انتخابات میگذرد؛ به فکر آبروی حزبالله باشید
هرچند بهانه نگارش این یادداشت، اظهار نظر شاذ دو تن از اعضای جبههپایداری است، اما نگارنده میپندارد، امروز (البت اگر دیر نشده باشد)، در حالی که مردمان معانی مصطلح و حقیقی اصولگرایی را میشناسند، زمان مناسبی برای توصیف آنچیزی است که آن را بیاصولگرایی مینامم. گرایشی که موجب میگردد، افراد (سیاستمداران) نهتنها با تغییر مداوم ارزشهای خود ثبات نداشته باشند، بلکه در آن واحد با اعلام اعتقاد به چیزی آن را زیر پا بگذارند.
تلاش خواهیم کرد این موضوع را در چند مرحله و با اشاره به مصادیق آن تحلیل و واکاوی کنیم، و در همین فرصت به مطالب روز و مرتبط با موضوعات نیز اشاره کنیم:
به بخشی از دو مصاحبه اخیر دو عضو شاخص گروه پایداری دقت کنید:
علی اصغر زارعی، از اعضای مؤسس گروه پایداری، در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه اعضای 8+7 میگویند حضور آقای لاریجانی و قالیباف به خاطر عقبه اجتماعی آنهاست، گفت: ما این موضوع را قبول نداریم و البته معتقدیم هیچ انسان عاقلی چنین بحثی را نمیپذیرد که ما بپذیریم. (رسانه غیرخصوصی مشرقنیوز، 18 مهر 90)سیدمحمد جواد ابطحی، عضو گروه پایداری در پاسخ به این سؤال که برخی می گویند این جریان ها و از جمله کنارگذاشته شدن امثال آقایان باقری لنکرانی و محصولی از مدت ها قبل در خود دولت برنامه ریزی شده بود تا جریانی به ظاهر مخالف دولت را در انتخابات تشکیل دهند ولی در اصل می خواهند سیاست های دولت را پیش ببرند، گفت: این تحلیلهایی است که گاو میکند، بروید این را بنویسید. (ایلنا، رسانه اصلاح طلب، 20 مهر 90)
ادب در سیاستورزی
در حالی این دو عضو شاخص گروه پایداری، منتقدین خود را «گاو» و «غیر عاقل» میخوانند که با منتسب کردن خود به روحانیت، مدعی پیروی و تبلیغ دین اسلام را دارند؛ دینی که توهین را خصوصا به برادران ایمانی ممنوع میکند. مقایسه این رفتار با سیره اهل بیت (ع) و بنیانگذاران جمهوری اسلامی خصوصا رهبری انقلاب خارج از حوصله یک متن اینترنتی و البته از واضحات است. اما فراتر از عدم تطبیق این رفتار، با ارزشی که این جریان مدعی پیروی از آن است، بررسی این منش در دیگر رفتارهای سیاسی این جریان خصوصا در ایام فتنه است.
امروز در حالی این گروه بخشی از سیاسیون و بدنه اصولگرایی را به سکوت در مقابل فتنه متهم میکند که بررسی سابقه اظهارنظرهای این سیاسیون (بررسی کاملتر آن مجالی دیگر میطلبد)، نه سکوت که تفاوت در اظهارنظر با این دوستان را میرساند که نمونه آن، به عنوان یکی از سیبلهای جنگروانی این جریان محمدباقر قالیباف، شهردار تهران است که از اولین کسانی بود نسبت به اعمال غیرقانونی سران فتنه عکسالعمل نشان داد؛ برای نمونه می توان به سخنان محمدباقر قالیباف در تاریخ 3 تیر 88 در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم مراجعه (در مطلبی اختصاصا به این موضوع –سکوت و عکسالعمل درباره فتنه- خواهیم پرداخت).
اما در واقع همین تفاوت رفتار و واژه گزینی معیار تفاوت بین دو گروه از منتسبین به اصولگرایی است که موجب میگردد عدهای رفتارهای احساسی و محرک خود را معیار قرار داده و دیگران را متهم به سکوت کنند و تکرار مکرر این سخن آن را به واقعیت غیرقابل انکار تبدیل کنند؛ در حالی که قربانیان تهمتهای ایشان متناسب با خواست رهبری انقلاب و راس نظام گام به گام از مرحله آرام سازی تا طرد جناح مقابل پیش رفتند.
این برادران، محاسبه نمیکنند، که روزی انتخاباتها میگذرد، اما این سورفتارهای بیآدابی چه بر سر آبروی حزبالله که مدعی رعایت شریعت و سیره است میآورد؟ و چه بر سر تربیت کسانی میآورد که به اشتباه ایشان را الگوی خود قرار دادهاند ...

حزب، ائتلاف، پشتوانه مردمی
آقای زارعی مدعی است که هیچ انسان عاقلی نمیپذیرد که دکتر قالیباف و آقای لاریجانی بدنه اجتماعی دارد؛ و همچنین در بخشی دیگر از مصاحبه خود میگوید: «ما معتقدیم آیتالله مهدویکنی جزء حامیان گفتمانی جبهه پایداری محسوب میشود و ما ایشان را در این مسیر میبینیم. یقین داریم آیتالله مهدوی کنی هیچ مشکلی با جبهه پایداری ندارند. البته اگر برخی از افراد شیطنت نکنند»؛ این درحالی است که مرجع جمله معترضه آقای زارعی درباره انسان عاقل، به شخص آیتالله مهدویکنی بر میگردد که با این استدلال از دکترقالیباف برای ارسال نماینده به 7+8 دعوت کردند؛ اما جدایی از ذکر این تناقض اخلاقی در اعلام مودت با آیتاللهمهدوی در عین توهین به ایشان، باید دقت داشت که گروه پایداری مدعی است که خواسته اصلی شان این است که گروههای تابلودار در 7+8 نماینده داشته باشند، با همین فرض به دلیل اینکه جمعیت ایثارگران در انتخابات دو دوره قبل از دکترقالیباف حمایت کردهاند ایشان را نماینده این جریان میداند.
این خواست در حالی است که
- اولا، گروه پایداری، خود یک جریان «ائتلافی» تازه تاسیس است که به دلیل عدم رسمیت قانونی و همچنین عدم داشتن سابقه گروهی مشخص و متمایز از دیگر حامیان رئیسجمهور –که امروز به جریان انحرافی میشناسیمشان-، نمیتوان ادعایی اینچنین داشته باشد.
- ثانیا، در حالی که نگارنده معترف است که عدمحزبگرایی و ائتلافهای انتخاباتی یکی از ضعفهای فضای سیاسی ایران است، و به دلیل حملات و جنگروانیها گروههای کاری شاخص عموما ترجیح میدهند پس از تشکیل دولت حزب رسمی معرفی کنند؛ اما باید توجه داشت که محمدباقرقالیباف یک شخص منفرد نیست، آنچنان که محمود احمدینژاد نیز به تنهایی توانایی مدیریت یک دولت را ندارد. پیش از این، خصوصا در انتخابات مجلس هشتم و خبرگان، اطرافیان و حامیان قالیباف با تابلوی مشخصی به فعالیت میپرداختند که البته ثبت تشکل رسمی با مشکلاتی مواجه شد؛ با این حال، افراد شاخص این جریان با توجه به نوع اظهار نظرها، همکاریها و گفتگو با رسانههای خاص، مشخص هستند و در عین قرابت، تفاوت نقطهنظرات این جریان با گروههایی چون جمعیت ایثارگران خصوصا درباره نوع تعامل با دولت نهم اظهرمنالشمس است. در عین اینکه، بر خلاف گروه پایداری که با جدایی مصلحتی از دولت و احمدینژاد سابقه خود را نیز متعاقبا انکار میکنند؛ این جریان دارای یک سابقه اجرایی مشخص خصوصا در شهرداری تهران است که میتوان آن را به قضاوت نشست.
- ثالثا، محاسبه مقبولیت و بدنه اجتماعی، روشی علمی دارد که البته جریان رایحهخوشخدمت خصوصا در انتخابات 84 نشان دادهاست تعهدی به پذیرش نتایج این محاسبات مورد توافق ندارد. که البته این عدم تعهد خود از معایب عدم وجود احزاب واقعی، تشکیلاتی و معظم است، که اجازه میدهد به راحتی از گروهی خارج شد، پیمانی را شکست و به گروهی دیگر پیوست یا نامی جدید بر خود گذاشت؛ بیآنکه هزینه سیاسی مشخصی را متحمل شد.
و البته میدانیم، در نهایت این تفرقهافکنی موجب خواهد شد، همچون انتخابات شورایشهر، رای اصولگرایان به دلیل تعدد لیست شکسته، و تجدیدنظرطلبان امکان وارد کردن کاندیداهای خود را بیابند.
آن چه شد؟
در بخش دیگری از این مصاحبه ها،
- زارعی با بیان اینکه نمایندگان لاریجانی و قالیباف در کمیته 8+7 نباید حضور داشته باشند، گفت: «اگر قرار است آقای علی لاریجانی نماینده داشته باشد چرا نباید آیتالله آملی لاریجانی و آقای احمدینژاد نماینده در 8+7 داشته باشد»؛
- و جواد ابطحی که منتقدینش را گاو خطاب کرد، در بخشی دیگر از مصاحبهش با رسانه اصلاحطلب ایلنا، میگوید: «ما که مخالف دولت نیستیم».
زارعی، اشاره نمیکند که اولا آیتالله لاریجانی مسئولیتشان انتصابی است، و از سویی دیگر اصلا فعالیت سیاسی ندارند؛ اما پیش از این، ایشان و بعضی دیگر از اصولگرایان، پیش از رسوایی قهر رئیسجمهور، با فعالیت زودرس انتخاباتی، با حذف گروهها و سیاسیون اصولگرای منتقد، با سلسله دیدارهایی با رئیسجمهور برای تدوین لیست انتخاباتی مجلس تلاششان را آغاز کرده بودند؛ و البته توضیح نمیدهد که چرا انتظار دارد همچنان رئیسجمهوری که ادعای مرزبندی با وی را دارند در این لیست حضور داشته باشد؟
ابطحی نیز پس از بیان عدم اختلاف با دولت، با سوال درباره نمایشی بودن استراتژی گروه پایداری مواجه میشود، قدرت استدلال این تناقض را از دست داده، بر میز بازی میکوبد و منتقدینش را «گاو» میخواند ...
جدایی از مبحث ارتباط با دولت و استراتژی گروه پایداری، با ایشان باید گفت، برادران، قبول، ما «گاو»، ما «بیعقل»؛ اما موضع شما درباره اختلاس و انحرافات دولت چه شد!؟