عاشوراي61- عاشوراي88- عاشوراي92‏

مردان کارزار سياست، بايد بدانند و آگاه باشند که بر روزگار، زمانه‌هايي مي‌گذرد که فعل قبيح در گروه‌هايي از مردم، چنان اپيدمي و همه‌گير مي‌شود که ذهن نادقيق، ممکن است آن را معمولي و سهل بگيرد، ولي فقط در چرخش روزگار است که معلوم مي‌شود که آن فعل، تا چه اندازه قبيح بوده است.
نمونه تام اين دست رويدادها و آن دست چرخش روزگارها، ماجراي عاشوراي سال شصت و يک هجري است که در آن هنگام، سي هزار نفر گمان کردند که در دست زدن به سبعانه‌ترين جنايت‌ها، مرتکب فعل معمول مي‌شوند، ولي اندکي از چرخش روزگار، بر خود آنها معلوم کرد که مرتکب شنيع‌ترين افعال تاريخ شده‌اند.
نمونه ديگر رفتارهاي شنيع معمول در جماعت‌هاي خودفريفته، عاشوراي هشتاد و هشت خورشيدي بود که عده‌اي چنان دور هم گرم سياه‌کاري شدند و کارهاي قبيح انجام دادند، که وحشيانه، بر برهنه ساختن يک جوان، صحه گذاشتند. البته پيش از آن، به هتک حرمت مام ميهن مشغول بودند، ولي برهنه ساختن آن جوان، سمبلي شد براي آشکار شدن خداجو نبودن و شيطان‌صفتي فتنه‌گران، پس از شش ماه سياه‌کاري و شيطان‌صفتي.
اين روزها، استقبال اصلاح‌طلبان از رويدادهاي اوکراين، نمونه ديگري شده است که نشان مي‌دهد، خط سياه‌کاري در اين جماعت ناتمام است. اتفاقات جاري در اوکراين، نشان دهنده آن است که اصول مسلم حقوق بين الملل، به طرز قبيحي در حال نقض هستند، بدون آنكه سخني به اعتراض از سوي نهادهاي جمعي دنيا برآيد. انگار، ديگر، مداخله بي‌پرده در امور داخلي يک کشور، و نقض استقلال يک دولت ملت، يک اصل به رسميت شناخته حقوقي نيست. از آن بدتر، مردمي هستند که خودشان به سياستمداران خارجي خوشامد مي‌گويند تا کشور خود را به آنها بفروشند.
ماجراي اوکراين که انگار به دهان روشنفکر کارگزار و اصلاح‌طلب شيرين آمده، استمرار همان خطي است که مجوزهاي سازمان ملل به ناتو براي مداخله در کشورها، و بروز جنگ نيابتي در سوريه تبلورهاي يک اپيدمي غيرمنطقي و هولناک هستند، که لشکرکشي سبعانه غرب و غرب‌گرايان را مشروع جلوه مي‌دهد.
آيا با تکرار آغاز قرن بيستم مواجهيم، وقتي که نيهيليسم پايان قرني، نخبگان و توده‌هاي مردم را کرخت کرد تا رفتارهاي شنيع را تحمل کنند؟ آيا دنيا، مجدداً به سوي ناکجاآبادي از شر و شرارت رهسپار است؟
‏‏ حکايت روشنفکر کارگزار و اصلاح‌طلب
حکايت روشنفکر کارگزار و اصلاح‌طلب هم، حکايت غرقه شدن در چنين پنداري است: رفتارهاي شنيع معمول در جماعت‌هاي خودفريفته.
از وانفساي هشتاد و هشت که به همين جهت وانفسا بودن، "فتنه" نام گرفت، روشن‌فکر کارگزار و اصلاح‌طلب در محافل خود گير کرد، و کارهاي ناگفتني از او سر زد، شيوه‌هاي شرم‌آوري براي رسيدن به مقاصد نامشروع خود انتخاب نمود، و بي‌پرده به مردم خويش خيانت ورزيد. جالب آن که هنوز بيدار نشده است و ادامه مي‌دهد. او به بي‌شرمي‌هاي خود ادامه مي‌دهد. وقتي روشن‌فکر کارگزار و اصلاح‌طلب، که کشور خود را لااقل براي نيم قرن عقب انداخته، بي‌شرمانه از "بخشش دو جانبه" حرف مي‌زند، اين نشان مي‌دهد که اين روشن‌فکر، به مصيبت اشقياي کربلا گرفتار است. در گروهي براي خود مي‌گويند و براي خود هورا مي‌کشند. البته او از بي‌شرمي‌هاي خويش، طرفي نبسته است و نمي‌بندد، ولي آن چه براي خود مي‌افزايد، سياه‌رويي و سياه‌روزي در حافظه تاريخي ملت است. آن‌ها گرم‌اند و خطاهايشان از شماره برون تاخته.
وقتي روشن‌فکر کارگزار و اصلاح‌طلب، طوري به بازتاب ويژه و جانب‌دارانه وقايع اوکراين در مطبوعات زنجيره‌اي مشغول است، تو گويي آن‌ها آرزو مي‌کنند که در سفارت انگليس باز شود، و آن‌ها ضمن تناول مجدد پلو در باغ سفارت، سفير انگليس را به مداخله در کشور خود فرا بخوانند، معلوم مي‌شود که اين روشن‌فکر به مصيبت اشقياي کربلا گرفتار است؛ در گروه‌هايي گير کرده است که پيوسته براي او هورا و هوار مي‌کشند.
وقتي پرده از وقايع تلخ سفارت يونان، روبه‌روي اسنودن‌خانه سابق آمريکا، و وطن‌فروشي بي‌پرده آن دو نفر، و همچنين، دم و دستگاه مسئولي که پس از آن رويداد سياه، حتي از احضار سفير يونان پرهيز کرد؛ اين‌ها وقايع فوق‌العاده شرم‌آور، مهيب و شنيعي هستند که تنها از سياه‌کاران گرم و داغ برمي‌آيد. آن‌ها گرم‌اند و بدجوري از احوال خود غافل.
اکنون، در آستانه اربعين و سالگرد نه دي، روشن‌فکر کارگزار و اصلاح‌طلب، مي‌تواند به اين خيل عظيم راه پيما به سمت حضرت حسين عليه‌السلام بنگرد، و لااقل اين عبرت را بگيرد که رفتار خود را به ترازوي حسين عليه‌السلام بسپارد. اين قطعاً از ولنگاري پسامدرنيستي او بهتر است. اين چه ذلتي است که او براي رسيدن به آرمان بي‌آرماني خود به آن تن مي‌دهد؟ به سفارت بيگانه، مقابل اسنودن‌خانه سابق آمريکا، برود؛ حجاب نداشته را از سر بردارد؛ و به بهاي خيانت به ملت خويش، مزد خود را تحويل بگيرد.‏
دکتر حامد حاجي‌حيدري

اظهارات تکان‌دهنده درباره زلزله قطعی تهران

دکتر پرویز پیران در نشست خبری کنفرانس ملی مدیریت بحران و HSE با بیان اینکه بحث آموزش و نهادینه کردن آموزش در حوزه امدادرسانی را باید به عنوان یک مساله استراتژیک بررسی کرد، گفت: باید آموزش‌ها به گونه‌ای باشد که هر فرد هنگام وقوع حوادثی نظیر زلزله، وظیفه خود را بداند و طوری نشود که مردم، دستگاه‌ها‌، سازمان‌ها و ... سبب بروز اخلال در کار یکدیگر شوند.

به گزارش ایسنا، وی با بیان اینکه رسانه‌ها باید به حضور مردم در این حوزه کمک کنند، گفت: در بحث زلزله تهران گسلی 90 کیلومتری از دماوند تا هشتگرد را داریم که بر اساس نتایج تحقیقات، در صورت فعال شدن این گسل، دست‌کم 750 هزار نفر جان خود را از دست خواهند داد.

پیران با اشاره به قرار گرفتن گسل فشافویه در سوی دیگر پایتخت، اظهار کرد: در صورت فعال شدن این گسل نیز دستکم 830 هزار نفر جان خود را از دست خواهند داد.

این مشاور ارشد سازمان ملل متحد با بیان اینکه نتایج اعلام شده، حاصل تحقیقات جایکاه در حدود چند سال پیش است، گفت: بر اساس همین تحقیقات در صورت بروز زلزله در تهران، 65 درصد از خانه‌های نوساز نیز فرو خواهند ریخت.

وی با انتقاد شدید از نحوه مکانیابی فضاهای مسکونی، اظهار کرد: بسیار عجیب است که ما بارهای جمعیتی خود را بر روی گسل‌ها، جایابی و فعال کرده‌ایم که متاسفانه این امر ناشی از فسادی است که در ساخت و سازها وجود دارد و همچنین کیفیت نامرغوب مصالح نیز می‌تواند خسارات این حوزه را افزایش دهد.

پیران با بیان اینکه احتمال تخریب قریب به 80 درصد بیمارستان‌ها در زلزله تهران وجود دارد، خاطر نشان کرد: برابر آمارها در سطح تهران، 70 میلیون موش و میلیون‌ها سوسک داریم که در صورت بروز حادثه، این حیوانات موذی به سطح شهر و کنار مردم خواهند آمد.

زنده ماندن در زلزله با هشت درصد هزینه بیشتر

این مشاور ارشد سازمان ملل متحد با اشاره به یکی از اصولی که در معماری و شهرسازی وجود دارد، خاطر نشان کرد: بر اساس این اصل گفته می‌شود که اگر فردی هنگام ساخت منزل مسکونی خود هشت درصد بیشتر از هزینه معمول خرج کند، حداقل در زمان وقوع زلزله، کشته نخواهد شد.

این استاد بازنشسته شده از دانشگاه علامه در دولت دهم با بیان اینکه چنین اقداماتی نیازمند ارائه آموزش به شهروندان است، گفت: امروزه برای زلزله‌های بالای هفت ریشتر باید به مردم آموزش دهیم و از بیان واقعیت به آنان تأسی نداشته باشیم.

از فرشته تا طالقانی روی گسل!

وی با بیان اینکه امروزه خیابان‌هایی مانند فرشته، کریمخان، طالقانی، محمودیه، داوودیه و ... هر کدام روی یک گسل قرار گرفته‌اند، خاطر نشان کرد: پیش از انقلاب، شبکه‌های برق‌رسانی از زیر زمین عبور داده می‌شد و این در حالی است که امروزه متاسفانه شاهد این موضوع هستیم که کابل‌های فشار قوی برق نیز از بالای اتوبان‌ها و خیابا‌ن‌ها عبور داده می‌شوند که این موارد خطر‌آفرین است.

پیران با بیان اینکه امکان اطفای حریق در ساختمان‌های بیشتر از شش طبقه را با امکانات فعلی نداریم، گفت: در صورت وقوع زلزله یا حادثه‌ای در تهران، فاجعه‌ تهران، فاجعه‌ای جهانی خواهد شد.

این مشاور ارشد سازمان ملل متحد درباره احتمال وقوع زلزله و امکان پیش‌بینی زمان قطعی وقوع آن نیز خاطر نشان کرد: امکان پیش‌بینی زمان وقوع زلزله وجود ندارد و به تازگی چینی‌ها و ژاپنی‌ها با تحقیقات خود تنها می‌توانند چند ثانیه زودتر از وقوع، زلزله را پیش‌بینی کنند.

قطعا در تهران زلزله رخ می‌دهد

پیران با بیان اینکه بحث روی زلزله تهران بر اساس داده‌های تاریخی و علمی است، گفت: از رفتار گسل‌های تهران می‌توان فهمید که قطعا در این شهر زلزله رخ خواهد داد، اما اینکه چه زمانی، چگونه و با چه قدرتی حادث خواهد شد، معلوم نیست.

وی با بیان اینکه متاسفانه هیچ نوع شعور اجتماعی بلاخیزی در میان اغلب ایرانیان نهادینه نشده است، تصریح کرد: به عنوان مثال زمانی که زلزله رخ می‌دهد، عده‌ای برای کمک‌رسانی به محل می‌روند، عده‌ای دیگر نیز با قصد سودجویی، اقدام به سرقت اشیاء می‌کنند و در این میان همهمه و هرج و مرج پدید می‌آید.

این مشاور ارشد سازمان ملل متحد با تاکید بر اینکه برای بحث زلزله نیازمند مدیریت واحد شهری هستیم، گفت: در آستانه دهمین سالگرد زلزله بم قرار داریم و متاسفیم از اینکه می‌گویند باز هم عده‌ای مشغول ساختن خانه‌های جدید برای قشر محروم این شهر روی گسلی دیگر هستند و باید پرسید این بار در صورت زلزله احتمالی، چند هزار تن کشته خواهند شد.

مکانیابی درستی برای مسکن مهر صورت نگرفته است

خانه‌سازی روی تپه‌های دفع زباله!

پیران درباره وضعیت ایمنی مسکن مهر و مقاومت این سازه‌ها در برابر حوادث احتمالی نیز به ایسنا گفت: متاسفانه بحث ایمنی مسکن مهر فراتر از نوع سازه و ساخت و ساز آن است و باید گفت که اصلا جایابی درستی برای ساخت مسکن مهر انجام نشده است.

وی با بیان اینکه در برخی از مناطق بر روی تپه‌های دفع زباله‌ اقدام به ساخت و ساز مسکن کرده‌اند، گفت: درباره مسکن مهر، وزارت مسکن و شهرسازی نیز چندی پیش آن را دارای مشکلات مختلف عنوان کرد.

این مشاور ارشد سازمان ملل متحد با بیان اینکه امروزه عمده افرادی که اقدام به خرید مسکن مهر کرده‌اند، به دنبال اجاره دادن منزل خود و بازگشت به شهر هستند، خاطر نشان کرد: طبیعی است که نمی‌توان کارگر یا کارمندی را روزانه 50 کیلومتر از محل کار به خانه‌اش جابجا کرد.

به گفته پیران، در بخش مسکن مهر مشکلات بسیاری وجود دارد که باید به آن پرداخته شود.

این استاد دانشکده شهرسازی و معماری دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به ضرورت آگاهی‌بخشی به افراد، خاطر نشان کرد: در صورتی که شهروندان نسبت به اصول ایمنی خود آگاهی داشته باشند، دستگاه‌های دولتی نیز خود را ملزم به اجرای آن خواهند دید.

موسسه گالوپ: ایران،‌ منفورترین کشور میان مردم آمریکا شناخته شد!

در نتیجه تبلیغات گسترده رسانه ای علیه ایران؛
در این نظرسنجی،ایران منفورترین کشور میان مردم آمریکا معرفی شده است که نشان از تاثیر تبلیغات سنگین رسانه ای تندروها در آمریکا علیه کشورمان دارد.
نتایج یک نظرسنجی که توسط موسسه معتبر گالوپ در امریکا منتشر شده است، دیدگاه مردم آمریکا نسبت به کشورهای مختلف دنیا را به تفکیک و با جزئیات مشخص کرده است.

به گزارش سرویس بین الملل تیک Tik.ir، در این نظرسنجی،ایران منفورترین کشور میان مردم آمریکا معرفی شده است که نشان از تاثیر تبلیغات سنگین رسانه ای تندروها در آمریکا علیه کشورمان دارد.

بر طبق این نظرسنجی تقریبا هر 9 نفر از هر 10 آمریکایی دیدگاه بدی نسبت به ایران دارند. به عبارتی ایران در میان 22 کشوری که مورد سوال قرار گرفته از کمترین محبوبیت در میان مردم آمریکا برخوردار است.

هفت کشور بعدی به ترتیب کره شمالی، پاکستان، سوریه، فلسطین، افغانستان، عراق و لیبی هستند که حدود 70 درصد مردم دیدگاه منفی نسبت به این کشورها دارند. حدود 80 درصد مردم تصویر مثبتی از کشورهای کانادا انگلیس آلمان و ژاپن به عنوان محبوبترین کشورها در ایالات متحده داشته اند. نکته حائز اهمیت این است که مردم آمریکا از میان 22 کشور مورد بررسی نسبت به 15 کشور دیدگاه منفی دارند.

در جدول ذیل به ترتیب محبوب ترین کشورها در نزد مردم آمریکا در ابتدای لیست و منفورترین ها هم در انتهای لیست آورده شده است:

نام کشور

درصد دیدگاه مثبت

درصد دیدگاه منفی

کانادا

91

5

انگلستان

88

8

آلمان

85

10

ژاپن

81

15

فرانسه

73

22

هند

68

23

اسرائیل

66

29

مکزیک

47

49

روسیه

44

50

چین

43

52

ونزوئلا

40

47

مصر

40

53

عربستان سعودی

36

58

کوبا

34

59

لیبی

20

72

عراق

19

76

افغانستان

15

80

فلسطین

15

77

سوریه

14

75

پاکستان

14

81

کره شمالی

12

84

ایران

9

87

 

افراطيون از عوام گرايي به عوام سواري رسيدند؟

در سالهاي اخير و بويژه از آغاز دولت احمدي نژاد، بحث پوپوليسم يا عوام گرايي در ميان نخبگان سياسي كشور به صورت جدي مطرح گرديد و مورد انتقادات فراواني قرار گرفت.

سياستهاي پوپوليستي احمدي نژاد كه از سخن گفتن به زبان مردم كوچه و بازار و استفاده از واژگاني نظير" اون ممه رو لولو برد"، "اونقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه دانتان پاره شود" يا "مرده شور خودتان و ميز مذاكره تان را ببرد" و رفتارهاي پوپوليستي يعني دامن زدن به موج نامه نگاري به رئيس‌جمهور و دريافت ده‌ها ميليون نامه در سفرهاي استاني كه گاه از جمعيت استان نيز بيشتر مي‌شد گرفته تا سياستهاي اقتصادي پوپوليستي يعني نابود كردن سيستم بانكي و ايجاد سونامي نقدينگي با طرح بنگاه‌هاي زودبازده و پرداخت يارانه‌هاي نقدي را در برمي گرفت، تا ديپلماسي پوپوليستي يعني سرمايه‌گذاري سنگين بر آمريكاي لاتين و لغزخواني بي‌دليل در برابر قدرتهاي بين‌المللي كه به تحريمها و انزواي كشور منجر شد.

اما گرچه يك روي سياستهاي پوپوليستي عدم توجه به ايجاب‌ها و مصلحت‌هاي كارشناسي وعلمي بود كه از سوي نخبگان تشخيص داده مي‌شد اما روي ديگر آن دست كم اين بود كه مردم عادي و فاقد تحصيلات و دانش خاص كه كمتر به پيامدهاي و عواقب اين سخنان و اقدامات توجه مي‌كردند، از اين نوع حركتها لذت مي‌بردند و در واقع عمدتا اين طيف حاميان اجتماعي احمدي نژاد را تشكيل مي‌دادند كه البته پس از چند سال و به خصوص در دوسال پاياني دولت احمدي نژاد كه عواقب آن اقدامات و سياستها مشخص شد، حتي همين عوام نيز با سياستهاي پوپوليستي مخالف شدند و به شدت بدنه اجتماعي حامي احمدي نژاد ريزش كرد.

اما اكنون و پس از پيام روشن انتخابات 24 خرداد در رد سياست‌هاي پوپوليستي از سوي مردم، افراطيون به جاي آنكه در جهت اصلاح خود قدم بردارند، گام را به عقب نهاده و مي‌خواهند از عوام گرايي به عوام سواري برسند.

عوام گرايي اين است كه صاحبان قدرت با استفاده از ادبيات و سياستهاي مورد پسند عوام، حمايت اجتماعي در لايه‌هاي پايين‌تر جامعه به جهت تحصيلات و سطح آگاهي را بدست آورند و حمايت عوام را در برابر انتقادات نخبگان قرار دهند.

اما عوام سواري كه اين روزها از سوي جريان افراطي كشور در حال اجراست و احتمالا در آينده پيش رو تقويت خواهد شد، حتي به اندازه ادبيات و سياستهاي مورد پسند عوام نيز حاضر نيست به آنها امتياز بدهد، و مي‌خواهد تنها از تابلوي عوام براي زدن حرفهاي خود استفاده كند.

در واقع جريان افراطي مواضع نخ نما و بدون منطق خود را كه اگر به صورت رسمي در محافل كارشناسي و دانشگاهي مطرح شود، با واكنش منطقي و محكم نخبگان و كارشناسان مواجه شده و بي‌اساس بودن آن اثبات مي‌شود را از زبان مردم عادي مطرح مي‌كند.

براين اساس شيوه سنتي نگارش مواضع مورد نظر توسط اطاق به اصطلاح فكر جريان افراطي و سپس القاي اين مواضع از زبان مردم عادي و صنوف مختلف، امري است كه بيش از گذشته در رسانه ملي و ساير رسانه‌هاي تحت سلطه جريان افراطي ديده مي‌شود.

جالب‌تر آنكه جريان افراطي، هر انتقادي به اين شيوه غيراخلاقي و غيرحرفه‌اي را توهين به مردم قلمداد مي‌كند و به اين پرسش پاسخ نمي‌دهد كه در كدام كشور توسعه يافته و داراي آزادي‌هاي قابل قبول سياسي و اجتماعي، مسايل كارشناسي را از طريق پخش نظرات سازماندهي شده يك جريان سياسي از زبان مردم عادي به پيش مي‌برند؟

در حالي كه اين اقدام بدترين نوع توهين به مردم است و اگر سران افراطيون به مردم اجازه اظهار نظر آزادنه را بدهند، متوجه خواهند شد كه سطح شعور و آگاهي بسياري از مردم عادي كه داراي شغلها و تحصيلات معمولي هستند، به آن اندازه رسيده است كه مصلحت خود را تشخيص دهند و اتفاقا به همين دليل همين مردم عادي در جريان انتخابات اخير و با وجود رقابت نابرابر و غيرمنصفانه‌اي كه جريان افراطي با بهره گيري از تمامي امكانات موجود از قبيل صداوسيما و امكانات دولتي و بيت المال انجام داد، جريان اعتدال با اعتماد همين مردم توانست به گونه‌اي پيروزي را به دست آورد كه آراي كانديداي جريان اعتدال حدود 5 برابر نماد جريان افراطي بود.

تجربه تاريخي نيز نشان مي‌دهد كه مردم ايران همواره منشي عزت مندانه داشته‌اند و اگر رجال سياسي با آنها از سر احترام و توجه به نظرات و خواسته هايشان وارد شده اند، از آنها حمايت كرده‌اند. اما اگر مردم احساس كنند جرياني مي‌خواهد از آنها سواري بگيرد و به نام مردم منافع خود را تامين كند، آن گونه او را به زمين مي‌زنند كه ديگر ياراي برخاستن نداشته باشد.

اكنون نيز كه نياز جريان افراطي با استفاده از بخشهاي مهمي از صداوسيما، ده‌ها خبرگزاري و سايت پرهزينه و چندين روزنامه كه همگي از بيت المال تامين مي‌شود، قصد دارد به نام مردم و ارزشها به سوءاستفاده و سواري گرفتن بپردازد و هنوز تلاش مي‌كند پيام انتخابات گذشته را نشنيده بگيرد، بايد توجه كند كه عاقبت اين شيوه، با سر به زمين خوردن است و بهتر است به جاي سوء استفاده از نام مردم، مواضع خود را به صورت شفاف از زبان خود يا حداكثر نمايندگاني كه با راي حداقلي و در غياب رقباي واقعي به مجلس فرستاده است، اعلام نمايد تا مردم نيز در انتخابات آينده مجلس نسبت به تعيين نمايندگان خود تصميم بگيرند.

دستگیری توزیع کنندگان گوشت الاغ بدبخت در مشهد

در پی کسب اطلاعات مردمی مبنی بر رفت‌وآمد افراد مشکوک به داخل ساختمانی در منطقه همت‌آباد و همچنین انتشار بوی نامطبوع  از آن منطقه کارآگاهان مبارزه با سرقت  پلیس آگاهی با هماهنگی دستگاه قضایی بلافاصله وارد  آن محل شدند.کارآگاهان به محض حضور در مکان مورد نظر  به بقایای چند الاغ سلاخی شده در آنجا برخوردند و در بررسی دقیق از محل، مقادیری گوشت الاغ نیز کشف شد.ماموران انتظامی چند نفر را که اقدام به سلاخی الاغ می‌کردند دستگیرکردند و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری دیگر همدستان آنان آغاز شده است.

1850947_678

سخنان رهبری در ديدار هيئت رزمندگان اسلام‌

اعضای ستاد مركزی هیئت رزمندگان اسلام در تاریخ  بیستم آبانماه امسال، مصادف با هفتم محرم‌الحرام ۱۴۳۵ با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار كردند. رهبر انقلاب در این دیدار رهنمودهایی درباره هیئات مذهبی و مجالس عزاداری اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام ارائه فرمودند.

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن بیانات ایشان در این دیدار را در آستانه اربعین حسینی منتشر میكند.
 
بسم‌‌الله‌‌الرّحمن‌‌الرّحيم‌‌

 هيئت رزمندگان يك پديده‌‌ى مباركى است؛ نَفْس اينكه رزمندگان ما هيئت عزادارى تشكيل بدهند - محور و نقطه‌‌ى ثقل اصلى هم عزادارى عاشورا است؛ بقيّه‌‌اى كه فرموديد، اينها حواشى لازم و خوبى است، امّا آن نقطه‌‌ى ثقل، احياى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌يابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است - چيز بسيار مبارك و مهمّى است.

 يك نكته اين است كه اصل انتساب هيئت به رزمندگان، يك معناى مهمّى دارد. رزمندگان يعنى كسانى كه در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت كردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله يعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فكرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اينها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اينها هم هست. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدايند - يكى از خصوصيّات مجاهدت و معناى جهاد اين است كه دشمن در مقابل انسان باشد؛ هر تلاشى را جهاد نميگويند؛
ممكن است كسى يك كار علمى‌‌اى هم بكند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حركتى است كه در مواجهه‌‌ى با يك خصم، با يك دشمن، انجام ميگيرد - و اين خصوصيّت را دارند، اين روحيّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارك است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نيستند - حالا كم يا زياد؛ يك وقت مثل ما دشمن زياد دارند، يك وقت هم اين قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند - و اگر چنانچه اين جامعه در درون خود يك نيروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌كننده‌‌اى داشته باشد كه همان مبارزين و رزمندگان و مجاهدين هستند، ميتواند احساس امنيّت بكند؛ والّا اگر اين را نداشته باشد، مثل بدنى است كه در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفيد را كه مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بيمارى‌‌ها بر اين جامعه ممكن است عارض بشود. اينكه اين مجموعه بيايند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسين‌‌بن‌‌على (عليهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، اين خيلى كار مناسب و لازمى است. بنابراين نَفْس اين انتساب، يعنى انتساب هيئت عزادارى به رزمندگان، چيز مباركى است، چيز خيلى خوبى است، اين را رها نكنيد و هر چه ميتوانيد حفظ كنيد و نگه داريد.

 نكته‌‌ى ديگر اين است كه اسم هيئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ ميگويند فلانى هيئتى عمل ميكند، يعنى بى‌‌نظم عمل ميكند. تقريباً ميشود گفت  شما اوّلين كسانى هستيد كه آمديد اين مجموعه‌‌اى را كه گويا طبيعتش طبيعت "بى‌‌نظمى" است، تحت نظم درآوريد؛ اين خيلى چيز خوبى است.

 خب، هيئتى بودن - كه به اصطلاح تعبيرى از بى‌‌نظم بودن است - به‌‌خاطر چيست؟ به‌‌خاطر اين است كه وقتى كسى وارد هيئت امام حسين ميشود هيچ‌‌كس به او نميگويد فلان جا بنشين، فلان جا ننشين؛ فلان جور بنشين، فلان جور ننشين؛ كِى بيا، كِى برو؛ كاملاً همه‌‌ى تحرّكات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است كه آن هم ناشى از ايمان آنها است؛ اين چيز خيلى خوبى است، اين را بايد نگه داريد؛ يعنى ارتباط هيئت را به ايمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گيرايى خود هيئت و خود اين كانون را براى دلهاى مردم بايد نگه داريد، اين را بايد حفظ كنيد، يعنى جورى نشود كه حالت ادارى و مانند اينها پيدا بكند.

به نظر من مراكز شماها حسينيّه‌‌ها است. شما مركز ادارى نميخواهيد؛ حسينيّه، هيئت، مسجد، مراكز شما اينها است. يعنى اگر آمديم ما اينجا را وابسته كرديم به يك اداره‌‌اى و يك ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اينها، اين ديگر هيئت نميشود؛ ميترسم اشكال پيدا بكند، نميگويم قطعاً هيئت نميشود، امّا به نظرم ميرسد كه طبيعت كار هيئت اين است كه مردم با عشق و شور و اشك بيايند طرف مجلس امام حسين؛ اين است كه اثر ميكند؛ اين است كه از دلش اين انقلاب ميجوشد، يا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى ميشود.

 نكته‌‌ى بعد كه خيلى مهم است، همين مسئله‌‌ى تربيت نيروها يا حراست از نيروهاى گوينده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ اين خيلى مهم است. واقعاً يكى از گرفتارى‌‌هاى ما اين است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نيست، مدّاح و غير مدّاح ندارد. از كسانى كه در اين ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند - اعم از مدّاح و منبرى و مانند اينها - مواردى ديده شده كه حرفهاى نامناسبى از اينها صادر شده. يك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ايم، يك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آيد بيرون، چيزى نيست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نيست؛ يك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داريم، گاهى اين جمعيّت تبديل ميشود به جمعيّتهاى ميليونى به‌‌خاطر انتشار؛ اينجا بايد محاسبه بشودكه تأثير يك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چيست. يك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول ميكنند، و يك معرفت غلطى پيدا ميكنند؛ يك عدّه‌‌اى آن را استنكار ميكنند و اين استنكار موجب ميشود كه از اصل دين زده بشوند؛ بين كسانى و كسانى سرِ اين حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببينيد، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آيد براى يك حرف غلطى كه يك نفر ميزند. از قديم ديده بوديم ما - مخصوص حالا نيست؛ از بچّگى ميرفتيم روضه و پاى منبر - گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هايى ميخواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا ميخواندند؛ براى اينكه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گريه كنند. مگر به هر قيمتى بايد اين كار را كرد؟ حادثه را بيان كنيد؛ با هنرمندى بيان كنند تا مردم دلشان شيفته بشود و منقلب بشود، نه اينكه خلاف بگويند. حالاها هم ميشنوم، منبرى يا مدّاح سر منبر خطاب به اميرالمؤمنين ميكند و ميگويد آقا هرچه دارى از امام حسين دارى! شما فكرش را بكنيد! اين چه حرفى است و اين چه مُهمل‌‌گويى‌‌اى است كه كسى اين‌‌جور درباره‌‌ى اميرالمؤمنين حرف بزند؟ امام حسين هرچه دارد از اميرالمؤمنين دارد، امام حسين هرچه دارد از پيغمبر دارد؛ چرا نميفهمند اين معانى و اين مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بيايد ميگويند؛ يعنى اينها را خيلى بايد به‌‌نظر من بزرگ بشمُريم.

 يك نكته هم همين مطلبى است كه آقاى نجات اشاره كردند كه درست هم هست. هيئتها نميتوانند سكولار باشند؛ هيئتِ امام حسينِ سكولار ما نداريم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسين است، يعنى علاقه‌‌مند به اسلام سياسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسين اين است. اينكه آدم در يك مجلس روضه يا هيئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سياسى بشود، اين غلط است. البتّه معناى اين حرف اين نيست كه هر حادثه‌‌ى سياسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما بايد حتماً در مجلس روضه آن را با يك گرايش خاصّى - حالا يا اين طرف، يا آن طرف - بيان كنيم و احياناً با يك چيزهايى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام (رضوان الله عليه) در اين مملكت ترسيم كردند و باقى گذاشتند، اينها بايستى در مجموعه‌‌ها و مانند اينها حضور داشته باشد.

 به هر حال كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شايسته‌‌ترين مجموعه‌‌هايى كه ميتوانند براى امام حسين عزادارى كنند، واقعاً همين مجاهدين فى‌‌سبيل‌‌الله‌‌اند، همين رزمندگانند، همين جوانها هستند؛ و شما اين را قدر بدانيد و اين را هدايت كنيد؛ هدايت كنيد. اين ميتواند يك چشمه‌‌ى خورشيد و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دلهاى مخاطبين كه بتواند اينها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دينى بالا ببرد.

 چقدر خوب است كه در محافل هيئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزيده بشود؛ چقدر خوب است كه در اين نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامين اسلامى، مضامين انقلابى، مضامين قرآنى گنجانده بشود؛  يك وقت هست كه سينه ميزنند و صد بار با تعبيرات مختلف مثلاً ميگويند «حسين واى»، خب اين يك كارى است امّا هيچ فايده‌‌اى ندارد و هيچ چيزى از «حسين واى» انسان نميفهمد و ياد نميگيرد. يك وقت هست كه شما در همين مطلبى كه [عزادار] تكرار ميكند و حرفى كه [با آن] سينه ميزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، يك مسئله‌‌ى روز، يك مسئله‌‌ى انقلابى، يك مسئله‌‌ى اسلامى، يك معرفت قرآنى را ميگنجانيد؛ او وقتى تكرار ميكند، در ذهن او ملكه ميشود؛ اين خيلى باارزش است، كارى است كه هيچ‌‌كس ديگر غير از شما نميتواند اين كار را بكند؛ يعنى هيچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نيست كه اين‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اينها آميخته كند. لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و اميدواريم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفيق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانيد به بهترين وجهى ان‌‌شاءالله اين كار را پيش ببريد.

والسّلام  عليكم و رحمةالله و بركاته‌‌

حقوق رییس صندوق بازنشستگی دولت پاکدست ۵۰ برابر حقوق بازنشستگان + سند

در شرایطی که بسیاری از بازنشستگان کشوری و لشگری با دریافت حقوقی در حدود ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان بشدت تحت فشار وشرمنده خانواده خود می باشند، رییس صندوق بازنشستگی حقوق ماهیانه ۲۵ میلیون تومانی یعنی ۵۰ برابر یک بازنشسته معمولی دریافت می کند.

به گزارش  پارسینه، خانم عطاریان که در دولت احمدی نژاد بعنوان رییس صندوق بازنشستگی کشور منصوب شد وبا وجود تغییرات مکرر در وزارت رفاه ، پست خود را حفظ کرده وتا امروز در این مسئولیت قرار دارد بابت ریاست بر سازمان بازنشستگی کشور پایه حقوقی بیش از ۱۲ میلیون تومان دریافت می کند که با احتساب اضافه کار وحق ماموریت و… بعضا این رقم به ۲۵ میلیون تومان در ماه می رسد که تازه این رقم بدون احتساب پاداش هنگفت پایان سال می باشد.

این در شرایطی است که صندوق بازنشستگی کشور در طول سالهای گذشته عملکردی فاجعه آمیز داشته است و بسیاری از اندوخته های بازنشستگان رابر باد داده است.

مدیریت ضعیف رییس صندوق بازنشستگی و توصیه پذیری  وی از برخی افراد خاص به قیمت بازی کردن با سرمایه میلیونها بازنشسته تمام شده است.

انتظار ملی از قوه قضائیه محاکمه علنی مرتضوی است

نماینده مردم تهران در مجلس ششم معتقد است گزارش هیات تحقیق و تفحص از فساد مالی در تامین اجتماعی در دوره ریاست مرتضوی بر این سازمان با حوادث پس از انتخابات ۸۸  ارتباطی ندارد و وی به جای دفاع از عملکردش به فرافکنی روی آورده است.

«فاطمه راکعی» نماینده پیشین مجلس به ایلنا گفت: افرادی که به قانون پاسخگو نیستند بدون نگرانی از برخورد قضایی به دیگران تهمت می زنند. اگر متهم شماره یک پرونده فسادمالی در تامین اجتماعی برای مجلس به عنوان نهاد قانونگذاری در کشور شاخ و شانه می‌کشد و به نمایندگانش اتهام های واهی نسبت می دهد بدلیل بی توجهی قوه قضاییه به اتهام زنندگان است.

وی ادامه داد:  هیات تحقیق و تفحص مجلسی که اکثریتش در اختیار جناح اصولگرا و همفکران آقای مرتضوی قرار دارد گزارشی را در خصوص فساد مالی در تامین اجتماعی در دوره ریاست وی بر این سازمان منتشر کرده است. مجلس نهاد رسمی قانونگذاری در کشور است و گزارش منتشره قاعدتا باید کار‌شناسی شده باشد.

گفتنی است «سعید مرتضوی» مدیر عامل سابق سازمان تامین اجتماعی اخیراً مدعی شده «باند پشت صحنه تحقیق و تفحص، از اقدامات وی در حوادث کوی دانشگاه در سال ۷۸ و اعتراض به نتایج انتخابات در سال ۸۸ لطمه دیده‌اند و در حال انتقام گیری هستند».

به گفته دادستان سابق تهران، تحقیق و تفحص پوششی برای انجام تغییرات گسترده در پست‌های کلیدی سازمان تامین اجتماعی و جایگزینی چهره‌های فتنه گر به جای نیروهای ارزشی و انقلابی است.

راکعی در ادامه افزود: کارنامه عملکرد سیاسی و اقتصادی مرتضوی در دوران تصدی مسئولیتش در نظام همیشه در ابهام بوده است و وی باید نسبت به آن پاسخگو باشد اما به جای آنکه به صورت روشن و حقوقی از خودش دفاع کند مجلس را زیر سوال می‌برد و با تهمت‌های نامربوط فرافکنی می‌کند.

وی تصریح کرد: چه خوب بود همه افرادی که در نظام مسئولیت‌های مهمی داشته و دارند برخی از ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی، قانونی و فرهنگی را رعایت کنند. انتظار ملی آن است که آقای مرتضوی به خاطر پرونده فساد مالی در تامین اجتماعی در دادگاه عادلانه به صورت علنی محاکمه شود.

نماینده سابق مجلس در پایان اظهار داشت: از قوه قضاییه به عنوان مجری عدالت در جامعه که جایگاه مهمی در نظام دارد و باید ملجا همه ستم دیدگان و کسانی که دعاوی جانی، مالی و حیثیتی دارند باشد انتظار می‌رود با قضاوت عادلانه و قضات درستکار و بی‌طرف به این پرونده رسیدگی کند.

عکس/ القاعده در حال ذبح فردی در حلب


هر ایرانی 4157 دلار نرم‌افزار غیرقانونی دارد

 از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران در هیچ یک از کنوانسیون‌های بین‌المللی مربوط به حق تکثیر (کپی رایت) عضو نیست، مردم این کشور می‌توانند گران‌ترین نرم‌افزارهای کامپیوتری رایج دنیا را مجانی دانلود کنند یا با قیمتی بسیار ارزان بخرند و ممکن است هر کامپیوتر حداقل 12 میلیون تومان نرم‌افزار قفل شکسته در خود داشته باشد.
 
به گزارش رادیو بین‌المللی چین (CRI)‌ از تهران، در ایران شرکت‌هایی فعالیت می‌کنند که مجموعه نرم‌افزارها به همراه کد برای شکستن قفل آن را که در اصل چندین هزار دلار ارزش دارد، با قیمت تنها 10 دلار می‌فروشند.
 
این شرکت‌ها به دلیل آن چه که «نوآوری در تولید محصولاتی با کیفیت جهانی» نامیده شده، بارها در همایش‌های مختلف داخل ایران مورد تقدیر نیز قرار گرفته‌اند و برندهای فعال در این زمینه با یکدیگر سخت در رقابت هستند. متخصصین آنها مفتخرند که بدون اعتمال دستکاری در سورس نرم‌افزارها، فعال‌سازی آن را از قبل انجام داده‌اند و مشتری تنها کافیست تا فایل نصب برنامه را اجرا کند و بنابراین بدون درگیری با مراحل پیچیده فعال‌سازی، از نسخه رجیستر شده برنامه استفاده کند. همچنین مرکز پاسخگویی تلفنی شرکت‌های ارائه‌کننده نرم‌افزارهای قفل شکسته، به پرسش‌ها و مشکلات مشتریان در زمینه فعال‌سازی برنامه‌ها پاسخ می‌دهد.
 
هرچند خروج بسته‌های نرم‌افزاری قفل شکسته از مرزهای کشور غیرقانونی نیست و برای بسیاری از ایرانیان مقیم خارج یک سوغاتی عالی و بسیار ارزشمند محسوب می‌شود، اما گاهی نیز استفاده از آن برای صاحبان آیفون مشکلاتی را ایجاد می‌کند. تاکنون بارها رخ داده که فروشگاه‌ها و تعمیرگاه‌های خارج از ایران، پس از مشاهده سیستم عامل iOS قفل شکسته گوشی‌ها، از ارائه خدمات به صاحب آنها سر باز زده‌اند.
 
در ایالات متحده صاحب یک لپ‌تاپ اگر سیستم‌عامل «Microsoft Windows 7 Professional» را انتخاب کرده باشد و بخواهد نرم‌افزارهایی چون «Nero Platinum»، «Eset NOD32 Antivirus V.5 3U»، «Microsoft Office Professional»، «Internet Download Manager»، «Cyberlink Powerdvd 13 Pro» و «Adobe Photoshop CS6» و چند نرم‌افزار دیگر را روی آن نصب کند، می‌بایست مبلغی حدود 2000 دلار بپردازد.
 
این در حالی است که یک کاربر در ایران لپ‌تاپی با همان سیستم‌عامل و نرم‌افزارها را می‌تواند تقریبا مجانی به دست بیاورد و حدود «60 میلیون ریال» در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کند.
 
همچنین اگر نرم‌افزارهایی چون: «Adobe Premiere Pro CS6»، «AutoCAD LT 2014»، «Adobe Flash Professional CS6» و «Adobe After Effects CS6» نیز روی یک سیستم نصب باشد، 2157 دلار دیگر به آن مبلغ افزوده می‌شود. در نتیجه، اگر یک کامپیوتر در ایران همه این نرم‌افزارها را داشته باشد، بنابراین 4157 دلار (حدود 120 میلیون ریال) ارزش غیرقانونی دارد.
 
یک جوان دانشجو به رادیو بین‌المللی چین (CRI)‌ می‌گوید: «من هر چند ماه یک‌بار به خانه یکی از دوستانم می‌روم. او برایم ویندوز و هر نرم‌افزاری که لازم دارم را نصب می‌کند و تنها هزینه‌ای که پرداخت می‌کنم، پول تاکسی از خانه خودمان تا منزل آنهاست».
 
از سوی دیگر بازار داغ و البته قانونی نرم‌افزارهای قفل شکسته باعث ایجاد احساس عدم امنیت در میان شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزار شده است. یک برنامه‌نویس نیز با انتقاد از رعایت نشدن قانون کپی‌رایت در ایران، می‌‌گوید: «قانون داخلی برای حمایت از تولیدکنندگان نرم‌افزار کافی نیست و ما انگیزه خود برای پیاده‌سازی ایده‌هایمان را از دست داده‌ایم و بلاتکلیف هستیم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم گفته که به دنبال تصویب قانون رعایت کپی‌رایت است، اما هنوز خبری نشده».

7 میلیارد تومان هزینه پرتاب موشک میمون فضایی

قائم مقام سازمان فضایی کشور گفت: برای پرتاب کاوشگر پژوهش حدود 7 میلیارد تومان هزینه شده است .

به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر ، حمید فاضلی افزود: برای پرتاب کاوشگر پیشگام سال گذشته سه میلیارد تومان هزینه شده بود.

وی با اشاره به اینکه بخش اعظم این مبلغ برای پرتابگر هزینه شده است گفت :‌پرتابگر پژوهش ، موشکی با سوخت مایع بود که دارای قابلیت هدایت و کنترل است و این مسئله باعث شد تا محل فرود«فرگام» را با دقت زیاد پیش بینی کنیم.

فاضلی به تصاویر دریافتی از کاوشگر پژوهش اشاره کرد و افزود : در تصاویر تله متری اجسامی معلق دیده می شود که در اصل پرچم هایی از کشورمان است که برای یادگاری به مراکز پژوهشی و دانشگاههای کشور اهدا خواهد شد و این پرچم ها ثابت می کند که کاوشگر در خارج از جو شرایط بی وزنی را تجربه کرده است .

آغاز و پایان این راه !

راهی که دولت محترم پس از روی کار آمدن تاکنون در حوزه سیاست خارجی «طی کرده»، مسیری که «طی خواهد شد» و نقطه‌ای که ادامه این راه در نهایت به آن «ختم خواهد شد»، موضوع نوشتار ما است.
در این مطلب فقط به دنبال «نقد» مسیری هستیم که دولت محترم به نظر می‌رسد ناخواسته قدم در آن گذاشته است.
1- انتخاب موضوع هسته‌ای و گره زدن تمام مشکلات اقتصادی و گاه غیراقتصادی به آن، شروع مسیری است که جریان‌های سیاسی نزدیک به دولت آقای روحانی روی آن متمرکز شده‌اند و دولت محترم نیز با برخی اظهارنظرها و عملکردها بر آن صحه گذاشته است. مسیری که به نظر می‌رسد، طرح آن حتی شاید پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی دولت فعلی پی‌ریزی شده باشد!
شاید انتخاب این استراتژی، یعنی گره زدن تمام مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم به موضوع هسته‌‌ای، با هدف تبدیل آن به مسئله‌ای «حیاتی» (نه صرفا ملی) برای مردم صورت گرفته است؛ تا بدین ترتیب این گونه نتیجه گرفته شود که یگانه راه رسیدن به هدف مطلوب، که داشتن ایرانی پیشرفته است، از مسیر سیاست خارجی می‌گذرد و حلال مشکلات پیش روی این مسیر نجات‌بخش نیز خود آمریکاست!
به نظر می‌رسد، «مقصد» مرحله نخست رساندن مردم به این «باور» بود که اگر با آمریکا به اصطلاح «ببندیم» و موضوع هسته‌ای را - که مسئله زیاد مهمی هم نبود! - رها کنیم نه تنها چیزی از دست نخواهیم داد بلکه، امتیازات زیادی به ویژه در حوزه اقتصادی به دست خواهیم آورد، چرا؟ چون سرنوشت اقتصادی و امنیتی کشور به این مسئله گره خورده است! چون آمریکا کدخدا است! چون این کشور می‌تواند با یک بمب تمام ساختار دفاعی ما را نابود کند و...
از همین روی بود که از مدت‌ها قبل از آغاز مذاکرات هسته‌ای، نه تنها موضوع هسته‌ای بلکه موضوع رابطه با آمریکا در دستور کار رسانه‌های زنجیره‌ای داخلی و خارجی قرار گرفت. در این میان حتی برخی، اقدام به انتشار تصاویری از دیدارهای انجام نشده بین مقامات ایران و آمریکا کردند و توافق ژنو در میان این هیاهوی عجیب رسانه‌ای حاصل شد.
حال که گرد و خاک شانتاژهای خبری درباره توافق بزرگ! هسته‌ای تا حدود زیادی خوابیده، با کمی تامل و البته انصاف می‌توان بهتر به بررسی این توافقنامه پرداخت.
واقعیت این است که دولت محترم، امتیازات ویژه‌ای برای به دست آوردن مشتی «وعده» داد. وعده‌هایی که فقط چند ساعت دوام داشت. اکنون که در حال مطالعه این یادداشت هستید، غنی‌سازی 20 درصدی متوقف شده و رآکتور آب سنگین اراک نیز فعالیتی ندارد. حداقل از همین دو مورد می‌شد به عنوان بزرگ‌ترین برگ‌های برنده برای گرفتن امتیازاتی لااقل برابر استفاده کرد. درد اینجاست که فعالیت رآکتور آب سنگین اراک قبل از توافقنامه ژنو متوقف شده است!
نباید فراموش کنیم که غنی‌سازی در سطح بالا، به ظاهر هم که شده همیشه به عنوان «بزرگ‌ترین نگرانی» ادعایی غرب مطرح بود و این نگرانی اکنون رفع شده است! اما آیا نگرانی‌های حقیقی ما نیز مرتفع شده است؟
کافی است به موضع‌گیری‌های وقیحانه غربی‌ها که در سکوت غیرقابل توجیه طرف ایرانی صورت می‌گیرد، نگاهی انداخت. اوباما چند روز پیش در مرکز تحقیقاتی «سابان» در حالی که مارش پیروزی می‌نواخت، نسبت به آنچه از مذاکرات ژنو داد و آنچه گرفت مباهات می‌کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز 20 آذر ماه 92، نوزده شرکت و شخصیت حقیقی را به لیست سیاه تحریم‌های خود افزود، در حالی که طبق توافقنامه ژنو، اجازه چنین کاری را نداشت و البته تیم کارشناسی هسته‌ای کشورمان نیز طی اقدامی انقلابی نشست هسته‌ای خود در وین را بلافاصله پس از کارشکنی آمریکایی‌ها رها کرد و به کشور بازگشت.
2- تا اینجای کار مروری کوتاه شد بر مسیری که طی شده است. اما ادامه این مسیر به کجا ختم خواهد شد؟
به نظر می‌رسد، مراحل بعدی راهی که دولت محترم آقای روحانی بدون توجه به ابعاد آن برگزیده به مسائلی چون «حقوق‌بشر»، «تروریزم»، «حقوق اقلیت‌ها» و... رسانده خواهد شد که تا حدودی هم رسانده شده است. البته نه حقوق بشر به معنی حقوق واقعی نوع بشر بلکه حقوق بشر مد نظر آمریکا. اینها از جمله مواردی هستند که طرف غربی پس از برنامه هسته‌ای، برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه و جدی‌تر از قبل در دستور کار قرار خواهد داد که برخی نشانه‌های آن مدتی است در قالب موضع‌گیری‌های کاملا رسمی طرف خارجی خود را نشان می‌دهد.
متاسفانه همسو با دشمن، عده‌ای از شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای داخلی نیز این «مسیر» را با در دستور کار قرار دادن مواردی چون، «حقوق شهروندی»، «ارسال نامه‌های سرگشاده برای آزادی فتنه‌گران» (حقوق‌بشر)، «لزوم توقف تشکیک در هولوکاست برای حمایت از مردم فلسطین» (تروریزم) و اظهارات تحریک‌آمیز در خصوص وضعیت اقلیت‌ها و... در پیش گرفته‌اند.
لزوم آزادی فتنه‌گران، لزوم به رسمیت شناخته شدن حقوق فرقه‌های ضاله و برکشیده استعمار چون بهائیت، لزوم توقف حمایت‌ها از مقاومت حزب‌الله، سوریه، فلسطین و... نیز مرحله‌ای است که احتمالا بعدها از سوی غرب با شدت و حدت هرچه تمام‌تر، مطرح و در داخل نیز به بهانه جلوگیری از اعمال تحریم‌های تازه به شکل کاملا رسمی دنبال خواهد شد. البته در برخی موارد این پروسه به شکل غیررسمی یا نیمه‌رسمی آغاز شده و احتمالا در آینده به طور ویژه دنبال خواهد شد. مشابه پروسه‌ای که این روزها در کشور اوکراین و با طرح شرط آزادی یولیا تیموشنکو، رهبر اپوزیسیون و آخرین نخست‌وزیر نارنجی‌ها دنبال می‌شود. این رویکرد البته در اوکراین که از ساختار مردمی و مستحکمی نظیر جمهوری اسلامی برخوردار نیست، خیلی زود جواب داد و دولت اوکراین از مواضع خود در برابر غرب عقب‌نشینی کرد.
3- با نگاهی به شاکله توافقنامه، موضع‌گیری‌های غرب و خواسته‌های جدید آنها، دیدن انتهای این مسیر کار زیاد مشکلی نخواهد بود. واقعیت این است که اسکلت و شاکله توافقنامه ژنو با هدف برچیده شدن تمام برنامه‌های هسته‌ای ایران ریخته شده است. موضع‌گیری‌ها در مورد حمایت ایران از تروریسم، لزوم رعایت حقوق بشر در ایران (اشاره به توقف حکم صریح قرآنی قصاص در قطعنامه‌های حقوق بشری سازمان ملل و...) که پس از توافق ژنو با قدرت و حدت بیشتری از سوی دشمن دنبال می‌شود نیز به خوبی انتهای مسیری را که جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای اطراف دولت محترم القا می‌کنند نشان می‌دهد. در این بین البته نوع واکنش‌های دولت محترم بسیار مهم و تعیین‌کننده خواهد بود!
4- چند ماه پس از فتنه 88، یکی از مدیران ارشد سابق مراکز اطلاعاتی آمریکا طی نشستی که با حضور گروهی از کارشناسان و رسانه‌ها برگزار شده بود، پس از انتقاد از موضع‌گیری‌های غیرکارشناسی رژیم صهیونیستی علیه ایران و اعلام این که این رژیم قادر به از بین بردن ایران هسته‌ای نیست اما آمریکا قادر است! در نهایت نتیجه گرفت با بمباران نمی‌شود جلوی ایران هسته‌ای را گرفت. وی در نهایت تنها راه غلبه بر ایران را احیای فتنه‌گران نامید و در اثنای تحلیل خود تصریح کرد: «ما با ایران هسته‌ای مشکل نداریم بلکه با این ایران هسته‌ای مشکل داریم»!
راه موفقیت را اما رهبر معظم انقلاب پیش از این ترسیم کرده‌اند: «راه موفقیت این است که در مقابل دشمن، انسان یک قدم هم عقب‌نشینی نکند و الا موجب تشجیع دشمن در چنگ انداختن و دست‌ انداختن می‌شود... ملت و مسئولین ایران در مقابل باج‌خواهی دشمنان عقب‌نشینی نمی‌کنند.»

جعفر بلوری

خبر کیهان کمردرد دارد یا پیمان‌شکنی آمریکا؟!(خبر ویژه)

واکنش ضعیف وزیر خارجه به تحریم‌های جدید آمریکا و به جای آن تخطئه منتقدان داخلی با اعتراض مخاطبان رسانه‌ها مواجه شد.
محمد جواد ظریف طبق معمول به جای رسانه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی، شبکه غیرقانونی فیس‌بوک را برای موضع‌گیری انتخاب کرده و می‌نویسد: در چند روز گذشته اقدامات نامناسبی از سوی آمریکایی‌ها صورت گرفت که ما به شکل مقتضی و با در نظر گرفتن همه جوانب امر به آن پاسخ دادیم. البته برخی دوستان که از ابتدا دل خوشی از برنامه اقدام ژنو نداشتند مرگ زودرس آن را اعلام کرده‌اند که بیشتر بیان خواست تا واقعیت است. ما با جدیت مذاکرات ژنو را دنبال می‌کنیم و البته در برابر هر اقدام نامناسب و غیرسازنده (حتی اگر نقض توافق هم نباشد) واکنش مناسب، حسابشده، هدفمند و هوشمندانه نشان خواهیم داد.
وی می‌افزاید: ضمناً دوستانی که با استفاده از سکوت ضروری ما، مشغول خرده‌گیری از کنار گود هستند هم حتماً می‌دانند که فرمایشاتشان همگی جواب دارد ولی تیم مذاکره کننده وظیفه مهمتری برای پیگیری منافع ملی دارد و پاسخ عمومی به برخی موارد را فعلاً به مصلحت نمی‌داند و آماده است در برابر اتهامات ناروا و غیرمنصفانه بخاطر منافع ملی سکوت کند ولی در زمان مناسب به همه ایرادها و ابهامات پاسخ خواهیم داد.
مخاطبان سایت جهان‌نیوز در ذیل این اظهارنظر دیدگاه‌هایی از این قبیل را درج کرده‌اند. چی شد، شما که ادعا می‌کردی اگر تحریم جدیدی علیه کشور وضع کنند منجر به فسخ کل توافقنامه می‌شود (همه هم این ادعای شما را که مصاحبه با تایم بود از رسانه ملی دیدند) حالا پس چرا می‌گید در برابر هر اقدام پاسخ مناسب می‌دیم. این را می‌گویند عقب‌نشینی هوشمندانه!/ ما که هر چه دیدیم از دولت، تحقیر و امید به تحویل‌گیری کدخدا بود!! وقتی پاسخی نداریم بهتر است پزش را بدهیم/ آخه اینم شد توافق؟ هر روز تحریمای جدید- دلتون خوشه توافق کردین؟ به قول دوستمون شما که گفته بودی اگه تحریم جدیدی وضع بشه توافقنامه بهم میخوره پس چی شد؟ بعدشم دست دادن و خنده‌ات برای اوناست و اخم و تیکه انداختن برای ما/ مگه شما نگفتین تحریمهای جدید در کار نیست پس این تحریمهایی که آمریکا اعلام کرده چیه؟/ شما اول بیایید معنی تحریم را برای ما روشن کنید. خداییش اول یک تفاهمنامه با ملت منعقد کنین. ما ببینیم تحریم از نگاه شما یعنی چی؟ پس به این کارای اخیر آمریکا و اروپا چی میگن؟ برگشتن از مسیر اشتباه شجاعت میخواد! ایشون از یک خبر کیهان درد کمرش عود میکنه! ولی الان با اینکه اونطرف زده زیر همه چیز ولی ایشون.../ آقای ظریف در صحبت‌هایشان دو نکته را برای همه مشخص کرده‌اند اولاً ایشان آنقدر دلخوش به این مذاکرات بودند که هنوز نقض توافق‌نامه توسط طرف مقابل را باور نکرده‌اند دوماً معلوم است که نمی‌خواهند ایرادات را بپذیرند و نگرانی دلسوزان نظام را برخلاف مصلحت می‌دانند! ... در ضمن شما چرا برای مردم دلسوز خودتان خط و نشان میکشید و خنده‌های مستانه خودتان را برای دشمنان این ملت خرج می‌کنید؟! همچنین مخاطبان وبسایت مشرق ذیل موضع‌گیری آقای ظریف نوشته‌اند: طبق معمول محرمانه است.می‌فرمایند واکنش نشان دادیم، شما هم بگو خب! زیاد گیر ندهید/ پاسخ‌شون این بوده؛ اجازه بازرسی‌های کامل و سر زده از همه مراکز هسته‌ای و نظامی، تعلیق غنی‌سازی 20 درصد، تعلیق نصب سانتریفیوژهای نسل جدید، تعلیق راکتور اراک، تعلیق تحقیق و توسعه و... طبعاً پاسخهای بعدی هم با تحریم‌های جدید قاطع‌تر از قبل داده خواهد شد!!!/ احتمالاً توی همون صفحه فیس‌بوکشون جواب آمریکا رو دادن!!/ ... / .../! (احسنت آفرین به نکته ظریفی اشاره کردید)/ واقعاً برام جالبه که جناب ظریف هنوز به مذاکرات و توافق نقض شده ژنو و طرف مقابل خوش‌بین هستند/ 2 خط جواب طرف مقابل است، چهار خط جواب داخلی‌ها. واقعاً جای بسی تعجب است/ بابا ما نخواستیم تحریمها را بردارید. حداقل عزتمون رو لگدمال نکنید. این بازی، باخت ما را به دنبال داره. مجلس پس در چه حاله؟!/ پیامبر اکرم میفرمایند: «یک مؤمن واقعی از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود»/ جناب ظریف! قرار شد پاسخ مناسب بدید. شما در جواب زدی نابودشون کردی!

قراردادهای فرهنگی شبهه‌ناک مرتضوی + اسناد قرارداد میلیونی با شبکه 3 سیما

گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی موجب واکنش سعید مرتضوی مدیر عامل پیشین این سازمان شد به طوریکه برخی از نتایج تحقیق و تفحص را تکذیب کرد، این در حالی است که اسناد موجود نشان از وجود تخلفاتی جدی از جمله در بخش فعالیت‌های فرهنگی این سازمان دارد.

به گزارش سرویس سیاسی انتخاب به نقل از خانه ملت ؛ طی واکنش‌های سعید مرتضوی به گزارشات تهیه شده تحقیق و تفحص مجلس برخی مفاد از گزارش توسط مرتضوی تکذیب شده و در مورد برخی از مفاد سخنی به میان نیامده است که نمونه تکذیبیه‌های ارسال شده از جانب مرتضوی، هزینه کرد این سازمان برای تهیه یک ویژه‌برنامه در شبکه سه سیما بوده‌است.

درک لزوم تهیه ویژه برنامه هفته تأمین اجتماعی در شبکه سه سیما برای بیمه‌شدگان سازمان تأمین اجتماعی که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل داده و منابع سازمان تأمین اجتماعی از حق بیمه پرداختی آنان تأمین می‌شود مشکل است، حال اینکه هزینه پرداختی برای ساخت این برنامه به مبلغ یک میلیارد و 500 میلیون ریال توسط سعید مرتضوی مدیرعامل وقت سازمان تأمین اجتماعی تکذیب شده که اسناد این قرار داد در ادامه آمده است.

 

 

 

 

در این قرارداد و چند قرارداد مشابه دیگر از سوی سازمان تأمین اجتماعی تنها یک شخص برای تهیه برنامه به صدا و سیما معرفی شده که این موضوع هم در جای خود قابل بررسی است، همچنین وقتی مدیر عامل وقت سازمان تأمین اجتماعی این هزینه کرد را رد می‌کند یعنی خود او نیز به چنین هزینه‌هایی بی‌اعتقاد بوده و می‌داند پذیرش این هزینه‌ها غیرقابل قبول است.

از مصادیق سوء مدیریت، تخصیص اعتبار به هزینه‌کرد غیر ضرور در نهادی‌های دولتی و نیمه دولتی است که نمونه این سوء مدیریت‌ها در سازمان تأمین اجتماعی اتفاق افتاده است. سازمان تأمین اجتماعی از جمله سازمان‌هایی است که وظیفه خدمت‌رسانی، آن هم به قشر متوسط به پایین جامعه دارد بنابراین هزینه‌های تبلیغاتی و تشریفاتی کمتر در این سازمان توجیه پیدا می‌کند.

از مصادیق این هزینه‌کردها مراسمی برای تجلیل از رئیس جمهور بود که تنها برای اجرای مجری برنامه 40  میلیون ریال و برای فیلم‌برداری، عکاسی و سایر تبلیغات مراسم 320 میلیون ریال هزینه شده است.

 

مراسم شصتمین سالگرد سازمان تأمین اجتماعی اوج هزینه کردها

اما این هزینه‌ها در برگزاری مراسم شصتمین سالگرد سازمان تأمین اجتماعی به اوج خود می‌رسد، مراسمی که در سه روز متفاوت و در سه مکان متفاوت برگزار شد، 25 تیرماه در سالن اجلاس سران، 29 تیرماه در سالن وزارت کشور و 31 تیر ماه در سالن هتل همای تهران.

هزینه پذیرایی در سالن اجلاس سران 604 میلیون و 250 هزار ریال بوده که فقط 35 میلیون ریال آن صرف هزینه‌های گل‌آرایی مراسم شده و کرایه سالن‌های برگزاری مراسم در سالن اجلاس سران 582 میلیون و 500 هزار ریال بوده است. تندیس‌های اهدایی در این مراسم 120 میلیون ریال و لباس نیرو‌های تأمین اجتماعی برای حضور در مراسم 132 میلیون ریال هزینه داشته، همچنین قریب به 800میلیون ریال هزینه رپرتاژ آگهی در روزنامه‌های کثیرالانتشار کشور  برای درج پوستری با این عنوان «شصت سال تلاش، امسال موسم حماسه» شده است.

همچنین جمع کل مبالغی که برای اجرای مراسم در هتل همای تهران پرداخت شده 1068 میلیون ریال بوده و آنچه که در مورد برگزاری این مراسم در هتل همای تهران جالب توجه است مالکیت هتل است، که 100 درصد سهام آن متعلق به خود سازمان تأمین اجتماعی است.

برای برگزاری مراسم مختلف سازمان تأمین اجتماعی یک بازنشسته ارتش تحت عنوان مشاور جهت اجرای برنامه‌های سازمان تأمین اجتماعی قرارداد منعقد نموده که ماهیانه حقوق و دستمزد دریافت می‌نموده است تا در هنگام برگزاری مراسم و همایش‌ها به عنوان مجری ایفای نقش نمایند، لیکن برای برگزاری سه مراسم (کلنگ‌زنی بیمارستان شهید لواسانی، مراسم افطاری سالن اجلاس و مراسم افطاری هتل هما) جمعاً برای سه برنامه فوق به شرح ذیل با شرکتی قرارداد منعقد شده است:

 

مبلغ 20 میلیون ریال بابت ساخت انیمیشن

مبلغ 90 میلیون ریال بابت ساخت یک ترانه با نام پیک باد

مبلغ 600 میلیون ریال بابت برگزاری مراسم تجلیل و رونمایی از تمبر یادبود در هتل هما

مبلغ 132 میلیون ریال بابت مراسم کلنگ‌زنی در بیمارستان لواسانی

مبلغ 320 میلیون ریال بابت مراسم تجلیل از رئیس جمهور در سالن اجلاس

برای اجرا در برنامه‌های فوق جمعاً 1162 میلیون ریال به شرکت مذکور پرداخت شده که سندی مبنی بر برگزاری مناقصه جهت واسپاری امور مذکور موجود نیست.

مراسم دیگری در سازمان تأمین اجتماعی تحت عنوان همایش تجلیل از چهره‌های ماندگار سازمان تأمین اجتماعی برگزار شده است که هزینه برگزاری آن قریب به 600 میلیون ریال بوده و 60 سکه قطعه سکه تمام بهار آزادی برای اهدا به 60 چهره ماندگار سازمان ارائه شده، علی‌رغم اینکه نام چهره‌های ماندگار برای دریافت این سکه‌ها درج شده اما امضا یا رسیدی از این نام‌ها در راستای تأیید دریافت‌هایشان وجود ندارد.

 

 

 

سال گذشته کشور در شرایط اقتصادی بدی قرار داشته و تأکیدات مقام معظم رهبری بر مفاهیم اقتصاد مقاومتی تمرکز داشت، این فشار اقتصادی بر قشر ضعیف جامعه ملموس‌تر بود، حال اینکه یکی از بانیان اصلی رسیدگی به معیشت این قشر، سازمان تأمین اجتماعی است که انتظار مخاطبان هدف این سازمان تمرکز ریزترین منابع بر مصارف این قشر است.

چند نکته درباره "ما به آمریکا اعتماد نداریم"

این روزها ، بحث «اعتماد در سیاست خارجی» ، به ویژه با توجه به مذاکرات ایران و 1+5 و مشخصاً آمریکا ، بسیار مطرح می شود و شاه بیت همه بحث ها این است که ما به آمریکا اعتماد نداریم.

این ، البته سخن درستی است که بخشی از یک واقعیت بزرگ را نشان می دهد و آن این که "ما ، به هیچ کشوری اعتماد نداریم." ؛ همین جمله اخیر نیز بخشی از یک واقعیت بزرگ تر است: " در روابط بین الملل ، هیچ کشوری به دیگری اعتماد ندارد"؛ آنچه در روابط بین المللی ، کشورها را به یکدیگر پیوند می دهد ، «اشتراکات نفع محور» است، مانند منافع مشترک یا دشمن مشترک و نظایر این. اعتماد در این میان ، جایگاهی ندارد.

حتی کشورهای هم پیمان و نزدیک به هم نیز نه بر مبنای اعتماد که بر مبنای اشتراکات نفع محور با یکدیگر تعامل می کنند. همین چند وقت پیش بود که شنود تلفن های آنگلا مرکل ، صدر اعظم آلمان توسط آمریکایی ها افشا شد و این در حالی است که دو کشور ، عضو ناتو و هم پیمان یکدیگر هستند.
حتی بین ایران و سوریه نیز که شرکای منطقه ای یکدیگر هستند ، آنچه حکم می راند ، همین اشتراکات نفع محور است و نه اعتماد. به همین دلیل است که اگر آن اشتراکات نفع محور از بین برود ، ای بسا دو کشور آرا و تصمیماتی داشته باشند که علیه یکدیگر است. به عنوان مثال ، همین سوریه ای که هم پیمان ماست، هنگامی که روابط خوبی با کشورهای عضو اتحادیه عرب داشت و از آن اخراج نشده بود، منافعش ایجاب می کرد که در موضوع جزایر سه گانه خلیج فارس ، با کشورهای عربی علیه ایران هم آوایی کند.
از این دست مثال ها ، بسیار اندر ابسیار است که نشان می دهد کشورها نه بر مبنای اعتماد که بر اساس منافع شان تصمیم گیری می کنند.

هر گاه دولتمردان کشوری ، پنداشته اند که می توان به کشور دیگری اعتماد کرد و تصور کرده اند که این اعتماد ، لابد متقابل هم هست، ضربه اساسی خورده اند؛ نمونه اش را می توان در معمر قذافی سراغ گرفت که تصور کرد با اعتماد به غرب ، اعتماد متقابل شان را جذب می کند و برای همیشه از حمایت شان برخوردار می شود. محمد رضا پهلوی هم ، اعتماد بیش از حدی به آمریکا پیدا کرده بود ولی وقتی پایه های حکومتش سست شد ، آمریکایی ها حتی به کشور خودشان راهش ندادند و شاه ، بعد از مدت ها سرگردانی در کشورهای مختلف دنیا ،تنها زمانی که بیماری اش تشدید شده بود، توانست برای مدت کوتاهی در امریکا بستری شود. آمریکا بلافاصله بعد از سقوط پهلوی ، حکومت جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخت زیرا روابط خارجی اش را بر مبنای منافع خود تعریف کرده بود نه بر مبنای دوستی با خاندان پهلوی و اعتماد به یک حکومت خاص.

با توجه به آنچه ذکر شد ، باید گفت که اگر مبنای روابط ، اعتماد باشد، هیچ ارتباطی بین کشورها شکل نمی گیرد ، به جز جنگ.
هنر سیاستمداران این است که در عین بی اعتماد به طرف مقابل و در حالی که می دانند طرف مقابل نیز به آنان اعتماد ندارد ، کارها را پیش ببرند و روابط را شکل دهند.

در مصداق ایران و آمریکا نیز همین است. نه ما به آمریکا اعتماد داریم و نه آمریکا به ما. اگر بنا بر این باشد که روابط را به زمان اعتماد متقابل موکول کنیم ، مصداق ضرب المثل " وقت گل نی خواهد بود" . آنچه طرفین تحت عنوان " اعتماد سازی" می گویند ، اعتماد به معنای واقعی کلمه نیست بلکه منظور حرکت اولیه به سمت امتیاز دهی برای رسیدن به نقطه و منافع مشترک است.
البته این به معنای الزام به مذاکره یا رابطه با آمریکا نیست چه آن که باید "هزینه - فایده" شود.

بنابراین ، می توان در عین باورمندی به جمله واقع بینانه " ما به امریکا اعتماد نداریم"  با آمریکا -یا هر کشور دیگری- مذاکره کرد و بر مبنای منافع ملی ، رابطه هم داشت بی آن که در دام توهمی به نام اعتماد در روابط بین الملل افتاد.

جعفر محمدی


آیا تحریم های جدید توافق ژنو را زیر سوال برده است؟

روز گذشته کاخ سفید اقدام به اضافه کردن نام 17 شرکت و شخص حقیقی خارجی به لیست سیاه تحریم های ایران کرد. این در حالی است که تیم های فنی مذاکره کننده ایران و 5 + 1 در حال بحث و تبادل نظر پیرامون چگونگی اجرایی کردن مفاد توافق نامه ژنو هستند که این اقدام کاخ سفید از تحریم شرکتهای جدید میتواند دو منظور را در پی داشته باشد.

به گزارش «تابناک» روزنامه لس آنجلس تایمز در مطلبی با اشاره به اقدام کاخ سفید در افزودن نام 17 شرکت و شخص حقیقی به لیست سیاه تحریم خود به دلیل همکاری با ایراان برای دور زدن تحریم های اقتصادی، این اقدام را یک عمل با دو هدف معرفی کرده است: نگه داشتن فشار بر روی ایران در مذاکرات هسته ای پیش رو و همچنین متقاعد کردن نمایندگان سنای آمریکا در خصوص کافی بودن تحریم های فعلی و عدم نیاز به تصویب تحریم های جدید.

آیا تحریم های جدید توافق ژنو را زیر سوال برده است؟اقدام مشترک وزارت کشور و وزارت خزانه داری ایالات متحده در اضافه کردن این 17 مورد به لیست سیاه تحریم، کمی پیش از حضور وندی شرمن، مذاکره کننده ارشد آمریکا در «کاپیتال هیل» و تاکید وی بر اجرای محکم و بی خدشه تحریم های فعلی بود. وی در سخنان خود بدون تعارف تاکید کرد که تحریم ها و تنبیهات جدید منجر به خارج شدن ما از مسیر قرار دادن ایران در راستای توافقی بلند مدت بر سر برنامه هسته ای اش خواهد شد.

این اقدام دو منظوره دولت آمریکا همچنین یک روز بعد از تلاشهای جان کری در مذاکره و مباحثه با سناتورهای آمریکایی در پشت در های بسته بود که در ادامه تلاشهای یک هفته ای دولت برای جلب حمایت عمومی از توافق چند مرحله ای ژنو با ایران صورت گرفته.

کاخ سفید شدیدا در تلاش است تا با تبلیغات سناتورهای تند رو و لابی برخی گروهها در راستای این ادعا که کاخ سفید اقدام به تخفیف تحریم های ایران کرده است و تنها اجرای تحریم های جدید و بیشتر میتواند منجر به توقف برنامه هسته ای ایران شود، مقابله کند.

در همین راستا روز گذشته مقامات دولتی آمریکا اعلام کرده اند که همچنان به جلوگیری از استفاده ایران از شرکتها و اشخاص ثالث برای دور زدن تحریم های نفتی، بانکی، کشتی رانی و سایر بخشها ادامه میدهند. اقدامی که به ادعای آنها با وجود تورم حدود 40 درصدی، منجر به وارد شدن اقتصاد ایران به رکود میشود.

آیا تحریم های جدید توافق ژنو را زیر سوال برده است؟در همین رابطه، دیوید کوهن، مسئول بخش اجرا و پیگیری تحریم ها در وزارت خزانه داری آمریکا، اعلام کرده است که توافق نامه موقتی ژنو تداخل و منافاتی با تلاش ما برای شناسایی و جریمه اشخاص و شرکتهایی که به برنامه هسته ای ایران کمک کرده یا در دور زدن تحریم ها این کشور را یاری میکنند، ندارد.

وی افزوده است: این تحریم ها ایران را از دستیابی به سیستم مالی بین الملل محروم میکند، فشار شدیدی بر اقتصاد ایران به وجود می آورد و منجر به آن میشود که مقامات ایرانی تشویق به دستیابی به توافقی معنی دار بر سر برنامه هسته ای خود بعد از حدود یک دهه شوند.

در رابطه با اضافه شدن به لیست سیاه تحریم های ایران، «رای تاکی» مشاور و متخصص سابق وزارت امور خارجه آمریکا که در حال حاضر جزو سناتورهای بی طرف در شورای روابط خارجی است، عنوان کرده است که: نمیتوانم بگویم که آیا این اقدام جدید منجر به آرام شدن سناتورهای آمریکایی – طرفدار افزایش تحریم – شده است یا نه اما مطمئنا اگر این اتفاق نمی افتاد فشارها و اعتراضات بیشتری صورت میگرفت.

در همین حال مارک دوبوویتز از جمله موافقان سرسخت افزایش تحریم ها علیه ایران، عنوان کرده است: اکنون دولت در حال قدم برداشتن در یک خط کم خطر است، اما این اقدام جدید به هیچ وجه به اندازه تحریک کننده نیست که دولت روحانی از مذاکرات عقب بنشیند.

گفتنی است که 17 شرکت و شخص جدید که به لیست سیاه اضافه شده اند، شامل چهار شرکت – دو مورد در سنگاپور، یکی در فیلیپین و دیگری در اوکراین – است که ادعا شده به شکل فعالی مشغول هدایت نقل و انتقالات پشت صحنه برای شرکت ملی نفت کش ایران بوده اند.

همچنین وزارت خزانه داری اقدام به تحریم پنج نهاد ایرانی کرده است که مدعی شده که با برنامه هسته ای ایران ارتباط داشته و اقدام به تهیه مواد اولیه و حمایتهای دیگر برای غنی سازی و برنامه موشکی ایران میکرده اند. نام شرکت  کارخانجات «عیوض تکنیک» در میان نام این پنج نهاد دیده میشود.

آیا تحریم های جدید توافق ژنو را زیر سوال برده است؟

لس آنجلس تایمز در گزارش خود ذکر کرده است که هنوز متن توافق موقت ژنو به ایران این امکان را میدهد که از 4.2 میلیارد دلار از درآمدهای بلوکه شده خود استفاده کند و همچنین تجارت طلا و آزادی تحریم پتروشیمی و خودرو سازی نیز مبتواند منجر به درآمدی 1.5 میلیارد دلاری برای ایران شود.

همین امر منجر به آن شده بود که بسیاری از سناتورهای آمریکایی به مخالفت با کاخ سفید بپردازند و دولت آمریکا را به دادن امتیازات اقتصادی به ایران محکوم کنند.

در این رابطه مقامات دولت آمریکا امکان هرگونه استفاده ایران از این فرصت را برای جلب سرمایه گذاری رد و تکذیب کرده اند. یکی از این مقامات که نخواسته نامش فاش شود، در همین رابطه گفته است: هیچ دلیلی ندارد که تصور کنیم این روزها درایران یک فرصت سرمایه گذاری بزرگ مهیا شده است. هنوز بخش بزرگی از سیستم بانکی ایران تحت تحریم است و ورود و خروج پول به این کشور به سختی صورت میپذیرد.

در همین حال لس آنجلس تایمز اشاره کرده است که تلاشهای کاخ سفید برای متقاعد کردن سناتورها تا حدی نتیجه بخش بوده است و در هفته جاری دولت موفق شده است که حمایت سناتور تیم جانسون رئیس کمیسیون امور بانکی سنا را جلب کند.

وی روز پنج شنبه و بعد از اقدام جدید کاخ سفید، وی عنوان کرده است که: موافق این موضوع هستم که خواست دولت برای انجام یک توقف کوتاه دیپلماتیک در تحریم ها کاملا منطقی است. اجرای دور جدید تحریمی در حال حاضر منجر به شکست ائتلاف بین المللی علیه برنامه هسته ای ایران میشود.

این در حالی است که هنوز تند روهای سنا بر سر مواضع قبلی خود ایستاده اند و دو تن از شناخته شده ترین آنها، یعنی رابرت منندز و مارک کرک بر روی طرح تحریمی جدید مشغول کار هستند که بلافاصله بعد از پایان مدت شش ماهه توافق ژنو آن را به رای گیری بگذارند.

این در حالی است که از امروز دولت آمریکا به تعطیلات آخر سال وارد شده است و همچنین سنای این کشور نیز در هفته بعد به تعطیلات میرود و در نتیجه هر گونه اقدامی در راستای تحریم ایران، طبق گفته معنا دار و کنایه دار لس آنجلس تایمز «تا سال بعد» به تعویق می افتد.

آن مرد که بغل می‌کرد رفت ...

«حمید رسایی دستگاه‌های امنیتی را به یارگیری نفر به نفر با آقای خاتمی توصیه کرده و در رابطه با شایعه حضور ایشان در مراسم نلسون ماندلا گفته: آقای خاتمی نشان داده که سابقه خوبی در سفرهای خارجی ندارد. از ملاقات با برخی افراد مثل «جورج سوروس» گرفته تا اخذ کمک مالی از برخی شیوخ کشورهای منطقه در سفر به کشورهای خارجی؛ به همین دلیل دستگاه‌های امنیتی موظف به کنترل و مراقبت از وی هستند.»

به گزارش سلام نو، روزنامه قانون این اظهارات رسایی را دستمایه مطلبی طنز قرار داده و نوشته: «خب ... حالا که دستگاه‌های مختلف در حال مراقبت از خاتمی هستند تا مردم آفریقا او را به سزای اعمالش نرسانند، بیایید به جای اینکه هی از خودمان بپرسیم «حالا چی بپوشم؟» به این سوال پاسخ بدهیم که «چه کسی را بفرستیم به مراسم ماندلا که حمید رسایی راضی باشد؟»:

1) محمود احمدی‌نژاد: نلسون ماندلا از آنجا که تعصب عجیبی روی نوامیسش داشت در طول مدتی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران بود تمام توانش را معطوف به این کرده بود که نمیرد و همه شاهد بودند که مرحوم برای لبیک به دعوت حق هی امروز و فردا می‌کرد. تا اینکه بعد از انتخابات وقتی مطمئن شد دوره احمدی‌نژاد به پایان رسیده رو به نوامیس خود کرد و گفت: گامبینا، نامبینا و شهین جان! امروز با خیال راحت می‌توانم بمیرم و مطمئن باشم آن مردی که بغل می‌کرد، رفته و هیچ خطری شما را تهدید نمی‌کند. خب، دیگه، من مردم! خداحافظ. ولی مرحوم سخت در اشتباه بود چون حمید رسایی احمدی‌نژاد را دوست دارد و به همین خاطر او امروز یکی از گزینه‌های ارسال به آفریقا جهت تسلای خاطر بازماندگان آن مرحوم است.

لازم به ذکر است ما طنزنویسان نه تنها هیچ مشکلی با ارسال آقای احمدی‌نژاد به آفریقا نداریم، بلکه کما فی‌السابق از فرستادن ایشان به فضا هم استقبال می‌کنیم.

2) حسین شریعتمداری: یکی از چهره‌های مورد اعتماد برای ارسال به آفریقا مدیرمسئول روزنامه کیهان است. اما از آنجا که خارج جایی است که آدم در آنجا یا از بیگانگان برای جاسوسی پول می‌گیرد یا با جرج سوروس دیدار می‌کند ایشان علاقه‌ای به سفرهای خارجی ندارد. اگر هم در مراسم شرکت کند احتمالا حاضران به علت ترس از افشای چهره واقعی و ضدامپریالیستی، ضد لیبرالیستی و ضد رفورمیستی ماندلا، شریعتمداری را با فریاد «حاج حسین دوستت داریم» به بیرون راهنمایی می‌کنند.

3) مهدی کوچک‌زاده: ایشان هم از جمله افراد صلاحیت‌دار برای رفتن به مراسم ختم ماندلاست. فقط بنده خدا یه کم شدیداللحن است، بازماندگان ماندلا هم همه بالای 80 سن دارند. آقای کوچک‌زاده بخواهد به حالت شدیداللحن برای امتحان کردن میکروفن «یک دو سه» هم بگوید سه چهار نفر در جا از ترس سکته می‌کنند، بعد داستان می‌شود برایمان!

4) سعید جلیلی: ایشان هم خوب است. از فرصت مراسم استفاده می‌کند و با آزاد کردن ظرفیت‌های خود به طور ناگهانی، سه چهار تا تحریم اساسی از همان مراسم ختم می‌گیرد و بار دیگر ثابت می‌کند که در دیپلماسی غیرممکن وجود ندارد!

5) دکتر حسن عباسی: ایشان مناسب نیست! به هرحال خوبیت ندارد مردم در مراسم ختم بخندند.

6) مهرداد بذرپاش: ایشان هم خوب است. سخنرانی می‌کند و می‌گوید مرحوم ماندلا با توافق ژنو مخالف بود و همیشه می‌گفت: دیپلماسی فقط لبخند و فیس‌بوک بازی نیست. خدابیامرزد ایشان را، با هم خیلی اتفاق نظر داشتیم. اصلا جمله‌هایمان هم یکی بود! حالا من یه جمله‌ای به فارسی می‌گم که معنیش می‌شود «ماندلا زنده است». همگی با من بگویید: مرگ بر آمریکا ... حضار در حالی که اشک می‌ریزند با مشت‌های گره کرده می‌گویند: مرگ بر آمریکا ... مرگ بر آمریکا.


هشدار شمخانی به کشورهای منطقه: اگر آمریکا علیه ایران غلطی کند، ما شما را می زنیم

رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری و مشاور عالی وزیر کشور گفت: باید اراده، ایده، اندیشه، ایمان و آمادگی خود را در برابر دشمنان به دنیا نشان دهیم.

به گزارش تیک، حجت الاسلام والمسلمین ˈسیدرضا اکرمیˈ در چهارمین یادواره 83 شهید پایگاه مقاومت بسیج امام حسین (ع) کوی طهماسبی شهرستان گرگان افزود: اگر خدائی نکرده آمریکا در منطقه ماجراجویی کند و یا دیگران به نمایندگی از او دست به چنین اقداماتی بزنند، ملت ایران، بیشتر از دوران هشت سال جنگ تحمیلی خود را نشان می دهند.

به گفته وی، اوباما، جان کری و نتانیاهو در اجلاس ساوان شرکت کردند و اوباما بار دیگر اعلام کرد که در برابر ایران، همه گزینه ها، به خصوص گزینه نظامی روی میز است، اما خودش خوب می داند که نمی تواند آن را اجرائی کند.

وی تصریح کرد: دیگر چه توطئه ای آنان می خواهند انجام دهند که تاکنون انجام نداده اند، هشت سال با ما جنگیدند و نتوانستند، تخطی به این نظام و کشور کنند، حال اگر باز هوسی در سر دارند، این گوی و این میدان آماده است و می توانند امتحان کنند.

به نوشته ی ایرنا، وی ادامه داد: ما درست است که در داخل مشکلات زیادی داریم و اشکال به کارها زیاد است، اما اگر خدائی نکرده جنگی رخ دهد، ملت ما که به خوبی این نظام و انقلاب و خون های شهدائی که به پای این نهال ریخته شده را به خوبی می فهمند و مجدانه در طول 35سال همیشه امتحان خود را پس داده اند، بیشتر از گذشته در برابر آنان خواهند ایستاد.

مشاور عالی وزیر کشور افزود: ما به دنیا می گوئیم که اگر سال 1359 جنگ علیه ما شروع شده، جمعیت کشور ما 35 میلیون نفر بود و الان دو برابر شده و اگر آن روز اگر قدرت نظامی نداشتیم، امروز به توانمندیهای بزرگی دست یافته ایم و در کنار ایمان و اراده به خوبی از پس آنان بر خواهیم آمد.

اکرمی گفت: نباید با هم و با مردم شوخی کنیم که مشکلات و اشکالات، بیکاری، گرانی، تورم، افزایش آمار طلاق و افزایش سن ازدواج درکشور نداریم، اما اگر آنان بخواهند به ارکان جمهوری اسلامی ایران یعنی ˈاستقلال، آزادی، جمهوری اسلامیˈ و در راس آن ˈولایت فقیه، قرآن و مهدی آل محمد (ص)ˈ خدشه ای وارد کنند، به خدای رسول الله سوگند که جمعیت آماده، فداکار و ایثارگر امروز ما بیشتر از سال 1359 خواهد بود.

به گفته رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری، امروز دبیر شورای عالی امنیتی ملی ما دریادار ˈشمخانیˈ است که چندی پیش در سفر به کشورهای منطقه به آنان هشدار داده بود، اگر آمریکا علیه ایران غلطی کند، ما شما را می زنیم، زیرا دیگر ما امروز ابزار، اراده و آمادگی کامل داریم.

وی اظهار کرد: اما دنیا بداند که ما اهل جنگ و جدل و غوغا نیستیم، بلکه اهل مذاکره هستیم، پای میز مذاکره می رویم، حداقل را می پذیریم و از حداکثرهای خود می گذریم، اما اگر با موجودیت ما برخورد شود، با موجودیت شما برخورد می کنیم.

وی با اشاره به این که حواس همه جمع باشد، من با آگاهی و دانائی حرف می زنم و با گذشت 71 سال سن خالی بندی از من بر نمی آید، یادآور شد: اگر کسی با موجودیت ما برخورد کند، آبی برای او گرم نمی شود، ما بنا داریم در ژنو در خصوص انرژی هسته ای مذاکره کنیم و دنیا بداند، ما اهل منطق هستیم و قدرت ما بر پایه منطق می باشد.

اکرمی ادامه داد: همه دنیا، داد و بیدادهای بیخود اوباما، جان کری و اسرائیل را می بینند و آنان می دانند که ایران در ژنو چهره ای از خود نشان داد که ایران جنگ طلب و آشوبگر نیست و به نوعی دیگر آنان خلع سلاح شده اند و امروز الکی شلوغ می کنند.

رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری افزود: جان کری خود امروز به کنگره اعلام کرده که تحریم ها را علیه ایران تشدید نکنیم، زیرا اگر این کار صورت گیرد، بهانه دست ایران داده ایم و ایران به ادامه مذاکره تن در نخواهد داد، شلوغی نکنیم و بگذاریم همه راستی آزمائی کنیم.

به گفته اکرمی، همه آنان خود به خوبی می دانند که ما دنبال بمب اتم نیستیم، در اجلاس ژنو ایران در مقابل 6 قدرت دنیا (آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین) و خانم ˈاشتونˈ سخنگو و مسئول اتحادیه اروپا (شامل 28 کشور) ایستاد و به همین دلیل نمی توانند این مساله را قبول کنند.

وی ادامه داد: با این همه مسائل، عده ای متاسفانه موضع گیری های می کنند که بدور از انصاف است، مگر رهبری نفرمودند که این ها فرزندان و سربازان انقلاب هستند، ما نمی گوئیم، ظریف معصوم و بی اشتباه است، هیچ انسانی دیکته اش 20 و بدون اشتباه نیست، اما او به خوبی توانست در برابر این قدرت ها ایستادگی کند.

وی تاکید کرد: کمی انصاف داشته باشید، به یکدیگر نه دو نفر بلکه همه با هم کمک کنیم، به جای مچ گیری، دست هم را بگیریم و به جای در برابر هم ایستادن در کنار هم بایستیم.

اکرمی اظهار کرد: برگزاری این یادواره های شهدا، برای ما حجت است و ما باید پرچم اهتزاز در آمده توسط 200 هزار شهید را با نگه داشتن یاد ایثارگری ها و فداکاری های آنها، برافراشته نگه داریم، ما باید شهدا را تکریم کنیم و از آنان و خانواده هایشان قدردانی کنیم.

مشاور عالی وزیر کشور با اشاره به سخنان امام راحل مبنی بر این که وصیت نامه شهدا را با محتوا و معنای آن بخوانید، گفت: چرا برخی نمی خواهند بفهمند که این شهدا، ایمان، ایثار، فداکاری و خود را در برابر خمپاره، موشک و تیر و تانک قرار دادن و نترسیدن از دشمن، به معنای مرگ را به بازی گرفتن نیست.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این که امروز مشاهده می شود استکبار جهانی و آمریکای جهانخوار غیض و غضب خود را علیه جمهوری اسلامی ایران به صراحت ابراز می کند، یادآور شد: این مساله طوری است که اوباما می گوید، من اگر می توانستم پیچ و مهره های هسته ای ایران را جمع می کردم و ماجرای هسته ای ایران را به پایان می بردم.

اکرمی ادامه داد: این مجلس به این دلیل است که یادی از شهیدان کنیم، تجدید عهد و پیمان با آنان ببندیم و به آنان بگوئیم که برای استقلال، آزادی و آبادی ایران و آگاهی مردم راه آنان را ادامه خواهیم داد.

مرتضوی به هاله نور احمدی نژاد فوت کرد !

    

حالا "احمدی بای بای 3" اکران شده است. و این بار به شیوه‌ای بسیار متفاوت! چرا که خود شخصیت اصلی ماجرا نامه داد و درخواست مناظره کرده اما پس گزارش تحقیق و تفحص مجلس از سازمان تامین اجتماعی و سپس حرف‌های اخیر مرتضوی روند مورد نظر احمدی‌نژاد به کلی تغییر کرد.                

اگر جبهه پایداری و گروه های همسو با ایشان، فریاد بلند ملت شریف و نجیب و پرتحمل ایران در رای به دولت تدبیر و امید و گفتمان اعتدال را باور نکردند این بار باید بدانند که احمدی بای بای شماره 3 اکران شده است. آنهم با حضور فعال یکی از عزیز کرده‌های خودشان. در واقع گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی و هم چنین حرف‌های اخیر خود سعید مرتضوی فوت آخر به هاله نور احمدی‌نژاد جلوه‌گری می‌کند.

به گزارش ایسنا، نویسنده در ادامه یادداشت خود در وبلاگ خبرآنلاین می‌نویسد: اگر اکران قسمت اول "احمدی بای بای" مربوط به خرداد 88 باشد، افتتاحیه قسمت دوم آن نیز قطعا مربوط به خرداد امسال و در روز انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بوده است.

حالا "احمدی بای بای 3" اکران شده است. و این بار به شیوه‌ای بسیار متفاوت! چرا که خود شخصیت اصلی ماجرا نامه داد و درخواست مناظره کرده اما پس گزارش تحقیق و تفحص مجلس از سازمان تامین اجتماعی و سپس حرف‌های اخیر مرتضوی روند مورد نظر احمدی‌نژاد به کلی تغییر کرد.

در واقع جدا از حرف و حدیث‌های فراوان و صحبت‌های درگوشی که در طی 8 سال گذشته از بذل و بخشش و ریخت و پاش‌های رئیس و مردان کابینه دولت‌های نهم و دهم در افواه شایع بود، حالا مدارک و اسناد غیر قابل کتمانی در دسترس است که نشان می‌دهد دولت پاک دست-عنوانی که محمود احمدی‌نژاد به زیرمجموعه‌اش خطاب می‌کرد- یک شوخی و گزافه‌گویی تاریخی بوده است.

پس از گزارش عملکرد 100 روزه دولت و همچنین ارائه گزارش تحقیق و تفحص در باره سازمان پر ماجرای تامین اجتماعی و شرکت زیرمجموعه ثروتمندش شستا، رئیس دولت نهم و دهم که ادعای پاکدستی دولتش هیچ‌گاه دلنواز و گوش نواز نبود، خواهان مناظره در این باره شده است. در واقع این بار خود قهرمان - بخوانید ضدقهرمان ماجرا - اکران قسمت سوم و یا تریلوژی احمدی بای‌بای را آغاز کرده است.

به زعم مردم شریف و همچنین بنابر نظر دولت تدبیر و امید پرداختن به موضوع کار عبثی است. احمدی بای بای فیلمی است که پایان قطعی داشته و اکران قسمت سوم آن لزومی ندارد.

اما اینجا 2 اما و اگر هم وجود دارد:

1- چه در خرداد 88 و چه در خرداد 92 تهیه کنندگان حماسه و اثر ، مردم شریف و نجیب ایران بودند نه شخصیت اصلی ماجرا. این بار اما ضد قهرمان ماجرا خودش دست بکار شد و قسمت سوم را اکران کرد.

2- اگر دادگاه احمدی‌نژاد برگزار شود ،این روند متفاوت می‌تواند تریلوژی منحصر بفردی برای خاتمه سه گانه احمدی بای بای باشد و سه گانه او را کامل می‌کند.

بحث دیگر این است که او در همان احمدی بای بای دوگانه نیز ؛نماد کسی بود که عزت و معیشت و آبروی خلق را به بازی داد و در هنگام رفتن نیز دو دستش پر بود. بیش از این بدنام شدنش نیز تاثیری به ملت ندارد جز آه و افسوس افزونتر ،به همراه صدها سئوال بی‌جواب که کودکانمان در باره او از بزرگترها خواهند پرسید. او شرافت و عزت مردم را به چالش کشید و رفت تریلوژی می‌خواهد چه کند دیگر؟

و در آخر اینکه اگر جبهه پایداری و گروه‌های همسو با ایشان ،فریاد بلند ملت شریف و نجیب و پرتحمل ایران در رای به دولت تدبیر و امید و گفتمان اعتدال را باور نکردند این بار باید باور کنند که احمدی بای بای شماره 3 اکران شده است. آنهم با حضور فعال یکی از عزیز کرده های خودشان. در واقع گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی و هم چنین حرف‌های اخیر خود سعید مرتضوی فوت آخر به هاله نور احمدی نژاد جلوه‌گری می کند.

درآمد گدایان تهرانی چند است؟

کارشناسان می گویند سن گدایی در پایتخت کاهش یافته است و گدایان حرفه ای برای تحریک عواطف شهروندان بیشتر از زنان و کودکان برای تکدی گری استفاده می کنند. مسئولان نیز خواستار برخورد با این جرم آشکار در سطح پایتخت هستند.

مرد می گفت برای کودک مشتری پیدا کرده است، 300 هزار تومان. پاسخ مرد گدا یک میلیون تومان در ماه بود. کودک را قرار بود ببرند برای گدایی ورامین. تا آخر مکالمه دو مرد سر قیمت به توافق نرسیدند. اینها سخنان پنهانی و در گوشی دو عابر در مکانی خلوت نبود بلکه چانه زنی آشکار دو گدا بود که در یک خیابان پر تردد در حال معامله بودند و  سالها است در آن خیابان گدایی می‌کنند.

بسیارند کودکانی که از صبح تا شب با فال یا گلی بر دست ایستاده اند سرخیابان و مشغول گدایی هستند. نوزادانی که صبح تا شب خمار و خواب آلودند و وظیفه شان سوزاندن دل عابرانی است که قرار است دست در جیبشان کنند. اما استفاده کودکان برای گدایی جرمی است آشکار که مجریان قانون کم تر حساسیتی نسبت به آن دارند. با مروری بر قوانین داخلی و پیمان‌های جهانی که دولت ایران به این پیمان‌ها ملحق شده است، بهره‌کشی و سوءاستفاده از کودکان برای گدایی و تکدی‌گری یک پدیده مجرمانه و جرم محسوب می‌شود.

به کار گیری کودکان برای گدایی جرم آشکار است
ماده 712 قانون مجازات اسلامی، درخصوص مجرمانه بودن تکدی‌گری جرم انگاری کرده است: ماده ۷۱۲ - هرکس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش یا ولگردی کند به حبس از یک تا سه‌ماه‌ محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور کلیه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی به دست آورده است مصادره خواهد شد. ماده 713 همین قانون درباره گماردن کودک برای تکدی‌گری پیش‌بینی مجازات کرده و هرکسی را که از کودک برای این کار بهره‌برداری کند بزهکار دانسته است.

رضا جهانگیری فر، معاون توسعه خدمات اجتماعی سازمان رفاه،خدمات و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران هم خرید و فروش کودکان برای گدایی را تایید می کند و می‌گوید: معمولا این گدایان رفتارهای مجرمانه دیگری هم دارند مثل خرید و فروش کودک و یا توزیع موادر مخدر، فروش محصولات مستهجن و... .

برخورد با این گونه آسیب دیده های اجتماعی نیازمند دخالت پلیس است و باید توسط مراجع قضایی و انتظامی باآنها برخورد شود. متاسفانه نگاه مجرمانه‌ای به این افراد در جامعه وجود ندارد. مردم به چشم یک نیازمند به آنها نگاه می کنند. حتی وقتی مجریان قانون در حال جمع اوری این افراد هستند آنها با علم به این موضوع مقاومت کرده و تلاش می کنند مردم را متاثرکرده و در مقابل مجریان قانون قرار دهند. شهروندان ما به گدایان نگاه محبت آمیز دارند اما اگر بدانند تنها 15 درصد کسانی که گدایی می کنند نیازمند واقعی هستند دیگر کمکهای سابق را به آنها نمی کنند.

درآمد گدایان تهرانی چند است
او با اشاره به درآمد یک گدا در تهران می گوید: گدایان تهرانی از 10 هزار تا صد هزار تومان در روز درآمد دارند. برخی از این گدایان در آمدهای میلیونی دارند و طی سه، چهار ساعت 500 تا 600 تومان گدایی می کنند.

ما گدایی گرفته ایم که در جیبش چکهای مختلفی بوده است و یا گدایی که خودم خاطرم است به همراه دو فرزندش در شهرک غرب دستگیر شد و از ساعت 9 تا 11 صبح 530 هزار تومان گدایی کرده بود. یا گدایی دیگری 10،11 میلیون در جیب هایش چک بانکی بود. این افراد در حالی در سطح خیاباتهای تهران درآمدزایی می کنند که گدایی جرم است و باید نسبت به این موضوع به مردم انسان دوست ایرانی آگاهی داده شود.

سال پیش بود، همزمان با برگزاری  اجلاس سران که اعلام کردند گدایان از تهران کوچ کردند اما حالا دوباره این شهر میزبان میهمانان ناخوانده اش است.

بازگشت پدیده گدایی در پایتخت

جهانگیری فربا اشاره به این که پدیده گدایی به پایتخت برگشته است می گوید: ما در اجلاس تجربه خوبی به دست آوردیم تعامل بین بخشی خوبی ایجاد شد. گدایانی که از دیگر کشوها آمده بودند سریعا به مرزها برده می شدند و گدایانی که متعلق به شهرهای دیگر بودند حتی با هواپیما به شهر خودشان برگردانده می شدند. خیلی خوب و روان و سریع. اما به دلیل برخی ناهماهنگیها دوباره این پدیده به شهر بازگشت.

این مقام مسئول از کاهش سن  گدایان در پایتخت و افزایش تعداد زنان گدا هم می گوید. او معتقد است: برای گدایی نیاز است عواطف طرف مقابل را تحریک کرد و و کسانی که از این راه سود می ببرند برای کسب درآمد بیشتر جنسیت گدایی را به سمت زنان برده اند. مردم به زنان نیازمند بیش از مردان نیازمند کمک می کنند همچنین به کودکان بیش از بزرگسالان. بنابراین سن کودکان متکدی هم کاهش یافته است و از نوجوانی به سنین کودکی رسیده است.

افزایش زنان گدا
زن نوزاد خواب آلود را از دامنش بیرون می کشد و دوباره پرت می کند در آغوشش. فریاد می زند از جایی که دارد بیرون برود. دوباره چنگ می‌زد که کودک را بگیرد. زن دوم بی توجه به فریادها و کودکی که در دامنش بالا و پایین می شود چسبیده است کف خیابان. لگدهای بی امان زن دوم به زن و کودک بیش از ان که دل او را به درد آورد دل رهگذران را می لرزاند و به هوا خواهی کودک وارد دعوا دو زن گدا می شوند.

این داستان تکراری خیابانهای این شهر است. اتفاقی که هر روز بیش از گذشته در این شهر دیده می شود. سیدحسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اما معتقد است آماری در خصوص افزایش متکدیان زن و کودک وجود ندارد.

او می گوید: نمی‌شود این افراد را سرشماری کرد ولی می‌توان حضور بیشتر و قابل مشاهده‌تر آنها در میدان‌ها و خیابان‌ها را ملاک قرار داد. مشاهداتخیابان‌ها نشان می‌دهد تعداد متکدیان زن افزایش پیدا کرده است. در کنار متکدیان زن، تعداد زنان بی‌خانمان هم بیشتر شده و این افزایش تا جایی است که شهرداری مجبور شده مکانی را برای زنان بی‌خانمان به طور ویژه اختصاص دهد در حالیکه تا دو سال پیش چنین جایی نبود.

او معتقد است: کودکان یکی از اقشاری هستند که مردم نسبت به کار آنها ترحم نشان می‌دهند و بعد از آنها زنان هستند که امکان بیشتری دارد بتوانند حس دلسوزی شهروندان را تحریک کنند. زنان متکدی دو گروه هستند؛ یک گروه کسانی که به همراه خانواده تکدی‌گری می‌کنند، یک عده دیگر هم زنانی هستند که تنها هستند و چون درآمدی ندارند برای امرار معاش خودشان این کار را می‌کنند. دلیل اینکه چرا مردم بیشتر به این افراد بیشتر کمک می‌کنند این است که ما مردم احساساتی‌ای هستیم، متکدیان هم دنبال شیوه‌هایی هستند که احساسات مردم را جریحه‌دار کنند و با سخت‌تر شدن شرایط اقتصادی، این که زنی با بچه‌ کوچکش کنار خیابان یا سر چهارراه از مردم پول بخواهد احتمال بیشتری دارد که مردم به او کمک کنند.

او توصیه می کند: مردم باید اجازه ندهند عواطفشان به بازی گرفته شود، تحت تاثیر قرار نگیرند و به این افراد کمک نکنند چون کمک کردن به این افراد می‌تواند باعث ترویج تکدی‌گری شود. اما از طرف دیگر نباید نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشند و با انجام دادن اقدامات اصولی‌تر می‌توانند به خانواده‌های نیازمند کمک کنند. یک نمونه موفق این مورد، کاری بود که در تبریز انجام شد. در آنجا خیریه مستمندان تاسیس شده و مردم دیگر به متکدیان پول نمی‌دهند بلکه به موسسات پول می‌دهند، آنها هم افراد نیازمند را شناسایی کرده و این پول‌ها را به آنها می‌دهند. به این ترتیب فضا برای سوءاستفاده افراد فرصت‌طلب فراهم نمی‌شود. به بیان دیگر تنها نمی‌توان منتظر اقدام دولت و سازمان‌های دولتی نشست، اگر منابع اجتماعی با مشارکت مردم تشکیل شود و این افراد نیازمند به آنها ارجاع شوند، هم به افراد نیازمند واقعی کمک می‌شود و هم فضای شهر برای زندگی مردم بهتر می‌شود.

این شهر پر از گدایان زن و کودکی است که یا بر اساس احتیاج یا به فرمان کسی در خیابانها به دنبال روزی هستند و نه این تابلو های تبلیغاتی هشدار دهنده که شهر را پوشانده می‌تواند آنها را سامان دهد و نه پولهای مردمانی که به قصد خیرخواهی به آنها کمک می کنند . هر روز نیز به آمار این افراد افزوده می شود.