هدیه 40 میلیون دلاری وزارت نیروی ایران به لبنان / نامجو: منافع لبنان برای ما اهمیت دارد

برای ساخت سد صورت گرفت
 
ایران با کمک بلاعوض 40 میلیون دلاری به لبنان، هزینه ساخت یک سد در این کشور را می پردازد.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه الدیار و سایت الانتقاد لبنان "مجید نامجو" وزیر نیرو ایران و همتای لبنانی اش، با امضای توافقنامه ای در بیروت، ساخت سد در منطقه "بلعا"ی لبنان با کمک بلاعوض 40 میلیون دلاری ایران را رسمیت بخشیدند.

براساس این توافقنامه، یک سد به همراه تاسیسات تصفیه آب در منطقه بلعای لبنان توسط شرکت پیمانکار از این کشور ساخته می شود. شرکت ایرانی از طرف وزارت نیرو نیز طراحی و نظارت بر ساخت این سد را برعهده خواهد داشت.

وزیر آب و برق لبنان در مراسم امضای این توافقنامه افزود: هزینه این پروژه نه یک قرض بلکه هبه (هدیه) است و توسط شرکت ها و کارگران لبنانی انجام خواهد شد.




این مقام لبنانی درباره انتقادات وارده به ساخت این سد هم گفت: هر کاری که انجام بدهیم، این اعتراضات وجود دارند. کسی که معترض می شود برای همه شناخته شده است. او می خواهد مردم لبنان را از آب، برق و گاز محروم کند.

وی درباره پیشنهاد ایران برای صادرات برق به لبنان هم گفت: لبنان به شدت نیازمند این برق است. نمی توان این پیشنهاد ایران را رد کرد به ویژه که این پیشنهاد به سود منافع بیروت است، البته برای مناسب تر شدن قیمت برق وارداتی باید مذاکرات بیشتری انجام شود.

آمریکا قبل از این به لبنان درباره واردات برق از ایران هشدار داده بود.



وزیر نیروی ایران هم در این مراسم گفت: تهران ده ها سال تاکید کرده که منافع عالی ملت لبنان برایش اهمیت دارد. ایران همه امکانات مهندسی و فنی پیشرفته خود را در اختیار برادرانش از جمله لبنان قرار می دهد.

نامجو درباره اعتراضات به اجرای پروژه سد بلعا توسط ایران هم گفت: برای ما تصمیمات دولت لبنان، اساس است. دولت لبنان هر تصمیمی را اتخاذ کند ما آماده انجام هر طرح عمرانی یا توسعه ای در لبنان هستیم.

این چهارمین سفر نامجو وزیر نیرو ایران به لبنان است.
این خبر علاوه بر الدیار و الانتقاد در سایر رسانه های لبنان از جمله سایت های النشره، ، اللواء، لبانون نیوز و ... نیز منتشر شده است.

چهار گفتار رهبر انقلاب درباره حادثه‌ عاشورا

همزمان با نزدیک شدن به ماه محرم، کتاب «چهار گفتار در تبیین زمینه‌ها، علل و آثار حادثه عاشورا» حاوی چهار سخنرانی رهبر انقلاب‌ با موضوع تبیین و تحلیل زمینه‌ها و عوامل موثر در بروز حادثه عاشورا منتشر شد.

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «چهار گفتار» که به همت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب منتشر شده است شامل چهار سخنرانی ایشان است که موضوع مشترک سخنرانی‌ها، تبیین و تحلیل زمینه‌ها و عوامل موثر در بروز حادثه عاشورای سال 61 هجری قمری در کربلاست. گفتار اول در بیست و دوم تیرماه 71 مصادف با سالروز شهادت امام سجاد (ع) و در جمع فرماندهان گردان‌ها و گروهان‌ها و دسته‌های عاشورایی نیروهای مقاومت بسیج سراسر کشور ایراد شده و با توجه به موضوع درس‌ها و عبرت‌های عاشورا، مسئله عبرت‌های عاشورا مورد تشریح قرار گرفته است.

گفتار دوم در 19 خرداد 74 مصادف با سالروز عاشورای حسینی در قالب خطبه اول نماز جمعه تهران ایراد شده و هدف اصلی قیام امام حسین (ع) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
گفتار سوم در بیستم خرداد 75 در دیدار فرماندهان لشگر 27 محمدرسول الله (ص) بیان شده و با توجه به تاکید قرآن کریم بر لزوم عبرت گیری از تاریخ، موضوع دلایل انحراف جامعه اسلامی پس از 50 سال از بعثت پیامبر اکرم (ص) مورد بحث قرار گرفته است. گفتار چهارم در محرم 18 اردیبهشت 77 در قالب خطبه اول نماز جمعه تهران ایراد شده و اشاره به گفتار اول، موضوع عبرت‌های عاشورا مجدداً با وسعت بیشتر مورد بررسی قرار گرفته است.

هزینه یک‌ دوره درمان‌ سرطان ۲۰۰ میلیون‌ تومان/ برو بمیر!

رئیس کمیسیون بهداشت مجلس گفت: دولت سلامت مردم را به بازی گرفته و اعتبارات مصوب را تخصیص نمی‌دهد، هزینه یک دوره درمان سرطان با هرسپتین ۲۰۰ میلیون تومان شده و قیمت تجهیزات پزشکی به طور متوسط ۲۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

حسینعلی شهریاری، با اعلام این مطالب در برنامه نبض شبکه خبر افزود: از نظر شاخص پرداخت هزینه‌های سلامت توسط مردم که طبق برنامه باید به زیر 30 درصد کاهش می‌یافت، رو به عقب حرکت کرده‌ایم و طی 3 سال گذشته سهم مردم از هزینه‌های سلامت از 54 درصد به بالای 70 درصد افزایش پیدا کرده است.

وی گفت: از نظر شاخص پرداخت از جیب برای سلامت که یکی از مهمترین شاخص‌های عدالت در سلامت است در منطقه بعد از افغانستان، بدترین کشور منطقه هستیم و همه اینها ناشی از سوء مدیریت دولتمردان است.

وی ادامه داد: می‌گویند، انسان سالم محور توسعه است،انسان سالم داشتن، خرج دارد اما متأسفانه مسئولان دولت دید سلامت نگر ندارند و به حوزه سلامت به عنوان هزینه‌های اضافه نگاه می‌کنند نه سرمایه‌ای که عامل توسعه و رشد کشور است.

کمبود واکسن

شهریاری افزود: با سوء‌مدیریت دولت برخی واکسن‌های مورد نیاز مردم پیدا نمی‌شود و وجود ندارد، برنامه‌های طب پیشگیری در کشور با چالش جدی مواجه شده است و ما نگران هستیم که با ادامه این روند رتبه ما در سازمان بهداشت جهانی از این که هست باز هم افت بیشتری پیدا کند که نشان دهنده افت وضعیت سلامت مردم است.

وی گفت: دولت الان فقط به اندازه حقوق پرسنل وزارت بهداشت برای بخش سلامت بودجه اختصاص می‌دهد و بسیاری از امکانات و برنامه‌های سلامت اجرا نمی‌شوند،حتی کارهای اولیه و پیش پا افتاده بهداشتی هم با مشکل مواجه شده است.

سرخک هم پیدا شد

رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ادامه داد: در این وضعیت بیماری وبا در کشور پیدا شده است، حتی بیماری سرخک که سالها ریشه کن شده بود الان در زیر سن واکسیناسیون پیدا شده است و به خاطر همجواری با کشورهای شرقی و به خاطر اینکه دولت اعتبارات لازم را اختصاص نمی‌دهد،مشکلات سلامت مردم هر روز بیشتر می شود.

وی گفت: مجلس در قانون بودجه تمام اعتبارات لازم را برای سلامت مردم پیش بینی کرده است، 10 درصد از درآمد هدفمندی یارانه باید به بخش بهداشت اختصاص پیدا می‌کرد، ارز مرجع کافی باید برای واردات دارو و تجهیزات پزشکی اختصاص می‌دادند اما هیچ کدام از این کارها را دولت انجام نداد و به جای آن برای واردات لوازم آرایشی و چوب بستی ارز مرجع اختصاص دادند.

وی افزود: بیماران سرطانی مشکلات جدی دارند، به خدا قسم با ما تماس می‌گیرند و نفرین می‌کنند، می‌گویند شما مگر نمایندگان ما نیستند،چرا به مشکلات ما رسیدگی نمی‌کنید، چرا داروهای مورد نیاز ما را فراهم نمی‌کنید، ما بارها این مسائل را به دولتمردان گفته‌ایم.

شهریاری ادامه داد: رئیس جمهوری در مراسم ارائه لایحه بودجه شعار داد که می‌خواهد برنامه پزشک خانواده را دوساله اجرا کند بعد که به سراغ معاون برنامه ریزی و نطارت راهبردی می رویم می‌گوید برای اجرای این برنامه پول نداریم، به همین سادگی. این طوری سلامت مردم را به شوخی و بازی گرفته‌اند اما مسئولان دولت بدانند که شوخی با سلامت مردم کار خطرناکی است و من تصور نمی‌کنم جاهایی مثل بانک مرکزی و برخی مراکز تصمیم گیری در دولت ناآگاهانه این کارها را انجام می‌دهند.

برو بمیر

وی گفت: هزینه یک دوره درمان بیماران سرطانی با هرسپتین با قیمت دلار پارسال 50 تا 60 میلیون تومان بود اما حالا همین دوره درمان 200 میلیون تومان تمام می‌شود، چند درصد مردم توان پرداخت چنین هزینه‌ای را دارند، اصلاً چند درصد مردم توان پرداخت 50 میلیون تومان یا حتی 20 میلیون تومان را برای دارو دارند.

رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس افزود: یک بیمار برای درمان دریچه میترال قلب باید 37 هزار دلار پرداخت کند که با قیمت دلار پارسال 60 میلیون تومان تمام می‌شد و حالا باید 120 میلیون تومان بابت آن پرداخت کند یعنی عملاً به بخش عمده این بیماران باید بگوییم برو بمیر.

وی گفت: یک زمان است که مسئولان دولت می‌گویند نداریم اما این چه نداری است که 600 میلیون دلار ارز مرجع برای واردات خودروهای لوکس اختصاص می‌دهند. آن وقت برای واردات دارو حتی با دلار 3 هزار تومانی و 4 هزار تومانی هم در بانکها و گمرگ کارشکنی می‌کنند.

شهریاری ادامه داد: دولت الان در بهترین شرایط فقط حقوق پرسنل وزارت بهداشت را تأمین می‌کند آن هم با اختساب وقت اداری ستادی در حالی که بسیاری از مراکز بهداشتی و درمانی وزارت بهداشت باید 24 ساعته کار کنند.

بیمارستان های بدون پول

وی اضافه کرد: دولت نهم و دهم در حوزه سلامت فقط یک جا خوب عمل کرد، آن هم افزایش تعداد تختهای بیمارستانی از 75 هزار تحت به 115هزار تخت بود اما هزینه تأمین نیروی انسانی و منابع مالی اداره و امکانات آن را تأمین نکرد،به بیمارستانهای جدید گفته‌اند باید با درآمد اختصاصی اداره شوید که معنای آن افزایش پرداخت از جیب مردم است.

نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی گفت: شک نکنید در چنین شرایطی کیفیت خدمات این مراکز افت جدی پیدا می‌کند. این در زمانی است که دولت بر خلاف قانون، سهم حوزه سلامت از هدفمندی یارانه‌ها را پرداخت نکرده است. قانون هدفمندی یارانه‌ها سلیقه‌ای و هر طور دلشان خواست اجرا کردند، سهم بخش سلامت و تولید، صنعت و کشاورزی را ندادند. همین است که این قدر بیکاری در کشور افزایش پیدا کرده است.

وی گفت: حتی اعتبار اجرای هدفمندی یارانه‌ها را نیز نتوانستند، تأمین کنند و مجبور شدند از بانک مرکزی استقراض کنند و این در حالی است که هزینه گازوئیل برای بخش سلامت 16برابر، هزینه گاز 11 برابر،‌هزینه آب 6.5 برابر و هزینه برق 7.2 برابر شده است در حالی که هیچ منبعی برای جبران آن که سالانه حدود 800 تا 900 میلیارد تومان می‌شود دیده نشده است.

شهریاری افزود: در چنین اوضاعی با افزایش نرخ ارز هزینه لوازم مصرفی پزشکی 245 درصد افزایش پیدا کرده است، فیلم رادیولوژی 240 درصد گرانتر شده، اکسیژناتور 247 درصد، ونتیلاتور 300 درصد،گاز هلیوم برای ام آر آی 667 درصد،صافی و دستگاه دیالیز 325 درصد و کیسه خون 350 درصد گرانتر شده است.

رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ادامه داد:‌ کل ارز مورد نیاز برای داروی کشور 1.5 میلیارد دلار است و برای تجهیزات پزشکی هم به یک میلیارد دلار ارز مرجع نیاز است در حالی که بعد از گذشت 8 ماه تازه 500 میلیون یورو اختصاص داده‌اند که همین هم تا از مسیر بانکهای عامل بگذرد و به دست افراد برسد بیش از دو ماه طول می‌کشد در حالی که مسئولان باید هر چه سریعتی با تخصیص 2.5 میلیارد دلار جلوی کمبودهای دارو و تجهیزات پزشکی را نیمه اول سال 92 را هم بگیرند.

وی گفت:‌ البته حتی اگر ارز مرجع را هم به دارو و تجهیزات پزشکی اختصاص دهند با توجه به اینکه ارز مرجع پارسال هزار و 50 تومان بود و امسال 1226 تومان است همین تفاوت قیمت، حداقل 17 درصد افزایش قیمت را برای دارو و تجهیزات پزشکی به همراه دارد. و در زمانی که بیماران و بیمارستانها مجبورند دارو و تجهیزات مورد نیاز خود را با ارز 3 هزار تومانی و 4 هزار تومانی بخرند معلوم است که ورشکسته می‌شوند و توان ادامه کار را ندارند و شاهدیم که حتی نخ جراحی هم در بیمارستانها به سختی پیدا می‌شود.

وی اضافه کرد: در این شرایط مشکلات طاقت فرسای مردم برای مسئولان قابل لمس نیست چون با یک تلفن به هر چه می‌خواهند با قیمت مناسب دسترسی دارند و معلوم است که درد مردم عادی را که حداکثر بتوانند صدایشان را به گوش نماینده مجلس برسانند،متوجه نمی‌شوند.

وعده پزشک خانواده بدون پول

شهریاری ادامه داد: در مورد پزشک خانواده هم که آقای احمدی نژاد با وعده اجرای دو ساله آن، می‌خواهد این موفقیت را در کارنامه‌اش ثبت کند، هم باید گفت که اجرای این برنامه برای یکسال حدود 5 هزار میلیارد تومان پول می‌خواهد و فقط برای سطح اول آن باید 800میلیارد تومان کنار بگذارند اما دولت بودجه لازم را اختصاص نداده است.

وی گفت: وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی حداکثر می‌توانند با کم کردن از اعتبارات درآمد اختصاصی بیمارستان در 3 یا 4 استان کجدار و مریض و دست و پا شکسته به اسم این برنامه کارهایی را بکنند اما معلوم نیست چقدر بتوانند دوام بیاورند و بعد از چند ماه امکان ادامه این مسیر با این بودجه‌ها وجود ندارد و در نهایت اینکه، برنامه پزشک خانواده را کجا اجرا کرده‌اند، چقدر اجرا کرده‌اند و چطور اجرا کرده اند،الله اعلم.

از "سیاسی کاری" تا بن بریدن بر سر شاخ!

اینکه چرا عبارت "سیاسی کاری" در جامعه ما جعل می شود و بار معنایی منفی به خود می گیرد، قطعاً ریشه در فرهنگ سیاسی غیردموکراتیک ما ایرانیان دارد؛ فرهنگی که در آن، "سیاست پدر و مادر ندارد".
یکی از مفاهیم رایج در ادبیات سیاسی جامعه ایران، مفهوم "سیاسی کاری" است. این عبارت غالباً از سوی مقامات سیاسی کشور به کار می رود و در بین استادان علوم سیاسی و روشنفکران آشنا به مفاهیم علوم انسانی، کاربرد چندانی ندارد.

به عبارت دیگر، مفهوم "سیاسی کاری" در ادبیات سیاسی ایران، بیشتر از سوی اهل عمل و کنشگران سیاسی به کار می رود نه از سوی اهل نظر و اندیشمندان سیاسی و شاید همین امر علت اصلی بی دقتی نهفته در این مفهوم باشد.

در این یادداشت می کوشیم مفهوم "سیاسی کاری" را واکاوی کرده و بی دقتی مستتر در آن را نشان دهیم.

عبارت "سیاسی کاری" بار معنایی منفی دارد. کسانی که این عبارت را به کار می برند، همواره آن را در نقد و طعن پاره ای از اعمال و موضع گیری های سیاسی رقبا و مخالفان، به کارش می برند. در واقع هیچ گاه یک کار سیاسی خوب و سنجیده، مصداق سیاسی کاری قلمداد نمی شود. سیاسی کاری، هر چه باشد، کاری نابکار است!

اگر بخواهیم بحث را مصداقی تر پیش ببریم، می توانیم منازعه کنونی نمایندگان موافق و مخالف دولت را در قصه سوال مجدد از رئیس جمهور، مثال بزنیم.

هفته گذشته، خبرگزاری دولت با تعدادی از نمایندگان حامی محمود احمدی نژاد مصاحبه کرده بود و یکی دو تن از آنها، اصرار نمایندگان مخالف دولت به سوال از رئیس جمهور را سیاسی کاری خوانده بودند. در واقع این دسته از نمایندگان، جان کلامشان این بود که در "برهه حساس کنونی"، سوال از رئیس جمهور موجب تشدید تنش در کشور می شود و کسانی که این نکته را در نظر نمی گیرند و همچنان بر سوال از رئیس جمهور پافشاری می کنند، انگیزه های سیاسی شخصی و جناحی خود را بر منافع ملی و مصلحت عمومی ترجیح می دهند.

نمیاندگان موافق طرح سوال از رئیس جمهور نیز در پاسخ می توانند بگویند رعایت قانون، بالاترین مصلحت کشور است و کسی که به بهانه مصلحت، و در حقیقت به بهانه حفظ منافع جناحی خود، خواستار تعطیل شدن اختیارات و وظایف قانونی نمایندگان مجلس است، خودش در مقام سیاسی کاری است!

مطابق توضیح فوق، سیاسی کار کسی است که انگیزه ها و منافع سیاسی اش را بر مصلحت عمومی و یا بر قانون ترجیح می دهد.

اگر چنین باشد، هر نهاد و شخصی را می توان پیوسته در کار سیاسی کاری دانست. در قانون اساسی ایران، دو نهاد شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، به عنوان نهادهایی پاسدار قانون و مصلحت در نظر گرفته شده اند.

وقتی مجلس شورای اسلامی، مصوبه ای را به شورای نگهبان می فرستد و شورای نگهبان آن مصوبه را رد می کند، بنا بر فرض، فقها و حقوقدانان این شورا، به وظیفه ذاتی نهاد متبوع خود عمل کرده و مصوبه مجلس را به دلیل مغایرت با قانون اساسی، رد کرده اند.
ممکن است آن مصوبه، پس از رفت و برگشت میان مجلس و شورای نگهبان، سرانجام به مجمع تشخیص مصلحت برود و مجمع تشخیص، با وجود مغایرت مصوبه مجلس با قانون اساسی، به دلیل حفظ مصلحت نظام، آن مصوبه را تایید کند.

در این فرایند، با نگرش مذکور، تصویب مصوبه مساله دار مجلس چه از سوی شورای نگهبان چه از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام، مصداق سیاسی کاری می شود. در حالی که چنین حکمی قابل قبول نیست؛ چرا که این دو نهاد، بنا بر فرض، آن مصوبه را با توجه به وظایف ذاتی شان، رد و یا تایید کرده اند.

در واقع شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مثال فوق، نه مشغول سیاسی کاری بلکه مشغول کار سیاسی خود بوده اند.

پس تا به این جا می توان گفت که اولویت بخشیدن به قانون و یا مصلحت، نمی تواند مصداق سیاسی کاری باشد.
هر کنشگر سیاسی ای، در موارد خاص، ممکن است بر ضرورت اجرای قانون و یا ضرورت ترجیح مصلحت بر قانون، پافشاری کند.

اگر فرد یا تشکلی را که به چنین موضعی رسیده است متهم به سیاسی کاری کنیم، دو ایراد منطقی دامنگیر اتهام ما می شود:
نخست اینکه، انگیزه خوانی کرده ایم و انگیزه خوانی، مبنای استدلال عقلانی در حوزه سیاست نمی تواند باشد.
دوم اینکه چنین اتهامی، هیچ فاقد ملاک و معیار مشخص و در واقع "من عندی و دلبخواهانه" است.
بسیار پیش می آید که آقای الف در فلان زمان، قائل به ترجیح قانون بر مصلحت است. اگر او را به صرف این ترجیح، سیاسی کار بخوانیم، پس فردا که خودمان در ماجرایی دیگر، از ترجیح قانون به مصلحت دم زدیم، دیگر نمی توانیم بگوییم ترجیح ما مصداق سیاسی کاری نیست.

معیار سیاسی کاری، باید عینی باشد نه ذهنی و گر نه متهم کردن دیگران و مبرا دانستن خود از سیاسی کاری، بیشتر به کار ارضای خودخواهی کنشگران سیاسی می آید.
در غیاب معیار عینی، دعوا و اتهام زنی متقابل، هیچ گاه به پایان نمی رسد. این در حالی است که یکی از اهداف غایی سیاست، پایان بخشیدن به نزاع در عرصه عمومی است.
اگر مفهوم سیاسی کاری نتواند در خدمت کاستن از نزاع های رایج در عرصه عمومی باشد، و حتی بر آتش این نزاع ها، نفت تشدید هم بریزد، این مفهوم را علاوه بر غیرعلمی بودن، باید غیراخلاقی هم دانست.

ممکن است گفته شود، سیاسی کاری یعنی پیگیری غیرمنصفانه انگیزه های سیاسی.
به این معنا، مدلول مفهوم سیاسی کاری، پیگری انگیزه های سیاسی در فراغت از قاعده زرین اخلاق است. مثلاً در دوران ریاست جمهوری خاتمی، بسیاری از مردان جناح راست، به مشکلات اقتصادی کشور و کوتاهی دولت خاتمی در این زمینه اشاره می کردند. اما وقتی که احمدی نژاد به قدرت رسید و اوضاع اقتصادی کشور بدتر شد، آنها دیگر فتیله نقد اقتصادی دولت را پایان کشیدند؛ چرا که احمدی نژاد برامده از جناح سیاسی خودشان بود و حالا که احمدی نژاد غیرخودی شده است، همان افراد مجدداً بر طبل نقد اقتصادی دولت می کوبند. پیداست که در این روند، عنصری اخلاقی در کنش سیاسی این افراد وجود دارد.

نقد اقتصادی پریروز آنها به دولت خاتمی، حمایت دیروزشان از عملکرد اقتصادی دولت خاتمی و در نهایت نقد اقتصادی امروزشان به دولت احمدی نژاد، هر سه، تابع ملاحظات سیاسی بوده است نه برآمده از دغدغه های اقتصادی راستین. چه اگر نقد اقتصادی آنها واقعاً برآمده از ملاحظات اقتصادی بود، می بایست در فاصله سال های 1384 تا 1390 نیز عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد را نقد می کردند.

هر ناظر بی طرفی درمی یابد که در این شیوه نقادی، جانب انصاف رعایت نشده است و راستگرایان، آنچه را که برای دولت خاتمی می پسندیدند (بزرگنمایی مشکلات اقتصادی)، برای دولت احمدی نژاد نمی پسندیدند. و این سبک کنشگری سیاسی، آشکارا مصداق قاعده زرین اخلاق است (آنچه را برای خود می پسندی، برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند).

باری، ممکن است کسانی سیاسی کاری را به این معنا به کار ببرند و منظورشان از این مفهوم، کنش سیاسی نامنطبق با اصول اخلاقی باشد.

در این جا، مفهوم سیاسی کاری، ملاک عینی پیدا می کند و دیگر نمی توان دیگران را به صورت دلبخواهانه، متهم به سیاسی کاری کرد. ولی سوال این است که چرا باید برای رفتار و گفتار نامنصفانه و غیراخلاقی سیاستمداران، از مفهوم "سیاسی کاری" استفاده کنیم؟

مفهوم "سیاسی کاری"، متشکل از دو واژه "سیاست" و "کار" است. واژگانی که هر دو دلالت بر اموری قابل احترام دارند. انسان "سیاسی"، به صرف سیاسی بودن، نامحترم نیست. کسی هم که "کار" می کند، به صرف کار کردن، شایسته نکوهش نیست. پس به چه دلیل دو واژه محترم را، پس از پیوند زدن به یکدیگر، با بار معنایی منفی به کار می بریم؟ آیا بهتر نیست به جای واژه "سیاسی کاری"، از عبارت "عمل سیاسی غیراخلاقی" و یا عباراتی مشابه این عبارت استفاده کنیم؟

اینکه چرا عبارت "سیاسی کاری" در جامعه ما جعل می شود و بار معنایی منفی به خود می گیرد، قطعاً ریشه در فرهنگ سیاسی غیردموکراتیک ما ایرانیان دارد؛ فرهنگی که در آن، "سیاست پدر و مادر ندارد" و سیاستمدار، کسی است که دروغ می گوید و دغل پیشه ای به ظاهر محترم و آبرودار است.

کنکاش تاریخی و روانکاوانه و جامعه شناسانه در علل پیدایش مفهوم "سیاسی کاری"، کنکاشی است خارج از موضوع این یادداشت (شاید در آینده به این موضوع هم پرداختیم). آنچه در این جا اهمیت دارد، آلوده پنداشتن آکسیون سیاسی و جعل عبارتی است که دامن سیاست را در ذهنیت مردم ایران، بیش از پیش آلوده می نمایاند.
این عبارت با غفلت از حقیقتی آشکار ساخته و پرداخته شده است و آن اینکه، "سیاست بما هو سیاست"، امر آلوده ای نیست. آلودگی را باید در سیاستمداران بازجست. در جهان سیاست، همه جور سیاستمداری می تواند زاده شود. یکی گاندی می شود و دیگری هیتلر. یکی ماندلا می شود و دیگری پول پوت.

حتی اگر کسی معتقد باشد اکثر سیاستمداران دنیای کنونی آلوده اند (مدعایی که از نظر نگارنده به شدت محل تردید است)، این آلودگی به طبع بشر بازمی گردد. بر این اساس، می توان اکثر تجار را هم آلوده دانست و عبارت "تجاری کاری" را خلق کرد. آلودگی های سیاستمداران جهان مدرن، گاه به مراتب کمتر از آلودگی های ستاره های هنر و ورزش است. هر چه فضای سیاسی جامعه دموکراتیک تر باشد، فساد سیاستمداران هم کمتر می شود؛ چرا که در فضای باز، ناظران بیشتری آنها را نظاره می کنند.

اما فارغ از اینکه سیاست چقدر بستر ناراستی است و سیاستمداران چقدر گرفتار کژی و کاستی اند، اینکه در جامعه ایران مفهوم "سیاسی کاری"، آن هم با این همه بار معنایی منفی، از سوی خود سیاستمداران ترویج می شود، امر غریبی است. این رویه غریب، دقیقاً مثل این است که تجار بزرگ و سرشناس یک جامعه، با جعل مفهوم "تجاری کاری"، دائماً مردم را به تجارت و تاجران بدبین کنند! این کار، در واقع مصداق نشستن بر سر شاخ و بن بریدن است.
هومان دوراندیش

واکنش علی مطهری به اظهارات اخیر حداد عادل

علی مطهری با بیان این‌که «مواضع آقای حداد درباره سوال از رییس‌جمهور با بیانیه فراکسیون اصول‌گرایان جور درنمی‌آید» گفت:در بیانیه می‌گویند ما تابع قانون هستیم و در مصاحبه می‌گویند تلاش می‌کنیم سوال را متوقف کنیم. این آقای حداد و دوستان‌شان در فراکسیون اقلیت مجلس هستند که در حال ایجاد تنش هستند. اگر این افراد که خود را ولایتمداران واقعی معرفی می‌کنند به این رفتار خود ادامه دهند، من درباره سابقه برخی از آن‌ها در رژیم شاه صحبت خواهم کرد.
یک نماینده اصولگرای مجلس نهم با بیان این‌که «مواضع آقای حداد درباره سوال از رییس‌جمهور با بیانیه فراکسیون اصول‌گرایان جور درنمی‌آید» گفت:در بیانیه می‌گویند ما تابع قانون هستیم و در مصاحبه می‌گویند تلاش می‌کنیم سوال را متوقف کنیم.

به گزارش ایسنا، علی مطهری در واکنش به اظهارات اخیر حداد عادل اظهار کرد: آقای حداد عادل با اشاره به طرح سوال از رییس‌جمهور گفته‌اند نمی‌خواهم در بازار مسگرها ما هم ضربه‌ای وارد کنیم و سروصدا درست کنیم در حالی که بازار مسگرها را خود آقای حداد راه انداخته است.

وی ادامه داد: ایشان سوال مجلس هشتم را ناموفق خوانده است، در حالی که آن سوال برکات زیادی داشت و مسائل زیادی برای مردم روشن شد. این که آقای رییس‌جمهور برخی حدود را رعایت نکرد به معنی ناموفق بودن آن سوال نیست. به علاوه آیین‌نامه، اصلاح‌شده و این بار سوال مؤثرتر خواهد بود.

وی افزود: تعجب من از این است که چرا امثال آقای حداد این مقدار نسبت به انجام وظایف نمایندگی و حل مشکل اقتصادی مردم و دفاع از حقوق ملت بی‌تفاوت‌اند و چرا می‌خواهند برداشت خود از سخن رهبری را بر مجلس تحمیل کنند.

این نماینده اصولگرای مجلس نهم مدعی شد: شاید این‌ها تعهدی به دولت داده‌اند برای منتفی کردن سؤال، و شاید این مواضع بی‌ارتباط با انتخابات آینده ریاست‌جمهوری نباشد.

با توجه به دیدگاه اخیر رهبری که هر گامی که به اختلافات دامن بزند را خیانت دانستند، آیا این‌که سوال از رییس‌جمهور را «برخلاف منویات رهبری» دانسته‌اند، می‌پذیرید؟ نسبت دادن تصمیمات مهم مجلس به رهبری، خواست مخالفان نظام است. آن‌ها همواره می‌گویند مجلس در جمهوری اسلامی یک دکور و ظاهرسازی است و از بالا اداره می‌شود و قادر به اتخاذ تصمیمات اساسی نیست. آقای حداد و دوستان‌شان در مجلس ناخودآگاه همین حرف را تبلیغ می‌کنند، در حالی که ما می‌گوییم مجلس مستقل است و بر اساس وظایف و اختیارات خود تصمیم می‌گیرد و اگر در یک مورد حیاتی برای نظام، رهبری حکم حکومتی صادر کنند به آن عمل می‌کند؛ لذا ما به یک مجلس واقعی که مظهر دموکراسی است اعتقاد داریم نه موجودی بی‌خاصیت برای خالی نبودن عریضه.

وی در پاسخ به این سوال که آیا اعلام وصول نامتعارف در مجلس و از حد نصاب افتادن احتمالی سوال قبل از اعلام وصول را قبول ندارید و آیا در اعلام وصول سؤال از سوی هیات رییسه تخلفی صورت گرفته است؟ گفت: اگر ایرادی به هیات رییسه باشد این است که پس از یک هفته مهلت قانونی مقرر در آیین‌نامه، پس گرفتن امضا را قبول کرد و به جای آن‌که سؤال را با 85 امضا به رییس‌جمهور ابلاغ کند با 77 امضاء ابلاغ کرد و الا در حد نصاب امضاها تردیدی نیست. ضمنا هیات رییسه وظیفه‌ای در اعلام اسامی امضاکنندگان و پس‌گیرندگان امضا قبل از ابلاغ سوال به رییس‌جمهور ندارد.

آیا در شرایط خاص کشور سوال از رییس‌جمهور را تنش‌زا نمی‌دانید؟ خیر، رهبر انقلاب تأکید دارند که نمایندگان مجلس وظایف خود را به طور منطقی و اخلاقی و بدون جنجال انجام دهند. اکنون این آقای حداد و دوستان‌شان در فراکسیون اقلیت مجلس هستند که در حال ایجاد تنش هستند. اگر این افراد که خود را ولایتمداران واقعی معرفی می‌کنند به این رفتار خود ادامه دهند، من درباره سابقه برخی از آن‌ها در رژیم شاه صحبت خواهم کرد.

احمدی‌نژاد باید در محضر ملت درباره وضعیت ارز پاسخگو باشد

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: اینکه رئیس جمهور آمده پاسخ داده و پاسخهایش به درد مردم نخورده دلیل نمی شود که بگوییم دیگر سئوال مطرح نشود. رئیس جمهور باید خودش را درست کند اینکه نمی شود بگوییم ما از رئیس جمهور سئوال نکنیم چون درست به سئوال ها جواب نمی دهد. این کار غلطی است. رئیس جمهور وظیفه اش است که بیاید در محضر ملت و بگوید چرا در بازار ارز این اتفاقات افتاد و حق ملت است که این را بداند.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه نمی‌توانیم بگوییم چون رئیس جمهور در جلسه قبلی سئوال از وی برخورد درستی نداشته نباید از وی سئوال پرسید گفت: رئیس جمهور وظیفه دارد در محضر ملت در خصوص بازار ارز توضیح دهد و حق ملت است که بدانند.

به گزارش مهر، سیدحسین نقوی حسینی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در خصوص بحث های مطرح شده پس از اعلام وصول طرح سئوال از رئیس جمهور گفت: هیئت رئیسه مطابق آئین نامه عمل می کند و خلاف آن نمی تواند کاری را انجام دهد.

حسینی اظهار داشت: وقتی یک چهارم از نمایندگان سئوال از رئیس جمهور را امضا می کنند هیئت رئیسه مکلف است اعلام وصول کند تا مسیر قانونی آن طی شود.

وی با بیان اینکه البته هیئت رئیسه می تواند خارج از آئین نامه با نمایندگان تعامل و گفتگو داشته باشد تا آنها را از شرایط کشور آگاه سازد، گفت: اما در آخر تصمیم با نمایندگان است.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه یکی از نمایندگان مجلس در مصاحبه خود اظهار داشته بود نظر رهبر معظم انقلاب مخالف سئوال از رئیس جمهور است، گفت: چون این موضوع مصاحبه شده بود ما مجبور شدیم از رئیس مجلس به عنوان منبع رسمی که می تواند نظر مقام معظم رهبری را به نمایندگان مجلس منتقل کند بپرسیم.

حسینی در ادامه افزود: وقتی از لاریجانی این موضوع را پرسیدیم صراحتا گفت که هیچ نظری از سوی مقام معظم رهبری در این خصوص به من ابلاغ نشده است.

وی با اشاره به اینکه این موضوع به این معنا نیست که رئیس مجلس در دسترس نبوده و یا در انتقال نظر مشکلی بوده است گفت: رئیس مجلس چندین بار با رهبر دیدار داشته است و اگر موضوعی بود از سوی ایشان تذکری داده می شد.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: در گذشته نیز شاهد بودیم که رهبر معظم انقلاب با هیچ قوه ای تعارف نداشتند و صراحتا نظرشان را اعلام می کردند و تبعیت از نظر ایشان واجب است.

حسینی اظهار داشت: اینکه ما در مصاحبه ها اعلام می کنیم نظر رهبری مخالف سئوال از رئیس جمهور است کار درستی نیست.

وی گفت: در جلسه علنی روز یکشنبه مجلس نیز موضوع مجددا مورد اعتراض قرار گرفت و رئیس مجلس هم نظر قبلی خود را اعلام کردند که چیزی به من منتقل نشده است.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس افزود: اگر برداشت عده ای این است که رهبری مخالف طرح سئوال از رئیس جمهور است هر کسی می تواند طبق برداشت خودش عمل کند اما اینکه گفته شود به خاطر اعلام وصول سئوال از رئیس جمهور ما جلسه مجلس را ترک می کنیم معنایی ندارد.

حسینی در پاسخ به این سئوال که با توجه به حضور رئیس جمهور در گذشته در مجلس برای پاسخ به نمایندگان بهبودی در شرایط کشور و رفع مشکلات مردم حاصل نشد و چه تضمینی وجود دارد که این بار این موضوع تکرار نشود، گفت: اینکه رئیس جمهور آمده پاسخ داده و پاسخهایش به درد مردم نخورده دلیل نمی شود که بگوییم دیگر سئوال مطرح نشود.

وی اظهار داشت: رئیس جمهور باید خودش را درست کند اینکه نمی شود بگوییم ما از رئیس جمهور سئوال نکنیم چون درست به سئوال ها جواب نمی دهد. این کار غلطی است.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: رئیس جمهور وظیفه اش است که بیاید در محضر ملت و بگوید چرا در بازار ارز این اتفاقات افتاد و حق ملت است که این را بداند.

عضو کمیسیون امنیت ملی با بیان اینکه ما آئین نامه را اصلاح کرده ایم، افزود: وقتی رئیس جمهور در مجلس حاضر شد و به سئوال نمایندگان پاسخ داد نیم ساعت سئوال کنندگان فرصت دارند تا توضیحات خود را بدهند و در آنجا حتما به ملت خواهند گفت که رئیس جمهور طبق اسناد آنها درست گفته است یا خیر.

وی اظهار داشت: بعد از پاسخ رئیس جمهور و توضیح نمایندگان رای گیری خواهد شد که مشخص شود ایا نمایندگان از پاسخ به سئوالات قانع شده اند یا نه و در صورتی که نمایندگان قانع نشوند رئیس جمهور نمره منفی می گیرد.

از پیروزی اوباما تا ادبیات نژادپرستانه مدعیان وطنی ارزشگرایی!

"کاخ سفید میزبان رئیس جمهور سیاه باقی ماند ... حقوقدان سیاه پوست چهار سال دیگر هم در کاخ سفید باقی می ماند. " این جملات جملات ، تیتر و لید خبر پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، یک سایت مدعی ارزش مداری در ایران است.
- "کاخ سفید میزبان رئیس جمهور سیاه باقی ماند ... حقوقدان سیاه پوست چهار سال دیگر هم در کاخ سفید باقی می ماند. "

جملات فوق، تیتر و لید خبر پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در یک سایت مدعی ارزش مداری در ایران است.

ناگفته پیداست که تیتر و لید فوق، بار آشکار نژادپرستانه دارد و تاکید آنها بر رنگ پوست اوباما، تاکید ضداسلامی و غیر اخلاقی است.

این نحوه پوشش پیروزی یک سیاستمدار، فارغ از غیرحرفه ای بودنش، سند گویایی است از پیوند سست روزنامه نگاری و اخلاق در کارنامه روزنامه نگارانی که بیش از آنکه به اعتلای "حرفه روزنامه نگاری" بیندیشند، خود را گروههای اقماری کلوپ های سیاسی ایدئولوژیک می دانند.

در این سبک روزنامه نگاری، توهین و تحقیر اگر در خدمت ایدئولوژی مقبول آن روزنامه نگار باشد، امری رواست. فراغت این شیوه از پوشش خبری وقایع سیاسی جهان از معیارهای اخلاقی، ناشی از پاسخگو نبودن صاحبان چنین سبکی به افکار عمومی است.

وقتی برای بازتاب خبر پیروزی اوباما بر رامنی، این همه بر سیاه پوست بودن اوباما تاکید می شود، به خوبی پیداست که نویسنده و تایید کننده این خبر، با وجود آگاهی اش به قبح اخلاقی نژادپرستی نزد افکار عمومی داخل و خارج کشور، خود را نیازمند پاسخگویی به "مردم" نمی دانند. نگارنده خبر، از اوباما بیزار است و برای ارضای حس نفرت خود، چنگ زدن به دامن ادبیات نژادپرستانه را هم بر خود حلال می داند. هدف وسیله را توجیه می کند!

جالب است که چنین روزنامه نگارانی، بر طبل ارزشگرایی هم می کوبند. جا دارد بپرسیم کدام مجموعه ارزش ها مد نظر این دوستان است؟

اگر ارزش های راست افراطی اروپا در 80 سال گذشته مد نظر باشد، در این صورت استفاده از ادبیات نژادپرستانه بلامانع است. راست افراطی جهان غرب با رنگین پوستان مشکل دارد. از آدولف هیتلر تا مارین لوپن، نامزد انتخابات ریاست جمهوری اخیر فرانسه، چهره های جریان راست افراطی در اروپا بوده و گرایش های نژادپرستانه داشته اند. گیرم یکی بیشتر و دیگری کمتر.

اما روزنامه نگاران ارزشگرای جناح اصولگرا در ایران، ظاهراً از ارزش های مد نظر جریان راست افراطی در جهان غرب پیروی نمی کنند. آنها مدعی پیروی از ارزش های اسلام ناب هستند. حال سوال این است که اسلام ناب چه نسبتی با ادبیات نژادپرستانه و تحقیر نژادی انسان ها، ولو دشمنان، دارد؟



روزنامه نگار مسلمانی که خود را محق به استفاده از تیتر و ادبیات نژادپرستانه می داند، چگونه مسلمانی است؟!

جریان راست افراطی در ایران، به خوبی نشان داده است که برای دفاع از ارزش های ادعایی مد نظرش، با آسودگی خاطر، همان ارزش ها را زیر پا می گذارد. مثلاً برای دفاع از صداقت، دروغ می گوید. برای دفاع از اخلاق اسلامی، بدیهیات اخلاق اسلامی را نقض می کند. برای رفع رذیلت های کوچک از سطح جامعه، جامعه را گرفتار رذیلت های بزرگ می سازد. برای اصلاح رفتار مردم، دست به دامان خشونت هایی می شود که صد بار بدتر از کاستی های موجود در رفتار مردم اند.

این رویکرد عجیب به عالم خارج، ناشی از نوعی خودشیفتگی است. یعنی فلان شخص در اثر اعتقاد به فلان عقیده، برای تطبیق واقعیت با ذهنیت خودش، خود را محق به انجام هر کاری می داند. و گاه چنان در این ورطه غرق می شود که پاک فراموش می کند ورود او به عرصه مبارزه برای "تغییر واقعیت"، با هدف تحقق همان اصولی بوده است که او در فرایند این مبارزه، شبانه روز مشغول نقض آنهاست.

در واقع در این روند شگفت انگیز، خودشیفتگی فرد بر باورهای او غلبه می کند و او برای تحقق باورهای "خودش"، عملاً باورهایش را زیر پا می گذارد.

چنین فردی اگر در جامعه و فرهنگ دیگری متولد شده و رشد کرده بود، باورها و عقاید دیگری را قربانی خودشیفتگی اش می کرد. برای او، باورهای اخلاقی و دینی اش اهمیت ثانویه دارد.

سال هاست که در ادبیات ضدامپریالستی راستگرایان وطنی، نقدهای تکرارشونده ای را بر نقض حقوق سیاه پوستان در ایالات متحده آمریکا، می خوانیم. اما چنانکه پیداست، اگر تحقیر سیاه پوستان به کار همین منتقدان بیاید، حکم حلیت استفاده از ادبیات نژادپرستانه را هم صادر می کنند و در خبری کوتاه درباره پیروزی یک رئیس جمهور در انتخابات کشوری که دشمن قلمداد می شود، به انحاء گوناگون و به قصد تحقیر، سیاه پوست بودن آن رئیس جمهور را به رخ خواننده خبر می کشانند.

ارزشگرایانی از این دست، بی تردید با این رویکرد خود به عالم و آدم، نه تنها کمکی به رشد ارزش های اسلامی مد نظر خود نمی کنند، بلکه تیشه به ریشه این ارزش ها می زنند و جوانان و حتی پیران ایران را به ورطه دوری از ارزش های اسلامی می اندازند که پیامبر گرامی اش مبعوث شد برای اتمام مکارم الاخلاق
هومان دوراندیش


 

سلفی ها در ایران چه می کنند؟!

ابتدا این دو خبر را بخوانید:

خبر اول - 16 مهر 91 :

«کنسرت بهداد بابایی نوازنده صاحب سبک سه‌تار و ردیف‌دان که قرار بود 18 آبان در سالن پتروشیمی تبریز برگزار شود، به رغم طی مراحل دریافت مجوز، با عدم همراهی مسئولان ارشاد تبریز لغو شد.
بابایی ضمن اعلام این مطلب به ایسنا گفت: وقتی مدیر برنامه‌های این کنسرت به من اطلاع داد که برنامه لغو شده است، دچار حیرت شدم، چرا که فکر نمی‌کردم برای یک دونوازی ساده(سه تار و تنبک) هم مشکلاتی بوجود آید.

بابایی در پاسخ به این پرسش که دلیل لغو کنسرت چه بود، گفت: به صورت کتبی به ما چیزی ندادند اما گفتند، از آنجا که نزدیک ایام محرم هستیم، صلاح است که برنامه موسیقی در شهر تبریز نباشد.

بابایی با اشاره به اینکه نامه تقاضای برگزاری کنسرت را اداره ارشاد تبریز برای مرکز ارسال کرد و دفتر موسیقی ارشاد هم بلافاصله مجوز اجرا صادر کرد، گفت: متاسفانه مدیر این برنامه در تبریز برای این کنسرت پوستر چاپ کرد و حتی هزینه اجاره سالن هم پیش پرداخت شد و از این بابت زیان فراوانی تقبل کرد.»

خبر دوم - 17 مهر 91 :

«جشن بزرگ آبادان که قرار بود با حضور هنرمندان مطرح کشور برگزار شود، به‌دلیل نزدیکی به ماه محرم لغو شد.
به گزارش فارس ، جشن بزرگ شاد و مفرح این شهرستان که قرار بود هفدهم و هجدهم آبان‌ماه سال جاری در شهرستان آبادان برگزار شود، لغو شد.

این برنامه به‌دلیل نزدیک بودن به ماه محرم لغو شده و آن دسته از شهروندان که برای حضور در این جشن بلیط تهیه کرده بودند مجبور به بازگرفتن مبالغ خود هستند.»

این برای اولین بار نیست که جلوی برنامه هایی که می تواند شادی و تفریح را به میان مردم ببرد را می گیرند و هر بار هم به بهانه ای ؛ اما این بار ، بهانه ای که مطرح کرده اند ، بسیار عجیب و غریب است: نزدیک شدن به ماه محرم!

این که برخی افراد آنقدر قدرت داشته باشند که بتوانند به طور غیرقانونی جلوی برنامه هایی که مراحل قانونی شان طی شده را بگیرند یک موضوع است که پیشتر بدان پرداخته ایم - و البته گوش شنوایی نیافته ایم - ولی این که آقایان از ماه محرم مایه گذاشته اند ، موضوع جدیدی است که تأسف را مضاعف می کند.

این ها که کاتولیک تر از پاپ شده اند ، باید به ملت توضیح دهند که کدام آموزه دینی ، اخلاقی ، قانونی و حتی عرفی گفته است جلوی شادی مردم را به بهانه نزدیکی محرم بگیرند؟ چه کسی گفته از 10 روز مانده به محرم مردم باید عزادار شوند و برنامه های شاد و کنسرت ها به همین بهانه لغو شود؟! این طور که پیش می رود ، هیچ بعید نیست از سال بعد ، یک ماه قبل و یک ماه بعد از محرم و صفر نیز مردم را حتی از برپایی مراسم عقد و عروسی هم منع کنند!
مگر کسی حق دارد حلال خدا را حرام کند و حرامش را حلال؟!

آنهایی که با مردم این گونه توهین آمیز رفتار می کنند بفهمند که مردم ، دیندارتر و مقید تر از آنان هستند و البته مانند آنها اهل ریا و دغل هم نیستند.
10 روز دیگر که محرم بیاید ، خواهند دید همین مردمی که پیش پا افتاده ترین شادی ها از آنان دریغ می شود ، همانند سال ها و قرن های گذشته ، حماسه حسینی (ع) را پاس خواهند داشت و حرمت محرم را نگه خواهند داشت.

کسانی که به بهانه نزدیکی به محرم مردم را از شادی و تفریح بازمی دارند ، بدانند که با تحجر و حماقت خود ، بیشترین جفا را به دین و تشیع روا می دارند چرا که تصویری خشک و خشن و بی منطق از دین محمدی(ص) در نزد مردم و به ویژه جوانان ترسیم می کنند.

نکته قابل توجه اینجاست که اکثر این اتفاقات در شهرهایی به غیر از تهران رخ می دهد و این ، حاکی از قدرت یابی گروه ها و اندیشه های تحجرگرایانه در استان هاست. مثلاً در حالی که این دو برنامه در دو شهر مختلف کشور لغو شده اند ، در تهران برنامه های مشابه ادامه دارد و البته در شهرهایی که متحجران هنوز نتوانسته اند حرف اول را بزنند.

اگر امروز ،شاهد آن هستیم که بین جوانان دین گریزی هایی وجود دارد ، یکی از علت های عمده اش همین سلفی گری هایی است که به جان جای جای کشور افتاده و چهره دین را تحریف کرده است. آیا زمان برخورد با سلفی هایی که به نام تشیع ، مردم را به دین بدبین می کنند فرا نرسیده است؟

همه مشکلات تقصیر محمود احمدی نژاد است؟

 

وقتی کتک خور دولت ملس می شود!

هیچ کس نمی تواند نافی مسؤولیت شخص محمود احمدی نژاد و دولت تحت امرش در شکل گیری اوضاع کنونی و مشکلات روز افزون مردم باشد ؛ این نکته ای است که تا کنون ، بارها بدان تصریح و تأکید شده است و تاریخ نیز آن را گواهی خواهد کرد.

با این حال ، شکستن تمام کاسه ها و کوزه ها بر سر احمدی نژادی که دولتش آفتاب لب بام است ، نه می تواند منطبق بر انصاف باشد و نه حاوی نفع ملی است.

واقعیت این است که بخش مهمی از مشکلات موجود ، به سوء تدبیر دولت بر می گردد چه آن که قبل از تحریم های شدید اخیر نیز ، اوضاع اقتصادی داخلی چندان بسامان نبود. در واقع ، تحریم ها ، اوضاع «خوب» را «بد» نکردند ، بلکه اوضاع بدی که محصول عملکرد دولت بود را بدتر کردند.
اما اگر بخواهیم نگاهی نزدیک تر به واقعیت داشته باشیم ، باید بپذیریم که بخشی از «مشکلات افزوده شده کنونی» ، محصول تحریم هایی است که دولت ، واضع آنها نیست. همچنین برخی کاستی های غیردولتی -مانند ضعف پارلمان- نیز مزید بر علت شده اند تا مشکلات تشدید شود.

بنابراین ، باید سهم دولت از مشکلات (که زیاد هم هست) را جدا دید و به همان اندازه مقصرش دانست.

هر چند برای منتقدان دولت ، قاعدتاً دلچسب است که دولت را مسؤول "همه"ی کاستی ها بدانند و خود را برهانند، اما این نگاه ، گذشته از نامنصفانه بودنش ، این زیان ملی را نیز در دل خود دارد که شناخت ناقصی از علل مشکلات به دست می دهد و باعث می شود چاره اندیشی دقیقی صورت نگیرد.

با خلاصه سازی همه مشکلات در نهاد دولت ، این تصور و توهم به وجود می آید که اگر فلان رئیس جمهور یا دولت برود ، "همه"ی مشکلات حل می شود! نتیجه چنین خیال باطلی هم ، امید بیهوده بستن به دولت بعدی است و بعد از آن که در دولت بعدی هم مشکلات حل نشد ، سرخوردگی ایجاد می شود.

بنابراین ، انتقال "سهم بقیه قوا از مشکلات" به دوش دولت ، هر چند می تواند در کوتاه مدت نفع جناحی داشته باشد ، اما در میان مدت و بلند مدت ، کارگشا نخواهد بود.

به عنوان مثال ، آیا می توان نقش مجلس شورای اسلامی در مدیریت کلان کشور -که در دو قالب مهم قانونگذاری و نظارت تعریف شده- را نادیده گرفت؟
فراموش نکنیم که نهاد حکومت ، یک سیستم است و اگر در درون یک سیستم (مانند موتور خودرو) یک بخش خوب کار نکند ، بقیه قسمت ها نیز خواهند لنگید و ای بسا از حیز انتفاع نیز خارج خواهند شد.

"کتک خور" دولت ، این روزها ، "ملس" شده است و خیلی ها برای این که اولاً خود را تطهیر کنند و ثانیاً برای القای این که به پایان مشکلات ، تنها به اندازه ماه های پایانی عمر دولت ، زمان باقی است ، منتقد دولت شده اند و جالب اینجاست که همین ها عمدتاً تا همین دیروز ، "دست به سینه" دولت احمدی نژاد بودند.

البته بدیهی است که با اتمام دولت احمدی نژاد ، آن بخش از مشکلات که ریشه در سوء مدیریت های احمدی نژاد و دولتش دارد ، رو به حل شدن خواهند گذاشت (مشروط بر این که یکی مانند رئیس جمهور فعلی بر سر کار نیاید) ، ولی بهبود اساسی اوضاع ، نیازمند نگرش های ملی تر و مصلحانه تری است که همه تقصیرها را بر گردن یک فرد یا یک دولت نیندازد.

جعفر محمدی

بازتاب برگزاری مراسم روز مبارزه با استکبار جهانی در ایران

بازتاب برگزاری مراسم روز مبارزه با استکبار جهانی در مطبوعات غربی و مطبوعات کشورهای منطقه، تأثیر کاهش ارزش ریال بر اقتصاد کشور عراق و وضع زندگی مردم آن، افزایش حجم مبادلات تجاری میان ایران و ترکیه در سال جاری میلادی و بررسی رفتار انتخاباتی آمریکایی های ایرانی تبار در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آمریکا، از جمله مهمترین مطالب امروز مطبوعات جهان درباره ایران است.


به گزارش «تابناک»، یکی از مطالب پر بازتاب امروز در میان مطبوعات جهان، اخبار مربوط به برگزاری مراسم روز مبارزه با استکبار جهانی در ایران است.


روزنامه «نیویورک پست» ضمن اشاره به این مراسم، تمرکز عمده خود را بر سخنان سردار نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین قرار داده که در جریان این مراسم در تهران سخنرانی کرده بود. این روزنامه می نویسد: «یکی از فرماندهان سپاه قدرتمند پاسداران روز جمعه گفت به هر کسی بتواند ثابت کند آمریکا مجرم ترین رژیم روی زمین نیست، طلا جایزه خواهد داد». اشاره وی به بخش های از سخنان سردار نقدی است که گفته بود به هر مورخ که بتواند ثابت کند رژیمی جنایتکارتر از رژیم آمریکا وجود دارد ده کیلوگرم طلا می‌دهیم. نیویورک پست در ادامه به بیان جزئیاتی از مراسم روز گذشته، از جمله شعارهای آن و همچنین پیشینه ای تاریخی از این روز و ماجرای تسخیر سفارت آمریکا در ایران پرداخته است.


در میان مطبوعات کشورهای منطقه نیز «عرب نیوز» در مطلبی با عنوان «ایرانیان در سالگرد تسخیر سفارت خشم خود را ابراز کردند»، گزارشی از مراسم روز جمعه را منتشر کرده است. این روزنامه بیشتر تمرکز خود را بر روی شعارهای این مراسم قرار داده و اشاره کرده که مراسم امسال، درست چند روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شده و کاندیداهای این انتخابات نیز ایران را به عنوان چالشی ترین موضوع در عرصه سیاست خارجی مورد توجه قرار می دهند. البته عرب نیوز نیز در بخش پایانی مطلب خود به بخش هایی از سخنان سردار نقدی اشاره کرده است.

«گالف تودی»، «فاکس نیوز»، «ترند نیوز» و «تایمز اسرائیل» از جمله دیگر مطبوعاتی هستند که اخبار مربوط به این مراسم را بازتاب داده اند.


اما خبرگزاری «آسوشیتدپرس» امروز در گزارشی به بررسی تأثیر کاهش ارزش پول ملی ایران بر اقتصاد عراق پرداخته است. بر اساس این گزارش، کاهش ارزش ریال طی ماه های گذشته سبب شده عراقی هایی که به درآمدهای زائران ایرانی وابسته بوده اند، با کاهش درآمد و چالش های اقتصادی مواجه شوند. به نوشته این خبرگزاری، تا همین چند ماه پیش شمار زیادی از فروشندگان در شهرهای زیارتی مانند نجف، عمده درآمد خود را از خرید زوار ایرانی به دست می آوردند، اما اخیراً هم تعداد زائران کاهش یافته و هم کسانی که به زیارت می روند، پول خود را با وسواس بیشتری خرج می کنند. در ادامه این گزارش با جزئیات بیشتری به بیان تأثیرات وضعیت اقتصادی ایران بر کشور همسایه اش پرداخته شده است.


در همین حال، در یک مطلب اقتصادی دیگر، خبرگزاری «ترند نیوز» گزارش داده که در هشت ماهه اول سال جاری میلادی، ایران سومین شریک تجاری ترکیه بوده است. به نوشته این خبرگزاری، اطلاعات منتشر شده از سوی موسسه آمار ترکیه حاکی از آن است که حجم تجارت میان ایران و ترکیه در هشت ماه اول سال 2012 به 17.52 میلیارد دلار رسیده است. در این میان، ترکیه 8.94 میلیارد دلار کالا از ایران وارد و 8.58 میلیارد دلار کالا نیز به ایران صادر کرده است. در این گزارش اشاره شده که تجارت میان ایران و ترکیه طی سال های اخیر همواره از روندی صعودی برخوردار بوده است.


در نهایت، نشریه «آتلانتیک» در مطلبی به بررسی این موضوع پرداخته که آمریکایی های ایرانی تبار در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آمریکا به کدامیک از کاندیداها رأی خواهند داد. در این مطلب اشاره شده که طیف های مختلفی از این افراد، هرکدام به یکی از کاندیداها تمایل بیشتری دارند و برخی نیز اصولاً تمایلی برای شرکت در این انتخابات ندارند؛ اما آنچه همه این افراد در آن با یکدیگر اشتراک دارند این است که تعیین کننده ترین عامل در تصمیم گیری آن ها برای انتخاب کاندیدای موردنظرشان، نحوه تعامل آتی وی با ایران است.

مرسی: جزایر سه گانه، شرط مصر برای رابطه با ایران

در دیدار با احمدی نژاد همچنین از او خواستم تا از دخالت در عراق به سود شیعیان این کشور خودداری و موضع خود را درباره سه جزیره ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک اعلام کند.
محمد مرسی جزئیات جدیدی از سفر تابستان گذشته خود به تهران و محتوای مذاکرات با احمدی نژاد را بیان کرد.

به گزارش "عصر خبر" به نقل از روزنامه سعودی الریاض، محمد مرسی رئیس جمهور مصر گفت در سفر به تهران برای حضور در نشست سران جنبش عدم تعهد از دیدار با مقامات ارشد ایرانی خودداری و پافشاری کرد ملاقات تنها با محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران انجام شود.

سفر شهریور گذشته مرسی به تهران، نخستین سفر یک رئیس جمهور مصر به ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 33 سال قبل تاکنون است.

مرسی در سفری چند ساعته به تهران، در افتتاحیه نشست سران جنبش عدم تعهد شرکت کند و در حاشیه آن با احمدی نژاد ملاقات داشت.

رئیس جمهور مصر که دیدار با شماری از فعالان سیاسی در منزل شخصی اش در قاهره سخن می گفت اضافه کرد: در دیدار با احمدی نژاد در تهران از او خواستم تا حمایت از حکومت بشار اسد رئیس جمهور سوریه را متوقف کند.

مرسی در سخنرانی اش در اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، به شدت از حکومت سوریه انتقاد و آن را حکومتی سرکوبگر و ظالم توصیف کرد که باید براندازی آن، مخالفان، متحد شوند.

سخنان مرسی برخلاف موضع گیری رسمی ایران در حمایت از دولت دمشق بود و باعث شد هیئت سوریه ، به طور موقت سالن اجلاس را در اعتراض به اظهارات مرسی، ترک کنند.

مرسی اضافه کرد: در دیدار با احمدی نژاد همچنین از او خواستم دولت ایران از دخالت در عراق به سود شیعیان این کشور خودداری و موضع خود را درباره "اشغال سه جزیره اماراتی ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک" اعلام کند تا مصر نیز روابط قوی را با ایران برقرار کند.
وی نیز در این اظهارات، ادعای نادرست امارات درباره "اشغال این جزایر توسط ایران " را مطرح کرده است. ادعایی که بارها ایران با شفافیت و قاطعیت ، آن را رد کرده است.

ایران حدود 32 سال پیش رابطه دیپلماتیک با مصر را به دلیل صلح این کشور با اسرائیل ، قطع کرد. هم اکنون روابط ایران و مصر در سطح دفاتر حفاظت از منافع در قاهره و تهران است.

قبل از این مقامات مصری حذف نام خالد اسلامبولی قاتل انور سادات رئیس جمهور وقت اسرائیل از یکی از خیابان های تهران ، شرط ازسرگیری روابط با ایران اعلام می کردند.

رحیمی:وام گرفتند پس نمی دهند؛اینها آبرو ندارند/تحریم یک صدم مشکلات داخلی نیست

همه مردم باید بدانند آنها که معوقه مالی دارند و پرداخت نکرده اند چه کسانی هستند؟ خوب است که افکار عمومی بداند چه کسانی وام های کلان را سالهای سال بردند و امروز مقاومت می کنند و نمی دهند. این پول باید به گردش بیافتد و در اختیار مردم باشد. یک فرد می خواهد پتروشیمی بسازد 10 میلیارد خرج کرده اما 100 میلیارد گرفته، نمی دانیم 90 میلیارد را چه کرده است؟ همه چیز باید شفاف شود اینکه چه کسی وام گرفته و چه کسی وام نگرفته یا چه کسی از امکانات دولت استفاده کرد و چه کسی استفاده نکرده است. فقط موارد سری است که نباید گفته شود آن هم در همه کشورها وجود دارد اما نه این مورد که کسی 500 میلیارد تومان وام گرفته بگوییم سری است.این افراد آبرو ندارند که پول مردم را بردند و نمی آورند.
معاون اول رئیس جمهور گفت: اتهاماتی که الان نسبت به دولت وجود دارد دولت را از کارایی می اندازد.

به گزارش مهر، محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در مراسم رونمایی از کارت هوشمند ملی با اشاره به برنامه جایگزینی کارت هوشمند ملی به جای کارت ملی فعلی اظهار داشت: کارت هوشمند جاندار است و شناسنامه بی جان تبدیل به یک فرد هوشمند شده است.

وی گفت: تحول عظیمی در زندگی ما و بشریت در همه احوال ایجاد شده و کارت هوشمند ملی نیز یک مورد آن است و در واقع کارت هوشمند ملی کلید ورود به دولت الکترونیک است که از کارهای بیهوده و فسادها جلوگیری می کند و زمینه تهمت و افترا را از بین می برد؛ مخصوصا الان که در این شرایط متاسفانه تهمت و افتراها به اوج خود رسیده و برکت را از ما گرفته است، البته عده ای هم هستند به دور از این فضا بردند و خوردند و دست به هر فسادی زدند.

رحیمی گفت: به عنوان مثال اگر تمام اتفاقاتی که در سازمان گمرک می افتد در یک صفحه هوشمند ثبت شود شما متوجه سابقه کار افراد در واردات و صادرات می شوید اینکه فرد چقدر عوارض و مالیات داده یا چقدر بدهی و معوقات دارد. داستانهایی در این اینجا وجود دارد بنده از دیوان محاسبات که وارد دولت شده ام می دانم چه خبر است؟

معاون اول رئیس جمهور خاطرنشان کرد: امروز ما میلیاردها دلار به وارد کنندگان پول دادیم . صادر کنندگان از یارانه ها و امکانات این مملکت استفاده کردند و اجناس را صادر کرده اند کسی نمی داند چه اتفاقی افتاده است. ما ارز 1050 تومانی دادیم اما 1800 و 2000 تومان فروخته شد. برخی الان سه برابر می فروشند. استفاده از پروژه هوشمند نشان می دهد این فرد کیست، چه اجناسی آورده و در انبار دارد. هم اکنون 16 هزار و 700 انبار در کارگروهی تحت نظر وزیر کشور است.

وی گفت: همه مردم باید بدانند آنها که معوقه مالی دارند و پرداخت نکرده اند چه کسانی هستند؟ خوب است که افکار عمومی بداند چه کسانی وام های کلان را سالهای سال بردند و امروز مقاومت می کنند و نمی دهند. این پول باید به گردش بیافتد و در اختیار مردم باشد.

رحیمی ادامه داد: یک فرد می خواهد پتروشیمی بسازد 10 میلیارد خرج کرده اما 100 میلیارد گرفته، نمی دانیم 90 میلیارد را چه کرده است؟ همه چیز باید شفاف شود اینکه چه کسی وام گرفته و چه کسی وام نگرفته یا چه کسی از امکانات دولت استفاده کرد و چه کسی استفاده نکرده است. فقط موارد سری است که نباید گفته شود آن هم در همه کشورها وجود دارد اما نه این مورد که کسی 500 میلیارد تومان وام گرفته بگوییم سری است.این افراد آبرو ندارند که پول مردم را بردند و نمی آورند.

معاون اول رئیس جمهور گفت: یک نامه ای داشتم از جوانی که مادرش مستخدم مدرسه است و برای یک میلیون تومان وام مانده است . آن وقت هزاران میلیارد برده اندو نمی خواهند بدهند.

وی گفت: بالاخره ما در تحریم هستیم . در تحریم فشار می آید. دشمن همه راهها را می بندد و ما باید راههای متعدد برویم و دور بزنیم. البته این کار را کرده ایم . آنقدر که در داخل اذیت شدیم یک صدم هم از بیرون اذیت نشدیم. ارز 1050 تومانی گرفته اند بنابراین باید جنس را به همان قیمت به مردم بدهند. یکی دو نفر هم نیستند . با امکانات و اختیاراتی که داریم چه می توانیم بکنیم. البته کارهای زیادی کرده ایم و باید انجام دهیم .

رحیمی گفت : طوری است که نمی توانیم ملت را از مشکلاتی که داریم آگاه کنیم چون برخی سوءاستفاده می کنند. البته از اشکالات تحول در فناوری و اطلاعات است. برای اینکه دشمن سوءاستفاده نکند جاهایی سکوت کامل کرده ایم. یک فحش می دهند نمی توانیم جواب دهیم که ناسزا می گویی حق با تو نیست. همه همین کار را می کنند. برخی برخی در تلویزیون، دوستان، برادران. چون آگاهی ندارند . در آن واحد هم نمی شود تمام خبرنگاران و برادران را مطلع کرد.

وی گفت: بنابراین همه چیز باید با یک صفحه هوشمند ثبت شود.

معاون اول رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یک دفعه یک ساختمان بزرگی در یک کوچه می سازند و 4 نفر دیگر هم پشت سر آن ساختمان می سازند بدون اینکه بدانند آیا جا به اندازه کافی وجود دارد و رفت و آمد ممکن است یا نه. 10 میلیارد سرمایه گذاری می کنند و 100 میلیارد می برند. چقدر مالیات از این 100 میلیارد داده اند؟ بعد هم اینهایی که بردند و خوردند تظاهرات می کنند. همه این موارد باید شفاف شود. همه مردم باید بدانند و به کمک بیایند. همانقدر که ما مطلع می شویم شما هم مطلع می شوید. کار سختی نیست. تعدادی بانک دولتی و تعدادی بانک خصوصی داریم که اقداماتشان باید هوشمند شود. مثل کارت هوشمند که تمام مشخصات در آنجا قرار دارد و امکان جعل آن نیست.

رحیمی ادامه داد: هم اکنون اگر در این فضا کسی که در خط مقدم است بخواهند به همان گناهی که خودشان آلوده شده اند او را متهم کنند، در واقع او را بی خاصیت می کنند و از کار می اندازند. همین اتهاماتی که الان نسبت به دولت وجود دارد دولت را از کارایی می اندازد.

وی در ادامه تحول کارت ملی فعلی به کارت هوشمند را کار مبارکی دانست و گفت: این کار مقدمه ای برای کارهای بزرگتر است.

مراسم رونمایی از کارت هوشمند ملی پیش از ظهر روز چهارشنبه در نهاد ریاست جمهوری و با حضور مصطفی محمد نجار وزیر کشور، ناظمی اردکانی رئیس سازمان ثبت احوال و محمدرضا رحیم معاون اول رئیس جمهور برگزار شد.

ناظمی اردکانی در این مراسم از صدور کارت های هوشند ملی در هفته های آتی خبر داد.

قانون این مبلغ را هدیه داد، نه رئیس جمهور!

آنچه بیش از همه به نظر موضوع تفکر و تمرکز است، نص مشکل دار قوانین کشور است که چنین اختیاراتی را در دست رئیس جمهور و روسای برخی سازمان‌ها و نهادها قرار می‌دهد که بدون هیچ حساب و کتابی مبالغی هنگفت را هرگونه که صلاح میدانند، به مصرف برسانند. مبالغی که قطعاً بخش مهمی از آن‌ها را می‌توان در زمره بیت‌المال محسوب کرد

به گزارش تابناک، گزارش تفریغ بودجه سال 89 که متن آن چندی پیش منتشر شد، نکات خاصی را در خصوص عملکرد مالی دولت در سال مذکور به همراه داشت. از جمله این موارد پرداخت بیش از 276 میلیارد تومان از سوی دولت به عنوان هدیه به دستگاه‌های و نهادهای خاص بود.

شاید بسیاری از آنچه در این بند از گزارش تفریغ بودجه ذکر شده بود تعجب کردند، عده ای آن را غیر قانونی دانسته و عملکرد دولت را خلاف مقررات قلمداد نمودند و برخی نیز ذهن خود را مشغول مواردی دیگر از جمله 12 میلیاردی نمودند که به صندوق ذخیره ارزی نرفته است.

اما همه این‌ها در حالی است که شاید برای سال‌ها و به کرات پیش از این نیز یک چنین اتفاقی در اقتصاد کشور رخ می‌داد و اما کسی از آن سخنی نمی‌گفت. بودجه‌ها و منابع مالی کلانی که سالانه به عناوین و بهانه های مختلف و بدون حساب و کتاب در اختیار برخی از نهادهای و دستگاه‌ها قرار می‌گرفت، در شرایط و زمینه فعلی اقتصاد کشور اما، از حساسیت خاصی برخوردار شده است.

غلامرضا تاجگردون چندی پیش پیرامون این عملکرد دولت در بخشایش رقمی کلان به عنوان هدیه به برخی دستگاه‌ها، اشاره کرده است که این کار منع قانونی ندارد.

وی اشاره کرده است که: دولت به منظور تشویق دستگاه‌ها مبالغی را به عنوان هدیه به دستگاه‌ها می‌پردازند و برای دستگاه‌هایی که فعالیت خاصی را در زمینه‌ای انجام می‌دهند و ممتاز می‌شوند، مبالغ و هدایایی را در نظر می‌گیرد. پرداخت این مبالغ از مصادیقی است که قانون بر عهده رئیس جمهور گذاشته است و رئیس جمهور چنین اختیاری را دارد.

وی در خصوص منبع این اقدام و این پاداش‌ها گفته است: مبالغ اهدایی از ردیف‌های پیش بینی نشده‌ای که می‌تواند دولت از آن استفاده کند و درصدی هم خارج از شمول بوده پرداخت شده است.

غلامرضا تاجگردون به مطلبی اشاره می‌کند که شاید بتوان از آن به عنوان یکی از نمونه های برجسته خلل قانونی در کشور یاد کرد. به این امر باید یک مسئله دیگر را نیز اضافه کرد و آن اینکه برخی از سازمان‌ها و ارگان‌های بزرگ کشور از منبع درآمدهایی که به جز بودجه برای آن‌ها بدست می‌آید (همچون جریمه‌ها و مانند آن) درصدی را به عنوان‌ها مختلف به ریاست آن سازمان و ذیل بندهای خارج از شمول قرار می‌دهند و رئیس کل سازمان بنا به صلاحدید و مصلحت خود این مبالغ را در امور مختلف به مصرف می‌رساند. جالب آنکه هیچ گونه حساب و کتابی شامل این مبالغ نمی‌شود و در عین حال؛ عملکرد ریاست سازمان قانونی است.

اما صرف نظر از این‌ها، سؤالی که در اینجا بیش از هر چیز ذهن را به خود مشغول می‌کند این است که، آیا این قبیل اقدامات نظیر پاداش‌های کلان به سازمان‌ها، مصداق بارزی از حیف و میل و ریخت و پاش نیست؟

اساساً چرا این دست از اقدامات مشمول هیچ حساب و کتابی نیست و از جمله ردیف‌ها و بندهای خارج از شمول هستند که در مجموع کسی توان سؤال و پیگیری در خصوص آن‌ها را ندارد؟ آیا نص قانون کشور در این خصوص نیازمند بازبینی و بازنگری نیست؟

تاج گردون با این استدلال که در سال پیش رو دولت پولی ندارد که بخواهد هدیه دهد، اطمینان داده که شاید امسال شاهد این‌گونه مسائل نباشیم. اما سؤال این است که آیا اگر دولت پولی داشت و می‌توانست هدیه دهد، باز هم شاهد ریخت و پاشهایی این‌چنینی و بی حساب و کتاب در اقتصاد کشور بودیم؟

سؤال مهم‌تر آنکه، اساساً این پاداش‌ها به کدام یک از دستگاه‌ها و نهادها تعلق گرفته است؟ آیا کسی این موضوع را پیگیری کرده که نهادی که از این پاداش‌ها برخوردار شده شایستگی و لیاقت تشویق و دریافت هدیه را داشته؟ فعالیت خاص و ممتاز شدن این دستگاه‌ها بنا بر نظر چه کسانی بوده است و طبق چه معیارهایی این هدایا به این نهادها تعلق گرفته است؟

شاید در نگاه اول رقم 276 میلیارد تومان رقم کلانی به نظر نرسد، شاید آنچه باعث شده که در این شرایط این موضوع تا این حد از حساسیت برخوردار شود، تنها شرایط فعلی اقتصاد کشور است و شاید تا پیش از این رقم‌هایی چه بسا کلانتر از این‌ها به عنوان هدیه و پاداش تعلق می‌گرفته و کسی نسبت به آن واکنشی نشان نمی‌داده است.

اما باید توجه داشت در حال حاضر، نه رقم این امر واجد اهمیت است و نه حساسیت آن. آنچه بیش از همه به نظر موضوع تفکر و تمرکز است، نص مشکل دار قوانین کشور است که چنین اختیاراتی را در دست رئیس جمهور و روسای برخی سازمان‌ها و نهادها قرار می‌دهد که بدون هیچ حساب و کتابی مبالغی هنگفت را هرگونه که صلاح میدانند، به مصرف برسانند. مبالغی که قطعاً بخش مهمی از آن‌ها را می‌توان در زمره بیت‌المال محسوب کرد.


دلباختگان دیروز احمدی نژاد ، گناهکاران وضعیت امروز

هنوز یادمان نرفته که عده ای در ابتدای فعالیت دولت نهم ، شخص احمدی نژاد و دولت او را به مراتب دینی، آسمانی و غیبی گره می زدند تا با مطلق انگاری ، راه را بر هر نقد و انتقادی ببندند... بنابر این ، حتی اگر بپذیریم که احمدی نژاد تغییر کرده ، مقصران این تغییر ، همان حامیان افراط گرای دیروز هستند که امروز با گناهکار خواندن احمدی نژاد ، در صدد تطهیر خود هستند.
مدتی است انتقادات از احمدی نژاد به میزان زیادی افزایش یافته است. هم سطح مسوولان منتقد ارتقا یافته و هم انتقادات، تند و تیزتر شده اند. وضعیت به گونه ای است که حامیان دیروز، امروز در انتقادات منصفانه و غیرمنصفانه از احمدی نژاد از یکدیگر سبقت می گیرند. البته در همین روند، شدت و گستره انتقادات احمدی نژاد نیز از طرف های مختلف افزایش یافته است.

سؤال این است آیا احمدی نژاد به یکباره، تغییر کرده و به وضعیت کنونی رسیده یا اینکه وضعیت کنونی، ادامه روندی است که از 7 سال پیش، آغاز و پس از فراز و فرودهایی به اینجا رسیده است؟

احمدی نژاد و حاج منصور ارضی در ایام خوش!

برخی می گویند احمدی نژاد تغییر کرده است. اگرچه همه انسان ها می توانند تغییر کنند و احمدی نژاد هم از این قاعده مستثنی نیست ولی به اعتقاد نگارنده، احمدی نژاد همان احمدی نژاد 84 است ؛ کما این که در همان زمان هم نسبت به پیامدهای حضور احمدی نژاد در نهاد قدرت، هشدارهایی داده شده بود که معطوف بر شناخت عمیق از احمدی نژاد بود.

حال سوال این است که چرا برخی هم اکنون به یاد انتقاد و اعتراض به احمدی نژاد افتاده اند؟

جواب به این سؤال دو بخش دارد:

اول: برخی از منتقدان امروز تاکنون از انتقادات احمدی نژاد مصون مانده بوده اند و سکوت شان از سر عافیت بود.
دوم: حجم نتایج منفی ناشی از عملکرد نامناسب دولت به جایی رسیده است که نمی توان در برابر آن سکوت کرد.

واقعیت این است که اگر از همان روز نخست فعالیت احمدی نژاد در مسؤولیت ریاست جمهوری، عملکرد وی از نگاه مقامات و رسانه ها، منصفانه بررسی می شد و در کنار همه خوبی ها و نقاط مثبت دولت، به نقاط منفی عملکرد دولت هم پرداخته می شد و دولت، نهادی مقدس شمرده نمی شد امروز کار به اینجا نمی رسید.



نکته قابل توجه و راهبردی این است که استمرار حضور در دولت، خط قرمز احمدی نژاد و تیمش بود و وقتی متوجه شدند که کسی از این خط قرمز، هرگز عبور نخواهد کرد ، یکه تازی های خود را تشدید کردند.

در واقع، احمدی نژاد، همان احمدی نژاد قبلی است با این تفاوت که در سال های اخیر توانست صحنه را به گونه ای بچیند که حذف او هزینه ساز شود. بدین ترتیب او دریافت تا پایان دوره ریاست جمهوری اش، در پاستور می ماند و لذا می توان فارغ از دغدغه پاسخگویی نسبت به عملکردهای امروز، در تمهید تداوم حضور در قدرت بود.

به همین دلیل بود که وقتی مجلس او را مورد سوال قرار داد، او همه چیز را به شوخی گرفت و خوشحال آمد و خندان رفت زیرا می دانست ابزارهای نظارتی مجلس قدرت او را تهدید نخواهند کرد.

سوال از رئیس جمهور

احمدی نژاد وقتی دریافت که بقایش در ریاست جمهوری تضمین شده است، به این جمع بندی رسید که دولت می تواند براساس تفسیر خود از قوانین و مصلحت بینی خود فارغ از چارچوب های موجود، برای اداره بخش های مختلف کشور تصمیم گیری و این تصمیم ها را اجرایی کند و به کسی هم پاسخگو نباشد.

این وضعیت، محصول افراط در ارادتمندی به احمدی نژاد بود. هنوز یادمان نرفته که عده ای در ابتدای فعالیت دولت نهم، شخص احمدی نژاد و دولت او را به مراتب دینی، آسمانی و غیبی گره می زدند تا با این مطلق انگاری، راه را بر هر نقد و انتقادی ببندند و نیز فراموش نکرده ایم اشخاص و ارگان هایی که پس از آغاز فعالیت دولت نهم، به شکل متعصبانه، حامی دولت بودند و هر انتقاد و اعتراضی را به دولت ، به منافع ملی،اسلام،شهدا و... گره می زدند تا مانع از انتقاد و اعتراض به دولت شوند. به یک تعبیر اینها، افراد شیفته ای بودند که تعصب کورکورانه شان مانع از نگاه واقعی به عملکردها و مواضع احمدی نژاد می شد.

احمدی نژاد

احمدی نژاد ، اگر امروز این گونه رفتار می کند، به دلیل آن حصار آهنینی بود که به دورش کشیده بودند و جالب اینجاست همان هایی که دیروز نقد رییس جمهور را حتی در تضاد با دین می دانستند(!) امروز از منتقدان همیشگی هم منتقد تر شده اند تا ثابت کنند که عادت دارند یا این سمت بام بیفتند یا از آن سویش.

اینان باید پاسخگوی آن حمایت های خارج از چارچوب و غیر منطقی خود از دولت باشند چه آن که آن حمایت ها هم به اندازه خود در ایجاد وضعیت فعلی، نقش دارند. البته منظور ، حمایت های ناموجه است و الّا همین الان نیز باید از اقدامات مثبت دولت حمایت کرد.

حامیان احمدی نژاد

اگر از همان ابتدای فعالیت دولت نهم، نمایندگان وقت مجلس، به دور از نگاه مریدی و شیفتگی به دولت، به دور از نگاه وکیل الدوله بودن و به دور از توجیه های ساختگی و من درآوردی، به وظیفه قانونی خود در نظارت بر عملکرد قوه مجریه و رئیس آن، عمل می کردند و همه گزینه ها از جمله سؤال از رئیس جمهور و استیضاح وی را روی میز داشتند و چک سفید امضا به احمدی نژاد نمی دادند، امروز لازم نبود نالان و عصبی به مواضع و اتفاقات کنونی، واکنش نشان دهند و در برابر عملکرد دولت، کاسه "چه کنم چه کنم؟" به دست گیرند.

بنابر این ، حتی اگر بپذیریم که احمدی نژاد تغییر کرده ، مقصران این تغییر ، همان حامیان افراط گرای دیروز هستند که امروز با گناهکار خواندن احمدی نژاد ، در صدد تطهیر خود هستند.

احمدی نژاد
خبر فارس در سال 1386

این ها همه، ولو با هزینه های سهمگین ، گذشت اما آنچه باید از این سال ها آموخت این است که از این پس ، نباید در حمایت از هیچ کسی ، راه افراط در پیش گرفت ، منتقدان را منکوب کرد و زمینه را برای پیش آمدن شرایط مشابه در آینده مهیا ساخت.

این درس را دلباختگان دیروز احمدی نژاد که امروز دل شکستگان رفتارهای اویند ، باید بارها بنویسند و مشق کنند و الا فردا ، به جای محمود ، معشوقی دیگر بنا می کنند و روز از نو و روزی از نو!

پیشنهاد 14 مکان برای بازدید رئیس جمهور (بعد از بازدید از اوین البته)

بعد از آن که علی اکبر جوانفکر ، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور برای گذراندن دوران محکومیتش، بازداشت و راهی اوین شد ، جناب دکتر محمود احمدی نژاد اعلام کردند که پیگیر قضیه خواهند شد. از این رو ، ابتدا رایزنی هایی را با برخی مقامات بلندپایه انجام دادند و پس از آن که فرجی برای مشاورش حاصل نشد ، اعلام کردند که شخصاً به اوین می روند.
این در خواست با مخالفت صریح قوه قضائیه مواجه شد و کار به نامه نگاری های سرگشاده بین رؤسای دو قوه کشید که در آخرین مرحله از این کش و قوس تا کنون ، قوه قضائیه اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد رئیس جمهور بدون هماهنگی ، وارد زندان شود.

هر چند که تقریباً همه ناظران بر تبلیغاتی بودن درخواست احمدی نژاد برای بازدید از زندان اتفاق نظر دارند ولی پیشنهاد می شود قوه قضائیه با درخواست احمدی نژاد برای بازدید از اوین موافقت کند.
ولی اگر قوه قضائیه به هر دلیل با این درخواست موافقت نکرد ، پیشنهاد می کنیم ، جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد ، از اماکن زیر که رفتن به آنها نیازی به اجازه گرفتن از اشخاص دیگر ندارد بازدید کنند.

جناب رئیس جمهور ، در نامه نگاری های اخیر خود ، بازدید از اوین را در راستای صیانت از حقوق ملت دانسته اند و اتفاقاً بازدید از نقاط زیر نیز (به عنوان مشتی نمونه خروار) می تواند در همین راستا باشد:

1 - تهران ؛ میدان ارگ ، بازار تهران - اینجا نخستین جایی است که پیشنهاد می شود دکتر احمدی نژاد به آنجا بروند و ساعاتی را در راسته های مختلف آن به گشت و گذار و بازدید بپردازند. پیشنهاد می شود ایشان در کنار چاق سلامتی با مردم و مغازه داران و نشان دادن علامت پیروزی به دوربین ها ، قیمت ها را نیز جویا شوند تا بدانند چه بر سر اقتصاد و معیشت مردم آمده و می آید؛ به ویژه توصیه می شود آقای رئیس جمهور ، از مغازه داران قیمت های یک هفته قبل ، یک ماه قبل ، یک فصل قبل و یک سال قبل را نیز بپرسند و آن را با قیمت های روز مقایسه کنند و سپس کلاه خود را قاضی کنند که با این گرانی های سرسام آور ، مردم چگونه گذران زندگی می کنند؟!

2 - تهران ؛ چهار راه استانبول -
در مسیر بازگشت جناب رئیس جمهور از بازار ، پیشنهاد می شود دقایقی را نیز از این نقطه از کشور تحت مدیریت شان بازدید کنند و قیت انواع ارز را بپرسند تا ببینند دولت ایشان چه بر سر ارزش پول ملی آورده است.

3 - اتاق مبادلات ارزی - اینجا هم از نقاطی است که رئیس جمهور بی نیاز به اذن و اجازه کسی ، می توانند حتی به صورت سرزده نیز بازدید کنند تا از نزدیک ببینند بازرگانان ایرانی برای تهیه ارز مورد نیاز به چه روزی افتاده اند و چه کمبودهایی وجود دارد که نهایتاً منجر به گرانی های بیشتر می شود.

4 - یک بنگاه معاملات املاک در هر نقطه از کشور -
جناب رئیس جمهور که دغدغه حقوق اساسی ملت را دارند ، حتما می دانند که داشتن "مسکن" از حقوق هر ایرانی است. با این حال ، سوء مدیریت اقتصادی باعث شده است خرید خانه برای میلیون ها ایرانی به یک رویای دست نیافتنی تبدیل شود.
حتماً در این بازدید به جناب ایشان یادآور خواهد شد که با قیمت امروز رهن یک خانه ، در سال آغازین ریاست جمهوری ایشان می شد همان خانه را خریداری کرد.

5 - یک بیمارستان در هر نقطه از کشور -
اگر جناب احمدی نژاد از یک بیمارستان هم بازدید کنند و پای درد دل های مردم بنشینند و ببینند که هزینه مداوای یک بیماری ساده چقدر کمر شکن است و انواع پول های زیرمیزی و رومیزی چگونه از کیسه ملت می رود و چه فجایعی در بخش درمان کشور رخ می دهد ، حتماً به یاد حقوق اساسی ملت ایران و وظیفه رئیس جمهور در صیانت از آن خواهند افتاد.

6 - سازمان ثبت احوال کشور - توصیه می کنیم جناب رئیس جمهور مردمی ، سری هم به این سازمان بزنند و از افزایش شش درصدی طلاق و کاهش پنج درصدی ازدواج طی شش ماهه اول سال جاری خبر دار شوند تا شاید از خود بپرسند که "چرا" ؟
حتماً بخش بزرگی از جواب را می توانند در دولت خود بیابند.

7 - یک کافی نت در میدان ولیعصر تهران - اگر ایشان برای چک کردن ایمیل و بروز رسانی سایت شخصی خود ، دل از اینترنت ویژه نهاد ریاست جمهوری بکَنند و دقایقی را از یک کافی نت بازدید و در آنجا کانکت شوند ، درد میلیون ها کاربر ایرانی را از دست این اینترنت کُند و فشل و آزار دهنده خواهند چشید و ای بسا فکری هم بکنند.

8 - بهشت زهرا - بازدید از بهشت زهرا ، هم به جهت قرائت فاتحه و شاد کردن روح اموات و یاد مرگ توصیه می شود و هم برای این که جناب رئیس جمهور در دفتر آمار فوتی ها ، بخوانند که سالانه چند هزار نفر فقط بر اثر آلودگی هوا می میرند و مهم ترین کار دولت ، تشکیل کمیته بحران در مواقع تشدید آلودگی هوا و شیرین کاری هایی مانند آب پاشی هواست!

9 -
شهرک آزمایش ، مرکز فرماندهی راهنمایی و رانندگی -
محرمانه ترین آمارها درباره یکی از علل مرگ و میر ایرانیانی که جناب احمدی نژاد دغدغه صیانت از حقوق آنها را دارد ، در این آدرس نگهداری می شود.
حتماً در این بازدید ، به ایشان گفته خواهد شد سهم خودروهای بی کیفیت و جاده های پر خطر در کشتار جمعی ایرانیان چقدر است.
آن وقت شاید آقای رئیس جمهور ، برای جلوگیری از ریخته شدن خون های بیشتر و یتیم شدن بچه های دیگر ، دستور توقف تولید برخی خودروهای مرگبار وطنی را صادر کنند و بخشی از پول نفتی که قرار بود بر سر سفره های مردم بیاورند را خرج اصلاح جاده ها کنند.

10 - شب ها ، از کنار خیابان ها تا زیر برخی پل های تهران - بازدید تلخی است ولی واقعیت ها را نمی توان کتمان کرد ؛ این بازدید می تواند رئیس جمهور را در جریان فسادی که اکنون آشکار و پراکنده شده و تعداد زیادی را به تن فروشی واداشته قرار دهد.
همچنین زیر برخی پل ها و داخل بعضی از پارک ها و نیز تعدادی از محلات ، می توان نمادهایی از جامعه آلوده به اعتیاد و بی خانمانی را دید که بد نیست رئیس جمهور با آنان هم دیدار کنند ، هر چند آنان نایی برای دست تکان دادن و ابراز احساسات نداشته باشند.

11 -
چند شهرک صنعتی -
دل خوش کردن به آمار چندان عاقلانه نیست ؛ به آقای رئیس جمهور پیشنهاد می کنیم از چند شهرک صنعتی در هر جای کشور که خواستند ، بازدید کنند تا به چشم خودشان ببینند که چقدر کارخانه و کارگاه ، نیمه کاره رها شده اند ، یا بر درهایشان قفل تعطیلی خورده و یا در بهترین حالت ، با حداقل ظرفیت کار می کنند؟ رفتن به این شهرک ها نیز نیازی به اجازه گرفتن از هیچ کسی ندارد.

12 - کارخانه ها و پروژه هایی با کارگران حقوق نگرفته - از کارخانه های بخش خصوصی و دولتی گرفته تا پروژه های عمرانی عسلویه و وزارت راه و ... آکنده از کارگرانی است که عمدتاً هم عائله مند هستند ولی ماه هاست حقوق نگرفته اند.
بهتر است آقای احمدی نژاد در این بازدیدها - که باز هم نیازی به مجوز ندارد - با کارگرانی که ماه هاست بدون پول کار می کنند صحبت کنند و بپرسند: پدر جان ، برادر جان ! در این چند ماه از کجا آورده اید و خورده اید و تا کی می توانید به قرض گرفتن و فروختن دارایی هایتان برای امرار معاش ادامه دهید؟!

13 - آژانس - منظور ، آژانس اتمی و این جور جاهای پرطمطراق نیست ، بلکه همین تاکسی تلفنی های خودمان است.
بازدید از یک آژانس تاکسی تلفنی ، از دو جهت توصیه می شود: اول آن که جناب رئیس جمهور با چشم خود ببینند که چقدر بازاری و صنعتگر و استادکار ، در سال های اخیر ، از صدقه سری سیاست های دولت ایشان ورشکست شده و به مسافر کشی روی آورده اند و دوم این که ساعتی را سوار یکی از این تاکسی ها شوند ،کنار راننده بنشینند ، روی خود را به عنوان این که خوابند ،
بپوشانند و از راننده بخواهند مانند تاکسی های گردشی ، ساعتی را در شهر بچرخند و کار کنند و درباره اقتصاد و معیشت و سیاست و دولت ، سخن به میان آورند. در این صورت ، آقای رئیس جمهور با گوش های خود چیزهایی را خواهند شنید که نه در جلسات رسمی گفته می شوند و نه در آیین های تشریفاتی و شعارزده.

14 -
مغازه سر کوچه - بعد از بازدیدهای پیش گفته ، بد نیست آقای رئیس جمهور ، آخر شب نیز سری به مغازه معروف سر کوچه شان بزنند تا بدانند که حتی در آنجا هم از ارزانی خبری نیست و هر جایی که بروند ، آسمان همین رنگ است.

جعفر محمدی

وقتی که حاشیه مهم تر میشود ......!!!

از محمود احمدي‌نژاد پس از پايان دوره رياست جمهوري‌اش، قطعا بيشتر خواهند نوشت و رفتار‌ها و عملکرد اين رييس جمهور بيشتر مورد نقد قرار خواهد گرفت. به خصوص اگر رييس جمهور بعدي، از طيف حاميان دولت نباشد. طبيعي هم هست که رييس جمهور آينده براي اينکه آنچه را که تحويل گرفته به نمايش در آورد، آمارهاي قابل‌توجهي از دولت نهم و دهم ارائه کند.

به نوشته مردمسالاری اما احمدي‌نژاد شخصيتي منحصر به فرد نيز دارد. به‌طوري‌که در کنار همه ويژگي‌هاي خاصش در منصب رياست جمهوري، چهره‌اي خبر ساز است. گاه حرف‌ها و اقداماتي صورت مي‌دهد که بازتاب‌هاي زيادي دارد و چه بسا صفت اولين را نيز براي خود به همراه مي‌آورد. حرف‌ها و اقداماتي که گاه حاشيه ساز نيز مي‌شوند و واکنش‌هاي فراواني به دنبال خود دارند. در اين ميان، البته ماه‌هاي پاياني عمر دولت احمدي نژاد در حالي سپري مي‌شود که به دليل عبور اصولگرايان از او، انتقادات و اعتراض‌ها از عملکرد او و کابينه اش به اوج خود رسيده است.

اگرچه تصور مي‌شود دولتي‌ها توجهي به خيل اعتراض‌هاي صورت گرفته ندارند و کار و برنامه‌هاي خودشان را به پيش مي‌برند.

يکي از مهمترين اتفاقات صورت گرفته در اين دو دولت احمدي نژاد، جنجال‌ها و حاشيه‌هايي است که بازتاب‌هاي زيادي در جامعه داشته است. جنجال‌هايي که گاه آن ميزان پرحاشيه بود که کل افکار عمومي و انرژي قواي مختلف را به خود اختصاص مي‌داد. جنجال‌هايي که هيچ منبع اصلاح‌طلبي و اصولگرايي نيز نداشت و صادر کننده آن دولت بود. بارها شاهد بوده‌ايم که فضاي آرام جامعه با اظهار نظري يا نامه‌اي يا عملکردي، آن ميزان متشنج مي‌شد که پاي حتي سران قوا نيز به ميدان براي آرام کردن شرايط باز مي‌شد.

به هر حال ماه‌هاي پاياني اين دولت نيز مي‌گذرد و دولتي‌ها پس از خروج از اتاق تصميم گيري رياست جمهوري، مي‌بايست پاسخگويي بيشتري نسبت به عملکردشان حداقل در عرصه افکار عمومي داشته باشند. از اظهار نظر‌هاي احمدي‌نژاد درباره حجاب گرفته تا در راس امور ندانستن مجلس، از نامه به جرج بوش و سراي اتحاديه اروپا گرفته تا نامه به روساي قوا، از ماجراي خانه نشني 11 روزه گرفته تا درخواست بازديد از زندان اوين و خيلي موارد ديگر، مثال‌هايي هستند که با ايجاد حاشيه و اعتراض و بازتاب در سطوح مختلف، روبرو شد و هر يک بخشي از انرژي جامعه را گرفت.

اين در حالي است که طي اين سال‌ها، حل مشکلات اقتصادي همواره جز دغدغه‌هاي اصلي مردم بوده و اين روزها نيز اين موضوع به دليل سياست‌هاي زير سوال دولت در بخش اقتصاد، بحران در افزايش قيمت کالاهاي مصرفي به اوج رسيده است. در ادامه به خلاصه اي از برخي حاشيه سازي‌هاي دولت پرداخته مي‌شود.

عقب نشيني دولت از ورود زنان به ورزشگاه

دستور احمدي‌نژاد براي ايجاد زمينه جهت حضور زنان در ورزشگاه‌ها موضوعي بود که در بهار سال 85، جزو اولين حاشيه‌هاي دولتي بود. موضوعي که پس از مخالفت صريح مراجع از دستور کار دولت خارج شد. حتي حزب مؤتلفه در مورد دستور احمدي نژاد براي ورود زنان به ورزشگاهها و اعتراض مراجع تقليد بيانيه اي صادر کرد. در اين بيانيه آمده است: «با توجه به تذکراتي که در روزهاي اخير توسط مراجع عظام و علماي اعلام راجع به حضور بانوان در مسابقات ورزشي داده شده است، حزب مؤتلفه اسلامي با تشکر و امتنان از همه علماي بزرگوار که در طول تاريخ پاسدار حقوق حقه آحاد مردم و منجمله بانوان بوده‌اند اطمينان دارد که شخص جناب آقاي رئيس جمهور محترم نيز از تاييد هر اقدامي که با شرع مطهر اسلام مغايرت داشته باشد خودداري خواهند نمود و مانند هر مسلمان ديگر براي نظر و تذکر مراجع تقليد احترام کامل داشته و خواهند داشت.» پس از مخالفت شديد مراجع تقليد با دستور احمدي نژاد مبني بر آزادي ورود زنان به استاديوم‌هاي ورزشي براي تماشاي مسابقات فوتبال،سخنگوي دولت، از تجديد نظر رئيس جهمور درباره اين دستور خبر داد.

نامه‌هاي جنجالي

ارسال نامه به رييس جمهور وقت آمريکا و برخي از سران اتحاديه اروپا نيز از ديگر حواشي دولت بود. نامه‌هايي که هيچ وقت پاسخي به آنها داده نشد.

وزارت امور خارجه آمريکا در اولين واکنش به نامه محمود احمدي‌نژاد به جرج بوش، آن را «تلاشي ضعيف» براي گفتگو با مردم آمريکا خوانداما نامه «هجده صفحه‌اي» وي با استقبال سرد مقامات آمريکايي همراه بود و آن را نامه‌اي حاوي موعظه بر اساس آموزه‌هاي اسلامي دانستند. پس از يک وقفه يکساله در ارسال نامه‌ها، در آبان ماه 1386 ( نوامبر 2007) خبر ارسال نامه به نيکلاي سارکوزي رييس جمهور اخير فرانسه از سوي روزنامه لوموند به نقل از سخنگوي اليزه منتشر شد. اين دومين نامه رييس جمهوري ايران به کاخ اليزه بود، نامه قبلي براي ژاک شيراک ارسال شده بود.

لوموند گزارش داد که به گفته منابع ديپلماتيک لحن نامه بسيار زننده بوده است وتهديدهاي علني در محتواي آن وجودداشته است. لوموند مدعي شد احمدي نژاد در اين نامه سارکوزي را « فردي جوان و بي تجربه » خطاب کرده و توصيه‌هايي به وي کرده، از او خواسته است «روابط دو کشور را ازبين نبرد» اما ثمره‌هاشمي مشاور ارشد رييس جمهور، خبر لوموند درباره محتواي نامه احمدي نژاد به سارکوزي را تحريف شده دانست و تاکيد کرد: در اين نامه با اشاره به سوابق روابط ايران و فرانسه و تشريح وضعيت موجود، به افق آينده روابط دو کشور نيز اشاره شده است.احمدي نژاد در واکنش به اين مطالب گفت که « نامه به سارکوزي شديداللحن يا مربوط به مساله هسته‌اي نبوده است».

نامه‌هاي بعدي محمود احمدي‌نژاد، به انگلا مرکل، صدراعظم آلمان، پاپ بنديکت، رهبر کاتوليک‌هاي جهان نوشته شد.

پس از پيروزي اوباما در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، احمدي نژاد پيام تبريکي براي وي فرستاد. پيامي که بدون پاسخ ماند.

عکس يادگاري با ملوان‌هاي انگليسي

عکس يادگاري با ملوان‌هاي انگليسي که به عنوان متجاوز دستگير شده بودند، يکي ديگر از موضوعاتي بود که در دولت اول احمدي نژاد سبب شد تا حواشي زيادي به همراه داشته باشد. موضوعي که نسبت به آن اعتراض‌هاي شديد صورت گرفت. حضور در اجلاس کشورهاي حوزه خليج فارس و ثبت عکسي که در آن احمدي نژاد زير تابلويي نشسته بود که نام فارس در کنار خليج نبود نيز سبب شد تا بازتاب‌هاي زيادي در عرصه عمومي داشته باشد و به خصوص احمدتوکلي انتقادات شديدي از اين موضوع صورت دهد.

اعتراض به گشت ارشاد

يکي ديگر از اظهارات جنجالي احمدي نژاد، واکنش او به گشت ارشاد بود. در حالي که او در سال 84 نيز در گفت و گوي ويژه خبري نيز از عدم برخورد با موي دختران سخن گفته بود، در اوج فعاليت‌هاي گشت ارشاد نيز در يک برنامه زنده اي که از شبکه اول سيما در حال پخش بود، به طور رسمي به طرح برخورد با مزاحمين نواميس و برخورد با بدحجاب‌ها که توسط وزارت کشور و ناجا به اجرا در آمده بود، اعتراض کرد.وي در گفت‌وگوي زنده با شبکه اول سيما به انتقاد شديد از طرح‌هاي نيروي انتظامي در جامعه در مورد حجاب پرداخت و تاکيد کرد که اين طرح‌ها هيچ ربطي به دولت ندارد.احمدي‌نژاد گفت که ظاهرا هرچند ماه طرحي مي‌گذارند و جنجال ايجاد مي‌کنند و کشور را در يک ماجرايي فرو مي‌برد که ما از بنيان با اين مخالفيم. وي بارها تاکيد کرد که اين مسائل به دولت ربطي ندارد، مخالف آن است و با آن مقابله خواهد کرد.

حاشيه‌اي به نام مشايي

اسفنديار رحيم مشايي يکي از مهمترين حاشيه‌هاي دولت بود. چهره اي که در دولت دوم احمدي نژاد به يکباره نقش بسيار پررنگي در دولت گرفت و احمدي‌نژاد ماندن در کنار او را به ديگران ترجيح داد. از ماجراي معاونت اولي مشايي که با نظر مقام رهبري تغيير کرد تا اظهارات مشايي در خصوص مکتب ايراني و دوستي با مردم اسراييل و خلاصه خيلي از حاشيه‌هاي اين چند سال، سبب شد تا جامعه درگير بازتاب‌هاي اين مسائل باشد. پيروي از تئوري مکتب ايراني که از انديشه‌هاي اسفنديار رحيم مشايي بود نيز از ديگر موضوعاتي بود که بازتاب و حاشيه‌هاي فراواني به همراه داشت. حاشيه‌هايي که رييس دفتر رييس جمهور پديد مي‌آورد.اسفنديار رحيم مشايي در خصوص تئوري مکتب ايراني اينگونه اظهار داشت که «برخي‌ها از من خرده مي‌گيرند كه چرا نمي‌گويي مكتب اسلام و مي‌گويي مكتب ايران، متذكر شد از مكتب اسلام دريافت‌هاي متنوعي وجود دارد، اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم»!

محمود احمدي نژاد هم در برخي سخنراني‌هايش به اين مکتب اشاراتي مي‌کرد. مثلا در اجلاس رؤساي آموزش و پرورش با بيان اينكه يكي از ويژگي‌هاي كساني كه وارد نظام آموزش و پرورش مي‌شوند، عشق به ايران زمين است، گفت: برخي خيال نكنند كه اين حرف بنده مبني بر ملي‌گرايي و ناسيوناليسم است چرا كه امروز ايران يك جغرافيا، مليت و قوم و قبيله نيست بلكه يك راه و مكتب است.

در واکنش به مکتب ايراني حرف‌هاي زيادي مطرح شد اما به طور نمونه احمد توکلي در اظهاراتي گفت: مواضع انحرافي جديد آقاي مشايي مبني بر اينکه «برداشت‌هاي متفاوتي از اسلام وجود دارد، تبليغ مکتب اسلام وظيفه ما نيست بلکه بايد مکتب ايران را به جهان بشناسانيم»، توهمات ذهن بيماري است که با مباني اسلام، با قانون اساسي و مصالح ايران عزيز سازگار نيست.

سيد احمد خاتمي، خطيب نماز جمعه تهران هم در يکي از نطق‌هاي خود در خطبه نماز جمعه قرار دادن مکتب ايران مقابل مکتب اسلام را همان ملي گرايي شرک آلودي دانست که امت اسلامي ما هرگز آن را نپذيرفته است و نخواهد پذيرفت.

علي مطهري، نماينده مردم تهران هم در يادداشتي با اشاره به اظهارات مشايي نوشت :اينجاست که به حکمت مخالفت رهبر انقلاب با معاونت اولي آقاي مشائي پي مي‌بريم و بهتر بود رئيس جمهور محترم اساسا ايشان را در هيچ پست حساسي قرار نمي‌داد.

استيضاح کردان

اصرار بر ماندن علي کردان در وزارت کشور توسط احمدي نژاد يکي ديگر از موضوعات جنجالي دولت بود که ماه‌ها وقت مجلس و دولت را گرفت. موضوعي که با رو شدن مدرک کردان، سبب شد تا استيضاحي خبرساز در تاريخ مجلس به ثبت برسد. بدين ترتيب در تاريخ 14 آبان 1387 مجلس شوراي اسلامي طرح عدم اعتماد به علي کردان را مورد مذاکره قرار داد و پس از سخنان موافقان و مخالفان اين طرح و اظهارات علي کردان در دفاع از عملکرد خود، طرح عدم اعتماد با اکثريت قابل توجه نمايندگان حاضر در جلسه به تصويب رسيد. موضوع جالب اين استيضاح، عدم حضور محمود احمدي‌نژاد در مجلس بود. البته پس از برکناري کردان از وزارت، او مشاور احمدي نژاد شد، اما پس از مدتي به دليل بيماري در گذشت.

بلاتکليفي وزارتخانه ورزش و جوانان

عدم معرفي وزير ورزش توسط احمدي نژاد، بازهم حواشي جديد در کشور رقم زد و سبب شد تا براي بازکردن اين گره، تصميمات مختلفي گرفته شود.

ماجرا به آنجا بر مي‌گشت که طرح تشکيل وزارت ورزش و جوانان در تاريخ دوازدهم ديماه سال 89 با راي نمايندگان مجلس تصويب شد و 20 روز بعد نيز اين طرح به تائيد شوراي نگهبان رسيد.

اما احمدي نژاد ماه‌ها از معرفي وزير امتناع کرد و حتي تذکرات پي در پي مجلس اثرگذار نبود تا حاشيه‌ها ادامه يابد.

به نحوي که رئيس کميته تربيت بدني مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به عدم اجراي قانون تشکيل وزارت ورزش و جوانان از سوي دولت از ارسال نامه تذکر آميز رئيس مجلس به رئيس جمهور در اين باره خبر داد.

ادغام شبانه وزارتخانه‌ها

خبر ادغام وزارتخانه براي کوچک سازي دولت در حالي به يکباره منتشر شد که بساري را شوک زده کرد. نحوه اين کار سبب شدتا موجي از اعتراض‌ها به اين اقدام يک شبه و بدون کار کارشناسي دقيق صورت گيرد.

دولت به يکباره تصميم خود را مبني بر ادغام 4 وزارتخانه راه و مسكن و صنايع و بازرگاني اعلام كرد و چنين تصميمي را در جهت تاكيد برنامه پنجم توسعه درخصوص كوچك سازي دولت و رساندن وزارتخانه‌ها به 17 عدد دانست. براساس تصميم دولت، وزارتخانه‌هاي صنايع و معادن با بازرگاني و راه و ترابري با مسكن و شهرسازي يكي خواهد شد. برخي نمايندگان مجلس با انتقاد از اين رفتار دولت آن را به معناي ناديده گرفتن نقش قوه مقننه در تصميمات دولت، ارزيابي و اعلام كرده اند مجلس بايد به عنوان نهاد تصميم گير، در مورد چگونگي ادغام وزارتخانه‌ها نظر دهد.

نمايندگان مجلس، ادغام وزارتخانه‌ها و تشكيل وزارت جديد را مشروط به تصويب مجلس دانسته و تاكيد كرده اند نظر دولت در صورتي قانوني است كه به تصويب مجلس برسد.اين نمايندگان با استناده به ماده 53 قانون پنجم توسعه كه اعلام مي كند، «تصويب وظايف و اختيارات وزارتخانه‌هاي جديد به عهده مجلس است» تاكيد مي كنند كه وزارتخانه جديد، با راي مجلس رسميت پيدا مي كند.

اما دولت از ارائه لايحه امتناع مي‌کرد و نيازي براي مصوبه مجلس جهت اقدام خود نمي‌ديد. تا بازهم حاشيه در صدر اخبار باشد. اگرچه در نهايت براي ادغام وزارتخانه‌ها مجبور شد لايحه اي به مجلس بفرستد.

البته محمد رضا باهنر هم در سخناني که در رسانه‌هاي عمومي منتشر شد در اين خصوص به جلسه روساي قوه مقننه و مجريه در محضر رهبر انقلاب اشاره کرد و افزود: احمدي نژاد و لاريجاني قبل جلسه اي دو ساعته در محضر رهبر انقلاب برگزار کردند که البته بخشي از اين جلسه تلخ و دلگيرکننده بود اما رئيس جمهور در موضوع تفسير شوراي نگهبان در مورد ادغام وزارتخانه‌ها اشکالاتي را وارد کردند و رهبر معظم انقلاب فرموده بودند که تفسير شوراي نگهبان حرف آخر است و همه موظف به اجراي آن هستند.

اظهار نظرهاي قابل توجه

يکي ديگر از حواشي دولت، برخي سخنراني‌هاي احمدي نژاد است. موضوعي که سبب مي‌شود مدتي رسانه‌ها به انتشار آن و گاه تحليل زواياي آن بپردازند.

نمونه‌اي از سخنراني‌هاي وي که در بهمن 1385 ايراد شد، ادعايش مبني بر کشف انرژي هسته‌اي توسط دختر 16 ساله دبيرستاني در زيرزمين خانه اش، با استفاده از وسايلي که با کمک برادرش از بازار تهيه کرده بود، مي‌باشد. او در اين سخنراني همچنين مدعي مي‌شود که با هماهنگي رييس وقت سازمان انرژي اتمي ايران، آن دختر هم اکنون در زمره دانشمندان هسته‌اي ايران قرار گرفته و اسکورت و راننده شخصي در اختيار دارد.

محمود احمدي‌نژاد در جمع نخبگان استان گيلان در اسفند 1385، گفت: «برخلاف ديدگاه بعضي افراد، من معتقدم زنان گيلاني با حفظ عفاف خود در عرصه‌هاي مختلف کشاورزي حضور داشته‌اند.»

اين اظهارات با انتقاد شديد رمضان علي صادق‌زاده نماينده وقت مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي مواجه شد. تا آنجا که صادق‌زاده به گلايه تاکيد کرد :«زنان گيلاني در عرصه کار و کوشش در تمام زمينه‌ها دوشادوش مردان فعاليت مي‌کنند و حتي بيش از مردان در زمينه‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و کشاورزي مشغول به فعاليت هستند.»

يکي ديگر از موضوعات جنجالي دولت، ماجراي هاله نور پس از سفر نيويورک بود که البته از سوي احمدي نژاد تکذيب شد.

انتشار برخي مطالب در خصوص ماجراي هاله نور سبب شد تا غلامحسين الهام، رييس دفتر آقاي احمدي نژاد اعلام کند، که چنين چيزي نشنيده و هاله نور و مسائلي شبيه به اين ساختگي و تروکاژ سينمايي است.

محمود احمدي نژاد در سال 1387نيز، در يک سخنراني که تلويزيون دولتي ايران پخش کرد، در جمع فرماندهان بسيج مدعي شد که:سال گذشته که به عراق رفته بودم، گفتند يکي از فرماندهان اشغالگران، علاقه دارد شما را ببيند. گويا مرخصي او هم رسيده بود. مثل خودمان که پس از 45 روز در جبهه مرخصي مي‌رفتيم، اما او يک ماه مرخصي را عقب انداخته بود تا ما را ببيند و من هم گفتم، بيايد. وقتي آمد پيش ما گفت: افتخار مي‌کنم با شما هستم. شما در دل ما جا داريد. وي سپس از من درخواست کرد با من عکس يادگاري بگيرد و گرفت و سپس معاونش هم همين‌طور. من زدم پشتش و تشويقش کردم و گفتم هواي مردم عراق را داشته باشيد. اظهارات احمدي‌نژاد در 20 تير 1389 در همايش مسؤولان نمايندگي رهبري در خصوص نظام تک حزبي نيز بازتاب‌هاي زيادي داشت. وي گفته بود: «با تشکيل جناح‌بندي‌هاي سياسي، فاتحه بعضي از ارزش‌هاي انقلاب خوانده شد، درحاليکه نظام ما تنها يک حزب دارد.»

در يکي از واکنش‌ها محسن رضايي در مصاحبه‌اي اعلام نمود:مسئله تک حزبي در ايران تحقق پيدا نخواهد کرد چون جامعه ما يک جامعه تکثر گراي فرهنگي است.

مجلس در راس امور نيست!

يکي از جنجاليترين اظهارت احمدي‌نژاد، تفسير جديد از حرف‌هاي امام خميني(ره) در خصوص جايگاه مجلس بود. موضوعي که احمدي نژاد هم در روزنامه ايران مطرح کرد و هم در صداوسيما در گفت و گوي خبري اش باز بر آن تاکيد کرد.

احمدي‌نژاد در 27 شهريور 1389 در مصاحبه‌اي با روزنامه ايران گفت: «بعضي‌ها يک جمله حضرت امام متعلق به زماني که نظام ما پارلماني بوده را برجسته مي‌کنند، آن زمان رئيس جمهور مسئول اداره کشور نبوده بلکه نخست وزير مسئول اداره کشور بوده که از طريق مجلس انتخاب مي‌شده‌است. آن موقع مجلس بالاترين بود. اکنون در قانون اساسي قوه مجريه بار اصلي اداره کشور را بر دوش دارد و قواي ديگر بايد کمکش کنند.» علي لاريجاني در واکنش به سخنان احمدي‌نژاد گفت: «اين يک حرف واقعي نيست وقتي کشوري پارلماني باشد رييس‌جمهور بايد از درون پارلمان بيرون بيايد.»

11 روز خانه نشيني

اما 11 روز خانه نشيني احمدي نژاد يکي از مهمترين اتفاقات سياسي او به حساب مي‌آيد. موضوعي که به يکباره همه چيز را تغيير داد و دوراني جديد براي احمدي نژاد و همراهانش رقم زد. عبور از او، اولين نتيجه اين خانه نشني بود.

شايد هيچ کس فکر نمي‌کرد روزي شاهد چنين اقدامي از سوي احمدي نژاد باشدو به نحوي که ياران و حاميان ديروز ، اين روزها رسما دست از حمايت کشيده اند و از «تغيير احمدي‌نژاد» سخن به ميان مي‌آوردند.

ماجراي 11 روز خانه نشيني هم بر مي‌گردد به برکناري مصلحي توسط رييس جمهور و ابقاي وزير اطلاعات توسط مقام معظم رهبري.

موضوعي که سبب شد تا بازتاب‌هاي زيادي داشته باشد و خيلي‌ها براي مساعد کردن امور، پادرمياني کنند و به خانه احمدي نژاد بروند. موضوعي که حتي در سوال مجلس از رييس جمهور نيز به آن اشاره شد.

پس از آرام شدن شرايط، اما ديگر اوضاع چون قبل براي احمدي نژاد نبود و اصولگرايان کم کم کوشيدند تا راهشان را از احمدي نژاد جدا کنند. «جريان انحرافي» نيز موضوعي بود که از سوي اصولگرايان در خصوص برخي از نزديکان دولت مطرح شد تا جداسازي راه از احمدي‌نژاد با سرعت بيشتري به پيش برود.

انتصاب جنجالي مرتضوي

در حاليکه نام سعيد مرتضوي با حوادث کهريزک گره خورده بود، به يکباره انتشار انتصاب او به عنوان رييس صندوق تامين اجتماعي با واکنش شديد اصولگرايان مجلسي روبرو شد. انتصاب چهره اي خاص براي اين پست مديريتي نيز بازتاب‌هاي زيادي حتي تا طرح استيضاح وزير کار به همرا داشت.

سروري نماينده تهران، در اظهاراتي اين نحوه مديريت سازمان تامين اجتماعي را مختل کننده امور مربوطه خواند و گفت: انتصاب مرتضوي به اين سمت هم مناسب نيست. با توجه به اينکه موارد و موضوعات ديگري درباره آقاي مرتضوي مطرح شده است، اين موضوع مي‌تواند در نگراني اعضاي صندوق تاثير گذار باشد و صندوق وسازمان را به يک سازمان و صندوق سياسي تبديل کند و حاشيه سازي‌ها را افزايش دهد.

احمد توکلي هم در گفت و گويي تاکيد کرد: من هشدار داده بودم که انتصاب سعيد مرتضوي در تامين اجتماعي هم براي خود وي و هم براي وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي مشکل درست مي‌کند.

البته استيضاح وزير کار هم در دستور کار قرار گرفت، اما با وساطت حدادعادل و ماجراي معروف «قول شرف»، استيضاح منتفي شد و با تغيير اساسنامه اين صندوق به سازمان، عملا دست نمايندگان براي تغيير مرتضوي خالي شد. موضوعي که ماه‌ها روابط دولت و مجلس را به خود اختصاص داد.

زندان اوين

اما ماجراي نامه نويسي احمدي نژاد به رييس قوه قضاييه در خصوص درخواست بازديد از زندان اوين، يکي ديگر از مهمترين حاشيه‌هاي دولت بود. به خصوص آنکه اين حاشيه سازي در حالي صورت گرفته که شرايط قيمتي بازار در مرحله بحران است و مشکلات اقتصادي به دليل نوسانات شديد ارزي اعتراض‌هاي بسيار جدي را به همراه داشته است. البته اين حاشيه سازي آن موقع، اعتراض‌هاي بيشتري در پي داشت که هنوز چند روز از توصيه مقام معظم رهبري به مسئولان در خصوص حفظ آرامش آن هم در آستانه انتخابات نگذشته بود.

يکي ديگر از حاشيه‌هاي اين حاشيه سازي جديد، ارسال پاسخ سرگشاده احمدي نژاد به نامه خيلي محرمانه رييس قوه قضاييه بود که سبب شد تا اعتراض‌هاي بيشتري به همراه داشته باشد. يکي از حاشيه سازترين قسمت‌هاي نامه احمدي نژاد هم اين جمله بود که بازتاب‌هاي زيادي داشت، «مگر بناست قوه قضائيه و يا زندان اوين در انتخابات آتي نقشي ايفا نمايند.»

اما علاوه بر قوه قضاييه، سخنگوي اين قوه هم در پاسخ به در خواست بازديد احمدي نژاد از اوين تصريح کرد: بيش از هفت سال از دوره رياست ايشان گذشته اما تاکنون چنين تقاضايي مطرح نشده است و با توجه به اينکه يکي از منتسبان وي دستگير و زنداني شده است ممکن است اين عمل شائبه سياسي به وجود آورد اگر مصلحت انديشي داشته باشيم بازديد در اين شرايط مناسب نيست. نبايد ذهن مردم به اين سمت برود که مسائل اصلي کشور از جمله بازار و گراني و تحريم است اما نبايد شائبه سياسي ايجاد کنيم.

نامه بی سابقه آیت الله آملی لاریجانی به احمدی نژاد

نامه بی سابقه آیت الله آملی لاریجانی به احمدی نژاد:حکايت شما حکايت سلطاني است که املاک مردم را غصب کرده و به همه مي‌گفت چرا رعايت ملک سلطان نمي‌کنيد؟!
 
دو سال پیش به خودتان گفتم بیایید از زندان ها بازدید کنید...فعلاً در باب نقش برخي مقامات و دستگاه‌هاي اجرايي در اين فساد کلان سخني نمي‌گويم... نمي‌شود انسان خود براي خود وظايف و اختياراتي تخيّل کند و بعد هم به دنبال آن راه بيفتد...قاطعانه از هرگونه حرکت تعدّي‌گونه و دخالت نابجا ممانعت خواهم کرد...بفرماييد به چه منطقي اينجانب بايد به فهم شما از قانون اساسي تمکين کنم؟!
عصرایران - آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه با ارسال نامه ای،به موارد مندرج در نامه اخیر رییس جمهور پاسخ داد.

متن کامل پاسخ رییس قوه قضاییه به شرح زیر است:


دکتر محمود احمدي نژاد

رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران


بعدازسلام، نامه مورخه 1/8/91 شما را همزمان با انتشار آن در رسانه‌ها ، دريافت نمودم . بسيار متأسّفم که در شرايط خاص کنوني و پس از رهنمودها ي مقام معظم رهبري دائر برضرورت حفظ آرامش و وحدت و توجه به مشکلات مردم ، شاهد چنين مکاتبات رسانه اي هستيم. از باب انجام وظيفه و تنوير افکار عمومي و دفاع از قانون اساسي و حقوق عامه و جلوگيري از انحرافات و قانون گريزي ها ناچار از توضيحات زير مي باشم و همانطور که در نامه محرمانه گفته ام : اين سطور را مي نگارم تا در ذاکره تاريخ بماند .

1 - مدّت مديدي است که در مقابل حملات غيرمنطقي و غير قانوني و نسبت‌هاي خلاف واقع شما به قوه قضائيه و مسئولان آن، سکوت اختيار کرده‌ام . مبناي اين سکوت رعايت مصالح نظام و تبعيّت از فرامين مقام معظم رهبري در عدم تقابل مسئولان و خصوصاً سران قواست .

لذا پاسخ نامه اوّل را به صورت « خيلي محرمانه» ارسال داشتم تا اين مصلحت اهم را رعايت کرده باشم . متأسفانه شما به بهانه « حقوق اساسي ملت » نامه دومتان را نيز رسانه‌اي کرده‌ايد، که علاوه بر سخنان نادرست ، نسبت‌هاي ناروا و خلاف واقع بسياري در آن مطرح کرده ايد.
سکوت بر اين نسبت‌هاي خلاف واقع ممکن است پاره‌اي اذهان را ره زند که شايد واقع امر همين است که مي‌گوييد.

2 - مبناي باطلي که تقريباً اکثر دعاوي شما بر آن استوار گشته، بايد مورد مداقّه قرار گيرد و واضح گردد که چگونه نه فقط در مورد آن اشتباه کرده‌ايد بلکه متعمدانه علي رغم همه تصريحات قانون اساسي و تفسيرهاي روشن شوراي محترم نگهبان برآن پاي مي‌فشريد و براي ديگران خط کشي‌هاي نادرستي ترسيم مي نماييد و همه را متهم به تجاوز به حقوق خود مي‌نماييد.
حکايت شما حکايت سلطاني است که اموال و املاک مردم را غاصبانه تصرف کرده بود و به ملک خود منضّم ساخته بود و به همه مي‌گفت چرا رعايت ملک سلطان نمي‌کنيد!!

3 - گفته‌ايد « براساس اصل 113 قانون اساسي رئيس جمهوري مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است » . و قاعدتاً معتقديد معناي آن اجراء قانون اساسي در همة حيطه ها است .

آيا واقعاً با خود نينديشيده‌ايد که اگر اين فهم از قانون اساسي درست باشد، پس معناي تفکيک قوا و استقلال آنها که در اصل پنجاه و هفتم قانون اساسي بر آن تنصيص شده است، چه خواهد بود.

براي تنوير خاطر حضرتعالي نصّ اصل پنجاه و هفتم قانون اساسي را مي‌آورم:

« قواي حاکم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از قوة مقنّنه ، قوة مجريه و قوة قضاييه که زيرنظر ولايت مطلقه امر و امامت امّت بر طبق اصول آيندة اين قانون اعمال مي‌گردد. اين قوا مستقل از يکديگرند. »

اگر بنا به فهم شما از اصل 113 ، رئيس جمهور مجري قانوني اساسي است و معنايش هم اين است که همة نهادها و دستگاه‌ها و قواي مذکور در قانون اساسي مشمول اين اجرا مي‌گردند، بفرماييد معناي استقلال قوا از يکديگر چيست ؟

علاوه بر نکته فوق ، نگاهي به صدر اصل يکصدو پنجاه و ششم بيندازيد: « قوة قضاييه ، قوه‌اي است مستقل که ...» اگر بنا باشد «مجري» قانون اساسي در قوة قضاييه هم رئيس جمهور باشد ، اين استقلال چه معنايي دارد؟!

4 - در اصل يکصد و پنجاه و هفتم قانون اساسي آمده است :

« به منظور انجام مسئوليّت هاي قوة قضاييه در کليّة امور قضايي و اداري و اجرايي، مقام رهبري يک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضايي و مدير و مدبّر را براي مدّت پنج سال به عنوان رئيس قوّة قضاييه تعيين مي‌نمايد که عالي‌ترين مقام قوّة قضاييه است .»

نصّ اين اصل که اجراي مسئوليت‌هاي قوة قضاييه را به عهدة رئيس قوة قضاييه گذاشته است جايي براي «مجري» ديگري باقي نمي‌گذارد.

5 - اينجانب به همراه اکثريت قريب به اتفاق اعضاي محترم شوراي نگهبان که مسئوليت تفسير قانون اساسي را بعهده دارند و داستان آن خواهد آمد ، معتقديم که تفسير مسئوليت اجرا و تعميم آن به همه قوا آنگونه که شما معتقديد ، خطا است.

با اين وجود بفرماييد به چه منطقي اينجانب بايد به فهم شما از قانون اساسي تمکين کنم ؟!

صورت مسأله روشن است : رئيس دو قوه دو برداشت مختلف از قانون اساسي دارند: بنده حيطة « مسئوليت اجرا» را منحصر در قوه مجريه مي‌دانم ( به قرينه همة آنچه آوردم) و شما آن را عام و شامل همه قوا و دستگاهها ( حسب ظاهر نامة ارسالي و پاره‌اي سخنان جسته و گريخته ديگر ) ، و فعلاً فارغ از صحت ادله و استدلالات ، به چه دليل بايد به نظريّه اي که آن را صددرصد خطا مي‌دانم تمکين کنم و براي شما در امور اجرايي قوة قضاييه و يا نظارت بر آن حقي و شأني قائل باشم؟!

6 - اگر به هر دليل بين رؤساي قوا و مسئولين در فهم قانون اساسي اختلافي روي داد ، به صراحت قانون اساسي ، مرجع رسمي تفسير قانون اساسي که فصل الخطاب در اين امور خواهد بود ، شوراي محترم نگهبان است .

شوراي محترم نگهبان در رأي تفسيري موّرخ 12/4/91 خود به روشني آورده است که رئيس جمهور بر اساس اصل 113، حق نظارت بر اجراي قانون اساسي ندارد. اکنون بفرماييد چرا و به چه مجوّزي به خود حق مي‌دهيد در مقابل رأي تفسيري شوراي نگهبان تمکين ننماييد.

براساس اصل نود و هشتم قانون اساسي: « تفسير قانون اساسي به عهدة شوراي نگهبان است که با تصويب سه چهارم آنان انجام مي‌شود.»

7 - شما حتماً به نظريه تفسيري اخير شوراي نگهبان واقفيد . تعجب در اين است که چرا در مقابل قانون اساسي ايستاده‌ايد و با فرافکني عليه قواي ديگر از پذيرش آن شانه خالي مي‌کنيد. براي تذکّر مجدد به حضرتعالي و براي اطلاع عموم مردم شريف‌مان متن تفسير شوراي محترم نگهبان را در اينجا مي‌آورم:

نظر شوراي نگهبان

« عطف به نامه شماره 46909/31/91 مورخ 17/3/1391 ، مبني بر اظهارنظر تفسيري در خصوص اصل 113 قانون اساسي موضوع در جلسه مورخ 31/3/1391 شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و نظر شورا به شرح زير اعلام مي‌گردد:

1- مستفاد از اصول متعدد قانون اساسي آن است که مقصود از مسئوليت اجرا در اصل 113 قانون اساسي، امري غير از نظارت بر اجراي قانون اساسي است.

2- مسئوليت رئيس جمهور در اصل 113 شامل مواردي نمي‌شود که قانون اساسي تشخيص، برداشت، نوع و کيفيت اعمال اختيارات و وظايفي را به عهده مجلس خبرگان رهبري ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس شوراي اسلامي، قوه قضائيه و هر مقام و دستگاه ديگري که قانون اساسي به آنها اختيار يا وظيفه‌اي محول نموده است.

3- در مواردي که به موجب قانون اساسي رئيس جمهور حق نظارت و مسئوليت اجرا ندارد، حق ايجاد هيچگونه تشکيلاتي را هم ندارد. »

اين تفسير علاوه بر اينکه صراحتاً نظارت رئيس جمهور را به حسب اصل 113، نفي مي‌کند ، مسئوليت وي را نيز در حيطه وظايف مذکور در قانون اساسي براي ديگر قوا و دستگاه‌ها و نهادها منتفي مي‌داند .

8 - جناب رئيس جمهور . آيا واقعاً دغدغة شما ، صيانت از حقوق اساسي مردم است؟ در اين صورت بايد به قانون اساسي که سند حقوق اساسي مردم است احترام بگذاريد و در موارد اختلاف، به داوري که خود قانون اساسي تعيين کرده، تمکين کنيد نه اينکه همواره فراتر از اختيارات مذکور در قانون اساسي، و با تفسيري شخصي، نسبت به ساير قوا مدعي شويد و بي‌جهت و بدون دليل، موجب تنش در جامعه گرديد، و خوراک تبليغاتي براي معاندين و دشمنان انقلاب فراهم آورديد.

9-‌ در بند سوم نامه در پاسخ اين جمله بنده که نبايد قبل از استيذان از قوه قضاييه ، نسبت به سرکشي به زندان‌ها برنامه ريزي مي‌کرديد، آورده‌ايد « بايد يادآور شوم که در اصول قانون اساسي، لزوم اجازه يا موافقت و يا مصلحت انديشي قوه قضائيه در اجراي وظايف قانوني رئيس جمهوري پيش بيني نشده است .»

البته و صد البته کبراي اين سخن درست است و کسي را در آن ترديدي نيست . تمام سخن در تطبيق ‌نادرست شما است . در اصول قانون اساسي ننوشته‌اند که آقاي رئيس جمهور هرگاه اراده کرد مي‌تواند به زندان‌ها برود و با هر زنداني صحبت کند و در هر دادگاهي ولو غيرعلني حضور پيدا کند.

سخن ما با شما اين است: مسئوليت اجراي رئيس جمهور محدود و منحصر به قوه مجريه است و البته همچون ساير سران قوا پاره‌اي وظايف خاص ديگر هم دارد که درحدّ قانون اساسي معتبر است همچون رياست شوراي عالي امنيت ملّي، رياست شوراي انقلاب فرهنگي و غير آن . در هر حال به حسب نصّ قانون اساسي براي انجام مسئوليت‌هاي قوة قضائيه در کليّه امور قضايي و اداري و اجرايي ، رئيس قوّة قضاييه از ناحية رهبري تعيين مي‌شوند و عالي‌ترين مقام قوة قضاييه است . طبق قانون ، دادگاهها و سازمانهاي تابعه بخشي از قوه قضاييه‌اند با اين حساب چگونه مي‌فرماييد که سرکشي به زندان‌ها نياز به هماهنگي و موافقت قوة قضاييه ندارد.

10 - آورده‌ايد:

« چگونه جنابعالي اجراي قانون اساسي را به مصلحت نمي‌دانيد . اگر اين نگاه بر کل فعاليت‌هاي قوه قضاييه حاکم باشد آيا نمي‌شود تّصور کرد که برخي از اصول قانون اساسي و حقوق اساسي مردم با مصلحت انديشي و تشخيص شخصي در قوة قضاييه متوقف شده و يا ناديده انگاشته مي‌شود.»

البته اين نسبت خلافي است که داده ايد ، بنده هيچگاه نگفته‌ام که اجراي قانون اساسي را به مصلحت نمي‌دانم، بلکه بر عکس مصلحت انديشي بنده ، دقيقاًدر راستاي تحفظ بر اجراي دقيق قانون اساسي و ممانعت از دخالت‌هاي بيجا و خارج از حدود قانوني بوده است ، و اگر آن زمان کسي در اين ترديد داشت ، اکنون با رفتارهاي نامتعارف و نامه پراکني‌هاي علني ، ديگر در اين نکته کسي ترديد نمي‌کند.

11 - عجيب تر از اين نسبت ، مطلب خلاف ديگري است که به اينجانب نسبت داده‌ايد ، گفته‌ايد: « متأسفانه جنابعالي قبلاً اعلام کرده‌ايد که وجود هيئت منصفه مطبوعات که صراحت اصل 168 قانون اساسي است را قبول نداريد که در اين مورد حضوري تذکّر دادم. امّا متأسفانه ظاهراً بخشي از اقدامات قوة قضاييه دربارة مطبوعات و رسانه‌ها با همين نگاه انجام مي‌گيرد»

بنده در اينجا صراحتاً اعلام مي‌کنم که اين نسبت ، خلاف واقع و کذب است . و به خاطر هم نمي‌آورم که حضرتعالي حضوري در اين باره اشاره اي کرده باشيد . ولي در هر حال اينجانب در هيچ موضعي و در هيچ زماني نگفته‌ام که وجود هيئت منصفه که صراحت اصل 168 قانون اساسي است ، را قبول ندارم . اگر کمترين شاهدي داريد اقامه کنيد.

12 - آنچه بنده در طي برخي جلسات گفته‌ام و مضبوط هم هست و کاملاً هم از آن دفاع مي‌کنم اين است که فرق است بين « مشروط بودن رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي به حضور هيأت منصفه در محاکم دادگستري » که نصّ قانون اساسي است و اينجانب صددر صد آن راقبول دارم و بين « الزام قاضي به تبعيّت از رأي هيئت منصفه ولو اينکه آن را خلاف بداند ».
اين دوّمي مطلبي است که آن را قبول ندارم و آشکارا هم مي‌گويم و موضع شخصي بنده هم نيست، موضع اکثريت يا همه فقهاي محترم شوراي نگهبان است که نظر آنان طريق احراز خلاف شرع بودن قوانين و مقررات و حتي اطلاقات و عمومات قانون اساسي است. و در قانون اساسي نه فقط مطلبي عليه آن نيامده ، بلکه ذيل آن به توضيحي که خواهد آمد ، مؤيد ادعاست. متأسفانه عدم تفکيک دو مطلب فوق که ظاهراً تا حدي دقت مي‌طلبيده است، منجر به نسبت دادن چنين مطلب خلاف واقعي به اينجانب شده است.

بنده الزام قاضي به رأي دادن بر خلاف نظر خويش را جايز نمي‌دانم و بعيد هم مي‌دانم فقيهي اين امر را جايز بشمارد.

13 – نکته قابل توجه اين است که در ذيل اصل يکصد و شصت و هشتم تصريح شده است: «نحوة انتخاب، شرايط، اختيارات هيأت منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون بر اساس موازين اسلامي معين مي‌کند.»

فقهاء محترم شوراي نگهبان در مقام رسيدگي به طرح هيئت منصفه که در مجلس ششم مطرح شده بود، مکرراً بصورت رسمي نظر خويش را دائر بر جايز نبودن الزام قاضي به رأي بر خلاف نظر خود به مجلس محترم شوراي اسلامي اعلام نموده‌ا‌ند.

14 - در بند چهارم نامه، با اشاره به اينکه گفته‌ام «در شرايط کنوني که موضوع اصلي، رسيدگي به معيشت مردم، سامان دادن به اقتصاد کشور و کنترل بازار است، رفتن به زندان اوين که يکي از منتسبين نزديک شما در حال تحمل کيفر در آن زندان مي‌باشد، و پس از گذشت هفت سال از دورة رياست جمهوري شما، شائبه سياسي بودن و جانبداري از مجرم را خواهد داشت و به هيچ وجه به مصلحت نمي‌باشد » پرسشهايي مطرح کرده‌ايد که برخي از آنها اصلاً محصّلي ندارد مثل اينکه گفته ايد « آيا به عنوان رئيس قوه قضائيه مي‌توانيد به استناد تشخيص سياسي خود حکمي صادر نماييد؟»

در اينجا معلوم نيست مقصود چه حکمي است با چه محتوايي، مقصود حکم قضايي و انشاء رأي است يا غير قضايي و صرفاً تصديق امري، و اگر حکم قضايي مقصود است حکم قضايي مربوط به چه چيزي. با اينهمه ابهامات، سؤال شما محصّلي ندارد.

در عبارتي که نقل کرده‌ايد بنده حکم قضايي صادر نکرده‌ام، بلکه چند مطلب گفته‌ام که در آنها نوعي «تصديق» به معناي منطقي وجود دارد. اگر از من بپرسيد آيا به عنوان رئيس قوه قضائيه مي‌توانيد به استناد تشخيص سياسي خود تصديق‌هايي در باب مصلحت بودن يا نبودن يا شائبه سياسي داشتن و نداشتن ، داشته‌ باشيد، پاسخ حتماً مثبت است.

حتماً مي‌توانم تصديق‌هايي از اين قبيل داشته باشم اعم از اينکه شما آنها را بپذيريد يا نپذيريد. واضح است که بر اساس تشخيص سياسي خود و از باب نصح مؤمنين مي‌توانم بگويم جناب رئيس جمهور اين کار شما موجب شک و شبهه در اذهان مي‌شود و به صلاح نيست. مسأله بسيار سهل است، نمي‌‌دانم چرا در آن مانده‌ايد؟!

15 - در قسمت ديگري پرسيده‌ايد: « به استناد کدام اصل از اصول قانون اساسي، جنابعالي مي‌‌توانيد امري را تفسير سياسي کنيد و مانع از اجراي قانون اساسي شويد.» پاسخ آن است که پرسش شما نادرست است: بنده نه تفسير سياسي کرده‌‌ام ونه مانع از اجراي قانون اساسي شده‌ام. آنچه رخ داده است مانع شدن از دخالت شما در کار قوة قضائيه است که آن را نه فقط از اختيارات خود مي‌دانم، بلکه صد در صد وظيفه مي‌‌دانم. وظيفه مي‌‌دانم که نگذارم فتح بابي در دخالت ناصواب قوه مجريه در حيطه اختيارات قوه قضائيه صورت گيرد و آنچه راجع به شائبه سياسي بودن و جانبداري از مجرم گفته‌ام، «خبري است از انعکاس عمل شما در اذهان عمومي». مي‌‌توانيد اين گزارة‌ واقعي را بپذيريد يا نپذيريد ولي بهرحال اين يک تفسير سياسي نيست.

16 - در ادامه گفته‌ايد: « خامساً به راحتي به اينجانب اتهام « حمايت از مجرم» زده‌ايد ... چگونه ممکن است سرکشي به زندان حمايت از مجرم تلقي شود. ... در حالي که جنابعالي به آساني به رئيس جمهوري که نماينده ملت و مجري قانون اساسي است اتهام مي‌زنيد آيا مي‌توان براي آحاد مردم که پشتيبان خاصي جز خداوند ندارند امنيت قضايي متصور بود»

اين جملات بسيار تعجب آور است. شما بعنوان رئيس جمهور کشور ، مجموعه دستگاه قضايي را زير سؤال برده‌ايد آن هم بر اساسي واهي. در حاليکه بقول خودتان سوگند ياد کرده‌ايد که پاسدار نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي کشور باشيد. آيا سزاست دستگاه قضايي کشور که رکن مهمي از نظام جمهوري اسلامي است، بر اساس ويراني ، مورد هجمه قرار گيرد و بهانه بدست دشمنان و ضد انقلاب داده شود . قاعدتاً اخبار رسانه‌هاي خارجي اين روزها به عرض عالي مي‌رسد.

من از قرائت‌ها و تفسيرهاي شما انگشت به دهان مي‌مانم. از کجاي نامه اينجانب برآمده است که شما را «متهم به حمايت از مجرم» کرده‌ام. گفته‌ام کار شما در اين ظرف زماني خاص «شائبه سياسي بودن و جانبداري از مجرم را خواهد داشت» معناي عرفي شائبه اين است که در اذهان شک و شبهه ايجاد مي‌کند. بنده خود قضاوت نکرده‌ام که شما جانبدار مجرم هستيد يا نيستيد، بلکه خبري داده‌ام از يک واقعيت ، خبر از يک انعکاس عمومي و اين ربطي به متهم ساختن حضرتعالي آنهم از ناحيه اينجانب ندارد.

در همان نامه که مورد استناد شماست، در عبارت ديگر به صراحت به «اذهان برخي» تأکيد کرده‌ام و گفته‌ام « ... حتماً شائبه سياسي بودن اين گونه اعمال را در اذهان برخي تقويت خواهد کرد»

واقعاً معناي « تقويت شائبه سياسي بودن در اذهان برخي » يعني من شما را متهم مي‌کنم!! اين چه قرائتي است؟

شما براساس اين فهم ناصواب مجموعه قوّة قضاييه را که به نصّ قانون اساسي مرجع تظلّمات و رسيدگي عادلانه به منازعات است را زير سؤال برده‌ايد : از اين کار چه کساني سود مي‌برند؟ اين همان صيانت از قانون اساسي است که بدان سوگند ياد کرده ايد ؟

17 - در امر هفتم به مشکلات مزمن اقتصادي کشور اشاره کرده‌ايد و به وظايف اصلي قوة قضايي در برخورد با مفاسد اقتصادي و رانت خواري‌ها و.... .

قوة قضاييه مفتخر است که به خصوص در اين چند سال اخير مبارزة بي‌اماني را با مفاسد اقتصادي پي‌ ريخته است و خواب را از چشمان بسياري از رانت خواران ربوده است . نمونه بارز آن برخورد با فساد کلان اقتصادي اخير است که واقعاً اعتماد عمومي را جريحه دار ساخته بود. فعلاً در باب نقش برخي مقامات و دستگاه‌هاي اجرايي در اين فساد کلان سخني نمي‌گويم و آن را به زمان ديگري وا مي‌گذارم.

حضرتعالي براساس فرمايش اين فقره از نامه‌تان بايد از اين برخورد شجاعانه توأم با رسيدگي هاي دقيق قوه قضاييه استقبال مي‌کرديد ولي متأسفانه در عمل اينطور نشده است .
در مصاحبه تلويزيوني زنده ، در مقابل ديدگان حيرت زده ميليونها نفر با اشاره به محاکمه مفسدان اقتصادي مطلبي قريب به اين مضمون گفته ايد: « ما که نفهميديم چه شد البته براي ما روشن است ولي بالاخره کو؟» آيا اين همان حمايت شما از اجراي قانون اساسي و مبارزه با مفاسد اقتصادي است که در اين نامه به آن تأکيد مي‌کنيد ؟

18 - گفته‌ايد « درحاليکه به فرموده امام راحل (ره) زندان بايد دانشگاه باشد و علي القاعده درب آن به روي اقشار مختلف حقوقدانان، روانشناسان ، جامعه شناسان و محققين علوم انساني و دانشجويان و مددکاران اجتماعي باز باشد ، بازديد رئيس جمهوري که انتظار مي‌رفت با استقبال مسئولين قوه قضاييه مواجه شود ، شائبه‌اي ايجاد نمي‌کند بلکه مخالفت با اين امر شائبه‌اي زيادي ايجاد خواهد کرد.»

اوّلاً هم اکنون حسب گزارش ، بسياري از روانشناسان و مددکاران اجتماعي به زندان ها رفت و آمد دارند و برنامه‌هاي متنوع و مؤثّري براي بهبود وضعيت روحي زندانيان و بازگشت آنان به زندگي در دست اقدام دارند.

کدام زمان حضرتعالي از من در اين باره پرسش کرده‌ايد و بنده از اطلاع رساني به شما امتناع کرده ام . بعلاوه بسياري از مشکلات در اين ارتباط معلول وضعيت بودجه قوه قضاييه است که متأسفانه دولت شما در مسأله بودجة قوة قضاييه بسيار کم لطفي مي‌کند که اين داستاني طولاني دارد و بايد در جاي ديگري گفته آيد.

ثانياً بنده با بازديد رئيس جمهور از زندان به نحو کلي مخالف نيستم و اين نکته را صراحتاً به وزير محترم دادگستري گفتم که به آقاي رئيس جمهور بفرماييد « فعلاً اين بازديد مصلحت نيست، هر زمان مصلحت بود اعلام مي‌کنم » ، معناي اين سخن ممانعت کلّي نيست.

به همان علل و عواملي که قبلاً گفتم معتقدم فعلاً اين بازديد به مصلحت نيست. تشخيص اين مصلحت هم با اينجانب است نه با شما. سازمان زندان‌ها مجموعة قوه قضاييه است وچنانکه قبلاً به تفصيل آورده ام اداره وانجام مسئوليت‌هاي قوه قضاييه با رئيس قوه قضاييه است نه با رئيس‌جمهور وحسب نص تفسير شوراي نگهبان شما حق نظارت بر قواي ديگر نداريد.

اما نيک بخاطر دارم قريب به دوسال پيش که در جلسه‌اي مسأله وضعيت دشوار زندان‌ها و کمبود بودجه براي توسعه وتجهيز آنها مطرح شده بود به حضرتعالي گفتم شما خود از زندان‌ها بازديد کنيد تا مشاکل را به چشم خود ببينيد. حال چرا بايد با بازديد شما مخالفت کنم؟ سّر مخالفت امروز بنده همان است که گفته‌ام.

به علاوه حسب گزارش سازمان زندانها تنها در دوره مسوليت اينجانب بيش از صدها نفر از وزرا ، استانداران ، فرمانداران ، نمايندگان مجلس و هيات هاي خارجي از جمله برخي از سازمانهاي بين المللي از زندان‌ها بازديد بعمل آورده‌اند چرا مطالبي مطرح مي کنيد که اينگونه القاء شود که درب زندان‌ها بر روي همه بسته است .

19 - متأسفانه نامه‌‌ها و پاره‌اي گفتارهاي شما اين گمان را تقويت مي‌کند که براي خود «حق نظارت» و «بازديد» و «بررسي» در تمام دستگاه قضايي حتي دادگاه‌ها قائليد.

علاوه براين بايد عرض کنم که مزيد بر مصلحت‌سنجي‌هاي قبلي ، اکنون هم اين را يک مصلحت ملزمه مي‌دانم که براين توهمات خط بطلان بکشم. هر منصفي سطرهاي پاياني نامة شما را بخواند ، دراين تشخيص مصلحت ، با بنده همراهي خواهد کرد.
شما گفته‌ايد: «مطمئناً با سرکشي از زندان‌ها و برخي دادگاه‌ها نحوة اجراي اصول قانون اساسي و رعايت حقوق اساسي ملت را مورد بررسي قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبري تقديم خواهم کرد.»

حسب نصّ تفسير شوراي محترم نگهبان که همة قوا وظيفه دارند نسبت به آن تمکين کنند، حضرتعالي چنين وظيفه (و البته اختياري) نداريد. نمي‌شود انسان خود براي خود وظايف و اختياراتي تخيّل کند و بعد هم به دنبال آن راه بيفتد.
از سخنان شما چنين استشمام مي‌شود که قصد داريد ولو بدون هماهنگي و اجازة مسئولان ذي‌ربط در قوه قضاييه ، به زندان‌ها و برخي دادگاه‌ها سرکشي کنيد. به حضرتعالي عرض مي‌کنم که اين ، تعدّي از حدود و اختيارات رئيس‌جمهور و دخالت در کار قوه قضاييه است و اينجانب حسب وظيفه‌اي که براساس قانون اساسي دارم وازجملة آن صيانت از استقلال قوه قضاييه و اداره مقتدرانه آن است ، قاطعانه از هرگونه حرکت تعدّي‌گونه و دخالت نابجا ممانعت خواهم کرد.

در خاتمه بعنوان خدمتگزار مردم و حافظ حقوق آنان ، مشفقانه عرض مي کنم جناب آقاي رئيس جمهور در شرايط خطيري قرار داريم ، دغدغه ها و مشکلات مردم ايجاب مي کند که همه با حسن ظن و اعتماد به يکديگر کمک کرده و راهکاري براي رفع نگراني ها و عبور از تحريم و گراني ها بيابيم و خالصانه تلاش کنيم تا نظام اسلامي و مردم شريف به اهداف و آرمانهاي والاي خود نائل آيند .

والسلام علي عبادالله الصالحين

صادق لاريجاني

آیت الله صافی گلپایگانی: علت بسیاری از ضعفها این است که مجلس نایستاده/ کسی که استبداد دارد، باید برو

اظهارات صریح یک مرجع تقلید

یکی از مراجع تقلید قم گفت: همه گفتیم می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم و به احکام قرآن عمل کنیم. باید پای این حرف بایستیم و بدانیم که اگر این حرف را از صمیم قلب بگوییم و به آن پایبند باشیم پیروز خواهیم شد.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری فارس ، آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در دیدار اعضای شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب ‌با اشاره به اینکه اوضاع اقتصادی و اجتماعی اسباب نگرانی مردم شده است گفت: اگر انتقادی می‌کنیم که به‌ جاست، نقاط مثبتی را هم در نظر داریم که مثبت‌ترین این نقاط، همین عنوان جمهوری اسلامی است.

وی ادامه داد: هدف این است که نقاط ضعف برطرف شود و همان هدفی که از اول همه می‌خواستند که برنامه‌ها بر اساس دین باشد، باید همان برقرار شود.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه مجلس و سایر قوا باید در همین خط سیر داشته باشند اضافه کرد: اینکه باید همه برنامه‌ها بر اساس دین و شرع باشد، قدر مشترکی است که روحانیت و غیر روحانیت همه دارند و همه می‌خواهیم این مطالب بیشتر ظاهر باشد و تحقّق پیدا کند.

وی با اشاره به اینکه در شرایط کنونی که عنوان جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در دنیا مطرح شده و این انقلاب همه جا فراگیر شود تصریح کرد: باید کاری کنیم که نقاط ضعف در آن پیدا نشود و به مرور زمان پر رنگ‌تر شود نه اینکه رنگ ببازد یا در رشته‌های مختلف عقب‌نشینی کند.

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی با اشاره به اینکه باید التزام به هویت دینی و اسلامی را حفظ کنیم اظهار کرد: هر کجای دنیا هم حتی اگر یک نفر باشیم باید این هویت اسلامی را نگاه داریم و از آن دفاع کنیم. باید مراقب باشیم که جنبه‌های هویت این انقلاب ضعیف نشود و اجازه ندهیم که غرب‌گرایی و افکار غیر اسلامی مطرح شود.

وی با اشاره به اینکه نمایندگان مجلس وظیفه بسیار سنگین و مهمی دارند که باید به تمام امور مملکت نظارت داشته باشند و نقایصی که کمِ آن هم زیاد است رفع شود، گفت: نمایندگان در حفظ شئون اسلامی، مسئولیت الهی و خدایی دارند و می‌توانند نقش بسیار مؤثری داشته باشند.

این مرجع تقلید بیان کرد: نمایندگان باید بدانند که اگر حرفی نزنند و کاری نکنند پیش خداوند متعال مسئول هستند. عمده هم این است که انسان، رضای خداوند را بتواند تحصیل کند و به مردم و ضعفا خدمت کند.

وی خطاب به نمایندگان مجلس تاکید کرد: اگر می‌خواهید سابقه خوبی داشته باشید و نزد خداوند متعال آبرومند باشید، باید همین احساس مسئولیت را حفظ کرده و بدانید که برای چه به مجلس آمده‌اید؟ اگر جایی کوتاهی کنیم و جایی که باید حرفی بزنیم و یا بالعکس، پیش خدا خیلی مسئولیت داریم.

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی با تاکید بر اینکه باید رضای خدا را بر رضای هر کس دیگری مقدم بداریم اضافه کرد: مسئله، مسئله اسلام و قرآن و احکام دین است و این‌ها هم مطالبی نیست که کسی بتواند درباره آن کوتاهی کند.

وی با اشاره به اینکه یکی دیگر از مسائل مهم نمایندگان، مسئله استقلال است افزود: فرد فرد نمایندگان باید مستقل باشند و بدانند جایی که باید قیام کنند اگر قیام نکنند مسئولند و اگر مجلس به این کیفیت جلو برود همه معایب برطرف می‌شود.

استاد حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: بسیاری از ضعف‌هایی که پیش آمده به خاطر این است که مجلس آن طور که باید نایستاده است. اگر مجلس خدا را در نظر بگیرد و هر جا که لازم است، حرف بزند، معایب کم می‌شود و جاهای دیگر هم منظم و مرتب می‌شود. در همه مسائل مخصوصاً جنبه‌های اقتصادی اگر از اول، راه درست را رفته بودیم شاید اوضاع این طور آشفته نمی‌شد که حال به دنبال اصلاح آن باشیم.

وی با اشاره به اینکه باید مسائل بر اساس قانون باشد و نباید استبداد پیش بیاید اضافه کرد: اگر کسی بخواهد بگوید من می‌خواهم استبداد داشته باشم و فلان قانون را درست نمی‌دانم، باید برود. شما نماینده مسلمان‌ها هستید و خودتان هم در اسلام و اطلاعات اسلامی سوابق روشنی دارید.

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی با اشاره به سابقه‌ خوبی که خانم الهیان در عدم پذیرش پست وزارت داشت ضمن تقدیر و تشکر از این روحیه اسلامی تاکید کرد: وقتی ما در مورد اختلاط زن و مرد صحبت می‌کنیم، این اشتباه است که کسی فکر کند مسئله حقارت زن است نه این طور نیست، بلکه مسئله‌ کرامت زن مطرح است. اسلام در همه جا احترام و حرمت مقام زن را می‌خواهد.

وی با اشاره به اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها هم با آن موقعیت عالی که داشتند عامل به دستورات قرآنی بودند و همه صفات مذکوره در قرآن را به نحو اکمل داشتند تاکید کرد: حجاب در مملکت رو به برگشت و بی‌حجابی است آن طوری که روز اول انقلاب می‌خواستیم در این مسیر پیش برویم نشد و باید شما این مسئله مهم را هم در نظر داشته باشید.

این مرجع تقلید با بیان اینکه مسئله نظارت مجلس بر امور کشور باید حفظ شود و همه بدانند که مورد این نظارت قرار دارند بیان کرد: اگر کسی در جایی راهش را درست نرفت، این نظارت به آنها اخطار کند و هشدار دهد که باید این را درست بروی. همین نظارت می‌تواند یک هشدار مهم و بازدارنده برای کسانی که راه را اشتباه می‌روند باشد.

وی با اشاره به اینکه انتخاب عنوان «رهپویان انقلاب اسلامی» به معنای این است که ما می‌خواهیم همان راهی را برویم که از روز اول آن را انتخاب کنیم تصریح کرد: همه گفتیم که ما می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم و به احکام قرآن عمل کنیم، که حرف کمی هم نیست. باید پای این حرف بایستیم و بدانیم که اگر این حرف را از صمیم قلب بگوییم و به آن پایبند باشیم پیروز خواهیم شد.

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی با اشاره به اینکه امیدوارم کاری کنیم که امام عصر(عج) به مجلس نظر داشته باشند گفت: بدانید که آن حضرت از نماینده‌ها انتظار دارند که موقعیت دینی و اسلامی خود را حفظ کرده و از هویّت اسلامی خود و مملکت دفاع کنند. همه نمایندگان باید خودشان را مثل این بدانند که از طرف آقا امام زمان مأمورند تا چهره و شخصیت اسلامی و استقلال دینی مملکت را حفظ کنند.

وی با اشاره به اینکه مطالبی که ضد ارزش است را نباید به عنوان ارزش معرفی کنیم خاطر نشان کرد: باید نسبت به صرف بیت‌المال دقت زیادی داشت حقوق‌های زیادی که در بعضی جاها به اشخاصی می‌دهند درست نیست و صدر تا ذیل همه ضامن هستند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه بودجه مملکت را باید در راه مصالح و منافع مردم هزینه کرد اظهار کرد: البته اصل بودجه را هم باید درست کرد. بارها عرض کرده‌ام که اگر می‌خواهید بدانید مملکت در چه مسیری است، بودجه آن را ببینید تا معلوم شود که آن مملکت در چه مسیری سیر می‌کند.

وی اضافه کرد: مشکلاتی هم که حالا در عرصه‌های مختلف پیش آمده است می‌توان با تدبیر و واقع‌بینی حل کرد. باید نمایندگان مجلس با هم بنشینند و در هر مسئله‌ای که لازم است از اشخاص مطلع در مسائل مشورت بخواهند و در صدد حل آن برآیند. نمی‌شود بدون کسب نظر از مطلعین طرحی داد، مثلاً در همین مسائل اقتصادی نمی‌شود همین طور طرح داد، باید اشخاصی که در اقتصاد وارد هستند، آن را بررسی کنند و بعد اجرا شود.

احمدی نژاد عوض شده ؛ نه ما علم غیب داشتیم ، نه شورای نگهبان

نماینده ولی فقیه در سپاه
 
اشكال كار اينجا است كه روساي جمهور نقش و جايگاه خود را با رهبري نظام اشتباه مي‌گيرند. هم تئوريسين مي‌شوند و هم فراتر از اختيارات خود را در قدرت اعمال مي‌كنند...آقايان مي‌آيند مي‌بينند كه رييس‌جمهوري خيلي زيبا و شيرين است و به همين خاطر براي دوره‌هاي بعدي برنامه‌ريزي مي‌كنند.
 حجه الاسلام علی سعیدی ، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ، در گفت و گو با روزنامه اعتماد به بررسی مبانی مشروعیت نظام و عملکرد احمدی نژاد و مشخصاً تغییر او پرداخته است.

مقدمه این گفت و گو ، مباحث نظری است (که اینجا می توانید آن را بخوانید) ، ولی در ادامه ، بحث ها مصداقی می شود و به احمدی نژاد ، خاتمی و هاشمی رفسنجانی و نقد آنها می انجامد.
خواندن این گفت و گو خالی از لطف نیست:

... سوالي كه براي افكار عمومي مطرح است اينكه چه ضرورتي اقتضا مي‌كند كه هر چند وقت يك بار از افرادي همچون شما اظهاراتي درباره منابع مشروعيت نظام بشنويم؟ يعني آيا تاكيد‌هاي مكرر احمدي‌نژاد بر اينكه منتخب مستقيم مردم است و با راي مستقيم مردم به رياست‌جمهوري رسيده است افرادي همچون شما را وادار مي‌كند ورود به اين مباحث داشته باشيد؟


بحث آقاي احمدي‌نژاد و اينها اصلا مطرح نيست. اما واقعيت مطلب اين است كه بسياري از حرف‌ها، سوءاستفاده ابزاري از مردم است. ما نگران هستيم كه اين شعارهايي كه مي‌دهند همان بلايي كه در گذشته‌هاي دور با همين شعارهاي انحرافي بر سر مردم آوردند باز مردم ما را گرفتار كنند.

ما بايد واقعيت‌ها را براي مردم بيان كنيم تا اين دو مساله يعني مقبوليت و مشروعيت را براي مردم جدا بكنيم. يعني در طول اين سي و چند سال مساله‌يي كه ما گرفتارش بوده‌ايم تفكر نهضت آزادي است.

تفكر نهضت آزادي متاسفانه تفكر اسلام ناب نبود. نگاه آنها به اسلام، نگاهي ناقص است كه در پي تفكيك دين از سياست هستند. نگاه آقاي بازرگان به امريكا نگاه رفرميستي بود.

نظر او درباره حكومت بعد از انقلاب، نظام جمهوري دموكراتيك اسلامي بود. ما به دنبال دين دموكراتيك نبوديم بلكه به دنبال دموكراسي ديني بوده‌ايم. مردم‌سالاري ديني با دين مردم‌سالار متفاوت است اما تقسيم‌بندي آن خيلي رقيق است و حكومت ديني با حكومت دينداران متفاوت است.

الان نزديك به بيست سال است كه مهندس بازرگان مرحوم شده است و...


خيلي خب. بعد از او هم بني‌صدر آمد و همين حرف‌ها را زد. آقاي هاشمي هم به نوعي همين حرف‌ها را مي‌زند. آقاي هاشمي هم به نوعي برخي اظهارات ابهام‌آميز داشت. ايشان از شوراي رهبري سخن مي‌گويد. شوراي فقهي و شوراي رهبري يعني چه؟

اين مدلي كه آقايان تكنوكرات‌ها دارند، مدل مالزي است. ماهيت حكومت مالزي به طور كلي با ماهيت حكومتي كه امام آن را پايه‌گذاري كرده است متفاوت است.

نگاه آقاي خاتمي كاملا با نگاه امام در تعارض است. آقاي خاتمي ده‌ها بار آزادي را خارج از دين تعريف كرده است. در حالي كه آزادي كمال هدفي نيست.

خداوند انسان را خلق نكرده كه آزاد مطلق باشد اما براي تكامل خود نيازمند آزادي است. متاسفانه تفكر ليبراليسم بر سر مسوولان ما سايه انداخته است.

خب الان كه مهندس بازرگان مرحوم شده، بني‌صدر در كشور نيست، دوران هاشمي و خاتمي هم تمام شده و محمود احمدي‌نژاد امور اجرايي را در يد قدرت دارد...

در دوره آقاي احمدي‌نژاد نيز بيان برخي اظهارات ابهام‌آميز را از سوي ايشان شاهد بوده‌ايم كه موضوع مكتب ايراني، بيداري انساني از اين قبيل است.

اينكه ايشان دائما بر مردم اتكا مي‌كند... نقش مشروعيت الهي حاكميت، قانونگذاري و نقش ولي فقيه در تداوم مشروعيت الهي را تبيين كند. مشكل اين است كه بعضا كساني مي‌آيند قوه اجرايي يا مجلس را در دست مي‌گيرند كه نرم‌افزار پيامبر را خوب نمي‌فهمند.

اينها نرم‌افزار امام را خوب نمي‌شناسند. نگراني آقاي مصباح و تئوريسين‌هاي نظام ما همين است. ما مي‌بينيم كساني كه خودشان در راس قوه مجريه هستند و بايد مُرّ اسلام را اجرايي كند خودشان در مسائل ديني ترديد دارد.

اما شما تا دو سال پيش اينطور فكر نمي‌كرديد و نسبت به احمدي‌نژاد و دولت او در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهايي كه داشتيد حمايت‌هاي زيادي مي‌كرديد...


بله، من كه انكار نمي‌كنم.

اما تحليلي هم كه وجود دارد اين است كه كارهاي اجرايي اقتضائات خود را دارد و كسي كه سكان اداره كشور را در دست مي‌گيرد بعد از مدتي به اين نتيجه مي‌رسد كه نمي‌شود با مباني ايدئولوژيك و شعارهاي سياسي كار كرد. اين همان نكته‌يي است كه ما در دوران‌هاي بني‌صدر، هاشمي و خاتمي شاهدش هستيم و در دوران احمدي‌نژاد به نحو خيره‌كننده و اعجاب‌انگيزي ديديم كه احمدي‌نژاد سال 91 به بعد با احمدي‌نژادي كه سال 84 آمد تفاوت‌هاي جدي پيدا كرده است. هر چند كه احمدي‌نژاد به شيوه خاص خود اعمال سياست كرد و از خط و مشي‌اي كه نظام تعريف كرده بود فاصله گرفت...سوال اين است كه مشكل فرد است يا تحقق حاكميت ديني؟

من معتقدم مشكل ما افراد هستند. البته سقف اداره نظام و استاندارد آن خيلي بالاست. يعني اداره كردن يك نظام اسلامي در اين شرايط با متغيرهاي منطقه‌يي و بين‌المللي كار بسيار سخت و سنگيني است. اما مشكل ما با آدم‌هاست.

البته بخشي از مشكلات اين آدم‌ها روحي و رواني است. يعني افرادي هستند كه وقتي مي‌بينند يك مقدار راي پشت او قرار گرفته است تصور مي‌كنند كه راي‌شان استقلالي بوده است. اين افراد وقتي مقداري راي را براي خود مي‌بينند فكر مي‌كنند مشروعيت‌شان از آراي مردم است در حالي كه اين ولي فقيه است كه راي مردم را تنفيذ و رييس‌جمهور را منصوب مي‌كند.

اگر اين تنفيذ و نصب نباشد، در مشروعيت رييس‌جمهور نقص به وجود مي‌آيد. بنابراين ما عناصري را مي‌خواهيم كه فشار بر آنها تاثيري نداشته باشد. اين درست است كه فشار خيلي سنگين است و اگر كسي بخواهد در قوه مجريه مشغول شود بايد آنقدر استخوان‌بندي قوي‌اي داشته باشد كه بتواند در برابر فشارها ايستادگي كند.

فرد مورد نظر ما براي رياست‌جمهوري كسي است كه نرم‌افزار امام و رهبري را خوب فهميده باشد. او بايد فردي باشد كه هوا و هوس نداشته باشد. مشكل ما اينجا است كه آقايان مي‌آيند روي اين كرسي (رياست‌جمهوري) قرار مي‌گيرند و بعد براي دوره بعدشان برنامه‌ريزي مي‌كنند. اما قانون اساسي مي‌گويد كه هر رييس‌جمهوري فقط مي‌تواند دو دوره اداره كشور را به دست بگيرد و حق ندارد از امكانات كشور براي دوره بعدي استفاده كند.

ولي آقايان مي‌آيند مي‌بينند كه رييس‌جمهوري خيلي زيبا و شيرين است و به همين خاطر براي دوره‌هاي بعدي برنامه‌ريزي مي‌كنند. الان سوال اين است كه علت و منشا تفاوت در مواضع و عملكرد آقاي احمدي‌نژاد در دوره نهم با دوره دهم چيست؟ اين مساله‌يي است كه چندان روشن نيست اما ما تابع ضوابط و شرايط هستيم.

من كه هيچ حتي اميرالمومنين نيز به منذر بن جارود فرمودند كه رفتار پدرت باعث شد كه من درباره تو اشتباه كنم. يعني وقتي معصوم به نيروي خودش اعتماد مي‌كند طبيعي است كه اينجا هم مسوولان به افراد خودشان تا وقتي كه كشف خلاف نشده باشد اعتماد كنند.
وقتي كشف خلاف شد هم مردم و مسوولان دچار تغيير مي‌شوند. ما هم تا مادامي كه آقاي احمدي‌نژاد در قالب استانداردها و شرايطي كه مقبول نظام بود حركت مي‌كرد تاييدش مي‌كرديم.

مشكل آقاي احمدي‌نژاد را اتفاقا من حضوري به خودشان گفتم. به ايشان گفتم شما مي‌توانستيد قهرمان تاريخي ملت ايران شويد. اما متاسفانه نشد. از اين بدتر نمي‌شود كه شما همه كساني را كه هوادارتان بودند به مخالفان خود تبديل كرديد. اينكه هنر نيست انسان اينطور عمل كند. ايشان شعارهايي كه الان مي‌دهند با شعارهاي گذشته‌شان تفاوت دارد. بله آدم‌ها دچار تغيير مي‌شوند...

به نظر شما چرا احمدي‌نژاد اين گونه شد؟


عوامل روحي، دروني و بيروني دارد. به هر حال فشارهايي كه هست و اينكه ايشان ببيند خواسته‌هايش عملي و ايده‌هايش اجرايي نشده مي‌تواند از جمله عواملي باشد كه ايشان را اين گونه كند.
اشكال كار اينجا است كه روساي جمهور نقش و جايگاه خود را با رهبري نظام اشتباه مي‌گيرند. هم تئوريسين مي‌شوند و هم فراتر از اختيارات خود را در قدرت اعمال مي‌كنند. در حالي كه نظام داراي تفكيك قوا است. 3 قوه زيرنظر رهبري است و رييس‌جمهور حاكم علي‌الاطلاق نيست. ولي فقيه بايد اعمال ولايت كند و اگر اين كار را انجام نداد ديگر معناي آن ولايت فقيه نيست.

يعني شما معتقديد كه احمدي‌نژاد اين كارها را به خاطر اينكه بتواند براي دولت بعدي كه تيم خودش باشد راي جمع كند؟

من نمي‌دانم. براي اين حرف‌ها هم نمي‌توانم سند و دليل داشته باشم. همين قدر مي‌توانم بگويم كه من در آقاي احمدي‌نژاد يك تغيير دارم مي‌بينم. اين تغيير هم در نگرش، رفتار و عملكرد ايشان قابل مشاهده است.

اين تغييري كه شما مي‌گوييد همان پيش‌بيني آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني نيست كه چند روز قبل از انتخابات 88 در نامه‌يي به رهبري آن را پيش‌بيني كرده بودند؟


كه چه؟

اينكه ايشان در نامه‌شان نوشته بودند كه دود اين آتش تصاعد خواهد كرد و تهمت‌هايي كه احمدي‌نژاد در مناظره‌ها مطرح كرده رهبري را نشانه گرفته است... اين تغييري كه در سال پاياني دولت شما مطرح مي‌كنيد آيا همان هشدارها و اخطارهايي نيست كه آقايان هاشمي، خاتمي و ديگران خيلي پيشتر از اينها داده بودند؟


رهبري به دنبال تحقق آرمان‌هاي ديني در نظام جمهوري اسلامي هستند و مبناي حركت ايشان هم آن اصول حاكم بر نرم‌افزار پيامبر است كه البته نگاه نرم‌افزاري امام هم روي همين اصول بنا شده بود.

اما در عين حال بايد توجه داشته باشيم كه ولي فقيه بعد از امام، مقلد امام نيست و او بايد تشخيص خودش را اعمال كند تا ولايتش انشا شود. حالا مي‌دانيم كه دولت جمهوري اسلامي ايران بالاخره بايد با راي مردم تعيين شود.
رهبري هم به دنبال اين هستند كه توسط همين دولت منتخب مردم، قوه قضاييه و همچنين مجلس شوراي اسلامي، آن نرم‌افزار بعثت اجرايي شود. حالا بياييم سه دولت آقايان هاشمي، خاتمي و احمدي‌نژاد را درباره اجراي اين نرم‌افزار مقايسه كنيم.

من اصلا كاري با صحبت آقاي هاشمي ندارم و نمي‌دانم ايشان با چه انگيزه‌يي با دولت مخالفت كردند كه چهار سال تمام رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام جلوي دولت ايستاد. اين اصلا چه مبنايي دارد و در كجاي دنيا بخشي از نظام به اپوزيسيون دولت تبديل مي‌شود؟
شما نگاه كنيد به انتخابات كشور ونزوئلا؛ مي‌بينيد آن كسي كه 47 درصد راي آورده چاوز را به عنوان رييس‌جمهور منتخب اين كشور كه 54 درصد راي آورده خيلي راحت مي‌پذيرد و به آقاي چاوز تبريك مي‌گويد.
اين اصولي است كه بين عقلا متداول است. اگر آقاي هاشمي در سال 84 رقيب آقاي احمدي‌نژاد بود بايد همراهي مي‌كرد يا اگر آقاي خاتمي در انتخابات 88 حرفي هم داشت راهش اين نبود كه...

اما خب آقاي هاشمي مي‌تواند بگويد كه مساله‌يي كه شما و دوستان‌تان الان در دولت يافته‌ايد و نامش را «جريان انحرافي» گذاشته‌ايد، دست‌كم سه سال پيش نسبت به آن هشدار داد. در واقع جرم هاشمي و خاتمي اين بود كه انحرافي را كه در دولت الان همه اصولگرايان بر آن تاكيد مي‌كنند چند سال زودتر تشخيص دادند.
البته اصلاح‌طلبان در عين اينكه منتقد سياست‌ها و روش‌هاي دولت‌هاي نهم و دهم بودند هيچ گاه دولت را به جن‌گير و رمال يا فراماسونر و بهايي متهم نكردند هر چند كساني كه اكنون چنين مسائلي را مطرح مي‌كنند قبلا از مديريت امام زماني بر كشور در دولت احمدي‌نژاد سخن مي‌گفتند...


درباره آقاي هاشمي هم همين حرف‌ها بوده است. در زمان آقاي هاشمي هم من افرادي را سراغ دارم كه دعا مي‌كردند لحظه‌يي از عمر ايشان كم نشود يا از خدا مي‌خواستند كه از ثواب كارهاي آقاي هاشمي چيزي هم نصيب آنها شود. بعد هم كه آنها از مواضع پيشين‌شان برگشتند وقتي از آنها دليل اين پشيماني را سوال مي‌كرديم مي‌گفتند كه ما نمي‌دانستيم كه اين‌طوري مي‌شود و نتيجه آن، حاكميت عناصري مانند عطاءالله مهاجراني مي‌شود كه هيچ اعتقادي به مباني ديني نداشته‌اند و ندارند. به هر حال مي‌توان گفت كه بستر جريان اصلاحات توسط كارگزاران فراهم شد.

اما آقاي هاشمي جواب‌شان مي‌تواند اين باشد كه اتفاقا به دليل اينكه بخشي از نظام و دولت به تعبير امام به دست نااهلان افتاده نتيجه‌اش اين شده كه شخصي مثل او كه از اعتبار منحصر به فردي نزد بنيانگذار جمهوري اسلامي برخوردار بوده است اكنون متهم به چنين اتهاماتي شود...


مگر اطرافيان آقاي هاشمي اهل بودند؟ مگر شما از پرونده‌ها و محاكمه‌ها خبر نداريد؟

نه حاج آقا! بحث اين است كه آقاي هاشمي مي‌تواند بگويد درست به دليل اينكه بخشي از انقلاب به تعبير امام به دست نااهلان افتاده است، آقاي هاشمي و تيم ايشان متهم به چنين اتهاماتي شده‌اند...

افراد دولت فعلي كه نااهل نيستند. اينكه در دولت نااهلان هستند ديدگاه ايشان است. چه كسي مي‌گويد كه اين دولت نااهل است؟ ما حق نداريم كه...

يعني شما قائل به وجود جرياني موسوم به انحرافي نيستيد؟

بحث انحراف يعني چه؟ من نمي‌دانم شما چرا اين مسائل را مطرح مي‌كنيد. من اصلا كاري با اين مقايسه ندارم كه بخواهم وارد جزييات شوم به اين دليل كه اين مسائل از حيطه اطلاعات من خارج است.
اما اينكه آقاي هاشمي هشدار داده است به هر حال ايشان يك شهروند نظام جمهوري اسلامي هستند. اما ايشان نقش اپوزيسيون بازي كرده است. رهبري نسبت به شعارهاي آقاي احمدي‌نژاد نظر مثبت داشتند وگرنه اين طور نبود كه ايشان از آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري حمايت كنند.

در آن روز هم كه اصلا بحث ايشان نبود. رهبري كلياتي را بيان فرمودند و مثل هميشه تنها به معيارها و ضوابط اشاره فرمودند. اما آقاي هاشمي از روز اولي كه آقاي احمدي‌نژاد آمد، تعابير بسيار زشتي را درباره ايشان به كار مي‌بردند. من نمي‌دانم واقعا آيا به كار‌گيري چنين تعابيري زيبنده يك روحاني است؟
من اصلا نمي‌دانم اين دو نفر از كجا با يكديگر خصومت و درگيري داشته‌اند...

اما هاشمي و خاتمي با وجود انتقادات بسياري كه به آقاي احمدي‌نژاد داشتند هيچ گاه مانند آيت‌الله مصباح دولت را به بزرگ‌ترين خطر از صدر اسلام تاكنون، نفوذ فراماسونري در آن و بدتر از بهاييت و... متهم نكردند.


من اصلا كاري با اين تعابير ندارم. آنچه مهم است اينكه رهبري به دنبال تحقق آرمان‌ها و ايده‌ها است. به همين دليل ايشان از هر كسي كه حرف‌ها، ايده‌ها و شعارهايش در اين راستا باشد حمايت مي‌كنند.

انصافا آقاي احمدي‌نژاد در دور اول رياست‌جمهوري‌اش به لحاظ شعارها، پركاري، احياي تفكر حضرت امام، ايستادگي در برابر امريكا و صهيونيست‌ها و بازگشت به ارزش‌هاي جامعه بسيار خوب عمل كرد و اوضاع را خيلي عوض كرد.

ببينيد ما نبايد بي‌انصافي كنيم و توجه داشته باشيم كه ميزان مانور ما را در دوران قبل از احمدي‌نژاد به حداقل رسانده بودند و ما در دنيا مشكل داشتيم. خود آقاي بوش گفت كه ما رفته بوديم مساله هسته‌يي ايران را حل كنيم ولي احمدي‌نژاد بساط ما را به هم ريخت.

دولت قبل از احمدي‌نژاد اصلا هسته‌يي را تعطيل كرده بود. شما توجه داشته باشيد كه اگر رييس‌جمهور كسي مانند شاه سلطان حسين باشد رهبري را نيز با مشكل مواجه مي‌كند. در دوران قبل از احمدي‌نژاد بحث هسته‌يي اصلا تعطيل شده بود و در آن قفل زده بودند. مجلس ششم درصدد نوشتن نامه به رهبري بود كه جام زهر بنوشد اما احمدي‌نژاد آمد و در اين معادلات تغيير به وجود آورد و جايگاه نظام را در جهان ارتقا داد.

اما خب تحليلي كه اينجا وجود دارد اين است كه احمدي‌نژاد در دوره پيش اين كارها را كرد تا بتواند اعتماد نظام را جلب كند تا دست او باز گذاشته شود كه در نتيجه بتواند به راحتي پيشنهاد ارتباط با امريكا را مطرح كند. چنانچه وي در سفر اخيرش به نيويورك چندين بار اين مساله را مطرح كرد و در طول عمر جمهوري اسلامي اين نخستين باري بود كه رييس‌جمهور ايران مستقيما بحث ارتباط با امريكا را آن هم در قلب نيويورك مطرح كرد.


ببينيد ما كه علم غيب نداشتيم. اين متاسفانه نوع ذائقه آدم‌هايي است كه مكتبي حقيقي نيستند. ارتباط با امريكا چيزي است كه هم آقاي هاشمي و هم خاتمي و هم احمدي‌نژاد به دنبال آن بوده‌اند و هر كدام‌شان هم مي‌خواستند اين مساله را به نام خودشان تمام كنند.

من نمي‌دانم اين كوفتي (ارتباط با امريكا) چه هست كه آقايان مي‌خواهند مدالش را بر گردن خودشان بيندازند. من واقعا نمي‌دانم الان در ذهن احمدي‌نژاد چه مي‌گذرد كه بحث ارتباط با امريكا را مطرح مي‌كند. در حالي كه اساسا اختلاف ما با امريكا يك اختلاف مبنايي است.
اصلا مگر امريكا با عربستان چه كرده است؟ امريكا الان چنگال خود را تا اعماق زندگي عربستاني‌ها فرو كرده و نمي‌دانم امريكا چه گلي به سر عربستان و كشورهاي همراه خود زده است كه بتواند بر سر ما هم بزند. مشكل ما با امريكا مبنايي است. ما دنيا را تكان داده‌ايم و زمينه تحول جهاني را فراهم كرده‌ايم. حالا واقعا مي‌خواهيم به امريكايي‌ها چه بگوييم؟ يك محاسبه كنيم ببينيم امريكا چه مي‌خواهد به ما بدهد و در ازاي آن چه چيزي مي‌خواهد بگيرد.

بنابراين مشكل ما با امريكا بر سر مباني است و به همين دليل براي قوه مجريه ما نيازمند كسي هستيم كه مباني محكمي داشته باشد و اين متغيرها در او تاثيري نگذارد. رييس‌جمهور بايد كسي باشد كه واقعا براي خدا كار كند نه اينكه اسير اين آدم و آن آدم بشود. تيم آقاي هاشمي، تيم آقاي خاتمي و تيم آقاي احمدي‌نژاد متاسفانه همه‌شان اين ضعف‌ها را داشته‌اند و دارند.

شما سال 88 در مصاحبه‌يي با روزنامه«شرق» با اشاره به مسائل بعد از انتخابات گفته بوديد كه اگر شوراي نگهبان دقت بيشتري در تاييد صلاحيت‌ها كرده بود آن وضع پيش نمي‌آمد. منظورتان هم احتمالا تاييد صلاحيت آقايان موسوي و كروبي بوده است. حالا بفرماييد الان كه كار آقاي احمدي‌نژاد به اينجا رسيده و شما هم به برخي از مشكلات‌تان با ايشان اشاره كرديد به نظر شما اين وضعيت حاصل بي‌دقتي كدام بخش‌هاي نظام است؟


اولا كه شوراي نگهبان علم غيب ندارد. ضمن اينكه دست اين شورا بسته است. حتي درباره ائمه معصوم هم گاهي چنين اتفاقاتي مي‌افتاده است. ائمه هم به افراد اعتماد مي‌كردند و تا مادامي كه آنها افراد خوبي بودند ائمه هم از آنها حمايت مي‌كردند و زماني كه منحرف مي‌شدند هم نظر ائمه تغيير مي‌كرد. اما به نظر من مشكل اينجا است كه دست شوراي نگهبان بسته است و ما نقص و خلأ قانوني داريم. اين جايگاه نظام نيازمند رجالي است كه با اين سقفي كه امروز در جامعه مي‌بينيم خيلي متفاوت است.

يعني درباره احمدي‌نژاد هم معتقديد كه شوراي نگهبان بايد دقت بيشتري مي‌كرد؟

نواقص و خلأ قانوني است. به نظرم بايد براي مجلس، خبرگان، شوراها و رياست‌جمهوري فكري اساسي شود. سقف اداره نظام متاسفانه سقف كوتاهي در نظر گرفته شده در حالي كه اين سقف خيلي بلند است و آدم‌هايي كه مي‌خواهند بيايند اينجا بايد از استانداردهاي ديگري برخوردار باشند.

بله به هر حال ما كه علم غيب نداشتيم تا بدانيم در ذهن آقاي احمدي‌نژاد چه مي‌گذرد و در آينده ايشان مي‌خواهد چه كار كند. اصلا خود اين مساله اعتماد به راي مردم است. نمي‌شود كه بگوييم راي مردم براي آقاي خاتمي معتبر و براي آقاي احمدي‌نژاد غيرمعتبر است.

ما نبايد اين نگاه دوگانه را داشته باشيم. راي مردم معتبر است. حالا اگر آقاي هاشمي با اين راي انتخاب شده باشد تا مادامي كه در چارچوب اصول حركت مي‌كند بايد احترام ايشان نگه داشته شود. اصلا امام و رهبري خيلي روي راي مردم حساب باز مي‌كردند و معتقد بودند كه خود مردم بايد بفهمند.

درباره آقاي بني‌صدر زماني شهيد بهشتي تعريف مي‌كردند كه خدمت امام رسيدند و از ايشان پرسيده بودند كه بالاخره بايد چه كاري با بني صدر بكنيم و امام فرموده بودند كه يك طرف بايد كوتاه بيايد.
آقاي بهشتي به امام گفته بودند شما به من بگوييد كوتاه بيا، من همين فردا روزنامه جمهوري اسلامي را كنترل مي‌كنم. بعد كه مسائل ادامه پيدا مي‌كند و دوباره آقاي بهشتي خدمت امام مي‌رسند، امام مي‌گويند مگر بني‌صدر را من به رياست‌جمهوري انتخابش كرده‌ام كه حالا بخواهم عزلش كنم؟

به هر حال مردم راي داده بودند و بايد متوجه شوند كه به آن كسي كه راي داده‌اند چقدر ظرفيت داشته است. رياست‌جمهوري كه انتصابي نيست. متاسفانه ما افراد غيرانتصابي را هم به رهبري مربوط مي‌كنيم. يعني ايرادات آن افرادي را هم كه مردم انتخاب كرده‌اند متاسفانه به رهبري نسبت مي‌دهيم در حالي كه واقعا اينطور نيست.

شما سال 88 مصاحبه‌يي مفصل، جذاب و خواندني با روزنامه «شرق» داشتيد كه حتما خاطره آن هنوز در يادتان مانده است. مي‌خواستم بپرسم آيا از شنيدن خبر توقيف روزنامه شرق ناراحت شديد؟

نه. ناراحت نشدم.

چرا؟

براي اينكه متاسفانه اين نشريات از آزادي سوءاستفاده مي‌كنند. نقد به سپاه با تخريب آن خيلي متفاوت است. نقد رزمندگان و جنگ با بازي كردن با ارزش‌هاي دفاع مقدس خيلي فرق مي‌كند. من فكر مي‌كنم بايد ريگي در كفش اينها باشد كه اينطوري عمل مي‌كنند. در نظام ما نقد وجود دارد و بدترين و تندترين حرف‌ها را درباره سپاه مي‌گويند. دليل آن را هم نمي‌دانيم. اتفاقا هم از طرف خارجي‌ها و امريكاييان و هم داخل كشور شاهد حمله به سپاه هستيم.
ظاهرا ديوار سپاه كوتاه است. من در مجموع تخريب را درست نمي‌دانم و اين خيلي بد است كه ما مساله‌يي را به بدترين شكل به مردم تحميل كنيم و بگوييم كه اين آزادي است.

اما پدر و پدر همسر طراح آن طرح رزمنده بودند و اصلا قصد اهانت به رزمندگان دفاع مقدس را نداشته است...

خب ما قصد و نيت او را نمي‌دانيم اما اثر او تخريبي بوده است. اينكه از خانواده رزمنده است نه‌تنها مجوز چنين اقدامي نخواهد بود بلكه مسووليت ايشان را سنگين‌تر مي‌كند. چه بسا افرادي كه در دوره‌يي رزمنده و حامي ولايت بودند اما در چرخه حركت زمان دچار استحاله شدند.

بسيار خب. شما از توقيف شرق ناراحت نشديد. آيا از اظهارات اخير آقاي احمدي‌نژاد كه خطاب به دانش‌آموزان با كنايه گفته بودند كه برويد چندتا عكس با چفيه بگيريد ممكن است بعدا براي تبليغات به دردتان بخورد چطور؟ از اين صحبت ايشان هم ناراحت نشديد؟

اين نوع رفتار را كه من تاييد نمي‌كنم. من نمي‌دانم اين حرف‌هاي آقاي رييس‌جمهور يعني چه و از سوي ديگر مي‌دانيم كه چند وقت پيش دور گردن مجسمه كورش چفيه انداختند و گفتند كه كورش هم بسيجي بود.

من معتقدم كه اين نوع كارها و حرف‌ها اصلا درست نيست و ما بالاخره اگر مردم را قبول داريم بايد آنها را عاقل و هوشمند بدانيم. همينطور هم هست و مردم ما به لحاظ تراز هوشمندي از ميزان بالاي هوش برخوردار هستند.

اين مردم متوجه خيلي مسائل هستند و خيلي از اين مسائل را حتي بر زبان هم نمي‌آورند و بعد گاهي مي‌بينيم در جايي چيزي را اظهار مي‌كنند كه مي‌فهميم مردم چقدر به اين نوع رفتارها توجه دارند.
روزنامه هم بايد حرف خودش را بزند و نقدش را داشته باشد اما اين طور نيست كه اگر كسي فرزند رزمنده يا شهيد بود بتواند هر كار نادرستي را انجام بدهد. ما از اين مسائل كم نداشته‌ايم.

كسي بوده كه همسر شهيد يا فرزند شهيد بوده اما مشكلات بسياري در طول زمان پيدا كرده است. هر آقازاده‌يي كه خوب نيست و هر آقا زاده‌يي هم آقازاده بد نيست.