌ بزرگی آن هم در زمان رژیم شاه می‌توانسته کسب کند».

    رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس تصریح کرد: «استدلال علی آبادی به درد رضایت خاطر امثال خودش می‌خورد وگرنه ملت ایران چنین استدلال پوچی را نمی‌پذیرد که کسی بگوید من از سال 54 که مهندس شده و مخزن نفتی کن را ساختم، پس می‌توانم به وزارت نفت رفته و به عنوان نماینده ایران پس از سال‌ها در یک اجلاس بین‌المللی شرکت کنم».

    توکلی ادامه داد: «ملت ایران نمی‌پذیرد کسی که 36 سال پیش در موقعیت یک مهندس جوان در یک پروژه ساخت مخزن نفتی شرکت داشته است، 36 سال بعد یعنی امروز، می‌تواند رئیس بزرگترین و مهمترین اجلاس شود».

    وی خاطرنشان کرد: «البته اینکه علی آبادی گفته برنامه‌ای ندارم، درست است چرا که در مرحله سرپرستی هیچ کس برنامه ندارد بلکه باید وزارت نفت را طبق برنامه مدون قبلی اداره کند».

    نماینده مردم تهران در مجلس همچنین تأکید کرد: «علی‌آبادی اگر بخواهد مسئولیتی برعهده بگیرد، به دلیل وضع استثنایی‌ای که ایران پیدا کرده و پس از سال‌ها کشورمان برای اولین بار ریاست اوپک را عهده دار است، برای این کار باید قابلیت داشته باشد اما علی‌رغم اینکه علی‌آبادی انسان محترمی است، اما قابلیت لازم را ندارد».



    تاريخ : دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 | 9:43 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در حالی که بر اساس باورهای عجیب و غریب حجتیه جدید ، قرار بود امام زمان (عج) ، 14 خرداد امسال در عربستان ظهور کند ، این اتفاق رخ نداد و نیمه خرداد  بدون هیچ رویدادی در زمینه ظهور،سپری شد.

    بر اساس پیشگویی های مرشدان جریان حجتیه جدید ، قرار بود در 14 خرداد همزمان با ظهور امام زمان (عج) ، نیابت فقها  - که متعلق به دوران غیبت است - منقضی شود و شیعیان مستقیماً با خود ولی عصر (عج) مرتبط باشند.

    همچنین در ادعایی دیگر که جن گیران و پیشگویان این فرقه مطرح کرده بودند ، روز 13 یا 14 خرداد ، قرار بود بلایی سهمگین در تهران نازل شود. این مساله به حدی برای این جریان مهم و جزو باورهای غیبی آنان بود که سایت متعلق به آنان ، قبل از تعطیلات نیمه خرداد ، در خبری فوری از مومنان درخواست کرد با توجه به در پیش بودن بلا ، دست به دعا بردارند. این سایت همچنین در این ایام فعالیت خود را متوقف کرد و اعضای آن به مناطقی خارج از تهران رفتند تا در صورت بروز حوادثی مانند زلزله که مرشدهای مدعی ارتباط با اجنه خبرش را داده بودند ، جان سالم به در برده باشند!

    جالب اینجاست که لیدرهای این فرقه منحرف در حالی مریدان خود را با این گونه پیشگویی ها و ادعای اتصال به عالم غیب و ... می فریبند که خود با سوء استفاده از موقعیت های سیاسی و اقتصادی شان ،از کیسه مردم کاسبی های میلیاردی  می کنند.

    حال با توجه به این که نه امام زمان(عج) ظهور کرد و نه در تهران زلزله و سیل و توفان آمد ، باید دید پرده های بعدی این سناریوی عوامفریبانه چه خواهد بود و مدعیان غیب گویی چه توجیهی برای عدم تحقق پیشگویی های «مثلاً جن" خودشان خواهند بافت و مریدانشان را تحمیق خواهند نمود؟!

     
    تکمیلی:
     
    فرقه انحرافی در پی عدم تحقق وقوع بلا در روزهای 13 و 14با اعلام 5تاریخ جدید نزول بلا از مومنین خواست همچنان برای دفع بلا دعا کنند سایت این فرقه همچنین اعلام کرده که تاریخ های جدید نزول بلا متعاقبا اعلام خواهد شد!.............



    تاريخ : دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 | 9:39 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    سخنرانی 13 خرداد 1390 احمدی نژاد در حرم امام خمینی (ره) ، هر چند تکرار سخنان روتین وی در چنین مناسبت هایی بود ، اما هرگز از یاد او نخواهد رفت.

    احمدی نژاد در شش سال گذشته عادت کرده بود سخنرانی کند و مستمعین ، تأییدش کنند ، یا این که از مردم بپرسد از ساعت چند اینجایید و در آخر سر بگوید : کی خسته است ؟ و جواب بشنود :"دشمن" .

    احمدی نژاد در حرم امام  ره


    اما در شب سالروز رحلت امام(ره) ، مخاطبان همیشگی او ، فقط گیرنده پیام نبودند ، بلکه از فرصتی که برایشان پیش آمده بود ، استفاده کردند تا پس از سال ها "شنیدن" ، یک بار هم "بگویند" و اینجا بود که احمدی نژاد ، تمرکز و اعتماد به نفس همیشگی اش را باخت.

    احمدی نژاد ، شاید انتظار نداشت اتفاقی که سال گذشته در سخنرانی سیدحسن خمینی در حرم رخ داد ، این بار برای خودش بیفتد و نزدیک ترین دوستش در ریاست جمهوری که به خاطر او کابینه را کن فیکون کرده و با همه درافتاده است ، بدون تعارفات سیاسی معمول بین مسوولان ، مشمول شعارهای مردم قرار بگیرد و در میات سخرانی اش ، "مشایی حیا کن ، احمدی رو رها کن" و " مرگ بر مشایی" بشنود.

    اینجا بود که احمدی نژاد خواست خود را خونسرد نشان دهد و به همین خاطر بدون آن که پاسخی به این شعارها دهد ، با انحراف از مسیر سخنرانی اش ، به گفتن عباراتی نامرتبط با سخنرانی بسنده کرد ، مانند:مخلص شما هم هستیم ... مخلص آقای رئیس هم هستیم ... نوبت شما هم می​شود...من همه شما را دوست دارم ... نوکر همه شما هم هستم و ... عباراتی که نشان می داد شیرازه سخن از دست رئیس جمهور در رفته است!

    مردم حتی برای آن که برخی تصورات باطل را از ذهن ها بزدایند ، بارها خطاب به احمدی نژاد این شعار را سر دادند: «این همه لشگرآمده به عشق رهبر آمده» و این در حالی است که تا کنون سابقه نداشته در حضور یک مسوول ارشد نظام به غیر از خود رهبری ، این شعار سر داده شود.

    احمدی​نژاد برای آن که شعارها را کنترل و مهار کند ، به مخاطبانش وعده داد: «حرف​هایم به جایی می رسد که خیلی باید شعار بدهید» اما این وعده هم عملی نشد و مردم همچنان ، با احمدی نژاد سخن ها گفتند.

    حرم امام ره


    رئیس جمهور که همواره سخنران قهاری بوده است ، این بار با از دست دادن تمرکزش ، اشتباهات لفظی هم مرتکب شد؛ او در بخشی از سخنانش گفت: « همه ملت ها پیش به سوی رژیم صهیونیستی و محو آمریکا»، حاضرین در حال سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» بودند که احمدی نژاد جمله پایانی​اش را اصلاح کرد و گفت: «البته محو سلطه آمریکا در منطقه».

    وی همچنین در ترسیم سرمایه داری غربی گفت: "ما آدم داریم كه دو هزار میلیارد دلار ثروت دارد." و این در حالی است که ثروتمندترین فرد دنیا ، 74 میلیارد دلار ثروت دارد واساساً چنان فردی که احمدی نژاد گفته است ، وجود خارجی ندارد!

    خلاصه آن که احمدی نژاد ، شب 14 خرداد ، نه سخنران مراسم حرم ، که بزرگترین مخاطب سخنان حاضران در حرم بود و طبیعی بود کسی که همیشه گفته و بقیه شنیده اند ، وقتی در موقعیت معکوس قرار گیرد ، اعصاب و تمرکزش به هم بریزد. تازه این ظاهر کار است و رئیس جمهور و همان تیم محبوبش لابد بعد از آن شب فراموش نشدنی ، کوشیده اند آنچه برای اولین بار در چنین سطحی رخ داده است را تحلیل کنند.

    حرم امام ره


    واقعیت این است که بخش قابل ملاحظه ای از پشتوانه مردمی احمدی نژاد در تمام سال های گذشته را همین نیروهای ارزشی تشکیل می داده اند و اینک همان حامیان همیشگی ، برای اتمام حجت با رئیس جمهور ، در قید هیچ تعارفی نیستند چه آن که قرار بر عقد اخوت دائمی با افراد نیست.
    در شب سالروز ارتحال امام ، حامیان همیشگی احمدی نژاد ، پیام نهایی خود را به او منتقل کردند ، حتی با قطع مکرر سخنان او : " آقای احمدی نژاد! در سیاست ها ، رفتارها و اطرافیانت تجدید نظر کن ، می بینی که ما با هیچ کس تعارف نداریم."

    آیا احمدی نژاد این پیام ها را گرفته است یا آن که حلقه بسته پیرامونی اش را که تا کنون بر همه مسوولان ترجیح داده ، بر حامیان مردمی اش نیز اولویت خواهد داد ولو آن که آخرین سنگرهای پشتوانه مردمی اش را از دست بدهد و به سمت سرنوشتی نامعلوم حرکت کند؟! انتخاب با احمدی نژاد است ، چه آن که حامیان سنتی اش توپ را به زمین او انداخته اند.



    تاريخ : یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 | 8:37 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    اشاره:
    «حاج حسين سليماني» از جمله محافظان بيت حضرت امام خميني (ره) بود. خاطرات وي كه در سال 1387 از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است حاوي نكات جالبي از زندگي آن بزرگ‏مرد تاريخ معاصر جهان است. گوشه‏اي از اين خاطرات كه مربوط به روزهاي آخر است در چند قسمت به شما تقديم مي‏شود:


    * اقدامات بعد از فوت امام (ره)

    ساعت 1:30 نيمه‏ شب، قسمت بيروني منزل محقر حضرت امام را كه ملاقات داخلي ، خارجي و خصوصي امام در خلال ساليان متمادي پس از پيروزي انقلاب در آن صورت مي گرفت و مبدا تمام تصميم‏گيري‏ها و هدايتگري‏هاي انقلاب بود، براي تغسيل امام مهيا كردند. اين منزل بي‏آلايش ،همواره، موجب شگفتي مهمانان به خصوص مهمان هاي خارجي را فراهم مي ساخت . وزير امور خارجي شوروي كه به ايران آمده بود متحير شده بود، متحير شده و مدام به در و ديوار منزل نگاه مي كرد كه آيا امام در اينجا ساكن است و تمام بر نامه ريزي هاي كلان نظام را در اينجا مي‏دهد!

    براي غسل دادن امام، دو تخت آوردند ؛ يكي براي شست‏وشو و يكي براي كفن كردن. پيكر امام را از بيمارستان اختصاصي امام به روي تخت مخصوص تغسيل انتقال داديم. حدود بيست نفر آنجا جمع بودند حاج احمد آقا بالاي پله ي ورودي ايستادند و گفتند: «همه بروند بيرون تا ما بتوانيم كارمان را انجام دهيم». بعد به من گفتند: «فلاني شما پشت در بايست تا كسي داخل نشود».

    تنها آقايان توسلي، صانعي، انصاري كرماني، امام جماراني، سيد حسن آقا (فرزند حاج احمد آقا)، مسيح بروجردي(نوه‏ي حضرت امام) و يكي ، دو تاي ديگر كه در حال حاضر اسم آنان را به خاطرندارم باقي ماندند.

    خانواده حضرت امام ونيز آقايان هاشمي و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در اين مرحله حضور نداشتند. ظاهراً در حدود ساعت دوازده و يك بعد از نيمه شب آن دو بزرگوار براي برنامه ريزي كارهاي كه عهده‏دار آن بودند ،رفتند . حتي آقايان:مير حسين موسوي و اردبيلي هم آنجا نبودند.تنها برخي از نمايندگان مجلس و اعضاي دفتر امام همچون آقاي ميريان،بهاءالديني ،سيد محمد هاشمي و فراهاني حضور داشتند.

    مسؤوليت شست‏وشوي امام با «حاج عيسي» خدمتگزار معروف و زحمتكش امام بود. آقاي توسلي مسئول نيت كردن غسل و مراسم تشريفات مربوط به آن بود . غسل دادن شروع شد و تمام مراحل شرعي و ديني را يك به يك انجام دادند .

    در ابتدا قرار نبود از مراحل شست‏وشو فيلم برداري صورت گيرد. ولي در ادامه ي كار آقاي انصاري كرماني صحبتي را با مرحوم حاج سيد احمد آقا انجام دادند و ايشان قبول كردند كه فيلمبرداري صورت گيرد؛ ولي دستگاه فيلمبرداري وقتي آماده شد كه شست‏وشو انجام شده و زمان كفن كردن فرا رسيده بود. دوربين، تنها چند دقيقه از مراسم تكفين را ثبت كرد.

    بدن امام را از روي تخت اول به تخت دوم انتقال دادند و كفن‏پيچ كردند. تمام آقايان بالاي سر امام ايستاده بودند و مراسم بستن كفن ها انجام شد .

    در لحظات آخر حاج احمد آقا گفتند: «صبر كنيد كه من مي خواهم آخرين ديدارم را با آقا داشته باشم».

    بالاي سر امام آمدند و سرشان را به پيشاني امام گذاشتند، و زمزمه‏هايي كردند كه شنيده نمي‏شد و چند ثانيه به همان حال باقي ماندند. طبعا اين صحنه با آنچه كه تلويزيون پخش كرد كه حاج احمد آقا بعد از فوت امام بالاي پيكر امام بودند، فرق دارد . چون ترسيم آن لحظه كار مشكلي است و تن انسان را مي‏لرزاند.

    بعد از اتمام مراسم تكفين، افراد كنار بدن امام ايستادند و اين صحنه هم فيلمبرداري شد. بعد از آن جنازه به سردخانه‏اي كه در آن محيط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقي ماند . گاهي اوقات اعضاي دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ي سردخانه مي‏رفتند و قرآن مي‏خواندند. بدن امام حدود 4 ساعت در يخچال بود.

    قبل از اينكه اخبار هفت صبح راديو خبر ارتحال امام را اعلام كند، آقاي انصاري جايگاه شيشه‏اي مخصوص قرار دادن بدن را در مصلاي تهران مهيا كرده بود. اين طرح كه بدن امام در محفظه‏ي شيشه‏اي قرار گيرد تا مردم تا مردم با آن وداع كنند، از حاج احمد آقا و اجرايش با آقاي انصاري بود. به خاطر دارم كه مرحوم حاج احمد آقا ابراز كرد كه ما مايل نيستيم كه پيكر امام، فورا دفن شود و خوب است طوري برنامه بريزيم كه جسم ايشان حدود 24 ساعت در جايي قرار گيرد كه مردم بتوانند بيايند و با ايشان وداع كنند.

    ساعت شش صبح به اتفاق آقايان توسلي، صانعي، رسولي ،انصاري، مسيح بروجردي و آقا سيد حسن، جنازه‏ي امام را داخل يك دستگاه ماشين "هايس استيشن " قرار داديم. بنده اسلحه به دست در كنار پيكر امام در ماشين بودم. در اين حال به سمت مصلا حركت كرديم.

    آقاي انصاري به عنوان هماهنگ‏كننده در ماشيني در جلو حركت مي كرد و ما هم در پي ايشان مي رفتيم . اعلام شده بود كه پيكر امام چند ساعت قبل از دفن، در مصلا قرار مي گيرد تا مردم با آن توديع كنند . در بين راه مردم عزا دار و سياه پوش را مي ديدم كه دسته دسته به سمت مصلا در حركت اند . هرچه به مصلا نزديك تر مي شديم، به حجم جمعيت افزوده مي شد و ما كند تر مي توانستيم پيش برويم. در نزديكي مصلا راه ها را بسته بودند و ماشين ها را جلو تر راه نمي دادند . داخل محوطه ي مصلا شديم پرده هاي ماشين هايس را پايين كشيده بوديم و داخل ماشين پيدا نبود . از لا به لاي جمعيت مي گذشتيم . ماشين شانه به شانه ي جمعيت حركت مي كرد . مردم شعار مي دادند و به سرو سينه مي زدند و عزاداري مي كردند و خبر نداشتند كه ماشيني كه از كنار آنها مي گذرد، حامل پيكر امام است !

    آقاي توسلي و آقاي رسولي در جلوي ماشين نشسته بودند و بنده و آقاي مسيح بروجردي و آقاي سيد حسن درعقب ماشين و كنار جنازه‏ي امام بوديم . راننده ي ماشين «آقاي سيد محمد هاشمي» از برادران سپاهي بود .

    مدت زيادي طول كشيد تا مسير را طي كرديم. در داخل مصلا وضعيت بدتر و حجم جمعيت بسيار زياد بود. به جايگاهي كه براي امام تدارك شده بود نزديك شديم . محوطه را به وسيله ي كانتينر حصاركشي كرده بودند و داخل محوطه خلوت بود. به طرف جايگاه مخصوصي كه براي امام در نظر گرفته بودند رفتيم . يخچال و سرد خانه اي با محفظه ي شيشه اي ساخته بودند كه قرار بود پيكر امام را در آن قرار گيرد . يك وسيله ي بالا بر هم قرار بود جنازه ي امام را بالا ببرد و بعد روي دست به داخل محفظه ي شيشه اي برده شود. ساخت يخچال مزبور را ظاهرا به شركت مزبور سفارش داده بودند .ظرف 24 ساعت طرح يخچال را داده بودند و عملي شده بود .

    به هر تقديري جنازه را به داخل آن محفظه انتقال داديم و بعد به سمت جماران برگشتيم .

    مجددا با حاج سيد احمد خميني از جماران با هلي‏كوپتر به مصلا رفتيم. گفتني است در جماران محوطه‏ي بازي متعلق به نيروي هوايي بود كه براي نشست و برخاست هلي كوپتر در نظر گرفته شده بود. حدود بيست دقيقه با هلي كوپتر از مصلا و مكان استقرار جنازه‏ي امام بازديد كرديم و دوباره به جماران برگشتيم.

    * آيت الله گلپايگاني و نماز بر پيكر امام (ره)

    براي خواندن نماز بر پيكر امام، مرحوم آيت الله گلپايگاني در گرفته شدند. حاج احمد آقا با آقاي جواد گلپايگاني فرزند آيت الله گلپايگاني هماهنگي هاي لازم را به عمل آوردند. آقا جواد در تلفن ابراز كرده بود: «به چه كيفيت و با چه وسيله اي مي خواهيد آقا (يعني آيت‏الله گلپايگاني) را به تهران ببريد؟ يك وقت خداي نكرده مبادا مشكلي پيش بيايد»! ظاهراً منظورشان مشكل مسائل امنيتي بود و نيز نقص فني وسيله و مانند آن بود. حاج احمد آقا گفته بود: «من ماشين خود امام و محافظ‏ هاي ايشان را براي اين منظور مي‏فرستم. تمام امكانات مهياست و از اين بابت مشكلي نيست».

    قرار شد بعد از ظهر روز قبل از اقامه‏ي نماز، بنده به قم بروم و به اتفاق ديگر برادران همراه با محافظ ، آيت الله گلپايگاني را به تهران بياورم. ماشين ضد گلوله‏اي براي اين منظور در نظر گرفته شد كه مخصوص حضرت امام بود و وزارت خارجه در اختيار امام گذاشته بود تا اگر قرار شد مرحوم امام روزي به جايي بروند، از اين وسيله استفاده كنند . هيچگاه هم امام سوار اين ماشين نشدند و معمولا حاج احمد آقا از آن ماشين استفاده مي كردند.

    به هر تقدير به قم رفتيم . از پيش بيت آيت الله گلپايگاني خبردار بودند و ايشان در ساعتي از پيش تعيين شده سوار ماشين شدند. در داخل ماشين مرحوم آيت الله گلپايگاني، آيت الله صافي و آقا جواد فرزند آيت الله گلپايگاني بودند در ماشين ديگر هم كه براي اسكورت در نظر گرفته شده بود . نزديكان بيت و اعضاي دفتر آقاي گلپايگاني سوار شدند و به سمت تهران حركت كرديم. در مسير هم مدام با تهران ارتباط مستقيم داشتيم. من رانندگي ماشين را به عهده داشتم و از داخل آينه‏ي جلوي ماشين ديدم كه آقاي گلپايگاني عمامه‏شان را از سر برداشتند و روي صندلي كنار دستشان گذاشتند. در مسير كه مي‏رفتيم، به بيان خاطراتي از حضرت امام پرداختند . يك جا قريب به اين مضموم فرمودند: «ايشان اسلام را احيا كرد. اسلام را در ايران زنده كرد و زحمات زيادي كشيد». در خلال گفتن اين جملات، صدايشان مي لرزيد و مي‏گريستند. معلوم بود كه خيلي به امام ارادت و علاقه دارند.

    وقتي كه به جماران رسيديم، منزل آقاي رسولي محلاتي در كنار دفتر و بيت امام براي استراحت آقاي گلپايگاني تدارك ديده بودند. شب را هم در همان جا اقامت كردند.

    روز بعد 7 صبح، به اتفاق حاج احمد آقا و مرحوم آيت الله گلپايگاني سوار ماشين شديم و به طرف مصلا حركت كرديم . در ماشين نفر سومي هم نشسته بود كه آيت الله صافي بود. بقيه ـ حتي آقا جواد گلپايگاني - در ماشين‏هاي ديگر در ستون اسكورت بودند .

    مسير خاصي را براي حركت ماشين ما آماده كرده بودند كه از همان مسير عبور كرديم تا جايي كه قرار بود نماز در آنجا اقامه شود، پيش رفتيم. جنازه‏ي امام را از قبل از داخل محفظه‏ي شيشه‏اي مخصوص خارج كرده و درون ماشين يخچال‏دار مخصوص قرار داده بودند .

    ماشين حامل پيكر امام به نقطه اي از مصلا كه بنا بود در آنجا بر بدن امام نماز خوانده شود، آمد و دقايقي بعد نماز به امامت مرحوم آيت الله گلپايگاني برگزار شد كه صحنه‏ي مربوط به آن را در تلويزيون به نمايش گذاشتند. تمام شخصيت‏ها در اين نماز حاضر بودند. سران برخي از ممالك اسلامي هم به عنوان ميهمان در اين مراسم شركت داشتند. حضرت آيت الله خامنه‏اي رييس جمهور وقت و آقاي هاشمي رييس مجلس شوراي اسلامي نيز در صف اول حاضر بودند .

    جمعيت چه در حين نماز و چه بعد از آن هجوم آورد و افراد مايل بودند جلو بيايند و بدن امام را از نزديك ببينند. فشار عجيبي از سوي جمعيت به قسمت‏هاي جلو وارد مي شد . از قبل چند رديف مانع براي كنترل جمعيت تعبيه كرده بودند . از افراد خاصي هم براي حفظ امنيت و حفاظت مراسم دعوت به عمل آورده بودند؛براي مثال از انجمن هاي اسلامي تهران و ستاد ائمه ي جمعه و ستاد بر گزاري مراسم نماز جمعه . هر كدام از اين گروه ها براي حفظ مراسم و كمك به حفاظت سپاه بر نامه هايي داشتند؛ ولي شوق اشتياق مردم به حدي بود كه هيچ كس در بند آداب و ترتيب نبود . به ياد دارم كه اتوبوس ها و كانتكس هاي دو طبقه به عنوان حصار، دور تا دور آن محوطه شانه به شانه ي هم پارك كرده بودند تا هجوم جمعيت را كنترل كند؛ ولي سيل جمعيت را مي ديديم كه از بالاي ماشين ها پايين مي پرند و اصلا هم به فكر ارتفاع سه چهار متري ماشين ها و كانتكس ها نبودند . نمي دانم از آن سو چگونه از اين ارتفاع بالا مي رفتند و از اين سو با كدام جرات پايين مي پريدند ! تنها چيزي كه مسئله را حل مي كرد عشق مردم به امام بود.

    در نزديكي جاي كه پيكر امام روي زمين بود هجوم جمعيت بيداد مي كرد. حتي شخصيت هاي درجه يك هم درآن حال در پي آن بودند كه جلو بروند و دستي به پيكر امام بزنند و خود را با آن تبرك كنند . قدري بعد پيكر امام را به ماشين منتقل و از آنجا دور كردند تا در مسيرهاي تعيين شده به سمت بهشت زهرا تشييع كنند. ظاهرا اكثر مردم متوجه ي انتقال پيكر امام نشده و فكر مي كردند كه بدن هنوز همان مكاني است كه براي نماز بر زمين گذاشته اند. لذا هجوم بي وقفه ادامه داشت .

    ماشين حامل پيكر امام دور مي شد . از اين دست ماشين ها چند نوع شبيه هم مهيا كرده بودند و قرا ر بود يكي از آنها حامل پيكر امام و بقيه براي رد گم كردن باشد. با اين وصف آن روز موفق به تشييع پيكر امام نشدند .

    در آن حال بنده در پي آن بودم كه حاج احمد آقا و آيت الله گلپايگاني را از شلوغي دور كنم. آن دو بزرگوار را به كنار ديواري بردم و نشستيم تا قدري استراحت كنيم. هوا بسيار گرم بود و آقايان از صبح تا آن‏موقع درگير سرو صدا و شلوغي و هجوم جمعيت بودند و حسابي كلافه شده بودند. آقاي محسن رضايي هم در آن شرايط در كنار ما بودند.

    قدري آنجا مانديم و ديديم نتيجه‏بخش نيست و هجوم كمتر نمي شود و راه گريز نيست. بنده و برادران سپاه و نيروي حفاظت، دست در دست يكديگر ديوار گوشتي درست كرده و از آقاي گلپايگاني و حاج احمد آقا مراقبت مي كرديم. در اين حال حاج احمد آقا رو كردند به آيت الله گلپايگاني و گفتند: «بهتر است من از يك سمت بروم و شما از سمت ديگر تا از اين مخمصه خلاص شويم». بعد رو كردند به من كه: «حسين آقا! شما كنار آقاي گلپايگاني باشيد و ايشان را از اينجا خارج كنيد و هر جا خواستند ببريد». آقاي محسن رضايي به حاج احمد آقا گفتند: «من هم شما را مي‏برم».

    تعدادي از برادران حفاظت، آقاي محسن رضايي و حاج احمد آقا را در بر گرفتند و از يك سو رفتند و طبعاً بخشي از جمعيت كه به سمت احمد آقا هجوم مي آوردند، به سمت حركت ايشان متمايل شدند و فشار روي آيت الله گلپايگاني كاهش يافت . من هم به كمك تني چند از بچه ها حفاظت ،دست ها را به هم حلقه كرديم و آقاي گلپايگاني را در ميان گرفتيم.

    در آن گيرو داد معلوم نبود كه آيت الله صافي در كدام سمت و سو است و سيل جمعيت ايشان را به كدام سمت برده است آيت الله گلپايگاني نگران آقاي صافي بودند و گفتند: «اگر ممكن است خبري از ايشان بياوريد كه كجا هستند؟» ما از طريق بي‏سيمي كه در اختيارمان بود كسب خبر كرديم . خبر رسيد كه ايشان به يكي از پاسگاه‏هاي نيروي انتظامي منتقل شده‏اند و آنجا هستند.

    در آن حال به آيت الله گلپايگاني عرض كردم بلكه بتوانيم سوار ماشين شويم. فشار جمعيت طبعاً اجازه نمي‏داد كه به ماشين مورد نظر سوار شويم. حتي حاج آقا جواد و حاج آقا باقر ـ فرزندان آيت الله گلپايگاني ـ را لابه‏لاي جمعيت مي‏ديديم و نزديك ما بودند؛ ولي جمعيت انبوهي كه بين ما حايل بود نمي‏گذاشت، با هم تلاقي كنيم . فشار و هجوم جمعيت باعث شد كه چند بار عصاي آيت الله گلپايگاني از دستشان افتاد و كفش‏هايشان از پايشان در آمد و حتي عمامه از سرشان افتاد .

    از كنار ديواري كه در جوار آن پناه گرفته بوديم ، چند متر دور شديم و وارد يك محوطه‏ي باز در مصلا شديم . وضع بدتر شد و جمعيت بيشتر به ما و آيت الله گلپايگاني فشار مي آورد .

    قدري آن سوتر يك وسيله‏ي نقليه متعلق به كميته‏ي انقلاب اسلامي پارك كرده بود. من به نظرم رسيد كه بهترين كار اين است كه آيت الله گلپايگاني را به آن وسيله برسانيم و سوار كنيم. با هر مكافات و سختي كه بود پيش رفتيم و به ماشين رسيديم. راننده‏ي ماشين معلوم نبود كجاست؟ او را صدا كرديم. قدري بعد راننده پيدا شد و در ماشين را باز كرد. آقاي گلپايگاني را سوار كرديم. ظاهرا آقا جواد هم خود را به ما رساند و سوار شدند.

    به راننده ي ماشين گفتيم حركت كند. خودرو كميته با هزار زحمت از جا كنده و از لابه لاي جمعيت خارج شد و خودش را به خيابان رساند. بر خلاف مسير جمعيت، بي‏هدف در عباس آباد تهران و خيابان شهيد بهشتي مي‏رانديم. در آن منطقه دنبال خانه ا ي بودم كه درش باز باشد و آيت الله گلپايگاني در آن نفسي تازه و استراحت كنند. ما هم بلكه برويم ماشين خودمان را بياوريم و آقا را سوار كنيم .

    در هيچ خانه‏ي باز نبود به نظر مي‏رسيد كه همه‏ي مردم در خيابان هستند. قدري پيش رفتيم و در نهايت ديديم مقابل خانه‏اي، پيرمردي كه ظاهرا دستش شكسته بود روي صندلي نشسته است و پيرزني هم در كنار اوست. ماشين را در كناري پارك كرديم. آيت الله گلپايگاني را به آن دو كهنسال، معرفي كرديم. با اشتياق و روي گشاده ما را به درون خانه شان راهنمايي كردند. با آنكه برايشان سخت بود، فرشي در حياط پهن كردند. آقاي گلپايگاني روي آن نشستند بعد براي ما شير و هندوانه و آب خنك آوردند و پذيرايي مفصلي كردند. خودشان هم خيلي خوشحال بودند. فرزندان آيت الله گلپايگاني (آقا باقر و آقا جواد) به همراه تني چند از نيروهاي حفاظت كه با ما بودند، نزد آقاي گلپايگاني در آنجا ماندند و بنده دوباره به مصلا بازگشتم تا ماشين ضد گلوله‏ي امام را با خود بياورم. ديگر از ستون اسكورت خبري نبود و همه متفرق شده بودند.

    با زحمت بسيار ماشين امام را به منزل محل استقرار آيت الله گلپايگاني آوردم. خدمت شان عرض كردم كه كجا تشريف مي بريد ؟ فرمودند: «قم»!

    آقا و همراهانشان را سوار كرديم و حركت كرديم . مسيري را از بيرون تهران انتخاب كرديم. مي‏دانستم كه از تهران و بهشت زهرا بخواهيم عبور كنيم، باز به راه‏بندان و فشار جمعيت مي‏خورديم. چند بار خواستيم از مسير منتهي به ميدان آزادي حركت كنيم ، ولي مشاهده كرديم كه راه بسته است و جمعيت با پاي پياده به سمت بهشت زهرا روان است .

    به هر كيفيتي كه بود بعد از ظهر آن روز ـ حدود چهار و پنج ـ به قم رسيديم و آيت الله گلپايگاني را به بيتشان رسانديم .

    بعد از آن بنده خودم را سريعاً به تهران برگشتم تا خودم را به مراسم تدفين امام برسانم. نزديكي‏هاي مغرب بود كه به بهشت زهرا رسيدم. يكسره با همان ماشين امام جلو رفتم و تا نزديك‏ترين جايي كه با ماشين مي‏شد رفت ، پيش رفتم. از قبل مي‏دانستم كه چه جايي را براي پارك ماشين ها در نظر گرفته‏اند. پاسداران بيت امام هم در نقاط مختلف حضور داشتند و بنده را مي‏شناختند و راه را برايم باز مي‏كردند. با اين حال متاسفانه وقتي كه به بهشت زهرا رسيده بودم كه مراسم تدفين امام تمام شده بود .
    بعد از آن بنده به بيت امام در جماران بازگشتم.

    * با احمد آقا بر مزار امام

    بعد از تدفين امام، شب‏ها به طور مرتب همراه حاج احمد آقا - كه لباس شخصي به تن مي‏كردند- به بهشت زهرا مي‏آمديم. هنوز محل دفن امام در يك محوطه‏ي باز و بيابان و پر گرد و خاك قرا ر داشت و هيچ آباداني در آن صورت نگرفته بود. با اين حال، مردم در قالب هيئت ها و دسته ها، تا صبح مشغول عزاداري و سينه‏زني بودند.

    هر بار كه با حاج احمد آقا به آنجا مي رفتيم ،پنج شش ساعت و تا پاسي از شب بوديم . گاهي اوقات ايشان به محل دفن امام نزديك مي شدند.در اين حال به محافظانشان مي گفتند: «كسي دنبال من نيايد! فقط شما حسين آقا! دورادور مراقب من باشيد».

    بعد همراه با مردم كه ايشان را در آن لباس نمي‏شناختند، تا آنجاي كه مي‏توانستند، جلو مي‏رفتند. (گاه تا پنج شش متري مزار امام) گاه از جمعيت فاصله مي‏گرفتند و حدود صد تا دويست متر دورتر از مدفن امام مي‏نشستند و خيره به موقعيت دفن مي نگريستند. اين برنامه تا چهلم حضرت امام ادامه داشت .

    بعد از تدفين امام، همسر، دختران و عروسشان روزي يك بار براي زيارت مضجع شريف آن رهبر سفر كرده به صورت ناشناس به بهشت زهرا مي آمدند .

    روز رحلت امام تلخ ترين روز عمرمان بود. آن روز و وقتي كه خبر ارتحال امام اعلام شد پيش از آنكه در هجران آن سفركرده بسوزيم كه جانمان بود و همه چيزمان بود؛ همه‏ي ما سخت نگران آينده‏ي انقلاب بوديم. در همين حال هر وقت ياد آن لحظه‏ها مي‏افتيم، تن ما مي لرزد و در آن لحظه در فهم و باور ما براي امام خميني جانشيني وجود نداشت و در آن لحظه در حالي مي بايست مرگ آن روح بلند و مرد الهي و معنوي و روحاني را مي پذيرفتيم كه در اطرافمان دشمنان خارجي انقلاب صف آرايي كرده بودند تا اينكه شب آن روز خبر انتخاب مقام عظماي ولايت مرجعيت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‏اي به رهبري جمهوري اسلامي ايران از سوي مجلس خبر گان رهبري آرامشي در دل ها ايجاد كرد و ما را به آينده ي كشور اسلامي مان اميدوارتر كرد.

    خوشحاليم كه بعد از رحلت ايشان، رهبري كشور به دست با كفايت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله العالي) سپرده شده. بنده يكي دو سال نيز افتخار خدمتگزاري نزد ايشان را پيدا كردم و بعد به قم انتقال پيدا كردم و اين توفيق از من سلب شد.



    تاريخ : شنبه چهاردهم خرداد 1390 | 5:51 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    ماهنامه پاسدار اسلام در شماره جدید خود گفتاری از آیت‌الله مصباح یزدی، فقیه و فیلسوف کشورمان منتشر شده که متن کامل آن در ذیل می‌آید:

    اشاره: عالم بزرگوار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی دراین مقال با اشاره به دو اشکالی که برخی فعالیت‌های فکری و اجتماعی در شرایط فعلی کشور دارد، خواستار نگاه کلان و فراگیرتر مردم و خواص نسبت به مشکلاتی شده است که جمهوری اسلامی با آن مواجه است و خطراتی که اصل و اساس آن را تهدید می‌کند.

    ولایت فقیه؛ آماج فراماسونری جدید

    یکی از دغدغه‌ها یا بالاترین دغدغه همه ما برقراری نظام اسلامی واقعی است. شاید هیچ کدام از ما به اندازه حضرت امام خمینی(ره) نسبت به این مسئله حساس نبودیم؛ یعنی نه به آن اندازه در این باره شناخت داشتیم و نه کار کردیم، ولی خوشحالیم که به برکت رهبری‌ها و رهنمودهای ایشان، نسبت به این مسائل حساستر شدیم و کوشیدیم وظیفه خودمان را در این زمینه‌ها بشناسیم و هرچه بیشتر و بهتر عمل کنیم.

    بیش از سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و در این مدت، فعالیت‌های بسیاری در این زمینه انجام گرفته که بسیاری از آنها موفقیت‌آمیز بوده و نتایج چشمگیری داشته است. بخش‌های دیگری هم هست که همه می‌د انیم هنوز به حد مطلوب نرسیده و می‌بایست درباره آنها کار کرد. خود امام هم می‌فرمودند که از اسلام فقط بویی در کشور آمده است. رهبر معظم انقلاب هم در بیانات اخیرشان در سفر قم مکرر بر این مسئله تأکید کردند که تا رسیدن به حد ایده‌آل خیلی فاصله داریم و باید خیلی کار بشود.

    نگاه‌های کل‌نگر و جزء‌نگر به اسلام

    گاهی ما نگاهی جزء‌گرا به اسلام داریم و در حدی که شرایط طبیعی و اجتماعیمان اقتضا می‌کند یک گوشه کار را می‌گیریم و پیش می‌رویم. به عنوان مثال نسبت به احقاق حقوق خانم‌ها احساس مسئولیت می‌کنیم. می‌بینیم از یک طرف در طول تاریخ محرومیت کشیده‌اند و از سوی دیگر افراط‌هایی در جهان غرب وجود دارد که بیشتر در جهت ضربه زدن به شخصیت زن و حقوق زن است. می‌خواهیم در این زمینه کار بکنیم؛ کار علمی، فرهنگی، تحقیقی، آموزشی، تربیتی، تا برسد به کار سیاسی و قانونگذاری و بالاخره تا حد اجرا پیش برویم.

    این یک نگاه است. کار بسیار خوب و دید مقدسی است. سایر اقشار هم به تناسب می‌توانند کارهایی را که مقتضای صنف، امکانات و موقعیت اجتماعی‌شان است، دنبال‌کنند بدون این که نگاهی کلان و کل‌نگر به مسائل جامعه داشته باشند. بسیاری از مسائل اینچنین است که هم نشانه علاقه‌ و انگیزه‌ عاملان آنها نسبت به اجرای احکام اسلامی است و نیز نشانه وسعت نظر، عمق فکر و وسعت مطالعات آنها در این زمینه‌ها. ما هم به سهم خودمان این تلاش‌ها را تقدیس می‌کنیم، اما خوب است پیش از اینکه در بخش خاصی تلاشی را شروع کنیم، ادامه بدهیم، یا تکمیل کنیم، نظری کلان نسبت به مسائل جامعه‌مان داشته باشیم. در این‌باره نکاتی را یادآوری می‌کنم.

    اسلام؛ مجموعه‌ای ارگانیک

    تقریباً ده سال از سی و دو سال انقلاب اسلامی در زمان حیات حضرت امام بود. در این مدت با مشکلاتی روبه‌رو بودیم که آن اسلام واقعی - و به فرمایش امام خمینی: اسلام ناب - در کشورمان اجرا نشد. به نظر می‌رسد خوب است بعد از این تجربه سی‌ودو ساله، قدری در این پرسش بازنگری کنیم که چرا آن‌گونه که باید، نشد؟ چرا کمبودها و کاستی‌هایی پیش آمد و حتی بعضی از آنها تشدید شد؟ البته در سایه انقلاب و به برکت خون شهدا پیشرفت‌های عظیم و موفقیت‌های بسیار بزرگی حاصل شده که نباید هیچ کدام از آن‌ها را فراموش کرد، ولی چرا این پیشرفت‌ها و توفیقات کاملتر نشد؟

    به نظر می‌رسد در این زمینه دو مشکل اساسی وجود دارد که هر دو به نحوی به بینش و شناخت برمی‌گردد. ما باید اسلام را به عنوان یک مجموعه سیستماتیک بلکه یک مجموعه ارگانیک بنگریم؛ مجموعه‌ای که اعضایش تأثیر و تأثر متقابل دارند و با فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند زمینه رسیدن به هدف واحدی را فراهم می‌کنند که فوق هدف فعالیت‌های هر بخش از این سیستم است. متأسفانه این نگرش به اسلام چه در جامعه ما و چه در سایر کشورهای اسلامی درست تبیین نشده است.

    وقتی بخواهیم اسلام را خیلی خوب تعریف کنیم، می‌گوییم اسلام همه چیز دارد؛ اقتصاد، فرهنگ، سیاست، حقوق، حکومت و روابط بین‌الملل دارد؛ اما آیا اینها را در مجموعه‌‌ای کنار هم قرار می‌دهیم که باید به هم متصل کرد، یا اینها رابطه ارگانیک درونی دارند و اصلاً امکان انفکاک بین آنها نیست. ما هنگامی اسلام را درست شناخته‌ایم که آن را به عنوان پیکری ببینیم که اندام‌های گوناگونی دارد.

    دستگاه‌های گوارش، تنفس و اعصابش، حقیقت واحدی را تشکیل می‌دهند و هیچ کدام به تنهایی انسان نیستند و جزو حقیقی انسان به شمار نمی‌روند. وقتی انسان هستند که با یکدیگر ارتباط داشته باشند. قلب وقتی که در درون بدن و با مغز و اعصاب و سیستم عصبی و سایر دستگاه‌های تفنس و گوارش در ارتباط باشد قلب انسان است وگرنه اگر قلب را بیرون بیاورند و در محفظه‌ای بگذارند، هر چند مشغول کار خودش باشد، قلب انسان نیست؛ وقتی قلب انسان است که در ارتباط با مغز، فکر، احساسات و عواطف انسان باشد و گرنه موجودی مستقل است که کار خودش را می‌کند و تا شرایط طبیعی‌اش فراهم است قبض و بسطی دارد.

    چه‌بسا بعضی از اندام‌های دیگر هم این‌گونه باشند. ممکن است خون انسان را بیرون بیاورند و در محفظه‌ای در شرایط بهداشتی حفظ کنند و سال‌ها گلبول‌هایش سالم بماند، اما این انسان نیست. اسلام هم این‌ گونه است؛ این‌که می‌گوییم اسلام همه چیز دارد معنایش این نیست که بخش‌های جداگانه‌ای به نام اقتصاد و فرهنگ و حقوق و... دارد؛ بلکه همه این‌ها در هم تنیده است و با هم تأثیر و تأثر متقابل دارد. وقتی اسلام ناب است که همه بخش‌ها به صورت یک کل منسجم و دارای تأثیرات متقابل و با هدف واحد در نظر گرفته شود که متأسفانه این مسئله درست تبیین نشده است.

    لزوم درک لایه‌های عمیق‌تر

    مسئله دوم این است که نگرش به هر بخشی از اسلام دارای لایه‌هایی است؛ لایه‌ای سطحی که هر کسی نگاه کند این لایه را می‌بیند و اگر این حداقل را درک نکند اصلاً اسلام را نشناخته است، ولی لایه‌های عمیقتری هست که اگر آن لایه‌ها را درست نشناسیم ممکن است در درازمدت، اسلام لطمه بخورد. گیاهی را فرض کنید که در گلدانی رشد می‌کند، ممکن است گل هم بدهد، خوش‌بو هم باشد، اما این گیاه هیچ گاه درختی نمی‌شود که صد سال عمر کند. اگر بخواهد عمری صدساله داشته باشد باید در زمین حاصلخیزی رشد کند و بتواند در اعماق زمین ریشه بدواند وگرنه مثل خیلی ازگیاهانی که امروز به صورت مصنوعی پرورش می‌دهند دوامی نمی‌آورد. قرآن در این باره بیان زیبایی دارد: «... کشجره خبیثه اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار» (چون درخت ناپاکی است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد.» باید اسلام را در لایه‌های مختلفش ببینیم و به اعماقش پی ببریم. «کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء؛ تؤتی اکلها کل حین باذن ربها.»

    لایه عمیق ولایت

    در این باره نمونه‌های بسیار وجود دارد. همین مسئله ولایت در اسلام (صرف‌نظر از مسئله ولایت فقیه و حکومت) یعنی چه؟ این ولایت در مجموعه مفاهیم اسلامی چه جایگاهی دارد؟ آنچه در خاطر ماست و از کودکی یاد گرفته‌ایم همین «محبت اهل بیت» بوده است. در خیلی جاها تصور بر این است که اهل ولایت کسانی هستند که زیاد روضه می‌خوانند، گریه می‌کنند و توسلات دارند! اما به برکت انفاس قدسی امام خمینی «ره» ما به لایه‌ای عمیقتر از این معنا پی بردیم که از لایه اول خیلی مهمتر است؛ ولایتی که درباره آن می‌گویند« ولم یناد بشیء کمانودی بالولایه» تنها همین سفره حضرت ابوالفضل و امثال آن نیست. چیزی که اهمیتش از نماز بیشتر است باید تأثیر خیلی عمیقتری در سعادت انسان داشته باشد. بالاخره همین اندازه فهمیدیم که ولایت فقیهی هست که اصل نظام است. ولی اکنون که همه دنیا نظام جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نظام ولایت فقیه می‌شناسند، مردم ما به خصوص اقشار و گروه‌های مؤثر که شامل بالاترین مسئولان کشور هم می‌شود از ولایت فقیه چه می‌دانند و چه اندازه به آن معتقدند؟

    اگر کسی ادعا کند که بعد از سی و چند سال؛ بعد از این همه بحث‌هایی که خود امام فرمودند، کتاب‌هایی که فقها در این‌باره نوشتند؛بحث‌های تلویزیونی، رادیویی و غیره‌ای که انجام گرفت، هنوز در عالیترین سطوح مسئولیت کشور، ولایت فقیه به معنای واقعی‌اش جا نیفتاده، ادعای گزافی نکرده است. البته ما علم غیب نداریم و نمی‌دانیم در دل هر کس چه می‌گذرد، اما آثار نشان می‌دهد که هنوز در اعماق دل خیلی‌ها این است که این یک فرصتی بود که امام آن را غنیمت شمرد و برای آخوندها دکانی باز کرد! می‌گویند: وقتی مردم باید رأی بدهند و رئیس جمهور یا رئیس حکومتی انتخاب کنند، دیگر ولی فقیه چه کاره است؟!

    قوای سه‌گانه که داریم. ده‌ها سال پیشتر مونتسکیو گفت، دیگران هم تصریح کردند و توجیهات عقلی خوبی هم دارد. قوه مقننه و قضاییه داریم، یک رئیس قوه مجریه هم می‌خواهد که آن مصوبات را عمل کند. دیگر چه می‌خواهد؟ رهبر یعنی چه؟ ولی فقیه چه کاره است؟ بله عده‌ای از آخوندها در مبارزه با نظام قبلی زحمت کشیدند و کشته و زندانی دادند؛ امام هم به پاس تشکر، چیزی به نام ولایت فقیه درست کردند! مردم هم به امام احترام گذاشتند و آن را قبول کردند!

    نمی‌دانم این افراد تا چه اندازه باور دارند که این ولایت را باید به عنوان اسلام پذیرفت. گاهی در عمل نشان می‌دهند که باور ندارند. گاهی کسی مقام رسمی قانون پیدا می‌کند، خیال می‌کند دیگر مالک کشور است. می‌گوید مردم به من رأی دادند و اختیار را به دست من داده‌اند، دیگر رهبر چه کاره است؟! حتی در حوزه‌های علمیه هم کسانی پیدا می‌شوند که هنوز بعد از این همه بحث‌ها شک می‌کنند که اصلاً آیا ما ولایت فقیه داریم یا خیر، واگر داریم قلمروش چه‌قدر است و اصلاً آیا حکومت اسلامی داریم یا نداریم؟! متأسفانه این حرف‌ها تحت تأثیر برخی عوامل، وسعتی نسبی در بعضی از حوزه‌ها پیدا کرده است.

    با این اوصاف هرچند ما مثلاً درباره حقوق زن تحقیق علمی کنیم، اجتهاد کنیم، خانم‌ها‌ خودشان مجتهد بشوند، به حد اعلمیت برسند، در این باره فتوا بدهند، تحقیق داشته باشند. و حکم مسئله را اثبات کنند یا فقهای حوزه و مراجع بیایند، حمایت کنند و نظر بدهند که باید چنین کرد، اگر مسئولان کشور، آنهایی که در قوه مقننه مؤثرند تصویب نکنند، چه می‌شود؟ ما قوانینی داشتیم که با اکثریت قاطع تصویب شده و شورای نگهبان هم تأیید کرده، ولی سال‌هاست متروک مانده، چون مجری دلش نمی‌خواسته، سلیقه‌اش نبوده و هر روز به بهانه‌ای قانون را کنار گذاشته است.

    بنابراین با این کارها مسائل حل نمی‌شود. باید فکر کلانی داشته باشیم، باید کاری کنیم که مسائل اصلی و زیربنایی نهادینه شود، نه این که بعد از سی - چهل سال هنوز هم مشکوک باشد و با آن برخوردی شعاری بشود. وقتی از عمق دل باور کردند و فهمیدند اسلام و اقتضای اسلام همین است، آنهایی که واقعاً مسلمانند پای آن می‌ایستند و برای آن جان هم می‌دهند، اما وقتی باور نکردند، می‌گویند حالا آخوندها چیزهایی گفته و نوشته‌اند؛ این بحث‌ها زیر و رو زیاد دارد و اختلاف‌نظر زیاد است! در اخر هم یا آدم کج سلیقه‌ای را پیدا می‌کنند و فتوایش را می‌گیرند، یا فتوایی می‌تراشند تا در مقابل، به آن استناد کنند. حالا اگر شما صد تا فقیه داشته باشید که همه حکمی داده باشند و در مقابل، کسی سخن خلافی گفته باشد، اگر دلشان با آن حکم مخالف باشد، سخن این یکی را می‌گیرند و همه چیز را فراموش می‌‌کنند.

    لزوم حرکت هماهنگ

    ما باید در این دو جهت یعنی طرح کلان اسلام برای جامعه، و ارتباط درونی بخش‌های مختلف اسلام فعالیت کنیم. این که توقع داشته باشیم حقوق زن رعایت بشود یا مثلاً نکاح موقت درست اجرا شود، اما از سایر مسائل غفلت کنیم به جایی نمی‌رسیم. وقتی آموزش و پرورش ما گونه دیگری است؛ دستگاه‌های ارتباطی ما و فیلم‌ها طور دیگری است؛ اینترنت دائماً جوان‌های ما را بمباران می‌کند، در این شرایط، این که فتوای علما این است که این حلال یا حرام است، هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. آن مسئولی که دختر، پسر، عروس یا دامادش با همین مشکلات دست به گریبانند چطور می‌خواهد به صورت دیگری عمل کند؟ این تلاش‌ها وقتی ثمر می‌دهد که این مجموعه، هماهنگ حرکت کند.

    وقتی یک قدم پیش می‌رود همان یک قدم را همه بروند، نه اینکه در یک بخش جلو برویم و خیلی پیشرفت کنیم، اما قسمت‌های دیگر مورد غفلت قرار بگیرد. مثل انسان ناموزونی که دست و پایش خیلی دراز است، اما سرکوچکی دارد، به جایی نمی‌رسد. در آخر هم دست‌های درازش جایی گیر می‌کند و می‌افتد، سرش می‌شکند و نابود می‌شود.

    ما باید اسلام را در یک کل ببنیم که باید همه بخش‌هایش با هم متناسب و متوازن رشد کند. تصور اینکه می‌توانیم مسائل حقوقی زن را بدون توجه به مسائل دیگر اصلاح کنیم نادرست است. مخصوصاً اگر این مسائل با اعتقادات تماس داشته باشد. اگر خدای نکرده روزگاری بعضی مسئولان ما در اینکه احکام اسلام ابدی است و همیشه باید اجرا بشود تشکیک کردند، اساس اسلام زیر سؤال می‌رود. چندین سال از طرف عالیترین سطوح رسمی کشور به جامعه القا می‌شد که اسلام را طوری تعریف کنید که دنیا بپذیرد، و آنهایی که به فرمایش امام اسلام ناب را معرفی می‌کردند، متهم به خشونت می‌شدند. می‌گفتند شما به اسلام خیانت می‌کنید؛ اسلام را به گونه‌ای معرفی می‌کنید که دنیا نمی‌پذیرد؛ باید طوری معرفی کنید که همه بپذیرند. همان‌طور که در کنفرانسی در آلمان معرفی کردند و حتی مارکسیست‌ها هم گفتند اگر اسلام این است ما هم قبول داریم!

    تلاش در جهت تغییر فرهنگ

    باید توجه پیدا کنیم که کارمان یک اشکال اساسی دارد. وقتی مسائل اقتصادی شرایط زندگی را سخت کند، اگر بخواهیم به خانمی که طلاق گرفته بگوییم طبق دستور اسلام عمل کن؛ مهرت را بگیر و برو، نمی‌پذیرد. فرض کنید به اندازه چند ماه خرجش را هم بدهند، بعد از آن می‌خواهد چه کار کند؟ مخصوصاً در جامعه‌ای که ازدواج مجدد برای یک خانم پسندیده نیست. در زندگی‌های قبائلی مسائل ازدواج این‌گونه پیچیده نبود؛ امروز کسی زن می‌گرفت، فردا طلاق می‌داد و همین خانم با مرد دیگری ازدواج می‌کرد. خیلی هم عادی بود، ولی حالا این گونه نیست؛ دیگران زشت می‌دانند که خانمی که شوهرش از دنیا رفته است، مجدداً ازدواج کند. متأسفانه این مسئله در کشور ما به فرهنگی عمومی تبدیل شده است. ازدواج موقت را که اصلاً نمی‌توان حرفش را زد. بسیاری از افراد تصریح می‌کردند ما به گناه کردن حاضریم، اما حاضر نیستیم ازدواج موقت داشته باشیم. یعنی ازدواج موقت را زشت‌تر از فحشا می‌دانستند! هنوز هم در گوشه و کنار جامعه چنین تفکری هست. این شرایط فرهنگی باید عوض بشود. تا این فرهنگ حاکم است این طور حکم‌ها اجرا نمی‌شود. ما باید برای تغییر فرهنگ جامعه برنامه‌ریزی داشته باشیم و مسئولان ما باور کنند که باید این کارها را انجام بدهند.

    لزوم توجه به مسائل اساسی

    باید حواسمان جمع باشد. تمام نیرو، وقت و کارمان را صرف یک موضوع جزئی نکنیم که معلوم نیست به جایی برسد یا نرسد. به نظر می‌رسد در عین اینکه هر کسی باید طبق شرایط خاص خودش و وظیفه، امکانات و تخصصی که دارد برای حفظ نظام و پیشبرد اهداف اسلام حرکت کند اما مهمترین کار توجه به مسئله کلان جامعه است. باید بیندیشیم این مجموعه فعالیتی که داریم در کجای این جامعه واقع می‌شود، چه تعاملی با سایر بخش‌ها دارد و چه‌قدر شرایط اجرایش در جامعه فراهم شده است. اگر کسانی برخوردشان با مقام ولایت فقیه از نوع برخورد سیاسی با یک باند یا رقیب سیاسی باشد. یعنی سی و چند سال تلاش برای ولایت فقیه همه بر باد است. اگر این طور شد تلاش‌هایی که برای مسئله فقاهت و مرجعیت می‌شود چه فایده‌ای دارد؟ کسانی که احساس مسئولیت می‌کنند، کسانی که فکر و هوش و انگیزه‌ای دارند، آنها که دلشان برای انقلاب می‌سوزد، باید برای مسائل اساسی دلسوزی کنند، بود و نبود مسائل دیگر چندان فرقی نمی‌کند. نمی‌گویم نباید تلاش کرد، اما اگر اصل مسئله ولایت فقیه انکار بشود، اگر اصل امام زمان به گونه دیگری تفسیر بشود دیگر چه چیزی باقی می‌ماند؟ این‌ها خطراتی است که کمتر کسی به آن توجه پیدا می‌کند و متأسفانه وقتی خطر واقع شد رفع کردن آن تقریباً محال می‌شود.

    خطر فراماسونری

    آنها که تیزبین هسند باید آینده را پیش‌بینی و خطرها را احساس کنند، دیدبان‌ها باید از دور بنگرند که چه پیش می‌آید. احساس من این است که در درون جامعه ما دستگاه فراماسونری در حال تقویت مجدد است. نباید فراموش کرد که در ایران، مشروطیت با دستگاه فراماسونری، با شعارهای اسلامی و آیات قرآن بر سر کار آمد. سر کار آمد. امروز هم اگر بخواهد بیاید حتماً از همین شعارهای برگرفته از انقلاب استفاده خواهند کرد و در زیر این پوشش‌ها حرف خودشان را می‌زنند. همان چیزی که همیشه گفته‌اند «قالب را حفظ کنید و محتوا را عوض کنید.» قالب، امام زمان (عج) و این حرف‌هاست اما محتوای امام زمان، چیز دیگری (مثل انسان کامل نوعی) می‌شود.

    اگر در مسائل مبتلابه جامعه، با علما و مراجع تبادنظر کنیم، ولی به کسی که اصلاً در طول عمرش با هیچ عالمی میانه خوبی نداشته و اکنون نیز حاضر نیست داشته باشد و هرچه بتواند لگد می‌زند چه امیدی می‌توان داشت؟ کسانی هم دلباخته اینها شده‌اند و فریبشان را خورده‌اند و با تمام قوا همه آنچه را که بر دیگران عیب می‌گرفتند، اعم از استفاده از امکانات دولتی برای مسایل شخصی و... درباره این شخص فراموش می‌کنند. با این روند، روزی چشم باز می‌کنیم می‌بینیم که اصلاً روز به شب تبدیل شده است و دیگر همدیگر را نمی‌شناسیم. اصلاً اینجا کجاست؟! و اینها از کجا پیدا شده‌اند؟ این‌ها از درون همین دستگاه درآمده‌اند، خود ما حمایتشان کردیم این بودجه‌هایی که در این راه صرف می‌شود از جایی می‌آید؟ این بند و بست‌هایی که می‌شود، این عزل و نصب‌هایی که انجام می‌گیرد به چه دلیل است؟

    این حرف‌های نچسبی که هر روز در قالبی نو زده می‌شود از کجا می‌آید؟ چه انگیزه‌ای برای طرح اینها وجود دارد؟ این همه سخن از ملی‌گرایی آن هم در زمانی که کشورهای اسلامی و عربی بیدار شده‌اند و یک نهضت اسلامی جهانی در حال شکل‌گیری است برای چیست؟ آیا پیامد طرح «اسلام‌ ایرانی» چیزی جز این است که ما را به ملی‌گرایی متهم کنند و بگویند شما با اسلام سروکار ندارید؟ چه انگیزه‌ عقلایی می‌تواند پشت این کار وجود داشته باشد؟ اگر روزی از ما بپرسند که چرا برای احیای حقوق زن کار نکردید شاید عذری داشته باشیم، اما اگر روزی بپرسند که چرا اساس اسلام بر باد رفت و ساکت ماندید، چه جواب بدهیم؟

    شدیدترین خطر برای نظام

    مگر هنگامی که دستگاه بنی‌امیه سر کار آمد چند سال از تولد اسلام گذاشته بود؟ آنها با چه نامی بر مسند حکومت نشستند؟ آیا جز به نام اسلام و خلیفه رسول‌الله حکومت می‌کردند؟ اما به فرمایش امیرالمؤمنین ظرف اسلام را واژگون کردند و پوستین اسلام را وارونه پوشاندند و ملت هم پذیرفتند! وقتی روی منبرها - العیاذبالله - امیرالمؤمنین (ع) را لعن می‌کردند، در کدام کشور اسلامی مقاومت شد؟ این کار همه جا رسم شد. هر جا نماز جمعه خوانده می‌شد، لعن علی (ع) هم بود.

    تا زمان عمربن عبدالعزیز که کم‌کم نسبت به این مسئله مقاومت شد. قبل از اینکه جنازه پیغمبر دفن شود چه کسانی برای پیغمبر (ص) جانشین درست کردند؟‌ مشرکان آمدند؟ زرتشتیان و یهودیان آمدند؟ خیر، همین اصحاب پیغمبر بودند! پس تعجبی ندارد که کسانی به نام ولایت فقیه و به نام طرفداری از خط امام بیایند و اسلام را از امام کنار بزنند و مگر چنین نکردند؟ مگر به نام طرفداری از «خط امام» نیامدند اسلام را از بین ببرند؟ آیا دیگر تمام شد؟

    فردا فتنه عمیقتری در پیش است. ابزارش از همین‌جا و از همین الان تهیه شده است. از آسمان نازل نمی‌شود. مگر سران فتنه از آسمان آمدند و فتنه برپا کردند. همین‌ها بودند که حکومت اسلامی را در عالیترین سطوح در طول چند دهه اداره می‌کردند. حالا تعجب می‌کنیم! بعید نیست یکی دو سال دیگر وضع عوض بشود و همین‌هایی که در همین نظام به وجود می‌آیند و رشد می‌کنند و از بودجه مملکت و از همین امکانات صرف به قدرت رسیدن آنها می‌شود سر کار بیایند و ریشه همه چیز را بزنند. حالا بنشینیم گوشه‌ای یک تحقیق علمی بکنیم و حداکثر طرحی تهیه کنیم و برای تصویب به مجلس بفرستیم. آیا تصویب شود یا نشود، فردا بعد از این که تصویب شد شورای نگهبان آن را تأیید کند یا نکند. شورای نگهبان تأیید کرد آیا دولت اجرا کند یا نکند، آیا این تنها کاری است که از ما برمی‌آید و هیچ وظیفه دیگری نداریم؟!

    ان‌شاءالله که من اشتباه می‌کنم، ان‌شاء‌الله که همه‌اش اشتباه باشد، اما آن خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا به حال نظام ما را تهدید کرده است و دیگر جایی برای اسلام و ولایت فقیه و ارزش‌های اسلام نخواهد گذاشت.

    خداوند متعال همه ما را از آفت‌هایی دینی و معنوی حفظ کند و به همه ما توفیق انجام وظیفه - آن گونه که مورد رضایت خودش هست - مرحمت کند. ان‌شاءالله سایه رهبر معظم انقلاب بر سر ما مستدام باشد که این شخصیت عظیم‌الشأن و الهی، ذخیره بزرگی برای حفظ این نظام و بزرگترین نعمتی است که برای حفظ اسلامی به آن امیدواریم.



    تاريخ : پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 | 5:12 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ گفت: با تعهدی که در رئیس محترم دستگاه قضا سراغ داریم و با اطمینانی که مقامات قضایی به نمایندگان مجلس داده اند؛ به زودی تا آخرین نفر باند انحرافی دستگیر خواهند شد.
     
    حجت الاسلام «اسلامی» در گفتگو با صراط با اشاره به عملکرد جریان انحرافی گفت: امروز رفته رفته چهره واقعی این جریان بی ریشه هویدا شده و کارشان به جایی رسیده که با اعتقادات مردم بازی می کنند و در مقابل ولایت فقیه قد علم کرده اند.

    نماینده مردم ساوه تفسیر انحرافی و التقاطی از دین را از شاخصه های خطرناک جریان انحرافی ذکر کرد و گفت: این ویژگی جریان انحرافی گرچه در کلیات با خوارج زمان حکومت علی (ع) مشترک است ، اما باید توجه داشت که جهل و انحراف این فرقه ناشی از تعصب یا بد فهمی از دین نیست بلکه اینها اساسا اعتقادشان در معرفی و ترویج اسلام آمریکایی است و و حرکات و اقدامات این باند منحرف نشان می دهد که اصولا دغدغه دین ندارند و به مراتب پلشت تر از خوارج زمان علی (ع) هستند .

    اسلامی از طرح مکتب ایرانی به عنوان رسالت مهم باند انحرافی در راستای رویارویی و تقابل ملی گرایی با توده های اسلامیت خواه در کشور یاد کرد و افزود : منحرفین نسخه به روز شده نهضت غیرقانونی آزادی هستند که با سادگی برخی دوستان به بدنه دولت نفوذ کرده اند و من یقین دارم این عده نه به کوروش، داریوش و پیشینه ایران دلبستگی دارند و نه به اسلام عزیز و تنها سناریوی دستگاه های اطلاعاتی کشورهای غربی را اجرا می کنند .

    وی ایجاد تفرقه و شکاف عمیق در بدنه حاکمیت را از دیگر ماموریت های باند انحرافی نام برد و افزود: عمده مشکلاتی که در داخل کابینه و بدنه دولت و یا درگیری های دولت با سایر قوا به وجود می آید متاثر از تحریکات و برنامه ریزی های این جماعت خطرناک است و به زودی به همه اثبات خواهد شد که استکبار و ایادی آنها خصوصا اسراییل به گونه ای ظریف و زیرکانه از این باند در راستای ایجاد تفرقه و درگیری در کشور حمایت می کنند .

    اسلامی افزود : فتنه جریان انحرافی که نمود آن در توزیع سی دی مستند ظهور نزدیک است فتنه ای بسیار پیچیده و حساب شده است و من اصرار دارم از آن به عنوان مرحله دوم فتنه گری پس از فتنه ۸۸ یاد کنم .

    این نماینده مجلس ادامه داد : در فتنه ۸۸ افرادی با ساده لوحی ماموریت ایجاد مقدمات فتنه بزرگ که فتنه باند انحرافی است را برعهده داشتند و باید توجه داشت که هدف غایی و نهایی این مهره های خاین فتنه ۸۸ و فتنه باند انحرافی حذف ولایت فقیه و تسلیم نمودن انقلاب به دنیای غرب و اسراییل است .

    سخنگوی کمیسیون اصل نود با اشاره به حساسیت کمیسیون متبوعش در زیر نظر گرفتن اقدامات باند انحرافی واکنش های بزرگان نظام خصوصا آیت الله لاریجانی را ستود و افزود : با تعهدی که در رئیس محترم دستگاه قضا سراغ داریم وبا اطمینانی که مقامات قضایی به نمایندگان مجلس داده اند ؛ به زودی تا آخرین نفر باند انحرافی دستگیر خواهند شد و نظام اسلامی این فتنه را نیز مانند سایر کارشکنی ها و فتنه گری ها در هم خواهد کوبید .

    وی با ابراز تاسف از عدم تبری رییس جمهور از این جماعت گفت : واقعا دلمان به حال ایشان می سوزد و آقای احمدی نژاد چه بخواهد و چه نخواهد دستان این پدیده شوم قطع خواهد شد.



    تاريخ : چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 | 7:11 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    آقا سید ابوالفضل زنجانی كه فردی وارسته و خداترس بود، عضو جبهه ملی بود. او نامه‌ای علیه امام نوشت و منتشر كرد، یا دوستانش منتشر كردند، كه خیلی تند بود و بوی تكفیر امام از آن می‌آمد. البته او در اوایل خوش بین بود اما بعداٌ به امام و همه چیز بدبین شده بود. ایشان در محله ما بود و با من نماز می‌خواند. وقتی كه در پاریس بودیم امام به من فرمودند ایشان و آقای طالقانی را برای شورای انقلاب دعوت كنم.

    آقای طالقانی خیلی از ایشان حرف شنوی داشت. آقای مطهری هم همینطور بود، و می‌گفت من آخوند خداترس مثل آقا سید ابوالفضل كم دیده‌ام یا ندیده ام. خلاصه آن نامه تند ایشان را حاج احمد آقا به من داد و خیال می‌كرد كه ما هر كاری كه بتوانیم می‌كنیم، ولی من نظرم این بود كه قضیه را با خود امام در میان بگذارم.

    یك روز خدمتشان رسیدم و گفتم نامه آقا سید ابوالفضل را دیده اید؟ گفتند بله، احمد آورده، خوانده ام. پرسیدم حالا نظرتان چیست؟

    فرمودند هیچ چیز. گفتم یعنی تذكر زبانی هم به ایشان داده نشود؟

     گفتند چه تذكری، مگر شما چیزی می‌دانید كه او نداند؟ امام فكر می‌كردند ممكن است من قضیه را در جلسه سران سه قوه مطرح كنم و با او برخورد كنیم.

     با آنكه خداحافظی كرده بودم، صدایم زدند و فرمودند با آقا سید ابوالفضل كاری نداشته باشید. هرچند با توجه به این كه امام موافق برخورد با ایشان نبودند، من قصد نداشتم برخوردی با آن نامه بكنم، ولی امام خیلی مراقب این امور بودند، امام تا زنده بودند، جنبه روحانیت و بزرگواری خود را حفظ كردند و برخوردهایشان چنان بود كه در شأن یك مرجع است.



    تاريخ : چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 | 7:6 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    پایگاه اطلاع رسانی "سفیر ولایت" كه توسط دفتر آیت الله عبدالنبی نمازی، نماینده ولی فقیه و امام جمعه كاشان ، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، نماینده مجلس خبرگان رهبری و دادستان اسبق کل کشور اداره می شود، متن کامل سخنان وی در مقدمه درس خارج ایشان درباره جریان انحرافی و ناگفته های خواندنی عزل و ابقای وزیر اطلاعات را منتشر کرده است که به نقل از این پایگاه ، عیناً منتشر می شود:

     بسم الله الرحمن الرحیم

    نکته ای را می خواهم عرض کنم که باعث نگرانی بزرگان نظام و مقام معظم رهبری است و شاید مردم هم کم و بیش در جریان باشند اما فکر می کنم عامه مردم که مشغول زندگی روزمره هستند خیلی اشرافی به این مسئله نداشته باشند ولی آگاهی دادن از طرف اهل علم و ائمه جماعات و جمعه لازم است. آن چیزی که ما احساس می کنیم و پیش بینی می کنیم این یک تهدید جدی برای سلامت و امنیت کشور و برای مسائل ارزشی و اعتقادی است.

     این جریان نقطه محوری باورهایشان به ظاهر این است که می گویند ما در زمان غیبت احتیاجی به واسطه بین خلق و امام زمان سلام الله علیه نداریم ، قرآن هست ، روایات هم هست و ما می توانیم با امام زمان ارتباط برقرار کنیم.

    این همان جمله ای است که امام حنفی، ابوحنیفه گفتند "حسبنا کتاب الله" و این دقیقا در تضاد با مکتب اهل بیت است.

     مکتب اهل بیت این است که چه در زمان ظهور و چه در زمان غیبت خلق راهی برای ارتباط با ذات اقدس ربوبی جل و علی جز باب ولایت ندارد.
     راه همان صراط مستقیم است که تفسیر به ولایت شده است ولایت علی بن ابیطالب و یازده فرزندش و در عصر غیبت ولایتی که منشعب است از ولایت کبرای الهیه و آن ولایت فقهای عدول است و هر کسی به هر راه دیگری برود ضال است.

     این تفکر در مقام حذف ولایت است در نتیجه در مقام حذف روحانیت است اگر بتوانند که انشاءالله نمی توانند می خواهند حذف کنند. این باب گشوده شده از سوی اهل بیت که باب ولایت فقیه است و اگر نتوانند حداقل آن را ضعیف و منزوی بکنند و برای رسیدن به این هدف دارند تمهید مقدمات می کنند برای تصرف مراکز قدرت که عبارت است از مجلس و دولت و گزارشات موثقی که هست حاکی از این است که اینها پول هایی با ارقام نجومی که برای ما قابل تصور نیست و در هفته های اخیر چند نفر را دستگیر کردند که این ها جزء ارباب جمعی رئیس دفتر رئیس جمهور هستند.

    شخصی به نام غفاری و چند نفر دیگر و یکی هم شخصی است در لباس روحانیت به نام امیری فر که در تهران آن مجمع روحانیت ولایی را تشکیل داده که وصل به رئیس دفتر رئیس جمهور است که ایشان هم دستگیر شده است.

     این ها در اعترافات خودشان چیزهای تکاندهنده ای را بازگو کردند مفاسد اقتصادی با ارقام بالا. این آقای غفاری کسی است که با رمل و جن و جن گیری و این حرفا سر و کار دارد و این قدرت تصرف را هم از راه اهانت به مقدسات به دست آورده است.

    می دانید که مرتاض های هندی ریاضت های خلاف شرع دارند و به این قدرت می توانند دست پیدا کنند که این غفاری هم گفتند که همین طور است و به قرآن اهانت کرده است که تعبیر آن را نمی توانم بیان کنم و خود شما متوجه می شوید که منظور چیست مانند هتک قرآن و تنجیس قرآن.
    بعضی بزرگان گفتند که الآن در آمریکا هم این مسائل را دارند و سازمان نظامی دارند که کارهایشان را با سحر و جن و ... انجام می دهند. الآن کشورهای اروپایی هم رو به این مسئله آورده اند.

     غرض این است این مسائل سابقاً وجود داشته است و الآن هم بعضی ها به مقاماتی می رسند که قدرت تصرف را دارند.

     به هر تقدیر رئیس دفتر رئیس جمهور مراکز قدرت نظام را در اختیار خودش گرفته مثلاً در کمیسیون فرهنگی دولت طبق روال جاری رئیس کمیسیون باید رئیس فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد ولی خارج از ضابطه ایشان رئیس کمیسیون هستند و تمام بودجه های فرهنگی کشور را در دست  دارد.
     قلم دیگرش کارخانه ایران خودرو را تحت نفوذ خودشان درآوردند با میلیاردها تومان سرمایه. کارخانه سایپا را هم در صدد بودند که گزارش شد خدمت مقام معظم رهبری و ایشان وارد شدند و دستور پیگیری دادند.

     یک چیزی را ساختند به عنوان ایرانیان خارج از کشور و بودجه هایی را خارج از ضوابط به آن تخصیص دادند. در جزیره کیش این ها با یک خانواده ای قرارداد بستند که یک میلیون تومان هم پول نداشته است و پول ها را هم گرفتند و به خارج فرار کرده اند و همین ساختمان سران کشورهای غیر متعهد که در اصفهان قرار بود ساخته شود با هزینه دویست میلیارد تومان.

     ما بررسی کردیم دیدیم که قرار بود در کیش ساخته بشود اما اختلاف داشته اند بین کیش و اصفهان و شیراز و مسئله را به مقام معظم رهبری ارجاع می دهند که ایشان اصفهان را انتخاب میکنند بعد فهمیدیم که بردند در کیش و  هزینه اصلی هم چهارصد میلیارد تومان است و در کیش هم مشغول شدند و ما از دوستان خواستیم که در مجلس ببیند این بودجه کجا تصویب شده است.

     از آقای لاریجانی سؤال کردند و ایشان اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند این بودجه دست ما نیست بعد معلوم شد چند نفر در ریاست جمهوری هستند که تصمیم گیرنده هستند.

     وزارت نفت را هم که اخیراً وزیر ندارد دست این هاست و موارد مشابه. با این پول های نجومی  دارند زمینه موفقیت افرادی را که خودشان می خواهند فراهم می کنند. با بعضی نمایندگان صحبت کردند که تمام هزینه هایشان را تأمین می کنند و همین شیخ امیری فر و در اعترافاتش گفته که به ما گفتند نگران پول نباشید.

     این ها قبلاً جزؤ جامعه وعاظ تهران بودند و این مسائل که پیش آمد جدا شدند و تشکیلاتی را درست کردند با عنوان روحانیت ولایت مدار حالا این ولایت ولایت چه کسی است؟ و پول های کلانی هم به روحانیونی که عضو بودند داده می شد.

    آقای سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه رفتند خدمت مقام معظم رهبری و گفتند اجازه بدهید ایشان را بگیریم کل غائله حل می شود حالا نهایتاً چند روزی بعضی ها اظهار نگرانی خواهند کرد و تمام خواهد شد.

     آقا ظاهراً هنوز به این نتیجه نرسیدند ولی فرمودند همه عوامل را دستگیر کنید کسانی که نیروهای عملیاتی این طرح هستند.

     آقا فرمودند با قوت بازجویی کنید و بررسی کنید اما حساب رئیس جمهور را جدا کنید.

     مشایی در جلسه ای گفته بود ما فکر نمی کردیم رهبری این قدر قاطع و محکم روی مسئله بایستند.

    در قضیه وزیر اطلاعات، وزیر گزارشاتی داده بود خدمت آقا که این ها چه کسانی هستند و قصدشان چسیت و تنها راه را در برکناری وزیر دیده بودند و آقا متوجه بود و این قضیه از شش ماه قبل گزارش شده بود به آقا که به فریاد اطلاعات برسید که این ها در حال توطئه هستند اگر خاطرتان باشد چهار پنج ماه قبل آقا خودشان رفتند وزارت اطلاعات که به دنبال همین گزارش بود.

    آقای مصلحی یک جلسه داخل سازمانی تشکیل داده بود و برای کادر اطلاعات مطالبی را گفته بود و یک آقایی به نام عبداللهی که رئیس ستاد اطلاعات بوده در صحبت ها پارازیت ایجاد می کرده که نه آقا اینجوری نیست و وزیر اطلاعات بعد از جلسه حکم عزل ایشان را صادر می کند این هم عنصر نفوذی دفتر رئیس جمهور بوده است که بعد از این آقای رئیس جمهور  آقای مصلحی را احضار می کند که چرا ایشان را بدون هماهنگی من برداشتی؟!

    آقای مصلحی می گوید که من وزیرم و این شخص از کارمند من می باشد و رئیس جمهور هم میگوید که شما یا استعفا بدهید یا من عزلتان می کنم و آقای مصلحی هم استعفا می دهد.

    خبر که به آقا می رسد ایشان آن حکم را صادر می کند. البته قبل از حکم به خاطر این که مسئله رسانه ای نشود شخصاً در چند سطر خطاب به رئیس جمهور می نویسند که آقای مصلحی باید در جای خودش ابقا بشود و خود آقا هم این نوشته را که دست نویس بوده در پاکت گذاشته و در پاکت را می چسبانند و یکی از اعضای دفتر به دست رئیس جمهور می رساند.

    رئیس جمهور می پرسد که نامه چیست؟ اظهار بی اطلاعی می کنند و وقتی نامه را باز می کنند میخوانند و می گویند: خب این مسئله که تمام شده است!

     گزارش را که به آقا می دهند آقا مطلع می شوند و حکم را صادر می کنند. در اولین جلسه ای که هیئت دولت در کردستان بودند آقای مصلحی شرکت نمی کنند.

    در اولین جلسه در تهران آقای مصلحی با مشورت دفتر به قم سفر می کنند ولی در جلسه دوم هیئت دولت شرکت می کنند.

     رئیس جمهور که وارد جلسه می شود به احترام آقای حائری که درس اخلاق گفتندچند دقیقه ای می نشیند و بعد با اجازه آقای حائری جلسه را ترک می کند و از طریق یکی از اعضای دفتر آقای مصلحی را صدا می کنند و می پرسد که شما چرا شرکت کردید؟

    آقای مصلحی می گوید دستور آقاست. رئیس جمهور می گوید شما به مسائل بین من و آقا کاری نداشته باشید و خودتان را درگیر این مقوله نکنید.

     آقای مصلحی از جلسه هیئت دولت خارج می شود و در نهایت خبر به آقا می رسد و آقا محکم می گویند که آقای مصلحی حتماً باید در جای خوشان باشند و به همین دلیل مشایی گفته بود که ما احتمال نمی دادیم که آقا این قدر محکم بمانند و آقا هم که گفته بودند من تا آخر پای این مسئله می ایستم منتها با حفظ آرامش کشور در حالی که اوضاع منطقه مانند مصر و لیبی و بحرین و عربستان به این صورت است باید طوری رفتار کرد که هم این فتنه مهار و کنترل بشود توسط وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی و هم آرامش کشور پابرجا باشد.

    در یک ملاقاتی که سران سه قوه حضور داشته اند آقا می فرمایند که رئیس جمهور باید حفظ بشود به دلیل زحمات و خدمات مختلفی که انجام دادند مانند مسکن و هسته ای و ... فلذا به شخص ایشان در خطبه ها و سخنرانی ها چیزی گفته نشود ولی جریان انحرافی باید برای مردم روشن بشود که اینان درصدد در دست گیری قوه مقننه و نتیجتاً قوه مجریه است چون کابینه را مجلس رأی می دهد.

    ( در جواب سؤال یکی از حضار: )

    به آقای مشایی گفتند شما که می خواهی رئیس جمهور شوی صلاحیت شما را شورای نگهبان باید تأیید کند و آیت الله جنتی بسیار قاطع است و شما را رد صلاحیت می کند که مشایی گفته تا دو سال دیگر آیت الله جنتی نیست و [...] حالا نمی دانیم در ارتباط با جن این چیزها را فهمیده اند یا چیز دیگریست.‌

     البته حرفها زیاد است و من خواستم که آقایان در جریان امور باشند بدون این که اسمی از رئیس جمهور برده شود این جریان انحرافی را برای مردم روشن کنید که اگر قرار شد در آینده برخوردی صورت بگیرد مردم کاملاً توجیه باشند به خصوص در انتخابات ستادهایی را تشکیل داده اند در استان ها فراخوانی کرده اند از مراکز شهرها و از اعتبار و حیثیت رئیس جمهور استفاده می کنند و این ها می خواهند یک جریان ثالثی در خط سیاسی کشور ایجاد کنند یعنی اصلاح طلب ها و اصول گراها و یک خط میانه ای به عنوان خط رئیس جمهور.

    اشتباه اینها و شخص رئیس جمهور این است که فکر می کنند آراء 24 میلیونی مال خودشان است و حتی در جلسه ای گفته بوده است که شش میلیون از آراء من به خاطر [...]کم شده است و الا آراء من سی میلیون بوده است. اصل تبیین این توطئه ای که در کار است این است که ما در این زمان احتیاجی به حلقه وصل بین امام زمان و مردم نداریم و خودمان می توانیم ارتباط برقرار کنیم و حذف جایگاه روحانیت و ولایت فقیه از مقاصد این جریان است.

     والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته


    تاريخ : چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 | 7:4 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در پي انتشار گزارش هايي درباره پيرترين رفتگر تهران كه 77 سال سن دارد ،‌ محمد باقر قاليباف دستور داد اين رفتگر كه هم اكنون در بيمارستان بستري است ،‌ بازنشسته و خانه اي در شهر خودش سنندج براي وي تهيه شود.

    شوراي شهر نيز اعلام كرده است كه كل هزينه درمان وي را پرداخت خواهد كرد.

    عبدالله مرحومي كه از سن 17 سالگي كار مي كند ،‌قبل از بستري شدن در بيمارستان در گفت و گو با يكي از خبرگزاري ها (مهر) اظهار داشته بود كه آرزو دارد بازنشسته شود زير هر چند جارويش سنگين نيست ولي پاهايش رمقي براي كار ندارد.

    روز گذشته هم خبر رسيد كه بدن نيمه جان اين پيرمرد نحيف را كه از فرط ضعف و بيماري در پارك بر زمين افتاده بود ،‌به بيمارستان منتقل كرده اند.

    عصرايران ،‌ضمن ابراز خوشحالي از بهبود وضعيت اين رفتگر زحمتكش و تقدير از مسوولان شهرداري ،‌متذكر مي شود كه عبدالله مرحومي ،‌تنها مشتي نمونه خروار از اين قبيل افراد مظلوم ،‌زحمتكش و بي پناه است كه هيچ كدامشان به اندازه اين رفتگر پير خوش شانس نيستند كه موضوع شان رسانه اي شود و حساسيت جامعه و مسوولان را برانگيزد.

    لذا به نظر مي رسد لازم باشد پرونده تمام كساني كه مانند اين شخص در شهرداري و جاهاي ديگر مشغول به كار هستند ،‌ از طرف مسوولان مربوطه مرور شود تا نيازي نباشد بعد از رسانه اي شدن مورد به مورد مصاديق (كه هميشه هم اتفاق نمي افتد) فكري به حال افراد شود.

    هم اكنون ،‌ هزاران كارگر در شركت هايي كه طرف قرارداد شهرداري ها و دولت هستند ،‌با حداقل حقوق و بدون مزايا و بي هيچ امنيت شغلي مشغول به كار هستند و حق و انصاف و عدالت ايجاب مي كند يك بازنگري اساسي در اين باره صورت گيرد ، چه آن كه اين شركت هاي پيمانكار ،‌ دريافتي هاي كلاني از دولت يا شهرداري ها دارند ولي بخش ناچيزي از آن را به كارگران خود مي پردازند كه در واقع استثمار مدرن و باكلاسي است كه همچنان جريان دارد.



    تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1390 | 4:47 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    با توجه به اظهارات حميد بقايي معاون اجرايي رئيس‌جمهور مبني بر كذب بودن همه ادعاها درباره پروژه مجتمع تالارهاي بين‌المللي ايران-كيش، خبرگزاري فارس در ادامه انتشار اسناد غيرقابل انكار در اين باره، سند ديگري را نيز منتشر كرد.

    حميد بقايي معاون اجرايي رئيس‌جمهور و رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي و امور گردشگري چندي پيش در گفت‌وگو با يك سايت خبري متعلق به دولت درباره گزارش‌هاي مستند و مستدل خبرگزاري فارس راجع به پروژه مجتمع تالارهاي بين‌الملي ايران - كيش گفته بود كه اصلاً چنين موردي وجود ندارد و اگر هست آن را بياوريد!

    هرچند خبرگزاري فارس در همان روز و براي يادآوري بيشتر، بخشي از مستندات متقن در اين باره را در سند ديگري منتشر كرد و در اختيار مخاطبان فهيم و آگاه خود قرار داد؛ اما اين‌بار براي تقويت بيشتر حافظه آقاي بقايي سند ديگري در اين باره منتشر مي‌كند تا ان‌شاءالله آقاي بقايي در صورت ياري حافظه در اين باره نيز شفاف‌سازي كند.

    در اين خصوص ذهن آقاي بقايي را به ضمائم نامه‌ شماره 289/12/892 به تاريخ 7/9/1389 معطوف كرده و از آقاي بقايي درخواست داريم كه پيوست‌هاي اين نامه را كه قطعاً در اختيار دارند مطالعه فرموده و در اين مورد شفاف‌سازي كنند.

    ثانياً به "فرض محال " درست بودن ادعاهاي آقاي بقايي، ايشان حتماً بايد در اين باره توضيح دهند كه چرا تفاهم‌نامه اين پروژه 400 ميليارد تومان، پيش‌نويس ارسالي قرارداد 479 ميليارد تومان، قرارداد ارسالي پيوست نامه شماره 289/12/892 به تاريخ 7/9/1389، 450 ميليارد تومان، اما درخواست فاينانس 450 ميليون "يورو " يعني بالغ بر 700 ميليارد تومان بوده است؟!

    سند

    سند


    تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1390 | 4:20 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در مدت کمتر از 10 روز گذشته، سومین نشانه از "اتفاقی جدید در رفتار دولت مصر در برابر ایران" روی داد تا بر همه مسجل شود که این اتفاقات و اظهارات نه تصادفی، بلکه در هماهنگی کامل با یکدیگر هستند:

    - اظهارات وزیر خارجه مصر مبنی بر موکول کردن ارتقای روابط با ایران به تشکیل پارلمان آینده و بررسی موضوع در پارلمانی که هنوز تأسیس نشده، که فرق چندانی با " تعطیلی ارتقای روابط با ایران تا اطلاع ثانونی" ندارد

    -بازداشت یک دیپلمات ایرانی در قاهره به اتهام جاسوسی

    - و در نهایت اخراج وی

     که همگی در مسیر ارسال پیام های شفاف و واضح به مقامات ایران و جهان هستند.

    در این ارتباط یادآوری چند نکته لازم به نظر می رسد:

    1- در کنار این سه اتفاق مهم، در چند روز اخیر اتفاق فوق العاده مهم دیگری نیز افتاد و آن بازگشایی دائمی گذرگاه رفح میان مصر و منطقه غزه بود.
    با این اقدام نه تنها محاصره چند ساله غزه پایان می یابد بلکه تمامی تلاش های ریز و درشت آمریکا، اسرائیل و برخی دیگر از کشورهای عربی برای از پای درآوردن گروه حماس نیز به شکست می انجامد و از این پس شاهد سیر صعودی قدرت حماس خواهیم بود. قطعا آمریکا و اسرائیل از این تصمیم دولت مصر نه تنها خرسند نیستند بلکه به دنبال تلافی جویی و بهانه گیری نیز هستند.

    به نظر می رسد مصر برای اطمینان بخشی به اسرائیل، آمریکا و قدرت های غربی که قرار نیست ایران از طریق گذرگاه رفح ، نوار غزه را در اختیار خود بگیرد؛ روابط با ایران را تنش آلود کرده است.

    توجه به این نکته مهم است که مصر نمی تواند همزمان در چند جبهه با تنش روبه رو شود.

    شاید تنها جبهه ای که هم اکنون بروز تنش با آن برای مصر با کمترین ضرر روبه رو است؛ ایران است چرا که مصر به 30 سال قطعی رابطه با ایران خو گرفته  است اما  توان تنش در روابط خود همزمان با آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی را ندارد لذا باز کردن دائمی گذرگاه رفح و به چالش کشیدن اسرائیل، نمی تواند با عادی سازی روابط با ایران همزمان باشد.

    2- از سوی دیگر کشورهای عربی حامی آمریکا و در راس آنها عربستان به شدت می کوشند در پی از دست دادن هم پیمانی چون حسنی مبارک، مصر به پایگاه نفوذ ایران تبدیل نشود و این کشور نیز علاوه بر عراق، سوریه و لبنان در جمع کشورهای تحت نفوذ ایران قرار نگیرد.

    این کشورها پیش از این نیز از دولت مصر انتقاد کرده بودند که چگونه همزمان با چالش کشورهای جنوب خلیج فارس با ایران ، قاهره به دنبال دوستی با  تهران است. آنها همزمان با دادن وعده های اقتصادی به مصر، فشارهای گسترده ای را نیز علیه این کشور اعمال کرده اند که به نظر می رسد بخشی از این اعمال فشارها به نتیجه رسیده است.

    در همین مدت عربستان سعودی اعلام کرد در نظر دارد وامی به ارزش ۲/ ۳ میلیارد دلار به دولت مصر اعطا کند.قطر هم قصد دارد مبلغ 10 ميليارد دلار در مصر سرمایه گذاری کند.

    کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و حامی آمریکا از سوی دیگر سعی کردند با موافقت با سپردن مسئولیت دبیر کلی اتحادیه عرب به یک شخصیت مصری (نبیل العربی وزیر امور خارجه مصر) ، امتیازی را در برابر دوری از ایران به قاهره بدهند.

    باید گفت آنچه هم اکنون اتفاق افتاده این است که دولت فعلی مصر برای ایجاد تغییرات در سیاست های خود در برابر فلسطین ، مجبور است باجی را به اسرائیل، آمریکا و کشورهای عربی دهد و این باج، چیزی جز هزینه کردن از رابطه با ایران نیست.

    3- در روزهای اخیر مقامات ارشد ایرانی در مقام وکیل مدافع مصر حاضر شدند و هر چقدر که مقامات مصری آشکار و پنهان و از طریق منابع رسمی و غیررسمی علیه ایران حرف زدند و اقدام کردند ، مقامات ایرانی اظهاراتی خلاف واقع و در توجیه عملکرد مصری ها  را بیان کردند.

    به عنوان مثال خوب است اگر دیپلمات ایرانی به هر دلیلی در مصر بازداشت یا اخراج شده؛ مقامات ایرانی در تهران و قاهره، با صداقت و راستی در برابر این موضوع، موضع گیری کنند.

    با نگاهی به روابط دیپلماتیک میان کشورهای مختلف انگ جاسوسی زدن و اتهام زنی به دیپلمات های کشور خارجی و اخراج آنها نیز بخشی از فعالیت های دیپلماتیک است و ایران نیز مستثنی از این شرایط نیست.

    روابط دیپلماتیک شوروی سابق و آمریکا یکی از بهترین نمونه هاست که بارها دیپلمات های یکدیگر را اخراج کرده اند اما مقامات این کشورها نه واقعیت ها را تکذیب می کردند و نه سعی می کردند حوادث را پنهان سازی کنند اما در ایران، ابتدا اصل بازداشت دیپلمات مان  در مصر را منکر شدند و بعد هم خود خبر آزادی این دیپلمات را می دهند و حالا هم اخراجش را منکر می شوند.

    4- به نظر می رسد مقامات مصری با درک تنش ها و رقابت ها میان قدرت های جهانی و منطقه ای سعی دارند از حاصل این اختلافات و رقابت ها، حداکثر استفاده را ببرند.

    مقامات مصری با توجه به اینکه در شرایط فعلی ارتقای روابط با ایران ، بیش از آنکه به سود مصر است به سود ایران است تلاش می کنند برای برقراری رابطه با تهران، حداکثر امتیاز را طلب کنند  و از آن سو با تهدید کشورهای عربی، اسرائیل و آمریکا به بهبود رابطه با ایران، خواهان امتیازگیری از این طرف ها  نیز باشد.

    5- در کنار رفتار همراه با احتیاط و حرکت آرام آرام مقامات مصری در عرصه سیاست خارجی به ویژه در رابطه با تهران، در ایران با ذوق زدگی گسترده و خارج از عرف و معمول مقامات مسئول در رابطه با مصر هستیم. به عنوان نمونه هنوز مصر با ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان دو کشور و ارتقای آن به سطح سفارت موافقت نکرده است ، سیاستمداران ما از ایجاد اتحادیه میان سه کشور ترکیه ، ایران و مصر در منطقه سخن به میان می آورند و ... . به قول یک مثل ترکی"خونه دختره خبری نیست خونه پسره، عروسیه"!

    از مقامات ایرانی انتظار می رود علاوه بر دیدن واقعیت ها و خودداری از تکذیب آنها، در ارتباط با رابطه با مصر ذوق زدگی و اظهار شعف و خرسندی بیش از اندازه بروز ندهند چرا که این رفتارها تنها مطالبات و امتیازات درخواستی طرف مصری را افزایش می دهد.

    رضا غبیشاوی



    تاريخ : سه شنبه دهم خرداد 1390 | 4:18 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    اين روزها در همه محافل و رسانه ها صحبت از " جريان انحرافي " است . عبارتي كه نام مستعار  عده اي از افراد صاحب نفوذ و و وابسته يا عضو دولت است كه براي خود كيسه ها دوخته اند و از ترويج انحرافاتي مانند تعيين زمان ظهور و جن گيري و رمالي ابايي ندارند و صد البته ،‌ شهد قدرت بدجوري به مذاقشان خوش آمده و از اين رو ،‌آمده اند كه بمانند!

    واقعيت اين است كه فضاي سياسي موجود در كشور در عين اينكه نسبت به دو سال پيش شفاف تر شده و مرزبندي ها مشخص تر گشته است ، اما متاسفانه بايد بر اين واقعيت تلخ اعتراف كرد كه بوي خوشي از آن به مشام نمي رسد و رقابت هاي سياسي مي رود تا بار ديگر فضاي حذف و طرد به خود بگيرد.

    از يك سو عده اي با متهم كردن بلند پايه ترين و ارشد ترين مديران اجرايي كشور به سوء استفاده هاي كلان مالي و اختلاس و انحرافات اخلاقي و جن گيري و مسايلي از اين دست نسبت به تلاش باند انحرافي براي قبضه كردن قدرت و پيشبرد طرح هاي شوم خود هشدار مي دهند و شب و روزي نيست كه چند هشدار پشت سر هم در اين باره صادر نشود و از سوي ديگر حاميان دولت با متهم كردن منتقدان به سنگ اندازي در مسير خدمت رساني دولت به مردم ، سهم خواهي سياسي و اقتصادي و ديگر اتهامات مالي و سياسي مشابه در تلاشند تا با اين هجمه ها مقابله كرده و پشت حريف را به خاك بمالند.

    مردم هم در حال تماشاي اين بازي هستند و اكثريت مردم بدون اينكه دلبستگي خاصي به اين گروه يا آن دسته احساس كنند نگران آينده كشور و معيشت ، گراني ، تورم و ديگر بلاياي اقتصادي هستند كه روز به روز بيشتر رخ مي نمايد و جمع كثيري از طبقه متوسط و ضعيف جامعه را به كام خود مي كشد.

    عده اي از مردم كه وارد به بحث هاي سياسي هستند مي گويند كه اين دعواها طبيعي است و در آستانه برگزاري انتخابات مجلس نوعي " نطق كشي" سياسي از حريف است تا "يك دفعه به سرش نزند "كه همه كيك قدرت را براي خود بخواهد ، اما عده اي ديگر بر اين باورند كه در آخر اين دعواهاي سياسي بايد جنازه هاي بي شماري را از روي زمين جمع كرد و به قول معروف اين دعوا صرفا انتخاباتي نيست بلكه عميق تر است و در واقع دو جريان فكري-اعتقادي متضاد با يكديگر به جنگ همديگر آمده اند.

    عده ديگري نيز مي گويند كه اين اتهام ها و دعواها نشان مي دهد بخش بزرگي از حرفها و انتقادهاي اصلاح طلبان در جريان انتخابات رياست جمهوري خرداد 1388 عليه دولت نهم درست بوده است و اصولگراها در اين دعواي سياسي درون اردوگاهي بيش از همه به نفع اصلاح طلبان كار مي كنند.

    گفتني است اصلاح طلبان و نامزد مورد حمايت آنها در جريان انتخابات خرداد 1388 دولت نهم را به پخش كردن پول بين اقشار مختلف مردم براي جمع كردن راي ، فساد مالي اطرافيان رييس جمهوري و مسايلي از اين دست متهم كردند كه اين اتهامات در هفته هاي گذشته با صراحتي به مراتب بيشتر از سوي اصولگراهاي منتقد دولت بيان شده است.

    از نظر اين عده بهترين كار در برهه زماني كنوني براي  اصلاح طلبان اين است كه بيرون اين گود نشسته و فقط نظاره گر باشند تا دعواي قدرت در بين اصولگراها هر دو اردوگاه را تضعيف كند و آن وقت اصلاح طلبان به عنوان تنها نيروي سياسي مستظهر به حمايت و پشتيباني فعال قشرهاي مهمي از جمعيت متوسط شهري مي توانند در موقع مناسب با بسيج اقشار حامي خود وارد صحنه شوند.

    عده اي ديگر نيز اصالتي براي اين دعواي سياسي قايل نيستند و بر اين باورند كه اين جنگ زرگري است و از قبل برنامه ريزي و كنترل شده است تا رييس دولت را محترمانه از عرصه اجرايي كشور بيرون ببرد .

    اين عده مدعي اند كه كفگير طرح هدفمندي يارانه ها به ته ديگ خورده و ديگر دولت توان پرداخت يارانه نقدي به مردم را ندارد ، وضع تحريم ها هم كه مشخص است از اين رو بايد راه فراري پيدا كرد و بهترين راه " كوك كردن سازها عليه رييس دولت " و زمينه سازي براي خلع وي از قدرت و انداختن گناه همه نابساماني ها بر گردن اوست.

    از نظر اين عده اين كار چند حسن دارد : نخست اينكه دل برخي از متنفذان مخالف رييس دولت را به دست مي آورد ،‌دوم آن كه طرح هاي دردسر دار چون پرداخت نقدي يارانه با رفتن رييس دولت موضوعيت خود را از دست مي دهد و نهايتاً نابساماني ها به گردن يك نفر انداخته مي شود و با حذف وي از صحنه و يا حتي محاكمه او افكار عمومي تا حدودي آرام مي گيرد.

    از نظر اين عده ، كوك شدن سازهاي انتقادات شديد از دولت در رسانه هاي اصولگراي منتقد دولت در جهت اجراي اين سناريو است به نحوي كه انتقاداتي كه پيش از اين حتي مي توانست هزينه هايي چون دستگيري و فيلتر و يا توقيف شدن رسانه ها را در پي داشته باشد اين روزها آزادانه عليه دولت نوشته و گفته مي شود و كسي هم  مانع آن نمي شود.

     در همين باره عده اي نيز بر آنند كه خود احمدي ن‍ژاد براي فرار از پاسخگويي اين بساط را به راه انداخته تا به جاي آن كه پاسخ اعمال و سياست هاي خود را بدهد ،‌ در جريان يك جنگ سياسي حذف شود تا بتواند مظلوم نمايي هم بكند.

    در همين حال ،‌سخنان برخي سياسيون مبني بر اين كه فتنه اي بزرگ تر از ماجراهاي بعد از انتخابات در راه است ،‌ اين نگراني را به وجود آورده است كه نكند درگيري هاي خونين خياباني در انتطار مردم باشد و بار ديگر خون هاي زيادي بر سنگفرش خيابان ها ريخته شود تا عطش زياده خواهي مستأجران خانه قدرت كه مي كوشند صاحبخانه آن باشند ،‌ بر طرف شود!

    به هر روي غرض از نوشتن صريح اين وجيزه اين بود كه مسئولان بدانند در لايه هاي اجتماع و حرف هاي درگوشي و محفلي مردم چه مي گذرد و در حالي كه گروه هاي سياسي درون نظام براي هم شاخ و شانه مي كشند ببينند كه جلوه بيروني رفتارهاي آنها در ميان افكار عمومي و مردم به چه صورت است.

    اين حرف ها و تحليل ها و گفته ها كار استكبار جهاني و ايادي داخلي آنها نيست بلكه حرف هاي مردم عادي و ساده در كوچه و بازاراست كه نيم نگاهي نيز به وضعيت سياسي كشور دارند و دغدغه خود و آينده كشور و ملت را داشته و از آينده و تاثيرات مخربي كه بالا گرفتن دعواهاي سياسي مي تواند داشته باشند ، بيمناك اند.

    پس آقايان سياسي و مسئول!

    كمي به خود آييد و براي مصالح بزرگ تر و مهم تر اين دعواها را كنار بگذاريد و لااقل فتيله آتش نزاع را كمي پايين بياوريد چون دود اين چراغ اول به چشم خودتان و بعد به چشم همه مردم و كشور خواهد رفت. دنيا دارد به تاخت ،‌جلو مي رود و ما ... !



    تاريخ : یکشنبه هشتم خرداد 1390 | 6:24 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
     
    Holy Prophet (PBUH) Our Last Prophet
      God Is Great
             God 99 Holy Names
     
     
     
     
     میدانم که هر از گاهی دلت تنگ می شود.


     
    همان دلهای بزرگی که جای من در آن است
     

     
    آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.

    دلتنگی هایت را از خودت بپرس.


    و نگران هیچ چیز نباش!
     

     
     
    هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز
     
     
    روحت از جنس من است!


     
    اما من نمی خواهم تو همان باشی!


     
    تو باید در هر زمان بهترین باشی. 


     
    نگران شکستن دلت نباش!


     
    میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار
     
     
     
    است بشکند.
     
     
    و جنسش عوض نمی شود ...

     
     
    و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...

     
     
    و تو مرا داری ...

     
     
    برای همیشه!

     
    چون هر وقت گریه میکنی دستان
     
     
     
    مهربانم چشمانت را می نوازد ...

     
     
    چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

     
     
    چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و
     
     
    استوارت را بشنوم،
     
     
    صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

     
    درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر
     
     
    انگشتانت را از یاد نبردم!

     
    دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

     
    می خواهم شاد باشی ...

     
    این را من می خواهم ... 

     
    تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

     
    من گفتم : ""وجعلنا نومکم سباتا"" (ما خواب را
     
     
     
    مایه آرامش شما قرار دادیم)

     
    و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می
     
     
    دارم تا تازه شود ...

     
    نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

     
    شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

     
    اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

     
    فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

     
    و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
     
     
    از طرف:

                              
      
      پروردگارت ...

                                                     
      
      با عشق !

             

     Finding Peace In Allah... A grand and eloquent online card celebrating the greatness of Allah.
     


    تاريخ : شنبه هفتم خرداد 1390 | 6:18 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: همه باید تلاش کنیم اعتماد برخی از مردم را که به تردید افتاده‌اند برگردانیم.

    به گزارش خبرآنلاین آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی که در 10 سال گذشته سخنران اصلی همایش ها و یادواره های سرداران و شهدای استان های کشور بوده در چند سال اخیر سخنرانی هایش در جمع ایثارگران و خانواده های شهدا حذف شده بود.

    اما وی بعد از چند سال سخنرانی نکردن در جمع هایی اینچنین در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی که در سالن همایش‌های روزنامه اطلاعات برگزار شد، گفت: فداکاری‌های مردم در دوران جنگ ناشی از اعتماد آن‌ها به نظام بود که با عشق و اعتماد به قتلگاه رفتند. ما از این سرمایه و اعتماد در همه مبارزات استفاده کردیم و تا این اواخر از آن استفاده می‌نمودیم.

    وی شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم درصحنه بیش از گذشته تاکید کرد. وی افزود: فریبکاری‌ها موقت است، آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد. حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند، ولی لعنت‌شان هم می‌کنند.

    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند.

    وی خاطرنشان کرد: ان‌شاءالله آن‌قدر احساس وظیفه در بین مسوولان باشد تا سرمایه مهمی که ما 50 سال به آن تکیه می‌کنیم و در میدان مانده‌ایم را حفظ و تقویت کنند. بدانید که امروز دشمنان ما چهار چشمی ما را نگاه می‌کنند و دنبال رخنه می‌گردند تا حضور بیشتری پیدا کنند. این چیز روشنی است و همه می‌توانند آن را بفهمند. خدا کند که ما هم این چشم باز را داشته باشیم.

    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با تاکید بر این‌که جنگ تحمیل شده به ایران اهداف بسیار شومی داشت، گفت: دشمنان ما پیش از به راه انداختن جنگ تلاش کردند از راه‌های بسیاری همچون کودتا، شورش مسلحانه و تحریم‌های مختلف انقلاب را از بین ببرند که به دلیل آنکه نتوانستند از این راه‌ها بجایی برسند شرق، غرب، ارتجاع عرب و دولت بعثی عراق با متحد شدن تصمیم گرفتند، علیه ایران جنگ کنند.

    این عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این‌که نکته اساسی و مهم آن دوران اعتماد مردم به انقلاب بود، گفت: بعد از عزل بنی‌صدر وحدتی در جامعه بوجود آمد، بطوری که مردم با اعتماد و عشق به نظام و با دست خالی و امکانات کم در صحنه حضور داشتند. حضور مردم در صحنه ضعف ارتش و کمبود سپاه را حل کرد و مردم بسیج عمومی را تشکیل دادند و نیروهای مردمی در جبهه‌ها حاضر شدند. در واقع نقطه قوت ما در جنگ داوطلبان دفاع بود.

    وی همچنین گفت: باید به اعتماد، عشق مردم به نظام و مدیریت بی‌نظیر امام(ره) که حقیقتا الگوی بسیار موفق رهبری و فرماندهی در تاریخ اسلام بودند، بالید. خداوند این هدیه را با رهبری امام(ره) به ما داد که ما توانستیم مقاومت کنیم و مردم نیز فداکاری کنند.

    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به آمار ارایه شده در مورد شهدا، گفت: شنیده می‌شود که از تعداد شهدا ارقام نجومی بیان می‌شود که این موضوع صحت ندارد. مجموع شهدا از ابتدای قیام در سال 40 به بعد تا دوران جنگ و بعد از آن و بمباران و همه حواشی آن به 200 هزار نفر شهید نمی‌رسد که بیشتر آنها در بمباران و قبل از انقلاب شهید شدند. بنابراین صحبت از میلیون‌ها شهید در این دوران درست نیست.

    هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد: تلفات ما در دوران جنگ بسیار کمتر از تلفات رانندگی در جاده‌هاست. به گونه‌ای که سالانه 25 هزار نفر به صورت مستقیم در تصادفات می‌میرند که این میزان دو برابر تلفات جنگ است. جنگ هشت ساله‌ای که مردم با دست خالی در برابر ابرقدرت‌ها و ابرثروت‌ها جنگیدند و چنین نتیجه مهمی را بدست آوردند.



    تاريخ : جمعه ششم خرداد 1390 | 6:8 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    در حالی كه آقای علی اكبر جوانفكر مشاور رئیس جمهور با ادعای ۱۷ برابر شدن بودجه حوزه های علمیه، آن را نشانگر همراهی دولت با روحانیت تلقی كرد، موسس و رئیس هیات مدیره مركز خدمات حوزه های علمیه به ابهامات ایجاد شده پاسخ داد.

    جوانفكر گفته بود:" بودجه‌ای كه دولت وقت در سال ۱۳۸۳ برای حمایت مالی از حوزه‌های علمیه و مراكز دینی اختصاص داده بود از ۳۵ میلیارد تومان فراتر نرفت اما با دقت و توجه ویژه رئیس‌جمهور محترم، این مبلغ در سال‌جاری به رقم خیره‌كننده ۷۶۰ میلیارد تومان افزایش یافته است كه حاكی از ۲۲ برابر شدن آن است. چگونه می‌توان رئیس جمهور و دولتی كه دارای چنین گرایش و نگرشی به مراكز علوم دینی است، به ضدیت با روحانیت متهم كرد؟ مسئولیت جلوگیری از تكرار اینگونه شبهه‌افكنی‌ها و اتهامات بی‌اساس با كیست؟ "

    در این حال حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب كه یكی از موثرترین افراد در اختصاص بودجه به موسسات فرهنگی و حمایت از آنهاست، در گفت و گو با «آینده» اظهار داشت: اظهارات آقای جوانفكر چند ایراد اساسی دارد. اولا برخی اعداد ایشان غلط است، به عنوان نمونه عدد ۳۵ میلیارد تومان كه برای بودجه سال ۸۳ ذكر شده غلط است، چرا كه در آن سال، ۲۰ میلیارد تومان بودجه به مركز مدیریت حوزه های علمیه اختصاص یافت و رقمی بالاتر از این به مركز خدمات حوزه های علمیه داده شد. ثانیا بودجه رشد داشته و وقتی رقم كل بودجه سال ۸۳ حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان بوده و بودجه ۵۴۰ هزار میلیارد تومانی سال ۹۰، قریب ۵ برابر شده، طبیعی است كه اكثر ارقام بودجه كمابیش افزایش پیدا می كنند و این مقایسه، مقایسه صحیحی نیست. به علاوه بیمه تامین اجتماعی طلاب كه یكی از مهمترین خدمات به آنهاست، در زمان دولت آقای خاتمی انجام شد.

    وی در ادامه گفت: فارغ از این ایرادات، بودجه عمومی كشور متعلق به دولت نیست كه بخواهد درباره دادن آن منت بگذارد، در حالی كه دولت هم خودش بیشترین مصرف كننده بودجه عمومی است و هم مرجع تخصیص دهنده بودجه به ارگان های مختلف اعم از مجلس و شورای نگهبان و قوه قضائیه و نیروهای مسلح و .... رهبری هم فرموده اند دولت به حوزه بودجه بدهد. اما حق دخالت در امور حوزه ندارد. الان دانشگاه ها هم از دولت بودجه می گیرند، اما این به معنای آن نیست كه استادان برجسته دانشگاه به سبب این بودجه مقابل دولت خاضع شوند. در مورد حوزه هم همین طور است. ارائه كمك به حوزه ها وظیفه دولت در جمهوری اسلامی است، لذا نباید دولت به خاطر انجام وظیفه منت بگذارد و یا از آن استفاده سیاسی كند.

    نواب افزود: از نظر علما این بسیار بهتر است كه دولت پول به حوزه ندهد، اما مبانی اسلامی را رعایت كند و در تقویت مرجعیت و روحانیت بكوشد، نه اینكه در راستای تضعیف آنها قدم بردارد. با این حال متأسفانه ملاحظه می كنیم رئیس كمیسیون فرهنگی دولت رئیس جریان انحرافی هم هست. این جریان اساسا به روحانیت و مرجعیت ضربه زدند و تبلیغ اسلام منهای روحانیت كردند و هر جا رفتند، گفتند نفوذ روحانیت كم شده است. در حالی كه اگر دولت خودش را برخاسته از ولایت و روحانیت می داند، باید اگر این موضوع هم در جایی وجود دارد، سعی به اصلاح و ترمیم آن كند، نه اینكه به آن دامن بزند.

    رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه گفت: این دوستان نمی دانند دولتها و رژیم های مختلفی تلاش كردند به روحانیت ضربه بزنند، اما هیچ كدام موفق نشدند. دولت آقای احمدی نژاد هم می تواند چند روز امتحان كند كه آیا می تواند بدون حمایت روحانیت كار خود را ادامه بدهد یا نه؛ البته می‌بینیم همین كه روحانیت علیه جریان انحرافی افشاگری كرد، پایه های دولت به لرزه افتاده است.

    رییس سابق مركز خدمات حوزه های علمیه در پاسخ به این سوال كه محل مصرف این بودجه كجاست، گفت: بخش اعظم این بودجه هزینه های عمرانی است كه صرف ساخت مدارس و تعمیر، توسعه و تجهیز حوزه های علمیه خواهران و برادران و طلاب خارجی می شود و خوشبختانه شهریه طلاب كه از آن روحانیون ارتزاق می كند، هیچ ارتباطی به دولت ندارد و مراجع معظم تقلید آن را از محل وجوهاتی كه مردم می دهند، تهیه می كنند. با این حال شاهدیم كه دولت خدمات بسیار بیشتری از حوزه می گیرد و بدون اینكه مخارجی در حد بورسیه برای اینها بكند، امام جماعت، معلم و ... به كمك دولت می آیند. البته در طول تاریخ هم بسیاری از مدارس اصلی علمیه را حكومت ها ساخته اند. همین مدرسه فیضیه را هم حكومت قاجار در زمان فتحعلی شاه ساخت و مدرسه مروی تهران را حاكم مرو ساخت و مدرسه چهارباغ اصفهان هم توسط صفویه ساخته شد. لذا این خیلی زشت است كه دولت برخاسته از انقلاب اسلامی برای اختصاص بودجه به حوزه منت بگذارد.

    نواب در پایان به « آینده» گفت: در حال حاضر شهریه ماهانه طلاب حوزه های علمیه حداكثر ۴۰۰ هزار تومان است كه همپایه حداقل دستمزد كارگران است و بیمه آنها نیز به همین نحو است و ۹۰٪ روحانیون كه در تقسیم بندی غیر شاغل قرار می گیرند، در حد حداقل مردم دریافت می كنند، در حالی كه برداشت غیر واقعی در این زمینه در جامعه وجود دارد و اظهاراتی شبیه به سخنان آقای جوانفكر هم به موضوع بیشتر دامن می زند.



    تاريخ : جمعه ششم خرداد 1390 | 6:7 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    معاون اجرایی رییس‌جمهوری و سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری با تاکید بر ضرورت پرهیز رسانه‌های ارتباط جمعی از شایعه‌پراکنی و انتشار مطالب بی‌اساس، تصریح کرد که 'قرارداد 450 میلیارد تومانی ساخت مجموعه تالارهای بین‌المللی کیش اساسا وجود خارجی ندارد'.

    حمید بقایی که دبیرشورای هماهنگی امور مناطق آزاد و وی‍ژه اقتصادی کشور است، افزود: اخیرا شایعات و اکاذیب مختلفی در مورد پروژه مجموعه بزرگ تالارهای بین‌المللی کیش از جمله خبر دروغ انعقاد قراداد 450 میلیارد تومانی با مجری پروژه بدون رعایت ضوابط و مقررات در برخی رسانه‌ها و شبه‌رسانه‌های داخلی منتشر شد که متاسفانه به عنوان یک خوراک مناسب تبلیغاتی مورد سوء‌استفاده رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب قرار گرفت.

    با تشکر از آقای بقایی عزیز که با روشنگری های خود ، خوراک تبلیغاتی رسانه های بیگانه را از آنها گرفتند ، از ایشان تقاضا داریم به این سوال پاسخ دهند که اگر ماجرای پروژه تالارهای کیش و قرارداد آن دروغ است - که حتماً هم دروغ است چون مسوولان دولتی قاعدتاً و مانند همیشه راست می گویند - بر چه مبنایی مبلغ 50000000000 ریال (پنج میلیارد تومان ناقابل) به شرکت "فیاک" از این بابت پرداخت شده است؟ جالب این جاست که آقایان بالای نامه عبارت "خیلی محرمانه"  نوشته اند که مثلاً از انتشار آن توسط رسانه ها جلوگیری کنند و حال آن که "محرمانه" کردن نامه ها ، اصول و ضوابطی دارد و هر نامه ای صرفاً با ذکر یک کلمه "محرمانه" ، واقعاً محرمانه نمی شود!

    فیاک کیش


    اگر این مبلغ پرداخت نشده و اساساً قراردادی در بین نبوده ، چرا شرکت فیاک کیش ، خاکبرداری و اقدامات اولیه جهت احداث پروژه را در کیش آغاز کرده است؟ ( کارگاه و زمین خاکبرداری شده در کیش را که نمی توان انکار کرد!)

    اگر هم پرداخت شده ولی همان طور که آقای بقایی گفته ، قراردادی در میان نیست که عذر بدتر از گناه است . مگر بیت المال ، پول تو جیبی آقایان است که که فقط در یک فقره چک ، 5 میلیارد تومان ، آن هم به قول آقای بقایی بدون وجود هر گونه قرار دادی به یک شرکت گمنام بدهند؟

    اگر اصل ماجرای تالارهای کیش به قول ایشان کذب است ، پس این همه نامه نگاری و رفت و آمد و تقاضای فاینانس و ... برای این پروژه چیست؟!

    نامه بقایی
    نامه

    موافقتنامه اصولی

    موافقتنامه اصولی


    انشاء الله آقای بقایی که این قدر دل نگران سوء استفاده رسانه های بیگانه اند ، با توضیحات منطقی و قانع کننده و پاسخ به سوالات فوق الذکر ، ته مانده خوراک رسانه های بیگانه را نیز از آنها بگیرند و ثابت کنند که معاون پاکدست دولت پاکدست هستند. ضمناً پاسخ دهند که اگر چنین چیزی از اساس وجود ندارد ، پس چرا دادستان کل کشور درباره پروژه تالارهای کیش این جمله را بیان کرده است: " در حال حاضر موارد تخلف آماده ارسال به دادگاه و برخورد قضايي است. "



    تاريخ : جمعه ششم خرداد 1390 | 5:59 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    فرارو نوشت: لیدراعظم جریان انحرافی در جمع یاران حلقه اول خود آخرین دستور العمل این جریان در برابر افشاگری های اخیر رسانه ها را تشریح کرده است.

    به گزارش«ندای انقلاب»، لیدر جریان انحرافی در جلسه ای که در اوایل هفته جاری تشکیل شده با اشاره به افشاگری هایی که در خصوص این جریان شده، براتخاذ سکوت مطلق در این شرایط تاکید کرده وگفته است:" اجازه دهید هر چقدر می خواهند تخریب کنند و دروغ بگویند ما باید تا ۱۴ خرداد سکوت مطلق کنیم و روز اول رجب روز پایان سکوت ما خواهد بود."

    وی همچنین با اشاره به انتقادات رسانه ها،چهره های سیاسی و علما از جریان انحرافی گفته است:"روز اول رجب،آغاز قیام صغری امام زمان است و ما با آغاز این قیام به قدرت مطلق می رسیم."

    لیدر جریان انحرافی همچنین گفته است که" با آغاز قیام صغری حضرت صاحب الزمان این جریان به قدرت مطلق می رسد و دیگرهیچ ارتباط و کاری با روحانیت،مرجعیت و ولایت فقیه نخواهد داشت و مستقیما از ولی عصر تبعیت خواهند کرد"!

    وی همچنین یاران حلقه اول خود را به صبری کوتاه مدت تا اول رجب فراخوانده و در اظهار نظر قابل تاملی تصریح کرده است:"بزودی اتفاق ناگواری رخ خواهد داد که به سبب آن داغ دلی به دل خیلی از مدعیان خواهیم گذاشت".

    گفتنی است این اظهارات لیدر جریان انحرافی در حالی صورت می پذیرد که این جریان منحرف معتقد است همانگونه كه غیبت امام زمان به دو بخش صغری و کبری تقسیم شده و به موجب آن ظهور نیز شامل ظهور صغری و کبری می باشد و هم اکنون و در ماه رجب ظهور صغری امام زمان شروع خواهد شد.

    جریان انحرافی تاکید می کند که ظهور صغری اول خرداد کلید خورده و آنان به عنوان افراد خاص مستقیما با امام زمان بعنوان "ولی" در ارتباط خواهند بود.

    نکته قابل تامل این انحراف عظیم آنجاست که در روایات و اسناد معتبر تاریخی موضوعی بعنوان ظهور صغری مطرح نشده است از سوی دیگر بنابر روایات و اسناد معتبر دینی خود امام زمان(عج) از زمان ظهور خود مطلع نیست و می فرمایند که "برای فرج من بسیار دعا کنید". حال مشخص نیست این فرقه انحرافی که در دستگاه اجرایی کشور نیز ریشه دوانده این تفکرات منحط و منحرف را از کجا آورده است؟



    تاريخ : پنجشنبه پنجم خرداد 1390 | 4:16 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    درحالی که تلاش برای «جدا کردن »یا «جدا نشان دادن» محمود احمدی نژاد از برخی اطرافیانش ، یکی از دغدغه های اصولگرایانی شده که همواره از احمدی نژاد حمایت می کردند ، سخنان تازه رئیس جمهور ، تیر خلاصی بود به شقیقه این تلاش دامنه دار و البته بی فرجام.

    هم اکنون ، جریان اصولگرایی سعی دارد ، این باور را در جامعه به وجود بیاورد که آنچه اطرافیان احمدی نژاد - که در ادبیات جدید "جریان انحرافی" نامیده می شوند - انجام می دهند ، اعم از انحرافات اخلاقی و اعتقادی و مفاسد عظیم اقتصادی ، اقداماتی خارج از حوزه دید و اطلاع رئیس جمهور است .

    تلاش برای القای دوگانگی میان رئیس جمهور و تیم مشایی ، که از مدت ها پیش توسط سیاسیون اصولگرا کلید خورده بود ، از سوی نمایندگان اصولگرای مجلس پیگیری شد و در سطح رسانه های این جریان و در رأس آنها " کیهان" ادامه پیدا کرد و در نهایت به درون خانواده خود احمدی نژاد کشیده شد به گونه ای که داماد احمدی نژاد - که دبیر شورای مشاورین ریاست جمهوری هم هست - با صدور بیانیه ای ، بر مکتبی و ولایی و مخلص و پاک بودن احمدی نژاد تاکید کرد و در همان حال ، حساب جریان انحرافی و بقایی و مشایی را از وی جدا دانست و اعلام کرد" اجازه نخواهم داد ذره‌ای از حیثیث و آبروی آقای احمدی‌نژاد به واسطه این افراد کاسته شود."

    با این حال و در شرایطی که اصولگرایان ، ضمن جدا دانستن حساب احمدی نژاد از "بقایی و مشایی و ..." ، بر روی برخی پرونده های مالی این افراد متمرکز  و از جمله خواستار شفاف سازی در پروژه صدها میلیارد تومانی "تالارهای کیش" شده بودند ، احمدی نژاد وارد گود شد و به دفاع تمام قد از شخص بقایی و اقدامات او پرداخت و منتقدان را "عقب مانده" توصیف کرد. رئیس جمهور همچنین آب پاکی را بر دست منتقدان ریخت و صراحتاً اعلام کرد که تا روزي كه هست مدافع مستحكم، ‌محكم و قاطع  خدمات این افراد خواهد بود.

    دفاعی که احمدی نژاد از معاون اجرایی اش "حمید بقایی" کرد ، یادآور دفاع تمام قد و همیشگی او از اسفندیار رحیم مشایی بود.

    با این اوصاف ، احمدی نژاد تمام آنچه اصولگرایان برای تفکیک او و جریان پیرامونی اش رشته بودند را پنبه کرد و بطلان تئوری دوگانگی میان احمدی نژاد و این جریان را تثبیت کرد.


     


    البته این اولین بار نبود که احمدی نژاد بر همگرایی خود با این جریان و مشخصاً مشایی تأکید کرده است؛ او پیش از این به صراحت گفته بود هر آنچه مشایی می گوید ، حرف دولت است.
    با این حال ، سخنان اخیر احمدی نژاد در تأکید بر این همبستگی و هم پیمانی با این جریان ، از چند بابت مهم تر از دفعات قبل بود:

    اول آن که این اعلام همبستگی و حمایت ، درست در شرایطی رخ داده است که بیشترین تقاضاها و انتظارها و فشارها بر احمدی نژاد برای جدا کردن خط خود از این جریان وجود دارد و حتی خبرهای متعددی وجود دارد مبنی بر این که برخی مسوولان ، با اسناد و مدارک فراوانی نزد احمدی نژاد رفته و به طور مستند از برخی اقدامات غیرقانونی این افراد پرده برداشته و از رئیس جمهور خواسته اند از این جریان اعلام برائت کند.
    با این حال احمدی نژاد با تصریح بسیار پررنگ خود بر حمایت از این افراد ، نه تنها حمایت خود را تحکیم کرده  ، بلکه پاسخ منفی بزرگ و معنی داری هم به منتقدان خودش داده است.

    دوم این که احمدی نژاد ،بر خلاف دفعات قبل که در جلسات خصوصی به منتقدان می تاخته ، این بار در ملأ عام ، منتقدان را " عقب مانده " توصیف و با این توهین ، به نوعی اعلام جنگ از موضع بالا کرده است. جالب اینجاست که احمدی نژاد در حالی منتقدان را عقب مانده نامیده که تیم مشایی ، نام " اصولگرایان پیشرو" را برای خود برگزیده است.

    و سومین نکته این است که این بار احمدی نژاد نه از مشایی که یک پله پایین از او یعنی بقایی حمایت و موضوع را مصداقی تر کرده است.

    با این اوصاف و در حالی که احمدی نژاد با صراحت تمام بر یگانگی خود و جریان مشایی و بقایی تأکید کرده است ، باید منتظر ماند و دید ، اصولگرایانی که مدام بر طبل این جدایی می زدند ، چه تغییری در این روند ایجاد خواهند کرد؟ آیا مستنداً به مواضع و عملکردهای احمدی نژاد ، او را نیز بخشی از این جریان خواهند دانست یا آن که همچنان خواهند گفت حتی اگر احمدی نژاد هم بگوید من با این ها هستم ، ما می گوییم نیست!



    تاريخ : پنجشنبه پنجم خرداد 1390 | 4:15 بعد از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |

    به گزارش فارس، اسفنديار رحيم مشائي رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگي در سال 86 با ارسال نامه‌اي به ذيحساب و مديركل امور مالي و درآمد اين سازمان فهرستي را ارائه مي كند و به استناد تصويب نامه شماره 132112 - ت 37332 هـ مورخ 86.3.19 دستور مي دهد مبلغ 12 ميليارد و 587 ميليون ريال از محل مانده مصرف نشده و سنواتي سازمان به برخي شركتها و افراد كه نام آنها در فهرست ياد شده آمده است، پرداخت كند.


    در حالي مشائي دستور هزينه از محل مانده مصرف نشده و سنواتي سالهاي 84 و 85 سازمان ميراث فرهنگي را مي دهد كه مصرف اعتبارات هزينه‌اي هر دستگاهي در هر سال تا پايان فروردين ماه سال بعد و اعتبارات طرح تملك دارايي‌ها تا پايان خردادماه سال بعد قانوناً قابل مصرف است و الباقي وجوه مصرف نشده اعتبار مالي بايد به خزانه برگشت شود.

    به اين ترتيب هزينه كردن مانده مصرف نشده و سنواتي سالهاي 84 و 85 اين سازمان در سال 86 غير قانوني است.

    ولي ظاهراً رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگي براي اينكه جنبه قانوني به اين كار بدهد، اجاره اين كار را شخصاً از دولت مي گيرد و هيات وزيران در تاريخ اول خرداد سال 86 به وي اجاره مي دهد، كليه مانده وجوه مصرف نشده اعتبارات هزينه‌اي و طرح تملك دارايي‌هاي سرمايه‌اي سنواتي انتقالي در تراز نهايي سال‌هاي مالي 1384 و 1385 سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در حساب‌هاي بانكي سازمان ياد شده تابع مقررات مالي و معاملاتي دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي بوده و حسب تشخيص رئيس سازمان ياد شده هزينه شود.
    اين در حالي است كه اين مصوبه هيئت وزيران است به دليل مغايرت با مواد 63 و 64 قانون محاسبات عمومي توسط ديوان عدالت اداري لغو شده است.
    به گزارش فارس، در ماده 63 قانون محاسبات عمومي تصريح شده است، كليه اعتبارات جاري و عمراني (سرمايه گذاري ثابت) منظور در قانون بودجه كل كشور تا آخر سال مالي قابل تعهد و پرداخت است و مانده وجوه اعتبارات مصرف نشده هر سال بايد حداكثر تا پايان فروردين ماه سال بعد به خزانه برگشت داده شود.

    بررسي جزئيات 30 فرد يا شركت و سازماني كه از اين محل منابعي دريافت كردند حاكي است، پاداش 67 ميليون ريالي به خانمي به نام صدر ثقه‌الاسلامي اعطا شده است. همچنين برداشت ارزي 4 ميلياردي رديف 20 معلوم نيست در مورد كدام پرونده حقوقي بين‌المللي است و مربوط به كدام سال است و چرا از محل اعتبار مربوطه هزينه نشده تا مجبور نباشند از محل مانده اعتبار مصرف نشده، هزينه بگيرند.

    ضمن اينكه كل اين هزينه‌ها اگر تعهد قانوني هستند مي‌بايستي از محل اعتبار مصوب و طبق موافقت‌نامه بودجه سازمان به هزينه گرفته مي شدند. اگر تعهدي مازاد بر اعتبار هستند كه اصلا از هيچ محلي قابل هزينه كردن نيستند. صرف وجود اعتبار دليل خرج نيست و هر هزينه‌اي بايستي از محل خود به هزينه گرفته شود آن هم در سال مربوط به خود نه به هزينه سنوات بعد.
    شنيده ها حاكي است، مانده اعتبار مصرف نشده‌اي كه اين 12 ميليارد از محل آنها هزينه شده فقط در 2 سال 84 و 85 بيش از 300 ميليارد ريال است كه به جاي واريز به حساب خزانه نزد سازمان باقي مانده است.

    به گزارش فارس، جزئيات پرداخت مبلغ 12 ميليارد و 500 ميليون توماني به دستور اسفنديار رحيم مشايي به شرح زير است:
    ارقام به ريال است

    1- قرارداد سازمان نقشه برداري - 15.290.385 ريال
    2- قرارداد سازمان نقشه برداري - 52.260.622
    3- قرارداد سازمان نقشه برداري - 51.492.008
    4- قرارداد موسسه موج خيز نصر - 195.000.000
    5- قرارداد ميراث آريا - 16.982.600
    6- قرار‌داد ميراث آريا - 194.040.000
    7- قرارداد آقاي محمد علي روستايي - 27.540.000
    8- قرارداد خانم مهدي شريعتي مقدم - 17.000.000
    9- قرارداد مهندسين مشاور ماد مهر - 99.000.000
    10- قرارداد مهندسين مشاور نقشه برداري - 99.272.794
    11- قرارداد مهندسين مشاور نقشه‌برداري - 61.229.402
    12- قرارداد محمد حسين ارسطو زاده - 52.711.806
    13- قرارداد اميرپيروز وقوثي - 9.600.000
    14- قراردادهاي معاونت فرهنگي و ارتباطات - 3.562.640.000
    جمع قراردادها- 4.540.070.670

    15- (تاكسي سرويس تك ) هتل لاله - 58.600.000
    16- آژاسن تذرو - 14.968.000
    17- آژانس تذرو - 48.356.000
    18- شركت هوايي آپادانا - 3.463.000
    19- هتل بزرگ تهران - 28.846.226
    20- برداشت ارزي پرونده‌هاي حقوقي بين‌المللي - 4.115.100.000
    21- كمك هزينه ازدواج فرزند آقاي تاتار - 1.840.000
    22- حق لباس كاركنان در 6 ماهه دوم- 214.707.800
    23- حق شير عده‌اي از كاركنان در 6 ماهه دوم - 96.226.000
    24- قراردادهاي آموزش سازمان پيشاهنگي ايران - 72.000.000
    25- نگهداري و تعمير ساختمان حج و زيارت - 464.890.462
    26- پاداش خانم صدر ثقه‌الاسلامي - 67.000.000
    27- حقوق و مزايا كاركنان - 711.298.592
    28- كاركنان پروژه نجات بخش ارك بم - 450.000.000
    29- مركز آموزش عالي - 500.000.000
    30- قرارداد پژواك ميراث آريا - 1.250.000.000
    جمع متفرقه 8.047.105.992
    جمع كل اسناد سنواتي رسيدگي شده 12.587.176.662
     
     
     
     


    تاريخ : پنجشنبه پنجم خرداد 1390 | 7:2 قبل از ظهر | نویسنده : دوست دار اهل البیت (ع) |
    .: Weblog Themes By VatanSkin :.